• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

محمود جم

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



محمود جم، دولت‌مرد ایرانی از اواخر دوران قاجار و نخست‌وزیر ایران در دوره رضاشاه پهلوی بود.



محمود جم ملقب به مدیرالملک فرزند، محمدصادق خواجگان جم که کنیه خواجگان چند نسل در نیاکان آنها بود، ولی پس از رسیدن به وزارت کلمه «خواجگان» را از فامیل خود حذف کردند.
[۱] بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن‌های ۱۲ و ۱۳ و ۱۴، تهران، ۱۳۴۷، ج۵، ص۲۸۳.
خاندان جم، شجره‌نامه و نسبشان به شیخ محمود شبستری می‌رسد. وی در سال ۱۲۶۱ش. در تبریز متولد شد.
[۲] عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، ص۵۴۷، او را متولد ۱۲۵۸ می‌داند.
پدرش از کارمندان دولت بود که از کرمان به تبریز مهاجرت کرد. برای پیشرفت و ترقی فرزندان خود توجه کافی مبذول می‌داشت. او با توجه مخصوص پدرش با تحصیلات متداول و صرف و نحو و ادبیات فارسی را در مدارس رشدیه و کمالیه به پایان رساند و علاوه بر طی دوره مدارس جدید که تازه در تبریز دایر شده بود، در حسن خط و شیوه نگارش و آموختن زبان فرانسوی، کوشش بسیار نمود.
[۳] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۳.
[۴] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۸.



او در تبریز داروخانه‌ای را اداره می‌کرد و به عنوان طبیب ولیعهد، به دربار قاجار راه یافت و با سمت مترجم «دکتر کوپن» رئیس داروخانه سلطنتی، در اوایل ۱۲۸۰ش. مشغول به خدمت در دربار ولیعهد محمدعلی میرزا وارد شد. او مدتی مترجم سفارت فرانسه و سپس مترجم اداره گمرکات شد.
[۵] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۳.
[۶] تقی زاده، حسن، خاطرات طوفان، تهران، چاپ ایرج افشار، ۱۳۷۲، ص۱۳۹.

او در کابینه وثوق‌الدوله وارد کارهای دولتی شد و به ریاست انبار غله منصوب شد و بعد خزانه‌دار شد و مدتی هم والی کرمان و با کمک تیمورتاش وزیر دربار، به استانداری خراسان رسید. وقتی شوهر خواهرش حسینقلی نواب، وزیر خارجه کابینه مستوفی‌الممالک، منشی ایرانی سفارت فرانسه شد، او بین رجال ایران و سفیر فرانسه نقش واسطه و پیغامبر داشت.
[۷] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۳.
[۸] عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، ص۵۴۹.
[۹] عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، ص۵۴۷.
[۱۰] بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن‌های ۱۲ و ۱۳ و ۱۴، تهران، ۱۳۴۷، ج۵، ص۲۸۴.




محمود جم دو بار ازدواج کرد، همسر اولش «ملکه زمان» بود، حاصل این ازدواج «فریدون جم» و «پروین جم» از همسر اول او می‌باشد. جم پسر دیگری به نام منوچهر داشت که در ایام جوانی فوت کرد. همسر دومش «عزت‌الملوک» نام داشت که از او صاحب فرزند نشد و تا پایان عمر با او زیست.
[۱۱] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۱۳.




محمود جم در ابتدا به توصیه‌های دکتر فرانسوی‌ (دکتر کوپن) در تهران مستخدم دولت شد و به ریاست کابینه گمرکات ارتقاء مقام یافت. در سال ۱۲۹۸ش. توسط وثوق‌الدوله به وزارت دارایی آمد و رئیس انبار غله دولتی شد. در بحبوحه کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ رئیس کل خزانه و دارایی کشور بود که با سردار سپه (رضاخان) و سیدضیاء‌الدین طباطبایی همکاری می‌کرد به همین خاطر عضو دولت شد. هنگامی که مشیرالدوله می‌خواست جم و نیرالملک هدایت را به عنوان وزیر به مجلس معرفی کند، نمایندگان به علت اینکه آن دو از اعضای کابینه سیدضیاءالدین بودند، اعتراض کردند، ولی با وساطت مشیرالدوله مخالفت‌ها خنثی شد و او در بهمن ۱۳۰۰ به توصیه سردار سپه به وزارت مالیه رسید.
[۱۲] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۸.
[۱۳] عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، ص۵۴۸.
[۱۴] دولتهای ایران در عصر مشروطیت، ۱۳۵۷- ۱۲۸۵، تهران، ۱۳۷۰ش، ص۱۶۴- ۱۶۶.

جم در اوایل سال ۱۳۱۳ به دستور رضاشاه پهلوی به طور محرمانه کارهای سرلشکر آیرم رئیس شهربانی را زیر نظر گرفت، وقتی آیرم متوجه قضیه شد، خود را به بیماری زد و از کشور گریخت.
او در کابینه قوام‌السلطنه در سال ۱۳۲۶ وزیر جنگ شد که روزنامه «مرد امروز» نوشت: اگر جنگی پیش نیاید بهترین وزیر جنگ است.
از دوره دوم مجلس سنا که از ۲۱ فروردین ۱۳۳۴ او سناتور کرمان شد و تا آخر عمر این سمت را داشت.
[۱۵] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۷- ۴۰۸.




زمانی که رضاشاه پهلوی سردار سپه بود محمود جم با او روابط بسیار دوستانه‌ای داشت. او آنچنان به رضاشاه نزدیک شد که رضاشاه او را وزیر کابینه و بعد نخست وزیر و سرانجام وزیر دربار خود کرد. محمود جم هنگام تبعید رضاشاه نیز به وی وفادار ماند و او را تا بندرعباس بدرقه نمود و پس از چند سال به قاهره رفت و جنازه رضاشاه را به تهران آورد.
[۱۶] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۳.
[۱۷] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۴.
[۱۸] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۱۲.
[۱۹] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۱۳.

او از رجال خوشنام و آرام و محافظه‌کاری بود که هیچ‌گاه با رضاشاه درگیری نداشت و در جریانات سیاسی راهی را می‌پیمود که مخالفی برایش پیدا نشود. در زمان سلطنت محمدرضا شاه نیز محمود جم سالیان دراز مشیر و مشاور مورد علاقه پهلوی دوم بود. فرزندش ارتشبد فریدون جم که به دامادی رضاشاه برگزیده شده بود، به ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران و سفارت ایران در اسپانیا رسید. در فاصله چند سال محمود جم سفیر ایران در مصر و فریدون جم سفیر ایران در اسپانیا بوده‌اند، مدتی محمود جم سفیر جنگ بود و سالها بعد پسرش رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران گردید.
[۲۰] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۳.
[۲۱] فردوست، حسین، خاطرات فردوست در ظهور تا سقوط سلسله پهلوی، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۰، ج۱، ص۶۵.
[۲۲] تقی زاده، حسن، خاطرات طوفان، تهران، چاپ ایرج افشار، ۱۳۷۲، ص۱۳۸.

جم تا آخرین روز عمرش سناتور انتصابی بود و در سال‌های آخر از محمد رضاشاه گله داشت، ولی تظاهر به این کار نمی‌کرد.
[۲۳] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۳.




در مورخه ۴ شهریور ۱۳۱۲ش. مخبرالسلطنه هدایت پس از ۶ سال و سه ماه نخست وزیری مداوم جای خود را به ذکاءالملک فروغی داد. فروغی نیز قبلاً یک ماه نخست‌وزیر بود و در دوران مخبرالسلطنه عضو علی‌البدل کابینه او محسوب می‌شد، جز مدت کوتاهی که سفیر ایران در ترکیه بود، با سمت‌های وزیر جنگ و وزیر امورخارجه و اقتصاد ملی در کابینه او عضویت داشت. ذکاءالملک فروغی، محمود جم را وزیر کشور کرد و کابینه او مدت دو سال و سه ماه سر کار بود. در آذر ماه سال ۱۳۱۴ فروغی از کار کنار رفت و محمود جم، وزیر کشور کابینه او مامور تشکیل هیئت وزیران گردید و همکاران خود را انتخاب نمود. امور وزارت کشور را عهده‌دار شد و تا مهر سال ۱۳۱۶ وزیرکشور نیز بود، تا اینکه ابوالقاسم فروهر به کفالت آن وزارتخانه رسید.
[۲۴] عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، ص۵۴۹.

محمود جم پس از چهار سال نخست وزیری در آبان ۱۳۱۸ به وزارت دربار پهلوی منصوب شد. در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ وقتی که رضاشاه به اتفاق خانواده سلطنتی تهران را ترک نمودند، همراه آنها بود و در شهرهای اصفهان، یزد، کرمان و بندرعباس در خدمت رضاشاه آخرین تلاش خود را به عمل آورد.
در مهر ماه ۱۳۲۰ به سمت سفیر ایران در مصر تعیین شد و چون آن تاریخ بین ایران و مصر روابط خانوادگی و حسنه وجود داشت، در قاهره بین دو کشور نزدیکی بیشتری ایجاد کرد و خود از دوستان نزدیک ملک فاروق شد. این مدت سفارت او در مصر ۵ سال طول کشید.
او در سال ۱۳۲۶ که به ایران بازگشت، مجدداً وزیر دربار محمدرضا شاه شد. تا اواخر سال ۱۳۲۷ که عبدالحسین هژیر به دربار آمد، محمود جم به سفیر کبیر ایران در ایتالیا منصوب شد و تا اواخر همان سال هم در آنجا ماند، تا اینکه در انتخابات دوره دوم مجلس سناتور کرمان برگزیده شد.
[۲۵] عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، صص ۵۵۰- ۵۵۱.
[۲۶] شجیعی، زهرا، نخبگان سیاسی ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی، ج۳، ص۱۷۶- ۱۷۷.




دوره نخست‌وزیری جم یکی از طولانی‌ترین دوره‌های دولت در حکومت رضا شاه بود و طی آن رخدادهای سیاسی و اجتماعی بسیاری در کشور اتفاق افتاد، از جمله:
واقعه کشف حجاب، واداشتن روحانیون به گرفتن جواز عمامه، دستگیری گروه سیاسی ۵۳ نفری، خود کشی علی‌اکبر داور وزیر مالیه، بسته شدن قرارداد تقسیم آب رود هیرند میان ایران و افغانستان در ۱۳۱۷ش، شهادت سید حسن مدرس، اتمام کار احداث راه ‌آهن سراسری ایران.
او به تشکیلات فراماسونری ایران تعلق داشت و نامش در فهرست اعضای لژ بیداری، که یکی از نخستین تشکیلات فراماسونری در ایران بود آمده است.
[۲۷] رایئن، اسماعیل، فراموشی خانه و فراماسونری در ایران، تهران، ۱۳۷۸، ج۲، ص۷۷.
[۲۸] رایئن، اسماعیل، فراموشی خانه و فراماسونری در ایران، تهران، ۱۳۷۸، ج۲، ص۴۵۳.



او در خاطرات خود درباره کشف حجاب آورده است:
روز ۱۱ آذر کابینه فروغی مستعفی شد که من هم وزیر کشور بودم، با همکارانم خداحافظی کرده و به منزلم در قلهک رفتم، در حدود ساعت سه بعد از ظهر بود، کم بیش فرصت نفس زنان خود را به من رسانید و گفت که از دربار تلفن کرده‌اند و شما را می‌خواهند. من فوراً با دربار تماس گرفتم که گفتند، اعلیحضرت شما را احضار کرده‌اند. با عجله خود را به دربار رساندم، بحث در مورد تشکیل کابینه و اعضای دولت بود، شاه گفت: «این چادر و چاقچور را چطور می‌شود از بین برد؟ از وقتی که از ترکیه برگشتم و زنهای آنها را دیدم که دوش به دوش مردان کار می‌کنند، دیگر از هر چه چادری است، بدم می‌آید و آنها را دشمن ترقی می‌دانم.» عرض کردم، کار صحیحی است، باید زن را از‌ اندرون بیرون کشید و زنجیر اسارت را از پای او برداشت. فرمودند: چطور است، از داخل دربار شروع کنیم؟ عرض کردم: روز افتتاح دانشسرای عالی، ملکه و شاه‌ دختها همراه اعلیحضرت شرکت کنند و به همه وزراء هم گفته شود که با بانوان خود بدون حجاب در این جشن شرکت کنند. این اولین قدم برای رفع حجاب خواهد بود. فرمودند: بروید در هیئت دولت صحبت کنید و طرح‌های لازم را بریزید. این انقلاب بزرگ باید با فکر و تدبیر صورت گیرد. موضوع در جلسه هیئت دولت مطرح شد و همه موافقت خود را اعلام کردند. روز ۱۷ دی فرا رسید من و همسرم که کلاه بر سر گذاشته بود، به صحن دانشسرای عالی وارد شدیم و به تدریج وزراء و همسرانشان با کلاه وارد شدند و بعد اعلیحضرت فقید نطق فرمودند: «ما میله‌های زندان را شکستیم و خانم‌ها آزاد شدند».
[۲۹] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۱۰ – ۴۱۳




در روز ۱۷ تیرماه ۱۳۱۶ پیمان مهمی بین چهار کشور عراق، افغانستان، ترکیه و ایران در کاخ سعدآباد تهران به امضاء رسید و به پیمان سعدآباد مشهور شد، این پیمان در شرایطی میان وزیران امورخارجه این کشورها امضاء شد که در افغانستان، محمدظاهر شاه، در عراق ملک غازی اول، در ترکیه مصطفی کمال (آتاتورک) و در ایران رضا خان حکومت می‌کردند.
[۳۰] نوری اسفندیاری، فتح الله، رستاخیز ایران، تهران، ابن سینا، ۱۳۳۶، ص۴۹۵- ۴۹۳.
[۳۱] نوری اسفندیاری، فتح الله، رستاخیز ایران، تهران، ابن سینا، ۱۳۳۶، ص۳۹۴ – ۳۹۳.
پیمان سعدآباد وحدت این چهار کشور را در منطقه و حمایت متقابل در صورت بروز خطر نسبت به یکی از اعضاء را دنبال می‌کرد. دولت‌های امضاء کنند، متعهد شدند، از مداخله در امور داخلی، مرزها و از هرگونه تجاوز نسبت به یکدیگر خودداری کنند و از تشکیل جمعیت‌ها و دسته بندی‌هایی که هدف آنها اخلال در صلح میان کشورهاست، جداً پرهیز نمایند.
[۳۲] مکی، حسین، تاریخ ۲۰ ساله ایران، تهران، ۱۳۷۶، ج۶، ص۳۹۰ – ۳۹۱.
این پیمان از جمله پیمان‌هایی بود که انعقاد آن به درخواست، انگلستان بود که هدف آنها از بستن این پیمان‌ها میان دولت‌های مستعمراتی خود جلوگیری از خطر کمونسیم بود
[۳۳] توکلی، احمد، روند سیاسی ایران با افغانستان، تهران، ۱۳۷۷، ص۱۰۵- ۱۰۰.
که این پیمان معروف در زمان نخست وزیری محمود جم انعقاد یافت.
[۳۴] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۹.




محمود جم که تا پایان عمر سناتور انتصابی مجلس بود، روزها را به مجلس سنا می‌رفت و غالباً ریاست کمیسیون‌های کشور و امورخارجه مجلس سنا هم با او بود و در اوایل سال ۱۳۴۸ش. به زمین افتاد و لگن خاصره‌اش شکست و برای معالجه به انگلستان فرستاده شد، ولی معالجه موثر واقع نشد. در هنگام مراجعت به ایران در روز ۱۹ مرداد ۱۳۴۸ در سن ۸۴ سالگی در تهران درگذشت.
[۳۵] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۱۳.
[۳۶] عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، ص۵۵۱.

محمدحسین اژدری که رابطه نزدیکی با محمود جم داشت، می‌نویسد:
در آخرین روزهای عمرش که مریض بود، اکثراً برای دیدنش می‌رفتم، یک روز جم را خیلی عصبانی دیدم، می‌گفت: بعد از اینهمه خدمت به خاندان پهلوی ببینید با من چگونه رفتار کرده‌اند؟ نامه‌ای از دفتر مخصوص به دستش رسیده بود که آن را به من نشان داد و بعد از این که نامه را خواندم، مچاله کرد و به کناری‌ انداخت. جم می‌گفت: من چون اوضاع را خیلی بد می‌بینم، به علت علاقه‌ای که به اعلیحضرت داشتم وظیفه خود دانستم، شرحی در حضورشان مودبانه حضورشان بنویسم و به ایشان مطالبی را یادآور شوم که مراقب اوضاع و احوال باشید. این نامه را چون کسالت داشتم به وسیله شریف امامی رئیس مجلس سنا فرستادم و منتظر بودم که به مطالب آن توجه شود. چند روز قبل این نامه به از دفتر مخصوص به دستم رسید که متن آن چنین بود: «آقای محمود جم، عریضه شما به عرض خاکپای همایونی رسید، فرمودند: اگر از این به بعد عرایضی دارید، مستقیماً توسط دفتر مخصوص ارسال دارید.» با عصبانیت گفت: این پاسخی بود به آن همه خدمت به خاندان پهلوی و در حقیقت در این آخر عمری توهینی است به یکی از صمیمی‌ترین دوستان خود که من این نامه را به دور می‌اندازم و دیگر با آنها کاری ندارم.
[۳۷] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۱۲.



۱. بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن‌های ۱۲ و ۱۳ و ۱۴، تهران، ۱۳۴۷، ج۵، ص۲۸۳.
۲. عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، ص۵۴۷، او را متولد ۱۲۵۸ می‌داند.
۳. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۳.
۴. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۸.
۵. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۳.
۶. تقی زاده، حسن، خاطرات طوفان، تهران، چاپ ایرج افشار، ۱۳۷۲، ص۱۳۹.
۷. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۳.
۸. عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، ص۵۴۹.
۹. عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، ص۵۴۷.
۱۰. بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن‌های ۱۲ و ۱۳ و ۱۴، تهران، ۱۳۴۷، ج۵، ص۲۸۴.
۱۱. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۱۳.
۱۲. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۸.
۱۳. عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، ص۵۴۸.
۱۴. دولتهای ایران در عصر مشروطیت، ۱۳۵۷- ۱۲۸۵، تهران، ۱۳۷۰ش، ص۱۶۴- ۱۶۶.
۱۵. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۷- ۴۰۸.
۱۶. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۳.
۱۷. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۴.
۱۸. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۱۲.
۱۹. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۱۳.
۲۰. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۳.
۲۱. فردوست، حسین، خاطرات فردوست در ظهور تا سقوط سلسله پهلوی، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۰، ج۱، ص۶۵.
۲۲. تقی زاده، حسن، خاطرات طوفان، تهران، چاپ ایرج افشار، ۱۳۷۲، ص۱۳۸.
۲۳. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۳.
۲۴. عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، ص۵۴۹.
۲۵. عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، صص ۵۵۰- ۵۵۱.
۲۶. شجیعی، زهرا، نخبگان سیاسی ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی، ج۳، ص۱۷۶- ۱۷۷.
۲۷. رایئن، اسماعیل، فراموشی خانه و فراماسونری در ایران، تهران، ۱۳۷۸، ج۲، ص۷۷.
۲۸. رایئن، اسماعیل، فراموشی خانه و فراماسونری در ایران، تهران، ۱۳۷۸، ج۲، ص۴۵۳.
۲۹. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۱۰ – ۴۱۳
۳۰. نوری اسفندیاری، فتح الله، رستاخیز ایران، تهران، ابن سینا، ۱۳۳۶، ص۴۹۵- ۴۹۳.
۳۱. نوری اسفندیاری، فتح الله، رستاخیز ایران، تهران، ابن سینا، ۱۳۳۶، ص۳۹۴ – ۳۹۳.
۳۲. مکی، حسین، تاریخ ۲۰ ساله ایران، تهران، ۱۳۷۶، ج۶، ص۳۹۰ – ۳۹۱.
۳۳. توکلی، احمد، روند سیاسی ایران با افغانستان، تهران، ۱۳۷۷، ص۱۰۵- ۱۰۰.
۳۴. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۰۹.
۳۵. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۱۳.
۳۶. عاقلی، باقر، شرح رجال سیاسی و نظامی ایران، تهران، نشر علم و نشر گفتار، ۱۳۸۰، ج۱، ص۵۵۱.
۳۷. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا ۵۷، لندن- پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۱۲.



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «محمود جم»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۴/۹.    



جعبه ابزار