معذور بودن جاهل به حکم (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
معذور بودن جاهل به حكم بدين معناست كه هرچند
قانون به طور مطلق جعل مىشود، اما در مرحله اجرا،
جاهل نسبت به تبعات ترك قانون در صورت ناآگاهى حقيقى معذور شمرده مىشود.
در
فقه اسلامی ميان جعل قانون و اجراى آن تفاوت نهاده شده است، و
معذوریت تنها شامل
جاهل قاصر است، نه كسى كه در كسب آگاهى سهلانگارى كرده باشد.
بر اساس
حدیث رفع و برخى روايات، امتنان الهى در مورد جاهل قاصر جريان دارد، و
جاهل مقصر به سبب كوتاهى در تحصيل علم، مسؤول شناخته مىشود.
یکی از مشکلات اجرای قوانین جهل شهروندان نسبت به مقررات عمومی است که گاه
مشروعیت مسؤولیتهای ناشی از عدم اجرای قانون را در مورد اشخاص بیاطلاع از قانون زیر سؤال میبرد. شیوه متعارف در رفع این اشکال به گونهای است که اصل معذوریت جاهل به قانون را منتفی نمیسازد. زیرا تمهیلی که در قانونگذارها نسبت به زمان قانونی اجرای مقررات منظور مینمایند و فرضاً چند روز پس از اعلام در روزنامه رسمی کشور، اجرای قانون را قطعی میشمارند، تنها درباره کسانی قابل صدق میباشد که امکان لازم برای اطلاع از قانون را داشته باشند.
در هرحال در
فقه و حقوق اسلامی، در رابطه با این شکل بین ماهیت قانون و حالت اجرای آن تفاوت دیده میشود به این معنی که جعل قانون به طور مطلق و فراتر از حالات مختلف مجری قانون مانند:
علم و
جهل نسبت به قانون است، ولی همین قانون مطلق در مورد مخاطبان و مکلفانی که جاهل به آن هستند نافذ شمرده نمیشود و فقها جاهل به قانون را معذور میشمارند. لکن نه بدان معنی که قانون تنها به عالمان به آن، اختصاص دارد بلکه به مفهوم معذوریت جاهل نسبت به تبعات ناشی از ترک اجرای قانون میباشد. به نظر میرسد این قاعده خود مبین اصلی در مبانی حقوق عمومی در اسلام محسوب میگردد.
معذور بودن جاهل بدان معنی نیست که در صورت امکان کسب علم به تکالیف نیز معذور شمرده شود. در حقیقت در مورد جاهل به حکم به جای مسؤولین عمل به آن حکم وی مکلف به تحصیل علم میباشد و به عبارت دیگر تنها
جاهل قاصر است که معذور میباشد و
جاهل مقصر به خاطر سهل انگاری در کسب علم به تکالیف، مسؤول به شمار میآید.
به مقتضای
حدیث رفع، که رفع حکم از جاهل یکی از موارد آن میباشد، امتنان تنها در مورد جاهل قاصر، متصور میباشد.
«رفع عن امتی تسعه... و ما لا یعلمون» چنانکه در برخی از روایات نیز آمده که به جاهل در مقام نفی معذوریت وی گفته میشود: هلا تعلمت؟ چرا یاد نگرفتی تا بدان عمل نمایی؟
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۷، ص۶۶۱-۶۶۲.