عدم مداخله بودن دعوت (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
عدم مداخله بودن دعوت قرآن دعوت به
حق را راهی برای
هدایت و رشد
انسان میداند و آن را زمانی مشروع میشمارد که بر
استدلال، خیرخواهی و اختیار استوار باشد.
از این دیدگاه، تبلیغ اندیشه و آموزش فکری تا هنگامی که همراه با اجبار و تحمیل نباشد، مداخله در امور خصوصی افراد محسوب نمیشود.
دعوت مبتنی بر اقناع، با اصل آزادی انتخاب سازگار است و هدف آن ارتقای آگاهی و امکان گزینش آگاهانه مسیر زندگی است.
این رویکرد میان احترام به
استقلال افراد و حق تبادل اندیشه تعادل برقرار میکند و از تحمیل عقیده یا سلطهجویی پرهیز دارد.
قرآن دعوت را حق آيين واقعى زندگى توأم با رشد و ارتقاى بشرى مىداند و به كسانىكه به چنين آيينى رسيدهاند حق داده است كه ديگران و همه ملتها را به سوى آن دعوت كنند.
قرآن دعوت را مادام كه مبتنى بر استدلال و خيرخواهى و اقناع است، امرى منطقى و منطبق با اصل آزادى و
اختیار انسان تلقى مىكند و آن را مداخله در امور اختصاصى ديگران نمىشمارد:
(اُدْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ.) زيرا اين، حق هر انسان است كه آموزش و تربيت را بپذيرد و نيز ديگران را تعليم و تربيت دهد.
اين دو عمل تا آنگاه كه با پذيرش آزاد همراه است، مداخله محسوب نمىشود.
اصولا آموزش و تربيت جزء مسائل اختصاصى و زندگى خصوصى فرد و جامعه محسوب نمىشود.
انسان بايد به راه راست در زندگى هدايت شود، چنانكه بايد علم فراگيرد و از تربيت و رشد برخوردار شود و هركس مىتواند او را در اين زمينه يارى كند.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۳، ص۴۸۳.