سیاست سازندگی و توسعه در نظام اقتصاد سیاسی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
سياست سازندگى و توسعه در نظام اقتصاد سياسى، در
فقه سیاسی بر
رفاه عمومی همراه با صیانت از ارزشهای اسلامی و پرهیز از
افراط استوار است.
این چارچوب بر مشارکت طبقات توانمند در مقابله با تهدیدات تأکید دارد و
استقلال و
آزادی را بر هرگونه پیشرفت وابسته مقدم میشمارد.
انتخاب میان رفاه وابسته یا سختی همراه با عزت نهایتاً به تشخیص و اراده مردم واگذار میشود.
به اعتقاد امام (رحمتاللهعلیه) در يك نظام
اقتصاد سیاسی كه براى سازندگى و بازسازى برنامهريزى مىشود چند نكته بايد در كنار يكديگر و يكجا ديده شوند.
نخست: جهتگيرى براى رفاه عمومى متناسب با حيثيت انسانى آحاد
جامعه به ويژه طبقات محروم و كم درآمد.
دوم: حفظ شعائر و ارزشهاى كامل اسلامى به عنوان ضمانت اجراى تداوم
انقلاب اسلامی.
سوم: پرهيز از تنگ نظریها و افراط گرايیها، تا موانع و آسيبها از سر راه موفقيت برنامهها در دو بعد اول و دوم برطرف گردد.
چهارم: مشاركت همگان به ميزان توانايى كه دارند در مقابله با خطر عظيم
دشمنان و توطئههاى جهانخواران.
اين مسئوليت، بيشتر متوجه ثروتمندان و پس از آنان طبقات متوسط برحسب توانايى كه دارند، نه طبقه مستمند و ضعيف كه درآمدشان به مقدار اعاشه آنهاست.
گرچه اين قشر از تمام قشرها خدمتشان بيشتر است.
امام (رحمتاللهعلیه) سازندگى به قيمت از دستدادن آزادگى و استقلال را هرگز شايسته يك ملت انقلابى و
مسلمان نمىدانست و زندگى فقيرانه و توأم با
آزادی و استقلال را بر پيشرفت و تمدنى كه آزادى و استقلال ما را در برابر
دشمن سلب نمايد ترجيح مىداد.
او اميدوار بود كه ملت عزيز
ایران يك لحظه استقلال و عزت خود را با هزار سال سازندگى در ناز و نعمت ولى وابسته به بيگانگان و دشمنان معاوضه ننمايد.
با وجود اين تصميمگيرى نهايى را بر عهده مردم مىنهاد كه خود تصميم نهايى را اتخاذ كنند كه يا رفاهطلبى و مصرفگرايى را به قيمت بردگى بيگانه و يا تحمل سختى را با حفظ استقلال برگزينند.
مشكلات اقتصادى ممكن است چند سال به طول انجامد ولى امام (رحمتاللهعلیه) شخصاً معتقد بود كه مردم، يقيناً دومين راه را كه استقلال،
شرف و
کرامت است؛ انتخاب خواهند نمود.
چه كسى حاضر است براى دستيابى به ارزانى برخى از كالاهاى كمياب و گران قيمت، استقلال، آزادى، شرف و كرامت خود را فدا كند و تسليم و اسيرشدن در دست جهانخواران را بپذيرد؟
امام (رحمتاللهعلیه) در برابر آنها كه شرف را در راحتى در سايه نوكرى اجانب مىديدند فرياد مىزد كه شرف آن نيست كه ذليلانه و دست به سينه از دشمن كمك بطلبيد، بلكه شرف انسان در آن است كه در مقابل زور بايستد.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۴، ص۲۳۱-۲۳۲.