رضامندی به جای آزادی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
رضامندى به جاى آزادى، از مباحث مطرح در
فقه سیاسی است.
با غلبه
لیبرالیسم،
آزادی به مبنای اصلی منافع فردی و سامان اقتصادی بدل شد.
اقتصاد سیاسی اسلام آزادی را در پیوند درونی با مسئولیت و نظام
حق و
تکلیف فهم میکند.
متن با طرح پرسش از بدیلِ آزادیِ لیبرالی،
رضایت را بهعنوان جایگزینی سازگار با مبانی اندیشه اسلامی پیشنهاد میکند.
با سپرىشدن دوران
مارکسیسم اقتصادی،
سوسیالیزم نيز رو به افول نهاد و از آن جز اسمى و قالبى تهى به جا نمانده است.
رويكرد كنونى جهان در
اقتصاد به ليبراليزم و نظام
سرمایهداری است كه هم بازار اقتصاد جهانى را در دست دارد و هم متفكران را در اختيار گرفته است.
شكوفايى و جلوههاى خيرهكننده
اقتصاد آزاد در مكتب ليبراليزم. همه فكرها و دلها را به خود معطوف داشته و هر كجا كه سخن از اقتصاد به ميان مىآيد صحنهگردان و محور برنامههاى اقتصادى است.
اقتصاددانان، برنامهنويسان اقتصادى، مسئولان برنامه و
بودجه، طراحان توسعه اقتصادى، كارگزاران مسائل خرد و كلان اقتصادى همه و همه به اقتصاد آزاد و ليبراليزم اقتصادى مىانديشند.
مدار اصلى اقتصاد آزاد به ويژه
نئولیبرالیزم، منافع فرد و پاسدارى كامل از سود
سرمایه است كه توليد و همه بخشهاى اقتصادى را در خدمت دارد و محور اصلى منافع فرد، آزادى است به گونهاى كه بدون آزادى، منافع فرد قابل دسترسى نيست و بدون تضمين منافع فرد نيز اقتصاد آزادى وجود ندارد.
آزادى به عنوان ركن اصلى اقتصاد آزاد هر چند، بار سياسى دارد لكن همواره به گونه اقتصادى تفسير و القاء مىگردد و در اين ميان گروهى نيز به وابستگىی بعد سياسى آزادى و اقتصاد آزاد پىبرده و
توسعه سياسى را به عنوان پيشتاز و پيشنياز توسعه اقتصادى خواهان هستند.
به هر حال همه چيز در اقتصاد نوين از آزادى شروع و توسط آن شكل مىگيرد.
در انديشه سياسى اسلام همواره در كنار آزادى، مسئوليت انسان مطرح مىشود و انسان به عنوان موجودى آزاد و مسئول معرفى مىگردد و پيوستگى اين دو خصلت انسانى فرايند
حقوق و
تکالیف را شكل مىدهد.
در اقتصاد سياسى اسلام نيز اين قاعده حاكم است و هيچكدام از آزادى و مسئوليت به طور جداگانه و منفك از يكديگر و يا مطلق مطرح نيستند و ويژگى اقتصاد سياسى اسلام ريشه در همين تركيب آزادى و مسئوليت يا حق و تكليف دارد.
اين سخن گذشته ماست.
در اين بخش از بررسى مسائل اقتصاد سياسى اسلام در برابر اين سؤال قرار داريم كه آيا به جاى آزادى مىتوان از عنصر فردى و اجتماعى ديگرى نام برد كه بدون لطمه زدن به معادله آزادى و مسئوليت يا حق و تكليف، جاى آزادى به مفهوم اقتصادى بدان گونه كه ليبراليزم مىطلبد را پركند و از آثار منفى آزادى ليبراليستى نيز بدور باشد؟
ممكن است كسى از
ایمان در
جامعه پايبند به
دین به عنوان عنصر جايگزين آزادى نام ببرد و معتقد باشد كه جامعه پايبند به ايمان مىتواند همه آثار مثبت آزادى را به بار آورد و از پىآمدهاى منفى آن بدور بماند.
لكن ايمان در همه جا كه قلمرو آزادى است نمىتواند پاى بنهد و اصولاً خود نقطه مقابل آزادى به معنى مسئوليتپذيرى كامل است.
ممكن است اين جايگزينى به معنى قربانىكردن آزادى تلقى شود.
فرضيه ما در پاسخ به اين سؤال اين است كه در انديشه اقتصاد سياسى اسلام مانند انديشه سياسى اسلام، «رضايت» مىتواند جايگزين «آزادى» باشد.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۴، ص۲۳۴-۲۳۶.