ظهور سیاست جدید در عرصه جهانی (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ظهور سیاست جدید در عرصه جهانی پس از حادثه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ با تغییر جهت راهبردهای قدرتهای بزرگ همراه شد و گفتمان مبارزه با
تروریسم به محور اصلی نظم بینالمللی تبدیل گردید. در این فضا، سیاست نظامیگری، تکقطبی شدن جهان به رهبری آمریکا، اعلان جنگ علیه حامیان تروریسم و شکلگیری فضای هراس جهانی، جایگزین رویکرد پیشین مبتنی بر فشار حقوق بشری شد و روند تحولات سیاسی و امنیتی جهان را دگرگون ساخت.
در ادامه، گسترش جنگطلبی در قالب مبارزه با تروریسم با حمله به
افغانستان و سپس طرح جنگ علیه
عراق پیوند خورد و مناقشات گستردهای در سطح نظام بینالملل برانگیخت. همزمان، تبلیغات سیاسی و رسانهای با طرح مفاهیمی چون محور شرارت، حامیان تروریسم و تهدید سلاحهای کشتار جمعی، در جهت شکلدهی افکار عمومی جهانی و گسترش دامنه اتهامات علیه
جهان اسلام و جریانهای استقلالطلب به کار گرفته شد.
در آخرین نفسهای سیاست حمایت از حقوق بشر به عنوان «حربه سیاسی» برای به زانو درآوردن مخالفان، خبرهای دهشتناکی از آنچه که در یازدهم سپتامبر در
آمریکا رخ داد، همهچیز را در سراسر جهان تحتالشعاع قرار داد و آمریکا این بار «تروریسم» را به عنوان دشمن درجه یک و عامل اصلی این حادثه، نشانه رفت. از این تاریخ سیاست نظامیگری مبارزه با تروریسم جای سیاست سرکوب ناقضان
حقوق بشر را گرفت و جهانی شدن به معنی تکقطبی شدن جهان به رهبری آمریکا، وارد مرحله نوینی از تحول سیاست استکباری گردید و همهچیز در خدمت مبارزه نظامی با تروریسم قرار گرفت و اعلان جنگ تمامعیار با حامیان تروریسم، موجی از وحشت را در جهان برانگیخت و اینک جهان در آستانه جنگ با عاملان ناشناخته انفجار برجهای دوقلو و تروریسم موهوم ساختگی، هر لحظه منتظر وقوع فاجعهای جدید است.
بدین ترتیب تاریخ تحولات جدید قرن معاصر از ۱۱ سپتامبر سال (۲۰۰۱) آغاز و تحولات آن به سرعت در حال دگرگون کردناندیشهها، موضعگیریها، دولتها و احیاناً جغرافیای سیاسی جهان است.
بسیاری از تحلیلگران سیاسی و نظامی دنیا حادثه انفجار دوقلوهای محل تجارت جهانی را ساخته و پرداخته پنتاگون و یک توطئه ناشیانه خواندند و حتی کشورهای غربی متحد و حامی آمریکا، مطالبه اسناد و مدارکی دال بر دست داشتن کسانی که انگشتان آمریکاییها به سوی آنها نشانه رفته را نمودند.
نخستین نهیب جنگطلبی در نقاب مبارزه با تروریسم،
افغانستان را فراگرفت که هنوز هم کشتارها و نقض موازین بینالمللی و حقوق بشر توسط آمریکاییها در این کشور تا تاریخ نامعلومی ادامه دارد.
دومین هدف سیاست جدید جنگطلبانه آمریکا بر حسب ظاهر،
صدام حسین دیکتاتور عراق است که این بار اجتماع سابق بینالمللی را که در تنگاتنگ حادثه ۱۱ سپتامبر شکل گرفته بود از دست داده و حامیان و متحدان آمریکا نیز به صورتهای مختلف به هشدار و مخالفت ضمنی و علنی متوسل شده و خود بر عاقبت این جنگهای زنجیرهای که مبارزه با تروریسم را هدف گرفته بیمناکند که آمریکا با چنین سیاستی به کجا میرود و چه میطلبد؟
رئیسجمهور آمریکا در لابهلای شعارهای تند جنگطلبانه بر علیه
طالبان و گروه
القاعده یکباره همه مخالفان سیاستهای استکباری خود را در لیست محورهای تروریسم قرار داد و دم از جنگ صلیبی جدید زده و اتهاماتی بر علیه جهان اسلام به میان آورد که خود بیانگر وسعت اهداف جنگی آمریکا بود.
بیگمان، جنجال تبلیغاتی آمریکا و غرب در پیشبرد سیاست جدید تحت عنوان مبارزه با تروریسم توانست انگشت اتهام را به سوی محورهای استقلالطلب دنیا نشانه برد و سؤالات بسیاری را آنگونه که سیاست جدید در سطح بینالمللی میطلبید مطرح سازد بهویژه انگهایی چون حامیان تروریسم، محورهای شرارت و توسعه سلاحهای هستهای و بیولوژیکی و میکروبی نیز بر این جنجال، نغمههایی افزود و احساسات، عواطف و افکار عمومی را به سمت و سویی که بانیان سیاست جدید میطلبیدند کشانید.
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱۰، ۳۷۷-۳۷۶