شیما تقیان پور (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
شيما تقيان پور شاعر و نویسنده قزويني متولد ۱۳۵۱و فارغالتحصیل رشته الهیات است. و دفتر
شعر او با عنوان مويرگهاى باران منتشر شده است.
شيما تقيان پور فرزند صمد به سال ۱۳۵۱ ه. ش در قزوين ديده به جهان گشود. بعد از طى تحصيلات ابتدايى و متوسطه در زادگاه خود توانست از دانشگاه آزاد تاكستان در رشتهى الهيات ليسانس بگيرد.
از تقيان پور تاكنون دفتر شعرى با نام «مويرگهاى باران» چاپ و منتشر شده است. وى از شاعرههاى غزلسراى معاصر است. و هم اكنون در صدا و سيماى استان
قزوین به كار نويسندگى برنامه اشتغال دارد.
آتش:
| | |
| زمین تا كران در خون، تمام آسمان آتش | | و دشتى زير پاى شب، در آن صد كهكشان، آتش |
| زمين و آسمان در هم گره خوردند و پيچيدند | | كه برپا كردهاى صدها هزاران كهكشان، آتش |
| «سرت بر نيزهها روئيده، خواندى يك غزل گل را» | | سراسر عشق و آينه، بمان در خون بخوان، آتش |
| به طوفان مىزنى هر شب، تو هفتاد و دو كشتى را | | ميان باد مىرقصد، فقط يك بادبان، آتش |
| دو بال سرخ روئيدند، جاى دستهاى سبز | | كنار علقمه غلطيد، صدها آسمان، آتش |
| غريبى خيمه زد بر دشت و زینب(سلام الله علیها) اين سوى ميدان | | برادر آن طرف مانده و دشتى در ميان آتش |
| | |
| | |
آب و التهاب:
| طرح دستى روى آب افتاده بود | | عشق هم در التهاب افتاده بود |
| دستهاى سبز بوى ياس داشت | | رونق از گل از گلاب افتاده بود |
| تا به او شايد رساند خويش را | | آب هم در پيچ و تاب افتاده بود |
| با طلوع آفتاب صورتش | | در دل شب اضطراب افتاده بود |
| خيمهها در زمهرير درد سوخت | | ز آسمانها آفتاب افتاده بود |
| چشمههاى تب زده در انتظار | | دستِ سقّا روى آب افتاده بود |
| | |
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۶۷۸.