• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

رادیکالیزم سیاسی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



رادیکالیزم سیاسی در اندیشه سیاسی اسلام با پیوندی میان خبره‌گرایی، عدالت و حمایت از مستضعفان معنا می‌یابد. ارجاع امور عمومی و سیاسی به اهل خبره و آگاهی بر پایه اصل (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ) سامان می‌یابد و در ساختار قدرت، تقدم با صالحانِ برخوردار از عقلانیت مدیریتی است. در چنین چارچوبی، واگذاری قدرت به ناصالحان یا فاقدان صلاحیت نکوهش شده و معیارهایی چون شایستگی، تعقل و اهلیت مدیریتی مبنای مشروعیت سیاسی قرار می‌گیرد.
در عرصه جامعه سیاسی، رویارویی دو جناح ضعیف و قوی به‌عنوان واقعیتی اجتماعی تبیین می‌شود که در آن دولت اسلامی در حمایت از مظلومان و محدودسازی قدرت‌طلبان عمل می‌کند. برتری سیاسی متقیان و عالمان، همراه با شاخص‌هایی چون تقوا، علم و مسئولیت‌پذیری، مسیر شکل‌گیری جناح‌های قدرت را تعیین می‌کند و به اقتدارگرایی قانون‌مدار، تمرکز قدرت و مقابله با ظلم در چارچوب دفاع مشروع و پایبندی به قانون الهی می‌انجامد.



اگر چنین تعبیری در مورد نظام سیاسی و دولت در اسلام قابل اطلاق باشد مفهوم آن این است که اصل خبره‌گرایی در تشخیص موضوعات و برنامه‌ها از اصول راهبردی اسلام به‌ویژه در عرصه سیاست می‌باشد. همان‌طور که در مسائل قضائی به هنگام تشخیص موضوعاتی چون قتل، تخلفات ساختمانی، تصادفات رانندگی، نواقص فنی که احکام قضائی به آنها بستگی دارد به کارشناس مربوط ارجاع می‌شود به طور کلی مفاد اصل: (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ) آن است که معیار، همواره تشخیص خبره و کارشناس فن می‌باشد. به این ترتیب در عرصه سیاست نیز امور سیاسی به کسانی واگذار می‌شود که دارای خبرویت باشند و آگاهی و بینش لازم را در تشخیص آنها داشته باشند. حتی در رقابت فیمابین خبرگان، شخص هرچه خبره‌تر باشد بر دیگران پیشی خواهد گرفت.


اسلام سخت سیاست‌هایی را که امور عمومی را به ناصالحان و فاقدان ارزش‌ها و صلاحیت‌های لازم می‌سپارند مورد نکوهش قرار داده است: «لن یفلح قوم ولوّا نساءهم» جامعه‌ای که زمام امورشان به دست زنان باشد هرگز روی رستگاری و موفقیت نمی‌بیند. مشابه این حدیث: سخن امام علی (علیه‌السّلام) در نهج‌البلاغه است: «یأتی علی الناس زمان... فعند ذلک یکون السلطان بمشورة النساء و إمارة الصبیان»
در این حدیث نبوی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) «زن» به عنوان عنصر احساسی و فاقد عقلانیت لازم که در جامعه بازمانده از جاهلیت عرب در جنس زن تبلور داشت به طور الگویی بیانگر نکوهش سپردن امور عمومی جامعه به دست کسانی است که فاقد کارآمدی و اهلیت لازم برای مدیریت متناسب با شرایط عمومی جامعه می‌باشند.
هدایت جامعه و زمام امور عمومی باید به دست کسانی باشد که در مدیریت‌ها بینش عقلانی و تعقل حاکم باشد و کسانی که فاقد این ویژگی هستند به پست‌های کلیدی و قدرت راه نیابند. امام علی (علیه‌السّلام) این ویژگی را چنین بیان کرده است: «کم من عقل أسیر تحت هوی أمیر» (چه بسیار تعقل‌ها که با هوای نفس زمامداران دفن می‌گردند). در حقیقت جانبداری صالحان و ناصالحان در جامعه اسلامی در اندیشه سیاسی اسلام در موازنه قدرت جانب ضعیف، محروم، مظلوم را تقویت نموده و حرف اول را به آنها اختصاص داده است تا آنجا که جایگاه ضعف، محرومیت و مظلومیت را محکوم و مستضعفان را رو در روی اقویا قرار داده است:
{{نهج: لن تقدس أمة لا یؤخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متمنّع}هرگز امتی به مرحله کمال و قابل ستایش نمی‌رسد اگر در میانشان حق ضعیف از قدرتمند پس گرفته نشود) (کلمه «یتمتع» به دو صورت: متمتع و متبع نیز نقل شده است).
امام علی (علیه‌السّلام) که این سخن را از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل کرده است آن را با این عبارت همراه ساخته که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) این سخن را بارها بر زبان می‌آورد و در موقعیت‌های مختلف بر آن تأکید می‌نمود.


بر این اساس درگیری و رویارویی دو جناح ضعیف و قوی در جامعه سیاسی از دیدگاه اسلام اجتناب‌ناپذیر است و موضع‌گیری دولت در این میان بسیار روشن و خالی از هرگونه ابهام می‌باشد. قدرت عمومی همواره در حمایت از ضعفا به کار می‌رود و مبارزه با اقویا خواه‌ناخواه عرصه‌ها را بر این گروه تنگ‌تر خواهد نمود و بسیاری از امکانات و شانس موقعیت‌ها را از آنها خواهد گرفت. قدرت‌طلبان و نیروهایی که در صدد انباشت قدرت و تفوق بر دیگران هستند خواه‌ناخواه در این نوع جنگ سیاسی بازنده خواهند بود و فعالیت‌هایشان در چارچوب‌های از پیش تعیین‌شده محدود خواهد شد. در وصیت سیاسی امام علی (علیه‌السّلام) به امام حسن مجتبی (علیه‌السّلام) می‌خوانیم:
«کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً»
چنین هدف راهبردی حتی در فرهنگ عمومی جامعه سیاسی اثر بنیادین دارد و قدرت‌طلبی و تفوق‌خواهی به عنوان یک ضد ارزش و رذیله به حساب می‌آید.
امام علی (علیه‌السّلام) در تفسیری از آیه: (تِلْکَ الدّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً) چنین توضیح می‌دهد: هرکس که در اندیشه آن باشد که کفش او بر کفش دیگران برتری دارد، از مصادیق این آیه محسوب می‌شود که از مواهب آخرت محروم می‌باشد.
امام علی (علیه‌السّلام) در نکوهش زمامدارانی که در موضع حمایت از ضعفا و تحت تأثیر خواسته‌های اقویا بودند این تعبیر را به کار می‌برد: «شِسعُ نَعلی خیرٌ مِنک» (این سخن را امام (علیه‌السّلام) در مورد یکی از فرماندارانش به نام منذوبین بن جارود فرمود.)
دولت همواره باید با تمام امکانات و قدرتی که دارد از حمایت ضعیفان دریغ نورزد و حامی آنان باشد. چنین هدفی در کلام امام علی (علیه‌السّلام) به صورت راهبردی نه راه‌کاری دیده می‌شود: «الذلیل عندی عزیز حتی آخذ الحق له، و القوی عندی ضعیف حتی آخذ الحق منه»(ناتوان درمانده نزد من گرامی است تا حق او را برایش بستانم و قوی نزد من ناتوان است تا حق را از او بازگیرم).
به این ترتیب بی‌شک جامعه درگیر رویارویی دو جبهه متخاصم ضعفا و نیرومندان می‌شود که در مبارزه سیاسی این دو گروه شانس موفقیت و مسیر آزاد کسب قدرت به نفع ضعیفان خواهد بود و این گروه از حمایت دولت نیز برخوردار خواهند شد و در واقع نیروهای فعال و پیروزمند در این مبارزه کسانی خواهند بود که در رسیدن به حق، ناتوان و توسط اقویا محروم مانده‌اند.
در اینجا سؤالی پیش می‌آید که آیا این ضعفا همان جناحی نیستند که از صالحان و خبره‌ها و نخبه‌های صاحب صلاحیت می‌باشند که توسط اقویای ناصالح از حوزه قدرت کنار گذارده شده‌اند؟ بی‌گمان ناصالحانی که بیش از حد خود و از طریق رقابت‌های ناسالم یا زور به قدرت می‌رسند در جناح اقوایی قرار دارند که در برش چارگوش (صالحان، ضعفا، اقویا، ناصالحان) در برابر ضعفای صالح قرار می‌گیرند.


بجز دو معیار جناح‌بندی سیاسی در جامعه اسلامی یعنی صلاحیت داشتن و ضعیف بودن، شاخص‌های دیگری نیز وجود دارد که دارای تأثیر سیاسی در عرصه‌های اجتماعی هستند. از آن جمله می‌توان به دو شاخص تقوی (مسؤولیت‌پذیری و امانت‌داری) و علم (معرفت و دانش) اشاره نمود. در نظام اسلامی برتری متقیان و عالمان تنها در امتیازهای فرهنگی و اجتماعی خلاصه نمی‌شود بلکه این دو گروه صاحبان اصلی قدرت در سطح دولت به شمار می‌آیند و همواره در مبارزه قدرت، اینان هستند که بر دیگران فائق می‌آیند. در ترکیب نهایی جناح‌های سیاسی که از برش چهار مقطع مثبت و چهار مقطع منفی به‌وجود می‌آید بی‌گمان امتیازها از آن نخبه‌هایی خواهد بود که متقی و اهل معرفت و دانشمند باشند و این جناح برای کسب قدرت ناگزیر از گذر از یک راه پر نزاع و جدال و طی نمودن مسیر خطیر مبارزه و انقلاب می‌باشد. موضع‌گیری دولت نیز خواه‌ناخواه انقلابی و سمت‌گیری آن به سوی اقتدارگرایی و نوعی انحصارطلبی و تمرکز و رادیکالیزم خواهد بود.
ادعای غرب به‌ویژه استکبار در مورد همسویی تروریزم و اصولگرایی سیاسی از تفسیر غلط مبارزه با قوی (ظالم) و همدردی با ضعیف (مظلوم) ناشی می‌گردد به‌ویژه آنکه این اصل به صورت دولتی و فراگیر عمل می‌شود. این سیاست هرچند در قالب: (أَشِدّاءُ عَلَى الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم) خشن و همراه با تهدید است لکن در ماهیت و واقع چیزی جز قانون‌گرایی و پایبندی به ضوابط قانونی نیست و شدت عمل در واقع به معنی جدی گرفتن قانون دفاع مشروع و غافل نماندن از توطئه‌های دشمن و بالاخره متعهد بودن نسبت به قانون الهی است که هر فرد مسلمان باید همواره بر این صراط باشد.


۱. نحل/سوره ۱۶، آیه ۴۳.    
۲. امام علی (ع)، نهج‌البلاغه، ص۳۳۲، قصار۱۰۲، ترجمه محمد دشتی.    
۳. امام علی (ع)، نهج‌البلاغه، ص۳۳۲، قصار ۲۱۱، ترجمه محمد دشتی.    
۴. امام علی (ع)، نهج‌البلاغه، ص۲۹۸، خطبه ۵۳، ترجمه محمد دشتی.    
۵. امام علی (ع)، نهج‌البلاغه، ص۲۹۸، خطبه ۵۳، ترجمه محمد دشتی.    
۶. امام علی (ع)، نهج‌البلاغه، ص۲۸۶، نامه ۴۷، ترجمه محمد دشتی.    
۷. قصص/سوره ۲۸، آیه ۸۳.    
۸. امام علی (ع)، نهج‌البلاغه، ص۳۱۴، نامه ۷۱،ترجمه محمد دشتی.    
۹. امام علی (ع)، نهج‌البلاغه، ص۳۵، نامه ۳۷، ترجمه محمد دشتی.    
۱۰. فتح/سوره ۴۸، آیه ۲۹.    



عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱۰، ۲۶۹-۲۶۵.    



جعبه ابزار