• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مرابطه (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف






مرابطه مرابطه در فقه اسلامی به معنای نگهبانی و دقت کامل در مناطقی است که احتمال حمله دشمن وجود دارد، اعم از مرزهای جغرافیایی، اعتقادی، فرهنگی و سیاسی.
این عمل به عنوان یک عبادت مهم و ارزشمند شمرده می‌شود و ممکن است در برخی موارد به عنوان جهاد دفاعی نیز محسوب گردد.
فقها به طور کلی مرابطه را مستحب و گاهی واجب کفایی دانسته‌اند، اما آن را وابسته به جنگ و جهاد ابتدا نمی‌دانند.
حداقل مدت مرتبطه یک شب و حداکثر آن چهل روز است، اما می‌تواند بیشتر نیز باشد.
مرتبطه باید در مقابل تهاجم به اسلام دفاع کند، اما در جنگ‌های ابتدا ایجاد شده توسط حکومت‌های جائر شرکت نکند.



منظور از مرابطه مرزدارى و مرزبانى است كه در فقه به معنى ارصاد و در كمين دشمن نشستن تعبير شده است و فقها محل انجام آن را مرزهاى (ثغور) کشور اسلامی يا دارالاسلام دانسته‌اند.
برخى نيز مانند محقق کرکی موضوع مرابطه (ثغور) را به معنى مناطق ناامن تفسير كرده‌اند و كسانى چون شهید ثانی در مسالک، مفهوم آن را به هر دو معنى توسعه داده‌اند.


گرچه مرابطه ماهيتاً يک عمل شبه نظامى احتياطى محسوب مى‌شود لكن در بسيارى از موارد، خود نوعى جهاد به شمار مى‌آيد و به همين لحاظ است كه برخى از فقها آن را واجب دانسته و مانند جهاد دفاعى، وجوب آن را منوط به حضور امام ندانسته‌اند.
ولى اكثر فقهاى شیعه، مرابطه را به لحاظ مفهوم مرزبانى و عدم تلازم آن با جنگ و جهاد، از مستحبات به حساب آورده و فى حدنفسه واجب نشمرده‌اند و براى مرابطه به اين لحاظ معنايى به جز جهاد دفاعى و ابتدايى قائل شده‌اند.
به‌ طورى كه نه چون جهاد دفاعى واجب شمرده و نه چون جهاد ابتدایی مشروط به اذن امام دانسته‌اند.


گرچه مرابطه در عمل به حفظ مرزها در برابر خطر دشمن گفته مى‌شود لكن منظور از حفظ مرزها در مرابطه جنگيدن با دشمن نيست.
مقصود از آن، اعلام و آگاه نمودن مسؤولان و قواى دفاعى براى مقابله مى‌باشد.


از اين رو است كه در برخى از روايات به كسانى كه در دولت‌هاى جائر قصد همكارى در مرابطه داشته‌اند توصيه مى‌شد كه به مرابطه بپردازند و در جنگ‌هاى آنان شركت ننمايند و هرگاه حملات دشمن متوجه اسلام و مسلمانان بود به دفاع برخيزند.
نيز با وجود نهى از مشاركت در جنگ‌هايى كه توسط حكام جائر به‌ طور ابتدايى آغاز مى‌شد لكن به انجام مرابطه توصيه مى‌گرديد.


قابل ترديد نيست كه در يک نظام دفاعى محافظت از مرزها در برابر تعرض احتمالى دشمن اجتناب‌ناپذير مى‌باشد لكن در بسيارى از موارد مستلزم هيچ‌گونه عمليات مسلحانه نمى باشد.


مطابق با تعريف محقق كركى در جامع المقاصد:
مرابطه به آن معنى است كه مسلمانان با هوشيارى تمام با وسايل مختلف از هر موضعى كه احتمال تعرض و حمله دشمن بر آن وجود داشته باشد، مراقبت و نگهبانى نمايد.


بنابراين تفسير، مرابطه تنها اختصاص به مرزهاى جغرافيايى نداشته بلكه مى‌تواند حفاظت از مرزهاى اعتقادى، فرهنگى، اقتصادى، سياسى را نيز شامل گردد، چنان‌كه در برخى از روايات به علماى دین مرابط اطلاق شده است.
امام حسن عسکری (علیه‌السلام) فرمود:
«علماء شيعتنا مرابطون فى الثغر فمن انتصب لذلك من شيعتنا كان افضل‌ممن جاهد الروم لانه يدفع عن اديان محببينا.»
در گفتگويى بين امام باقر (علیه‌السلام) و ابو عبدالله جعفی، امام از وى سؤال مى‌كند، به نظر شما رباط تا چند روز است و وى پاسخ مى‌دهد اعتقاد ما آن است كه مرابطه تا چهل روز مى‌باشد.
امام در نهايت مى‌فرمايد:
«الرباط عندنا الدهر»
يعنى مرزبانى از اسلام هرگز پايانى ندارد و ما همواره در تمام عمر در حال مراقبت از ثغور دين هستيم.


در بخشى از روايات، مرابطه به معنى انتظار فرج ظهور دولت حق آمده كه خود، نوع ديگرى از توسعه مفهوم مرابطه را مى‌رساند.


مرابطه در اسلام از عبادات مهم و ارزشمند به شمار آمده، به‌ طورى كه يک شب مرابطه بر صيام و قيام ماه رمضان برترى دارد.
مرزبانى از ثغور اسلام موجب مى‌گردد كه عمل شخص مرابط، با مرگ مختومه نگردد و پس از مرگ نيز تا قيامت بر اعمال وى افزوده شود و چشمى كه براى مراقبت از مرزها بيدار بماند هرگز به خاطر اعمالش در قيامت گريان نمى‌شود. ۶
مفسران در تفسير آیه شريفه:
(يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِصْبِرُوا وَ صٰابِرُوا وَ رٰابِطُوا.)
به اهميت مرابطه و هم‌رديف بودن آن با جهاد اشاره نموده‌اند.


گرچه جمعى از فقها نيز مرابطه را در شرايطى كه ترک آن موجب ترس و يا ضرر مسلمين گردد، واجب كفايى شمرده‌اند.
مرابطه از آن دسته احکام اسلامى است كه در هر شرايط انجام مى‌گيرد، حتى اگر دولت حاكم، مشروعيت نداشته و همكارى با آن ممنوع و مبارزه با آن واجب باشد مانند:
جهاد دفاعى كه مشروعیت و وجوب آن بستگى به مشروعيت دولت حاكم بر سرزمین اسلام ندارد. ۹


لكن شیخ طوسی و جمعى از فقها نذر به مرابطه را واجب‌الوفا ندانسته و به استناد برخى روايات گفته‌اند:
«كتب رجل من بنى هاشم لى ابى‌جعفر الثانى (ع): انى كنت نذرت نذرا منذ سنين ان اخرج الى ساحل من‌سواحل البحر الى ناحيتنا مما يرابط فيه المطوعه... فكتب (ع) ان كان سمع منك نذرك احد من المخالفين فالوفاء به ان كنت تخاف شنعته و الا فاصرف ما نويت من ذالك فى ابواب الخير.»
(بسيارى از فقها و از آن جمله صاحب جواهر از اين روايت اعراض نموده و مضمون آن را مخدوش شمرده‌اند.
زيرا اگر نذر سؤال كننده باطل باشد چه لزومى دارد نذر خود را در امور خيريه مصرف نمايد؟)
وجوه نذر در امور خيريه هزينه مى‌گردد و اين به معنى آن است كه مرابطه در حكومت جور، مطلوبيتى ندارد.
اين نظر را اكثر فقهاى شيعه مردود شمرده و از روايت مربوط به آن اعراض و چشم‌پوشى نموده‌اند.


اكثر فقها، كمترين مدت مرابطه را سه روز دانسته و حداكثر آن را به چهل روز محدود نموده‌اند و در اين مورد به رواياتى چند نيز استناد كرده‌اند كه در اين مستندات، مازاد بر چهل روز، جهاد شمرده شده است.
لكن مقتضاى روايت نبوى:
«رباط ليلة فى سبيل الله خير من صيام شهر و قيامه.»
آن است كه رباط از آن جمله عباداتى نيست كه محدوديت شرعى داشته و مانند اعتكاف الزاماً بايد حداقل آن سه روز باشد بلكه مرابطه در واقع يک عمل عرفى است كه مى‌تواند با يک شب ديدبانى و مرزدارى صدق نمايد.
از اين رو است كه اسکافی از فقهاى شیعه حداقل مرابطه را يک شب و احمد بن حنبل از فقهاى اهل سنت حداقلى بر آن قائل نشده است.


كسانى كه قادر به انجام مرابطه نيستند مى‌توانند مركبى را به جاى خود به ثغور گسيل دارند و يا هر نوع كمكى را كه در توان دارد به مرزها ارسال دارند و هر قدر خطر در نوار مرزى بيشتر باشد اهميت و اجر و ارزش رباط در آن بيشتر است لكن از همراه بردن زنان و كودكان به ثغور نهى شده است.


با وجود اين، انجام مرابطه مجوز شركت در جنگ‌هايى كه توسط حكام جور به‌ طور ابتدايى آغاز مى‌گردد نيست، چنان‌كه امام علی بن موسی‌الرضا (علیه‌السلام) در پاسخ به سؤال يونس فرمود:
«فليرابط و لا يقاتل.»
(تنها به مرابطه بپردازد و هرگز در جنگ شركت ننمايد.)
حتى اگر در برابر تهاجم دشمن قرار گرفت از اسلام دفاع نمايد و به نفع حكام جور نجنگد.
«فلا يقاتل عن هؤلاء و لكن يقاتل عن بيضة الاسلام.»


۱. صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۸.    
۲. صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۸.    
۳. صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۸.    
۴. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۲۰.    
۵. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۲۰.    
۶. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۳، ص۳۷۴.    
۷. طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج، ج۲، ص۱۵۵.    
۸. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۱۰۷.    
۹. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار، ج۵۸، ص۲۶.    
۱۰. متقی، علی بن حسام‌الدین، کنز العمال، ج۴، ص۳۲۸.    
۱۱. متقی، علی بن حسام‌الدین، کنز العمال، ج۴، ص۳۲۹.    
۱۲. ابن قدامه، عبد الله بن احمد، المغنی، ج۹، ص۲۰۴.    
۱۳. آل عمران/سوره۳، آیه۲۰۰.    
۱۴. صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۸.    
۱۵. صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۴۴.    
۱۶. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۲۱.    
۱۷. صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۴۴.    
۱۸. صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۴۲.    
۱۹. صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۴۲.    
۲۰. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۳، ص۳۷۵.    
۲۱. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۲۲.    

۶ . تيسير الوصول، ج ۱ ص ۲۲۳
۹ . رك: وسائل الشيعه، ج ۱۱ ص ۱۷-۱۸.


عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۵، ص۳۳۶-۳۳۹.    






جعبه ابزار