• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

صورت فلکی جوزا

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جوزا (جوزاء، در فارسی‌: دو پیکر)، از صورت‌های‌ فلکی‌ نیم کره شمالی‌ آسمان‌ و سومین‌ برج‌ از برج‌های‌ دوازده‌گانه‌ است.



این‌ صورت‌ فلکی‌ از دیرباز، در تمدن‌های‌ گوناگون‌ به‌ شکل‌ دو مرد جوان‌ یا دو کودک‌ ایستاده‌ و دست‌ در گردن‌ یکدیگر نهاده‌ یا سوار بر اسب‌ و گاه‌ به‌ شکل‌ دو طاووس‌ وصف‌ و تصویر شده‌ است‌.
[۱] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۴.
[۲] ابوریحان‌ بیرونی‌، التفهیم‌ لاوائل‌ صناعه التنجیم‌، ج۱، ص‌ ۹۰.
[۳] آلن‌، ج۱، ص‌ ۲۲۴.
[۴] برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۱۴ـ ۹۱۵.
(تصویر ۱). کلدانیها و فنیقیها جوزا را به‌ صورت‌ دو کودک‌ تصویر می‌کردند که‌ ارابه‌ران‌ و بزغاله‌هایش‌ را تعقیب‌ می‌کنند.
[۵] آلن‌، ج۱، ص‌ ۲۲۴.



در برخی‌ اسطوره‌های‌ یونان‌ باستان‌، این‌ دو کودک‌ پسران‌ خدایانی‌ به‌ نام‌ لدا و زئوس‌ بودند و به‌ نقل‌ برخی‌ دیگر، خدایی‌ به‌ نام‌ آپولو از آن‌ها حمایت‌ می‌کرد، چنان‌ که‌ در برخی‌ نقشه‌های‌ ستاره‌ای‌ قدیم‌ این‌ دو با آپولو و هرکول‌ ترسیم‌ شده‌اند. در برخی‌ اسطوره‌ها، که‌ این‌ دو به‌ صورت‌ دو جوان‌ وصف‌ شده‌اند، پولوکس‌ (در یونانی‌ باستان‌: پولوکز، یکی‌ از آنها) فنا ناپذیر است‌ و به‌ تناوب‌، جایگاه‌ آسمانی‌ خود را با برادرش‌ کاستور عوض‌ می‌کند.
[۶] برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۱۴.
بنابر اسطوره‌های‌ یونانی‌ و رومی‌، زئوس‌ به‌ پاس‌ عشق‌ و محبت‌ فراوان‌ این‌ دو برادر به‌ هم‌، آنها را در آسمان‌ کنار هم‌ قرار داد.
[۷] آلن‌، ج۱، ص‌ ۲۲۴‌.
[۸] برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۱۴ـ ۹۱۵.
[۹] گیران، ص‌۱۹۰.
تصویر این‌ صورت‌ فلکی‌ به‌ صورت‌ دو پسر یا دو مرد جوان‌ یا دو اسب‌سوار در کنار هم‌ بر سکه‌های‌ یونان‌ و روم‌ باستان‌ نقش‌ بسته‌ است‌.
[۱۰] برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۱۲.



جوزا را در هند باستان‌ آشوینز، به‌ معنای‌ مردان‌ اسب‌سوار، می‌نامیدند.
[۱۱] آلن‌، ج۱، ص‌ ۲۲۳.
یونانیها این‌ صورت‌ فلکی‌ را با نام‌   )Didymoiبه‌ معنای‌ دوقلوها) می‌شناختند که‌ بعدها به‌ صورت Gemini، به‌ همین‌ معنی‌، به‌ لاتینی‌ راه‌ یافت‌.
[۱۲] روم، ص۸۹ـ۹۰.
[۱۳] آلن‌، ج۱، ص۲۲۳.



درباره وجه‌ تسمیه جوزا در منابع‌ عربی‌ آمده‌ است‌ که‌ «جوزِ» (مغز، لفظاً به‌ معنای‌ گردو) هر چیز در وسط‌ آن‌ چیز است‌ و این‌ صورت‌ در میان‌ آسمان‌ واقع‌ است‌.
[۱۴] مظفربن‌ محمدقاسم‌ گنابادی‌، شرح‌ بیست‌ باب‌ ملامظفر.
احتمالاً مقصود از میان‌ آسمان‌، موقعیت‌ صورت‌ فلکی‌ جوزا در میان‌ دو نقطه اعتدال‌ بهاری‌ و پاییزی‌ بوده‌ است‌.


از دیگر نامهای‌ این‌ صورت‌ فلکی‌ در دوره اسلامی‌، توأمان‌/ توأمین‌ (دوقلوها) و در فارسی‌ دو پیکر (در پهلوی‌: دوپهیکر)، برگرفته‌ از نام‌ یونانی‌ آن‌، بود
[۱۵] ابوریحان‌ بیرونی‌، کتاب‌ التفهیم‌ لاوائل‌ صناعه التنجیم‌، ج۱، ص‌۹۷.
[۱۶] مکنزی، ص‌ ۲۶.
[۱۷] بندهش‌، (گردآوری) فرنبغ‌دادگی‌، ج۱، ص‌ ۴۳.
[۱۸] بندهش‌، (گردآوری) فرنبغ‌دادگی‌، ج۱، ص۵۷.
عربهای‌ قدیم‌ صورت‌ فلکی‌ شکارچی‌ را ــ که‌ یونانیها اُریون‌ می‌خواندند ــ هم‌ جوزا می‌نامیدند، ولی‌ بعدها نام‌ جبار را برای‌ آن‌ به کار بردند و نام‌ جوزا به‌ توأمان‌ اختصاص‌ یافت‌؛ البته‌ در دوره اسلامی‌ هم‌ گاهی‌ جوزا نام‌ دیگر جبار دانسته‌ شده‌ است‌.
[۲۱] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، کتاب‌ صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۳۲۱.
[۲۲] ابوریحان‌ بیرونی‌، کتاب‌ التفهیم‌ لاوائل‌ صناعه التنجیم‌، ج۱، ص۹۱.
چون‌ در ادبیات‌ فارسی‌ هم‌ نام ‌جوزا برای‌ هر دو صورت‌ فلکی‌ جوزا و جبار به کار رفته‌، تشخیص‌ دادن‌ آنها در برخی‌ موارد دشوار است‌. معمولاً در مواردی‌ که‌ جوزا با کمربند یا کمردار وصف‌ شده‌، منظور جبار است‌ و هر جا در کنار دیگر بروج‌ یا در معانی‌ مرتبط‌ با دو پیکر آمده‌ منظور جوزاست‌.
[۲۳] ابوالفضل‌ مصفّی‌، فرهنگ‌ اصطلاحات‌ نجومی‌، ذیل‌ مادّه‌ جوزا.
[۲۴] ابوالفضل‌ مصفّی‌، فرهنگ‌ اصطلاحات‌ نجومی‌، ذیل‌ مادّه‌ جبار.



بطلمیوس‌، منجم‌ یونان‌ باستان‌، برای‌ جوزا هجده‌ ستاره اصلی‌ بر شمرده‌ که‌ قدرهای‌ آنها چنین‌ است‌: دو ستاره‌ از قدر دوم‌، پنج‌ ستاره‌ از قدر سوم‌، نُه‌ ستاره‌ از قدر چهارم‌ و دو ستاره‌ از قدر پنجم‌.
[۲۵] بطلمیوس‌، ص‌ ۳۶۴ـ ۳۶۵.
عبدالرحمان‌ صوفی‌، اخترشناس‌ مشهور دوره اسلامی‌، نیز تعداد ستارگان‌ اصلی‌ جوزا را مانند بطلمیوس‌ ذکر کرده‌، اما بر اساس‌ رصدهایش‌، ستارگان‌ قدر سوم‌ را شش‌ عدد و ستارگان‌ قدر چهارم‌ را هشت‌ عدد ثبت‌ کرده‌ است‌.
[۲۶] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۵.
بطلمیوس‌
[۲۷] بطلمیوس‌، ص‌ ۳۶۵.
، افزون‌ بر ستاره‌های‌ اصلی‌، هفت‌ ستاره‌ (سه‌ تا از قدر چهارم‌، چهار تا از قدر پنجم‌) را خارج‌ از طرح‌ اصلی‌ جوزا وصف‌ کرده‌ است‌. صوفی‌ نیز این‌ هفت‌ ستاره‌ را بر شمرده‌ و قدر دو تا از آن‌ها را متفاوت‌ با بطلمیوس‌ آورده‌ است‌.
[۲۸] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۵.
[۲۹] بطلمیوس‌، ص‌ ۳۶۵.
ابوریحان‌ بیرونی‌ در قانون‌ مسعودی
[۳۰] ابوریحان‌ بیرونی‌، ج‌ ۳، ص‌ ۱۰۶۲ـ۱۰۶۴.
فهرست‌ قدرهای‌ ستارگان‌ جوزا را، بر اساس‌ نظر بطلمیوس‌ و صوفی‌، کنار هم‌ آورده‌ و باهم‌ مقایسه‌ کرده‌ است‌. نصیرالدین‌ طوسی‌ در ترجمه صورالکواکب‌،
[۳۱] صوفی‌، ترجمه صورالکواکب‌ عبدالرحمن‌ صوفی‌، ج۱، ص‌ ۱۵۷.
در ستونی‌ که‌ خود افزوده‌، ستارگان‌ جوزا را عمدتاً از مزاج‌ زحل‌ و عطارد ذکر کرده‌ است‌. صوفی‌، علاوه‌ بر توضیح‌ اختلافاتی‌ که‌ در قدرها با بطلمیوس‌ داشته‌، در مواردی‌ به‌ مختصات‌ برخی‌ ستارگان‌ جوزا از دید بطلمیوس‌ انتقاد کرده‌ و آن‌ها را صحیح‌ ندانسته‌ است‌.
[۳۲] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۰۴ـ ۲۰۵.
[۳۳] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۰۸ـ۲۰۹.



در میان‌ ستارگان‌ جوزا، دو ستاره‌ در جایگاه‌ سر دو قلوها اهمیت‌ بیشتری‌ داشته‌اند. یونانیان‌ باستان‌ این‌ دو را به‌ ترتیب‌ آپولو و پولوکز می‌نامیدند. بعدها ستاره اول‌ به‌ کاستور (مرد اسب‌سوار) و دومی‌ به‌ پولوکس‌ (مشت‌زن‌) تغییر نام‌ یافت‌.
[۳۴] آلن‌، ج۱، ص‌۲۳۰.
[۳۵] آلن‌، ج۱، ص۲۳۳.
[۳۶] برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۱۲.
[۳۷] برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۲۱.



ابوریحان‌ بیرونی‌
[۳۸] ابوریحان‌ بیرونی‌، کتاب‌ التفهیم‌ لاوائل‌ صناعه التنجیم‌، ج۱، ص‌ ۱۰۳ـ۱۰۴.
در توصیف‌ برخی‌ صورتهای‌ فلکی‌ نزد عرب‌ قدیم‌ نوشته‌ است‌ که‌ آنها یک‌ صورت‌ فلکی‌ به‌ شکل‌ شیری‌ بزرگ‌ داشتند که‌ ستارگان‌ آن‌ متشکل‌ از چندین‌ صورت‌ نزد یونانیان‌ بود. یکی‌ از بازوان‌ این‌ شیر از دو ستاره سرِجوزا با نام‌ ذراع‌ مبسوطه‌، به‌ معنای‌ بازوی‌ گشاده‌ و دیگری‌ از دو ستاره کلب‌ اصغر (سگ‌ کوچک‌) با نام‌ ذراع‌ مقبوضه‌، به‌ معنای‌ بازوی‌ جمع‌ شده‌ تشکیل‌ می‌شد. بعدها در نجوم‌ دوره اسلامی‌، همچنان‌ عبارت‌ ذراع‌ مبسوطه‌ را برای‌ ستارگان‌ سر جوزا به‌ کار می‌بردند.
[۳۹] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۴.
صوفی‌
[۴۰] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۰۹ـ ۲۱۱.
هم‌، ضمن‌ شرح‌ مفصّلی‌، روایتهای‌ آشفته عربها را در نامگذاری‌ ذراع‌ مبسوطه‌ و مقبوضه‌ بیان‌ کرده‌ و با استدلالهایی‌ تأکید کرده‌ که‌ ذراع‌ مبسوطه‌ دو ستاره سرِ جوزاست‌. ظاهراً در سده‌های‌ پیشین‌، برخی‌ به‌ نادرست‌ ستاره شعرای‌ شامی‌، از صورت‌ فلکی‌ کلب‌ اصغر، را جزء ذراع‌ مبسوطه‌ می‌دانستند. بر اساس‌ این‌ توصیف‌، اعراب‌ قدیم‌ کاستور را مقدّم‌ الذِراعین‌ می‌نامیدند. بعدها در نجوم‌ دوره اسلامی‌ (تا به‌ امروز)، عموماً کاستور را رأس‌التوأم‌ المقدّم‌ و پولوکس‌ را رأس‌ التوأم‌ المؤخر/ التالی‌ (به‌ترتیب‌، سر دوقلوی‌ پیشین‌ و پسین‌) نامیدند.
[۴۲] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۰۳.
[۴۳] شهمردان‌بن‌ ابی‌الخیر، روضه المنجمین، ج۱، ص‌ ۴۵۳ـ ۴۵۴.
به‌ نوشته صوفی‌،
[۴۴] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۰۳.
رأس‌التوأم‌ المقدّم‌ را بر اسطرلاب‌ رسم‌ می‌کردند.
دو ستاره هفدهم‌ و هجدهم‌ جوزا ( و ) با نام‌ هَنْعَه‌ (احتمالاً به‌ معنای‌ علامتی‌ بر گردن‌ شتر) و دو ستاره سرِ جوزا اختصاراً با نام‌ ذراع‌، به‌ ترتیب‌، منازل‌ ششم‌ و هفتم‌ ماه‌ نزد اعراب‌ قدیم‌ بودند.
[۴۵] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۱.
[۴۶] شهمردان‌بن‌ ابی‌الخیر، روضه المنجمین، ج۱، ص‌ ۴۵۴.
همچنین‌ اعراب‌ بخش‌هایی‌ از صورت‌ فلکی‌ جوزا را به‌ صورت‌ حیوانات‌ یا اشیا تصور می‌کردند، چنان‌ که‌ به‌ نوشته صوفی‌،
[۴۷] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌،صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۱.
ستارگان‌ چهاردهم‌ و پانزدهم‌ و شانزدهم‌ جوزا ( و  و ) را بَخاتی‌ مفرد آن‌: بُخت‌، نام‌ گونه‌ای‌ شتر
[۴۸] کونیچ‌ و اسمارت‌، تَحایی‌ ؟، ص‌ ۳۹.
و سه‌ ستاره قدر پنجم‌ را که‌ در امتداد ستاره ۱۸ـ جوزا (به‌ سوی‌ مغرب‌ و جنوب‌ به‌ شکل‌ کمانی‌) قرار داشتند، کمان‌ جوزا می‌نامیدند.
[۴۹] عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۲.



پس‌ از آشنایی‌ اروپاییان‌ با نجوم‌ اسلامی‌، نامهای‌ عربی‌ برخی‌ ستاره‌های‌ جوزا به‌ لاتینی‌ راه‌ یافت‌؛ چنان‌ که‌ Alhena، برگرفته‌ از هنعه‌، عموماً برای‌ ـ جوزا و در مواردی‌ برای‌ ، ،  و  هم‌ به کار می‌رفت‌. همچنین‌ نامهای‌ ذراع‌الاسد المبسوطه‌ و ذراع‌ الاسد المقبوضه‌ به‌ صورت‌های‌ لاتینی‌ Mebsuta و Mekbuda، به‌ترتیب‌، برای‌ ستارگان‌  و  به‌ کار می‌رفت‌. احتمالاً چون‌ در متون‌ کهن‌ عربی‌ درباره ستارگان‌ تشکیل دهنده بازوهای‌ شیر آسمانی‌ اتفاق نظر نبوده‌، اسامی‌ مذکور در لاتینی‌ به‌ دلخواه‌ به‌ دو ستاره جوزا اطلاق‌ شده‌ است‌.
[۵۰] کونیچ‌ و اسمارت‌، ص‌ ۳۸.



در منابع‌ احکام‌ نجومی‌ دوره اسلامی‌، جوزا برجی‌ گرم‌، مرطوب‌، هوایی‌، مذکر، نَهاری‌ (روزی‌)، مغربی‌، خانه عطارد و منسوب‌ به‌ بزرگان‌ بوده‌ است‌
[۵۱] محمدبن‌ مسعود مسعودی‌ مروزی‌، مجمع‌ الاحکام‌، ج۱، ص‌ ۳۴.
[۵۲] محمدبن‌ مسعود مسعودی‌ مروزی‌، مجمع‌ الاحکام‌، ج۱، ص‌۷۵.
[۵۳] قمی‌، ترجمه المدخل‌ الی‌ علم‌ احکام‌ النجوم‌ص‌ ۳۹ـ۴۰.
همچنین‌ از دو ستاره پرنور آن‌، یعنی‌ رأس‌التوأم‌ المقدّم‌ و رأس‌التوأم‌ المؤخر، اولی‌ از طبیعت‌ عطارد بود و دومی‌ از طبیعت‌ مریخ‌.
[۵۴] قمی‌، ترجمه المدخل‌ الی‌ علم‌ احکام‌ النجوم‌، ص‌ ۴۹.



در نجوم‌ جدید، صورت‌ فلکی‌ جوزا با صورت‌های‌ ارابه‌ران‌، سرطان‌، کلب‌ اصغر، سیاهگوش‌، تکشاخ‌، جبار و ثور هم‌مرز است‌ (تصویر ۲). این‌ صورت‌ فلکی‌ در محدوده مِیل‌ ْ۳۵+ تا ْ۱۰+ و بُعد ۵ ساعت‌ و ۵۷ دقیقه‌ تا ۸ ساعت‌ و ۶ دقیقه‌ قرار دارد و با مساحت‌ ۷۶ر۵۱۳ درجه مربع‌، ۲۴۵ر۱% از مساحت‌ کل‌ آسمان‌ را می‌پوشاند. جوزا ۴۷ ستاره درخشان‌تر از قدر ۵ر۵ دارد.
[۵۵] بکیچ، ص‌ ۲۱۰.



ستاره پولوکس‌، اگرچه‌ با نماد  (به‌لحاظ‌ ظاهری‌، دومین‌ ستاره درخشان‌ جوزا) شناخته‌ می‌شود، اما با قدر ظاهری‌ ۱۶ر۱ نورانی‌ترین‌ ستاره این‌ صورت‌ فلکی‌ است‌ و از کاستور، با نماد و قدر ۵۹ر۱، درخشان‌تر است‌. احتمالاً درخشندگی‌ ظاهری‌ کاستور در سده‌های‌ گذشته‌ بیش‌ از پولوکس‌ بوده‌ است‌. این‌ نیز گفتنی‌ است‌ که‌ کاستور، به سبب‌ آبی‌رنگ‌ بودن‌، در عکاسی‌ نجومی‌ نورانی‌تر از پولوکس‌ ثبت‌ می‌شود.
[۵۶] برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۱۲ـ۹۱۳.
[۵۷] برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۲۱.
کاستور با چشم‌ غیرمسلح‌ به صورت‌ تک‌ ستاره‌ دیده‌ می‌شود، اما امروزه‌ مشخص‌ شده‌ که‌ این‌ ستاره‌ از مجموعه شش‌ ستاره‌ تشکیل‌ شده‌ است‌ که‌ در آسمان‌ کنار همدیگرند و به لحاظ‌ گرانشی‌ برهم‌ تأثیر دارند.
[۵۸] بکیچ‌، ص‌ ۲۱۰.



برحسب‌ اتفاق‌، مکان‌ کشف‌ دو سیاره‌ از منظومه شمسی‌ با استفاده‌ از تلسکوپ‌ در جوزا بود. فردریک‌ ویلیام‌ هرشل، اختر شناس‌ انگلیسی‌، در ۱۱۹۵/۱۷۸۱ سیاره اورانوس‌ را در نزدیکی‌ ستاره ـ جوزا و کلاید ویلیام‌ تومباو، اخترشناس‌ امریکایی‌، در ۱۳۰۸ ش‌/۱۹۳۰ سیاره پلوتو را در نزدیکی‌ ستاره  ـ جوزا کشف‌ کردند.
[۵۹] بکیچ‌، ص‌ ۲۱۰.



کانون‌ بارش‌ شهابی‌ جوزایی‌ که‌ جزء سه‌ بارش‌ شهابی‌ مهم‌ سالانه‌ است‌ در صورت‌ فلکی‌ جوزا قرار دارد. هر سال‌ در حوالی‌ ۲۲ آذر، رصد کنندگان‌ در بهترین‌ شرایط‌، در هر ساعت‌، حدود صد شهاب‌ در این‌ بارش‌ مشاهده‌ می‌کنند.
[۶۰] فرهنگ‌ نجوم‌ ، ذیل‌ "Geminid meteors".



(۱) ابن‌قتیبه‌، كتاب‌الانواء، حیدرآباد، دكن‌ ۱۳۷۵/۱۹۵۶؛
(۲) ابوریحان‌ بیرونی‌، كتاب‌ التفهیم‌ لاوائل‌ صناعه التنجیم‌، چاپ‌ جلال‌الدین‌ همائی‌، تهران‌ ۱۳۶۲ ش‌؛
(۳) ابوریحان‌ بیرونی‌، كتاب‌ القانون‌المسعودی‌، حیدرآباد، دكن‌ ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶؛
(۴) بندهش‌، (گردآوری) فرنبغ‌دادگی‌، ترجمه مهرداد بهار، تهران‌: توس‌، ۱۳۶۹ ش‌؛
(۵) شهمردان‌بن‌ ابی‌الخیر، روضه المنجمین، چاپ‌ عكسی‌ از نسخه خطی‌ كتابخانه‌ ملك‌، با مقدمه‌ و فهرستها و اصطلاحات‌ نجومی‌ از جلیل‌ اخوان‌ زنجانی‌، تهران‌ ۱۳۶۸ ش‌؛
(۶) عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، كتاب‌ صورالكواكب، چاپ‌ عكسی‌ از نسخه خطی‌ كتابخانه بودلیان‌، ش‌ ۱۴۴. Marsh ، فرانكفورت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛
(۷) همو، ترجمه صورالكواكب‌ عبدالرحمن‌ صوفی‌، به‌ قلم‌ نصیرالدین‌ طوسی‌، چاپ‌ معزالدین‌ مهدوی‌، تهران‌ ۱۳۵۱ ش‌؛
۸- حسن‌بن‌ علی‌ قمی‌، ترجمه المدخل‌ الی‌ علم‌ احكام‌ النجوم‌: تألیف‌ به‌ سال‌ ۳۶۵ ه ق، از مترجمی‌ ناشناخته‌، چاپ‌ جلیل‌ اخوان‌ زنجانی‌، تهران‌ ۱۳۷۵ ش‌؛
(۹) مظفربن‌ محمدقاسم‌ گنابادی‌، شرح‌ بیست‌ باب‌ ملامظفر(در باره رساله بیست‌ باب‌ در معرفت‌ تقویم‌ اثر عبدالعلی‌بن‌ محمد بیرجندی‌)، چاپ‌ سنگی‌ )بی‌جا] ۱۲۷۶؛
(۱۰) محمدبن‌ مسعود مسعودی‌ مروزی‌، مجمع‌ الاحكام‌ ، چاپ‌ علی‌ حصوری‌، تهران‌ ۱۳۷۹ ش‌؛
(۱۱) ابوالفضل‌ مصفّی‌، فرهنگ‌ اصطلاحات‌ نجومی‌ ، تهران‌ ۱۳۶۶ ش‌؛
(۱۲) Richard Hinckley Allen, Star names: their lore and meaning , New York ۱۹۶۳;
(۱۳) Michael E. Bakich, The Cambridge guide to the constellations , Cambridge ۱۹۹۵;
(۱۴) Robert Burnham Jr., Burnham's celestial handbook: an observer's guide to the universe beyond the solar system , New York ۱۹۷۸;
(۱۵) A Dictionary of astronomy , ed. Ian Ridpath, Oxford: Oxford University Press, ۱۹۹۷;
(۱۶) Felix Guirand, "Greek mythology", in New Larousse encyclopedia of mythology , London: Hamlyn, ۱۹۸۱;
(۱۷) Paul Kunitzsch and Tim Smart, Short guide to modern star names and their derivations, Wiesbaden ۱۹۸۶;
(۱۸) David N. MacKenzie, A concise Pahlavi dictionary , Oxford ۱۹۹۰;
(۱۹) Claudius Ptolemy, Ptolemy's Almagest, translated and annotated by G. J. Toomer, London ۱۹۸۴;
(۲۰) Adrian Room, Dictionary of astronomical names , London ۱۹۸۸.


۱. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۴.
۲. ابوریحان‌ بیرونی‌، التفهیم‌ لاوائل‌ صناعه التنجیم‌، ج۱، ص‌ ۹۰.
۳. آلن‌، ج۱، ص‌ ۲۲۴.
۴. برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۱۴ـ ۹۱۵.
۵. آلن‌، ج۱، ص‌ ۲۲۴.
۶. برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۱۴.
۷. آلن‌، ج۱، ص‌ ۲۲۴‌.
۸. برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۱۴ـ ۹۱۵.
۹. گیران، ص‌۱۹۰.
۱۰. برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۱۲.
۱۱. آلن‌، ج۱، ص‌ ۲۲۳.
۱۲. روم، ص۸۹ـ۹۰.
۱۳. آلن‌، ج۱، ص۲۲۳.
۱۴. مظفربن‌ محمدقاسم‌ گنابادی‌، شرح‌ بیست‌ باب‌ ملامظفر.
۱۵. ابوریحان‌ بیرونی‌، کتاب‌ التفهیم‌ لاوائل‌ صناعه التنجیم‌، ج۱، ص‌۹۷.
۱۶. مکنزی، ص‌ ۲۶.
۱۷. بندهش‌، (گردآوری) فرنبغ‌دادگی‌، ج۱، ص‌ ۴۳.
۱۸. بندهش‌، (گردآوری) فرنبغ‌دادگی‌، ج۱، ص۵۷.
۱۹. ابن‌قتیبه‌، الانواء، ج۱، ص‌ ۴۵.    
۲۰. ابن‌قتیبه‌، الانواء، ج۱، ص‌۱۲۰.    
۲۱. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، کتاب‌ صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۳۲۱.
۲۲. ابوریحان‌ بیرونی‌، کتاب‌ التفهیم‌ لاوائل‌ صناعه التنجیم‌، ج۱، ص۹۱.
۲۳. ابوالفضل‌ مصفّی‌، فرهنگ‌ اصطلاحات‌ نجومی‌، ذیل‌ مادّه‌ جوزا.
۲۴. ابوالفضل‌ مصفّی‌، فرهنگ‌ اصطلاحات‌ نجومی‌، ذیل‌ مادّه‌ جبار.
۲۵. بطلمیوس‌، ص‌ ۳۶۴ـ ۳۶۵.
۲۶. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۵.
۲۷. بطلمیوس‌، ص‌ ۳۶۵.
۲۸. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۵.
۲۹. بطلمیوس‌، ص‌ ۳۶۵.
۳۰. ابوریحان‌ بیرونی‌، ج‌ ۳، ص‌ ۱۰۶۲ـ۱۰۶۴.
۳۱. صوفی‌، ترجمه صورالکواکب‌ عبدالرحمن‌ صوفی‌، ج۱، ص‌ ۱۵۷.
۳۲. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۰۴ـ ۲۰۵.
۳۳. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۰۸ـ۲۰۹.
۳۴. آلن‌، ج۱، ص‌۲۳۰.
۳۵. آلن‌، ج۱، ص۲۳۳.
۳۶. برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۱۲.
۳۷. برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۲۱.
۳۸. ابوریحان‌ بیرونی‌، کتاب‌ التفهیم‌ لاوائل‌ صناعه التنجیم‌، ج۱، ص‌ ۱۰۳ـ۱۰۴.
۳۹. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۴.
۴۰. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۰۹ـ ۲۱۱.
۴۱. ابن‌قتیبه‌، الانواء، ج۱، ص‌ ۴۷ ۴۹.    
۴۲. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۰۳.
۴۳. شهمردان‌بن‌ ابی‌الخیر، روضه المنجمین، ج۱، ص‌ ۴۵۳ـ ۴۵۴.
۴۴. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۰۳.
۴۵. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۱.
۴۶. شهمردان‌بن‌ ابی‌الخیر، روضه المنجمین، ج۱، ص‌ ۴۵۴.
۴۷. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌،صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۱.
۴۸. کونیچ‌ و اسمارت‌، تَحایی‌ ؟، ص‌ ۳۹.
۴۹. عبدالرحمان‌بن‌ عمر صوفی‌، صورالکواکب، ج۱، ص‌ ۲۱۲.
۵۰. کونیچ‌ و اسمارت‌، ص‌ ۳۸.
۵۱. محمدبن‌ مسعود مسعودی‌ مروزی‌، مجمع‌ الاحکام‌، ج۱، ص‌ ۳۴.
۵۲. محمدبن‌ مسعود مسعودی‌ مروزی‌، مجمع‌ الاحکام‌، ج۱، ص‌۷۵.
۵۳. قمی‌، ترجمه المدخل‌ الی‌ علم‌ احکام‌ النجوم‌ص‌ ۳۹ـ۴۰.
۵۴. قمی‌، ترجمه المدخل‌ الی‌ علم‌ احکام‌ النجوم‌، ص‌ ۴۹.
۵۵. بکیچ، ص‌ ۲۱۰.
۵۶. برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۱۲ـ۹۱۳.
۵۷. برنم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۲۱.
۵۸. بکیچ‌، ص‌ ۲۱۰.
۵۹. بکیچ‌، ص‌ ۲۱۰.
۶۰. فرهنگ‌ نجوم‌ ، ذیل‌ "Geminid meteors".



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «جوزا »، شماره۵۱۹۵.    



جعبه ابزار