محدودیتهای مکانی جنگ (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
محدودیتهای مکانی جنگ، از مباحث کلیدی در
فقه سیاسی است که به تعیین حریم و
قوانین حاکم بر مناطق
مقدس میپردازد.
سرزمین حرم به دلیل جایگاه ویژه در آفرینش و
دحوالارض، دارای برکات معنوی و اسراری بیپایان شناخته میشود.
اسلام برای این منطقه احکام خاصی مقرر داشته که مهمترین آن حرمت قتال و خونریزی در آن است.
فرشتگان و انبیای الهی از آغاز خلقت به زیارت این سرزمین شتافته و این سنت را برای انسانها به یادگار گذاشتند.
حج ابراهیمی و تعالیم اسلامی موجب شد تا اسرار و فیوضات این منطقه برای
امت اسلامی مکشوف گردد.
این سرزمین در قلب
جزیرة العرب واقع شده و از نظر جغرافیایی و تاریخی موقعیتی
استراتژیک و ممتاز دارد.
حرم از دیدگاه اسلام سرزمین مقدسی است که نه تنها اسرار تاریخ و سرنوشت انسان در آن رقم خورده است، بلکه تاریخ و سرنوشت زمین را نیز در دل خود نهفته دارد.
جفاست اگر نا آشنا به موقعیت معنوی آن، حرمتش را پاس نداشت؛ از این رو اسلام برای این سرزمین احکام و مقررات خاصی مقرر داشته که از آن جمله حرمت قتال و خونریزی در آن میباشد.
در خلال این بحث با کمال اختصار به گوشهای از اسرار این سرزمین پی میبریم و از دو بعد آن را مورد بررسی قرار میدهیم:
ماجرای آفرینش و تولد زمین به طرز شگفتانگیز و اسرارآمیز « دحوالارض» نشانه از آن دارد که سرزمین حرم چکیده اسرار تاریخ و سرنوشت زمین بوده و دربرگیرنده تمامی برکات، نعمتها و ویژگیهای وصف ناپذیر آن میباشد که هر چه این برکات و نعمتها شمارش شوند بر آن پایانی متصور نیست.
(و إِن تَعُدُّواْ نِعْمَت اللّهِ لاَ تُحْصُوها)از سوی دیگر معنی «دحوالارض» آن است که همه این برکات، نعمتها و ویژگیهای شگفت انگیز که در این کره اسرارآمیز دیده و کشف میشود خود پرتوی از انوار اسرارآمیز این سرزمین مقدس است که در دل آن حجم محدودش، کره زمین با این عظمت را پرورانده و به عرصه وجود آورده است.
در این نگاه تحسین برانگیز اگر به موقعیت کره زمین در
منظومه شمسی توجه کنیم، اسرار بیشتری را در این سرزمین به ظاهر کوچک ولی به عظمت جهان، پی میبریم.
اگر
کهکشان شیری را تجلّیگاه آفرینش و منظومه شمسی را مظهر عظمت این کهکشان عظیم و زمین را مجمع رموز این منظومه بزرگ بدانیم با موقعیت «حرم» در آفرینش بیش از پیش آشنا میشویم.
قبل از هر کس این فرشتگان بودند که با عظمت و اسرار این سرزمین آشنا شدند و بر آنها که شاهد تولد شگفتانگیز زمین از درون این قطعه اسرارآمیز بودند از همان ابتدا دل به عشق آن سپردند و نخستین خیل حاجیان حرم را تشکیل دادند.
«و کان اول ما حجّت الیه الملائکه» این عمل
ملائکه برای
انبیاء (علیهالسّلام) و همه انسانها سنت گشت تا روز واپسین
قیامت وسیله کسب فیض و برکت برای انسان باشد.
هبوط فرشتگان در «حرم» تنها سرآغاز سنت خیر و رهنمود فیض نبود بلکه این برکت را نیز به دنبال داشت که چون پاسدارانی امین و پاکباخته راه را بر اهریمنان و ابلیسیان ببندند که بر دلهای نفوذپذیر و شکننده انسانها نشست نتوانند نمود.
فرشتگان که در
ملکوت با
بیت معمور آشنا بودند در حرم و بیت که محاذی آن بود ستونهای بیت را برافراشتند.
فرشتگان که آلوده به گناه نبودند و از نعمتهای بیکران خدا بهره وافر داشتند با شبیهسازی بیت معمور ملکوت در زمین در جستجوی کدام حقیقت و فیضی بودند که بدون آن، راه به آن حقیقت و فیض نمییافتند.
فکر و ذهنی فرشته میخواهد که به این سؤال اسرارآمیز پاسخی شافی و کافی بدهد.
اگر آدم
ابوالبشر دهها بار حج خانه خدا به جا آورد و برای تشرف به این سرزمین پا را برهنه نمود به خاطر دستیابی به گنجهای نهان، برکات بیپایان و اسرار و رموز وصفناپذیر این سرزمین بوده است.
اگر
جبرئیل فرشته مخصوص
وحی الهی به آدم مناسک این سرزمین و نحوه پانهادن، راه رفتن و پاس داشتن حرمت آن را تعلیم نمیداد هم او نیز توان ادای حق «حرم» را نداشت.
چرا ابلیس پس از گذشت ماجرای «گندم»، «
بهشت» و «
حبوط» این بار در مسیر حرم بر آدم آشکار گشت و ناگزیر از عرضه خویش گردید؟
آیا این خود شباهت موقعیت بهشت و موقعیت حرم را نمیرساند که محرومیت از برکات و فیوضات حرم به هماناندازه برای
ابلیس اهمیت دارد که خروج آدم از بهشت برای او مقصد و هدف بود.
هیکل بیت معمور را آدم نساخت، بلکه با راهنمایی جبرئیل بر او کشف گردید.
حجر الانوار نیز هرگز سیاهی اعمال انسانها را با خود نداشت و از شیر هم سفیدتر بود.
او میبایست پس از انجام مناسک در این سرزمین مقدس عهد خود را با خدا تجدید نماید و خود را با سرشک زلال استغفار پاکتر از گذشته سازد.
آدم که از دستیابی به آن همه برکات و فیوضات «حرم» شگفت زده شده بود از خداوند خواست که آن را از ذریهاش دریغ ندارد و این دعا، مستجاب گردید.
نوح با کشتی خود بر بیت
طواف نمود تا بر جودی استقرار یافت چون که بیت، عتیق بود و در آب، غرق نگردید تا یک بار دیگر ناجی انسانها از غرقاب هلاک باشد.
هود و صالح نیز به کرّات از برکات حرم تنعم گشتند و پا بر این خان نعمت بیکران الهی نهادند و دیگر پیامبران خدا هر کدام به نوبه خود از آن بهرهها گرفتند و ره به نهانگاه اسرار آن یافتند و به معرفت خویش افزودند.
ابراهیم و
اسماعیل گرچه ارکان بیت را رفعت بخشیدند اما نه نخستین زائر بیت بودند و نه آخرین آنها، ابراهیم مؤذن
حج بود و مراسم و مناسکش کاملتر از گذشته و حجش با شکوهتر و بنیان توحیدیش استوارتر بود و به همین دلیل حج اسلام حج ابراهیمی لقب گرفت و لباف و مغز مراسم او صبغه توحیدی یافت.
خضر پیامبر از آن جهت به عمر جاویدان رسید که آب حیات زمزم نوشید و از دیدگان نا اهل پنهان گشت تا همه سال شاهد مراسم و مناسک باشد و در امان به دعا بر مؤمنان بنشیند و مونس ولی زمان و حجت غائب عصر (عجّلاللهفرجهالشریف) باشد.
داود (علیهالسّلام) و
سلیمان (علیهالسّلام) نیز در این
وادی طوبی نعلین دولت و ملک را از پا بدر آورده و با انس، جن، طیر و ریاح به حج پرداختند.
عیسی روح الله گرچه فرصت حج نیافت ولی هنگامی که از محل «
صفائح» میگذشت تلبیه گفت و رو به قبله آمال با حاجیان همصدا گردید او به هنگام بازگشت نیز به حج خانه خدا خواهد شتافت.
اگر در گذشته تنها انبیاء بودند که به اسرار «حرم» و برکات حج آشنا و طالب بودند، اما امروز به برکت اسلام و حج ابراهیمی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و سیره و سنت اهل بیت (علیهالسّلام) و رهنمودهای نائبان دردآشنای ائمه (علیهالسّلام) شعور و شعار حج و اسرار و برکات «حرم» بر امت اسلام مکشوف گشته و همه ساله میلیونها انسانهای موحد و عاشق حق به طلب این برکات و کشف آن اسرار قدم میسایند و سر بفلک میکشند.
با نگاهی دیگر هر چند آمیخته با جنبههای مادی به موقعیت جغرافیایی این سرزمین میتوانیم به اسرار نهفته دیگری پی ببریم که به نوبه خود در میزان درک حقیقت این سرزمین و عمق بهرهگیری از برکات آن مؤثر میباشد.
از نظر تاریخی و جغرافیایی یاد «حرم» همواره با نام جزیرة العرب همراه بوده است، شبه جزیرهای که میتواند تلاقی سه قاره بزرگ جهان باشد.
شبه جزیره العرب در موقعیت جغرافیایی کنونی کشورهای
عربستان سعودی،
یمن،
قطر،
امارات متحده،
بحرین،
عمان،
کویت و
اردن را شامل میگردد و از نظر جغرافیدانان
مسلمان دارای بخشهایی بنامهای:
تهامه،
حجاز،
نجد، یمن،
عروض،
جضر موت و
مهره میباشد.
هم اکنون «حرم» و «حرمین» در کشور عربستان سعودی قرار دارد با وسعتی بالغ بر ۲۴۰/۰۰۰ کیلومتر مربع و هشتاد درصد شبه جزیره را تشکیل میدهد و جمعیت آن نزدیک به ۱۷ میلیون و آب و هوای آن معمولاً گرم و سوزان است؛ در این کشور متجاوز از ۱۵ میلیون نخل خرما وجود دارد که از قدیم مواد غذایی عربستان به شمار میرفته است.
عربستان سعودی از معادن سرشار نفت و گاز برخوردار است که دومین صادر کننده نفت در جهان به حساب میآید.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۱۳۸-۱۴۲.