سید قاسم ناظمی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
سید قاسم ناظمی، متولد ۱۳۴۷
تبریز و فارغالتحصیل
ادبیات فارسی است.
از ۱۳۶۴ جدی
شعر گفتن را آغاز کرد و آثاری چون
«روح فرات»،
«خداحافظ سردار» و
«گیرنده، منطقه جنگی» منتشر کرد.
در
غزل،
رباعی،
دوبیتی و
شعر سپید طبعآزمایی دارد و مسئولیتهای فرهنگی گوناگون در حوزه هنری بر عهده داشته است.
سید قاسم ناظمی فرزند سید مرتضی در سال ۱۳۴۷ ه. ش در
تبریز به دنیا آمد.
تحصیلات خود را تا مقطع لیسانس در رشتهی
ادبیات فارسی در دانشگاه تبریز به پایان رساند.
از سال ۶۴ سرودن
شعر را به طور جدی آغاز کرد و در انجمنهای ادبی حضور فعال پیدا نمود.
از
ناظمی تاکنون این آثار به چاپ رسیده است:
مجموعه شعری از سایر شاعران به اهتمام ایشان جمعآوری و چاپ گردیده با عنوان
«روح فرات».
در زمینه
نثر نیز دو کتاب
«خداحافظ سردار» و
«گیرنده، منطقه جنگی» چاپ شده است.
ناظمی در
شعر کلاسیک بیشتر در قالب
غزل کار کرده ولی در سایر قوالب بخصوص
رباعی و
دوبیتی نیز طبعآزمایی کرده است.
وی
شعر نو نیز میگوید که آثارش بیشتر در قالب شعر سپید میباشد.
ایشان مسئولیتهای فرهنگی مختلفی در حوزه هنری داشته است و هم اینک به عنوان مدیر عامل مرکز سینمایی استان آذربایجان شرقی و همچنین مسئول دفتر ادبیات هنر مقاومت حوزه هنری استان خویش میباشد.
در ادامه، نمونههایی از سرودههای او آمده است.
دو راهی حیرت:| سهم درویشان بیدرد است کشکول و تبرزین • • • • • سهم ما میدان و تیغ و گرده اسبان بیزین | | |
| ما از اینجائیم و اهل کوچههای این حوالی • • • • • نه ز قافیم و نه اهل دشتهای چین و ما چین | | |
| سالکان بیطریق وادی زخم و شهادت • • • • • راهیان واحههای حیرت و ایمان و آئین | | |
| عارفان لفظ غیرت شاعران زلف آتش • • • • • همنشینان بلا و دردمندان غمِ دین | | |
| در سلوکی تلخ بین رفتن و ماندن به تردید • • • • • گه گریزانیم از آن، گه پشیمانیم از این | | |
| تا دو راهیهای حیرت میبرد این شوق عاصی • • • • • عاشقیم و جاده در مه، راهها فرسنگ و سنگین | | |
| از فرود قتلگه تا بر فراز نیزه مائیم • • • • • گاه در بالا تجلی میکنیم و گاه پائین | | |
| با نسیمی رام پرپر میشود گلهای این باغ • • • • • احتیاجی نیست در این سمت بر دستان گلچین | | |
| یار ما از شوق گمنامی مقیم بوی لادن • • • • • عشق ما از فرط پیدایی غریب شهر تمکین | | |
| از نگاهش ماه مینوشیم وقتی مینشیند • • • • • آفتاب ما کنار دامنی از لاله غمگین | | |
| جستجوی هفت شهر عاشقی بیهوده گردی است • • • • • یار در پیش است یا بر نیزه یا بر تشت زرین | | |
| محرم است و زمین بار دیگر آشوبد • • • • • مدینه مویه کند، روح حیدر آشوبد | | |
| صدای نالهی زهرا دوباره برخیزد • • • • • زمان بریزد و بر عرش محشر آشوبد | | |
| امام، خطبهی (هل من معین) بخواند و باز • • • • • ز بانگ طبل و دهل دشت یکسر آشوبد | | |
| به جز زلالی لبیک، در جواب امام • • • • • عطش زبانه کشد، غم سراسر آشوبد | | |
| غرض از این سخن و استعانت از کفّار • • • • • بهانه بود - که سرباز آخر آشوبد | | |
| | |
•
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۶۵۲.