• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

هویدا

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



"امیرعباس هویدا" فرزند "میرزا حبیب‌الله عین‌الملک" در زمستان ۱۲۹۸هـ. ق. در آخرین سال‌های حمکرانی "احمد شاه" قاجار در محله ولی آباد تهران به دنیا آمد. امیرعباس در یک خانواده بهایی رشد کرد و همانند آنان مسلک و طریق ایشان را پیشه خود ساخت و به سران بهایی نزدیک شد.
[۱] دلدم، اسکندر، زندگی و خاطرات هویدا، تهران، گلفام، ۱۳۷۲، ص۱۷.
او بعد ها از سران و رجال سیاسی حکومت پهلوی شد.



امیرعباس هویدا بعد از سپری کردن تحصیلات دوران متوسطه در بیروت، زبان‌های عربی و فرانسه را به طور کامل فرا گرفت. سپس به انگلستان عزیمت کرد و زبان انگلیسی را نیز در مدت یک سال تکمیل کرد. در کشور بلژیک بعد از سه سال مدرک لیسانس خود را در رشته علوم‌ سیاسی گرفت و در این زمان با زبان‌های آلمانی و ایتالیایی نیز آشنا گردید.
[۲] فردوست، جستارهای از تاریخ معاصر ایران، تهران، اطلاعات، ج۲، ص۲۶۸.

لازم به ذکر است که امیرعباس هویدا در طول اقامت خود در بیروت، مدتی در مدرسه آمریکایی بیروت تحصیل کرد و تحت تربیت تعالیم امپریالیستی (کلمه امپریالیسم در لغت از ریشه امپراتوری مشتق شده است، ولی در اصطلاح به هر نوع گسترش و توسعه ارضی و سلطه قوی بر ضعیف را در بر می‌گیرد.) و صهیونیستی قرار گرفت. (صهیونیسم به جنبشی گفته می‌شود که خواهان مهاجرت و بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشکیل دولت یهود است. صهیونیسم مانند شوونیسم (ناسیونالیسم افراطی) است که با خوار شمردن ملت‌ها و نژادهای دیگر و با غلو در برتری خود در پی دستیابی به قدرت سیاسی است. ) بدین ترتیب امیرعباس با تفکرات اروپایی و غربی وارد ایران شد
[۳] ذوالفقاری، ابراهیم، قصه هویدا، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۸۶، ص۷۱.
و در وزارت امور خارجه تقاضای استخدام کرد.


پس از استخدام هویدا در وزارت امور خارجه وی برای انجام خدمت وظیفه عمومی به دانشکده افسری رفت و بعد از یک سال دوباره به وزارت خارجه بازگشت و این بار در سمت کارمند اداره اطلاعات مشغول کار شد.
[۴] دلدم، اسکندر، زندگی و خاطرات هویدا، تهران، گلفام، ۱۳۷۲، ص۷۵ـ۷۷.
هویدا در همان سال به اداره سوم سیاسی وزارت امور خارجه منتقل شد. در مرداد ۱۳۲۴ش. هویدا در اولین ماموریت سیاسی خود در خارج از کشور به پاریس می‌رود و در آنجا "حسنعلی منصور" در دام دوستی امیر عباس هویدا گرفتار می‌شود.
[۵] ذوالفقاری، ابراهیم، قصه هویدا، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۸۶، ص۴۸.
هرچند که پیش از آن این دو با هم آشنا بودند.
[۶] میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۱۱۵.
هویدا پس از ۱۵ ماه، تغییر شغل داده و کارمند حفاظت منافع ایران در آلمان شد.
در اسفند ماه ۱۳۲۸ش. به درخواست "عبدالله انتظام" که در آن موقع وزیر مختار ایران در آلمان بود، وظایف کنسولی را در اشتوتکارت آلمان به عهده گرفت. در اسفند ۱۳۲۹ش. "عبدالله انتظام" وزیر امور خارجه شد و هویدا به عنوان منشی مخصوص وزیر به کار مشغول شد و با روی کار آمدن "مصدق" و تغییر وزیر امور خارجه هویدا به عنوان معاون اداره سوم سیاسی انتخاب گردید و چندی بعد به عنوان مامور کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل به مدت ۵ سال؛ یعنی تا سال ۱۳۳۵ش. در ژنو مشغول به کار شد.
[۷] طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، تهران، علمی، ۱۳۷۱، ج۱، ص۵۱۰.

هویدا در اوایل سال ۱۳۳۶ش. مستشار سفارت ایران در آنکارا بود. در زمان ماموریتش تعداد زیادی از خانواده‌های بهایی به ترکیه مهاجرت کردن و با اتکا به قدرت و نفوذ هویدا به فعالیت پرداختند، دولت ترکیه از این امر مطلع شد و از ایران خواست که نسبت به تغییر هویدا اقدام کند.
[۸] ذوالفقاری، ابراهیم، قصه هویدا، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۸۶، ص۷۴.



در اواخر سال ۱۳۳۶ش. عبدالله انتظام که با هویدا روابط عاطفی محکمی داشت، به عنوان مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران در راس کار قرار گرفت و هویدا توسط او به شرکت ملی نفت آمد.
[۹] فردوست، جستارهای از تاریخ معاصر ایران، تهران، اطلاعات، ج۲، ص۶۳.
او در این دوره دست به یک سری اقدامات و فعالیت سیاسی دست زد و با دوست بسیار نزدیک خود حسنعلی منصور و با جمع‌آوری عده‌ای از جوانان تحصیل‌کرده و روشنفکر اروپایی، گروهی به نام «گروه مترقی» را تشکیل دادند تا هرچه سریع‌تر بتوانند به اهداف خود که دست گرفتن زمام امور مملکتی است، برسند.
[۱۰] عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۹۸۹.

در سال ۱۳۴۲ش. به دلیل آن که عبدالله انتظام به علت مخالفت با "امیر اسدالله اعلم" نخست وزیر وقت مغضوب و از ریاست شرکت ملی نفت برکنار شد، موقعیت هویدا نیز تضعیف شد و فعالیت او در سال ۱۳۴۲ش. در شرکت نفت به پایان رسید.
[۱۱] طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، تهران، علمی، ۱۳۷۱، ج۱، ص۵۰۹. هویدا وزیر دارائی

با نخست وزیری حسنعلی منصور یار دیرین او امیرعباس هویدا به عنوان وزیر دارایی انتخاب شد. بدین ترتیب باید گفت هویدا با تمسک به افراد صاحب نام و نفوذ در دستگاه حکومتی پلکان ترقی خود را طی نمود و به مقصود خود نائل آمد.


هویدا کمتر از ۱۱ماه در مقام وزارت دارایی بود که منصور به قتل رسید و هویدا بر خلاف تصور و انتظار عمومی به سمت نخست وزیری رسید.
[۱۲] عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۹۸۱.

معرفی کابینه وزیران امیرعباس هویدا از روز هفتم بهمن ماه ۱۳۴۳ش. آغاز به کار کرد و کابینه خود را ۱۱بهمن ماه معرفی نمود. در شروع کار دولت وی تصور می‌شد که دوره حکومت هویدا سه چهار ماه بیشتر طول نکشد؛ ولی هرچه زمان می‌گذشت، حکومت هویدا ثبات بیشتری پیدا می‌کرد.
[۱۳] ضرغامی، جمشید، دولت‌های عصر مشروطیت، تهران، اداره کل قوانین شورای ملی، ص۳۹۰.



هویدا در طول مدت صدارت خود بارها کابینه خود را ترمیم کرد و دست به تغییر وزرا زد. اولین ترمیم کابینه وی در بهار ۱۳۴۴ش. صورت پذیرفت که "جمشید آموزگار"
[۱۴] میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۳۲۰.
رقیب جدی هویدا به مقام وزارت دارایی و "دکتر شاهقلی" نیز در راس وزارت بهداری منصوب شدند. اگرچه هویدا در تغییر کابینه دخالت می‌کرد؛ ولی نمی‌توان نقش شاه و "فرح" و خواهران وی را در انتخاب وزرا و معاونان و مشاوران بی‌تاثیر دانست.
[۱۵] عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۰۱۳.

هویدا با تغییر وزرا و یا تشکیل وزارتخانه جدید سعی در کاهش قدرت و وظایف وزرا داشت.
[۱۶] میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۳۱۹.



هویدا در دوره مجلس بیست و سوم با کمک نمایندگانی که خود بر سر کار آورده بود، هر قانونی را که می‌خواستند، تصویب می‌کردند؛ از آن جمله می‌توان، به رای استقلال بحرین که جزء ایران محسوب می‌شد، اشاره کرد و با توجه به حمایت انگلیس جزایر سه گانه تنب کوچک و تنب بزرگ و ابوموسی به ایران داده شد.
[۱۷] میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۷۸.



هویدا در روند سیاست خارجی کشور نقش درجه اول را نداشت و فقط تابع سیاست‌های شخص شاه بود؛ هویدا همیشه در سخنان خود گفته‌های شاه تاکید می‌کرد.
[۱۸] ویلیام شوکراس، آخرین سفر شاه، ترجمه مهدوی، تهران، البرز، ۱۳۶۹، ص۲۶۵.


۷.۱ - ایران و آمریکا

در دوران صدارت هویدا دوستی ایران و آمریکا به اوج خود رسید، به طوری که این دوره مصادف با سرازیر شدن سلاح‌های آمریکایی به ایران می‌باشد.
[۱۹] مهدوی، هوشنگ، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، البرز، ۱۳۶۸، ج۲، صص۲۶۵ـ‌۲۶۶.


۷.۲ - ایران و شوروی

بخش اعظم دوران صدارت هویدا همزمان با سال‌هایی بود که در آن شاه و ایران از استقلال بی‌سابقه برخودار بودند. در واقع می‌توان خرید کارخانه ذوب آهن از شوروی و تامین سرمایه این کار از راه فروش گاز به شوروی را از جمله مصادیق این استقلال دانست.
[۲۰] میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۳۲۰.


۷.۳ - روابط ایران و عراق

در زمینه سیاست خارجی ایران با کشور عرب همسایه خویش، باید به اختلاف دیرینه این دو کشور بر سر مساله شط‌العرب اشاره کرد. عراق با متحد خویش مصر توانسته بود، دردسرهایی برای ایران به وجود آورد؛ حمله نیروهای عراق به پاسگاه‌های مرزی ایران، دعوت به مبارزه‌ای بود که شاه از آن بیم داشت و روابط دو کشور بیش از پیش تیره‌تر شد؛ اما هنگامی که ایران و عراق به عضویت پیمان بغداد در آمدند، به نظر رسید که زمینه مساعدی برای حل اختلاف فراهم شده؛ اما با کودتای ۲۳ تیر ۱۳۷۷ش. "عبدالکریم قاسم" در بغداد به رژیم سلطنتی پایان داد و روابط آرام گذشته را بر هم ریخت و موجب بروز برخوردهای مرزی گردید. این رژیم قصد خروج خود را از پیمان بغداد اعلام داشت و دست حزب کمونیست را در کشورش باز گذاشت. در آذر ۱۳۳۸ش. بحران شط‌العرب به اوج خود رسید و باعث شد طرفین به تدارک نظامی در مرزها بپردازند که این درگیری با وساطت آمریکا و انگلیس فروکش کرد و مرگ "عبدالسلام عارف" که باعث شد، برادرش "عبدالرحمن" به قدرت برسد، اختلاف ایران و عراق را تا حدودی حل کرد.
[۲۱] مهدوی، هوشنگ، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، البرز، ۱۳۶۸، ج۲، ص۲۱۳.

البته کدورت بین دو کشور این حاصل را در برداشت که مرزها را بسته نگه می‌داشت و ارتباط بین مراکز علیمه ایران با روحانیت نجف را مشکل می‌کرد و با از بین رفتن کدورت‌ها مشکلی بر مشکل ساواک افزوده می‌شد و آن مراقبت در رفت و آمدهای بین این دو حوزه مذهبی بود؛ آنچه این رفت و آمدها را مهمتر از پیش می‌کرد، حضور امام خمینی در نجف بود.
[۲۲] بهنود، مسعود، دولت‌های ایران، تهران، فرهنگ و ارشاد، ص۵۲۵.

اما بار روی کار آمدن «حزب بعث» از سال ۱۳۴۷ش. در عراق دوباره تشنج بالا گرفت و ایران به کردهای عراق کمک تسلیحاتی و نظامی کرد که "احمد حسن البکر" نخست وزیر عراق در بغداد اعلام کرد که علائق زیادی کشور ما را با ایران مرتبط می‌سازد و ما هرچه در توان داریم، در تحکیم روابط خواهیم کذاشت. ایران به دنبال این سخنان تصمیم گرفت تا روابط خود را با این کشور تحکیم بخشد؛ اما به ناگاه عراق تصمیم گرفت، اسناد و مدارک کشتی‌هایی را که وارد شط‌العرب می‌شوند، بازرسی کنند و این تصمیم، آتش اختلاف دو کشور را بر افروخت و به این ترتیب کشتی‌های باری و جت‌های جنگنده نیروی هوایی ایران وارد شط‌العرب شدند و از طرفی آمریکایی‌ها به ایران فشار آوردند تا از عملیات نظامی خوداری کنند، با این اقدام جنگ سرد بین دو کشور شدت گرفت. بالاخره در جلسه سران کشورهای عضو «اپک» که در اسفند ۵۳ در الجزایر تشکیل شد و شاه ایران برای اولین بار در آن شرکت می‌کرد، طی دو جلسه طولانی با "صدام حسین" ریاست جمهوری عراق به یک توافق کلی دست یافتند که به بیانیه ۱۹۷۵م. الجزایر ۱۵ اسفند معروف شد.
[۲۳] عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۰۷۶.



یکی از مهمترین مسائل در روابط دو کشور، ماهیت روابط ایران و اسرائیل بود. در سال ۱۹۶۰م. شاه در پاسخ به سؤال یک خبرنگار خارجی درباره اینکه آیا ایران تصمیم گرفته که اسرائیل را به رسمیت بشناسد؟ گفت: ایران از سال‌های قبل اسرائیل را به رسمیت شناخته است و به دنبال این گفته شاه مصر روابط خود را با ایران قطع کرد؛ اما در سال ۱۹۷۰م. با مرگ "ناصر" رئیس جمهور مصر یک هیئت بلند پایه ایرانی به سرپرستی امیرعباس هویدا برای شرکت در مراسم تشییع و تدفین وی به مصر مسافرت کرد. هویدا در این مسافرت با "انور سادات" کفیل ریاست جمهوری ملاقات نمود؛ در این ملاقات انور سادات ضمن تجلیل از شاه اظهار داشت که صمیمانه مایل است تا مناسبات خود را با دولت شاهنشاهی ایران گسترش دهد.


اما بر خلاف نقش هویدا در سیاست خارجی، او نقش فعال و گسترده‌ای در سیاست داخلی کشور داشت. هویدا با گماردن دوستان و نزدیکان خود در مشاغل مهم دولتی تلاش موذیانه‌ای برای گرفتن قدرت آغاز کرد و توانست تا حد زیادی به اهداف خود برسد.


هویدا در طول مدت نخست وزیریش واکنش‌های متفاوتی را نسبت به مطبوعات نشان داد. وی در نخستین سال‌های زمامداریش با مطبوعات از در دوستی در آمد؛ ولی در سال‌های آخر حکومت خود به تدیج رنگ عوض کرد و سرانجام در سال ۵۳ تصمیم به لغو امتیاز بیش از ۵۰ روزنامه و مجله را گرفت و طرح انهدام مطبوعات را پی‌ریزی کرد.
[۲۴] عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۰۲۶.



در کابینه نخست وی، چهار وزیر دارایی، جنگ، اطلاعات، آب و برق به بهاییان سپرده شد و این به دلیل وابستگی هویدا به فرقه بهائیت چندان عجیب به نظر نمی‌رسد؛ البته همیشه خود این اتهام را رد می‌کرد و برای فریب مردم در نوروز ۱۳۴۴ش. راهی مشهد و قم شد و شبکه‌های مطبوعاتی او نیز این مسافرت را به طور گسترده پوشش دادند.
[۲۵] هویدا به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز اسناد تاریخی اطلاعات، ج۱، ص۱۸۰.



(فراماسونری در فرانسه بنای آزاد معنی می‌دهد و نام انجمن مخفی است که فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی انجام می‌دهند، افراد این انجمن به مجمع‌های خود، لژ می‌گویند و خود را فراماسون می‌خوانند.)
هویدا یک «فراماسون» (فراماسونری در فرانسه بنای آزاد معنی می‌دهد و نام انجمن مخفی است که فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی انجام می‌دهند، افراد این انجمن به مجمع‌های خود، لژ می‌گویند و خود را فراماسون می‌خوانند.) بود. انتظام دوست صمیمی او نیز یک فراماسون بود و گویا به تشویق او هویدا در سال ۱۳۳۹ش. به لژ جدید التاسیس "فروغی" پیوست.
[۲۶] میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۱۳۷.
در مورد وابستگی وی به فراماسونری اسناد مختلفی در دست می‌باشد که حضور او را در لژهای مولوی، لژ تهران و غیره ثابت می‌کند.
[۲۷] هویدا به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز اسناد تاریخی اطلاعات، ج۱، ص۳۶.



هویدا در احزاب سیاسی نیز حضور فعال داشت. او دبیر کلی «حزب ایران نوین» که در گذشته به نام کانون ترقی بود، را بر عهده داشت. همچنین او در سال ۱۳۵۳ش. دبیر کل «حزب رستاخیز» شد.
[۲۸] میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۱۹۱.



او در دوران نخست وزیری خود تا توانست به قدرت و تقویت ساواک افزود و در سایه این امر بر نارضایتی مشکلات جامعه سرپوش گذاشت.
[۲۹] مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲، ص۲۰۶.
ساواک در این دوره نقش اساسی در برقراری ارتباط با اسرائیل حتی بیش از وزارت خارجه را به عهده داشت.
[۳۰] مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ص۱۴۴.



مدرسه‌ای که هویدا در آن درس خواند، شاخه‌ای بود از «آلیانس جهانی اسرائیل» که در ۱۸۶۰م. در جهت همکاری با یهودیان در سراسر جهان برپا شد.
[۳۱] ناطق، هما، کارنامه فرهنگی فرنگی در ایران، ۱۳۸۰، ص۱۲۶.
اسرائیل کعبه آمال بهاییان بود. هویدا که به این فرقه تعلق داشت،
[۳۲] ذوالفقاری، ابراهیم، قصه هویدا، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۸۶، ص۷۴.
تلاش برای تعالی دولت صهیونیستی اسرائیل از وظایف فرقه‌ای او به شمار می‌رفت. "پرویز راجی" می‌نویسد: «هویدا از ایجاد چنین دولتی طرفداری می‌کرد و می‌گفت این تنها پادزهر سامی ستیزی تاریخی است. »
[۳۳] راجی، پرویز، خدمتگزاران تخت و طاووس، ترجمه مهران، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۴، ص۶۵.



با روی کار آمدن "کارتر" و فشار آنان به ایران به منظور اعمال حقوق بشر و دادن آزادی‌های سیاسی به مردم ایران و به اصطلاح ایجاد فضای باز سیاسی مقدمه‌ای برای تغییر دولت شد و در اواخر سال ۱۳۵۳ش. ضمن مذاکراتی که با مقامات آمریکایی صورت گرفت، قرار شد، هویدا جای خود را به یکی از افراد وابسته به سیاست آمریکا بدهد.
[۳۴] عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۲۸۴.



"ازهاری" که مامور تشکیل کابینه شده بود، برای اینکه حُسن نیت خود را به مخالفان نشان دهد، ۱۲ نفر را تحت نظر گرفت و یکی از آنها هویدا بود. محمدرضا شاه می‌نویسد: «من چندان به عقلانی بودن این استدلال اطمینان نداشتم.. . و به هویدا پیشنهاد کردم که سفارت بلژیک را قبول کند؛ اما او این توصیه را نپذیرفت»
[۳۵] پهلوی، محمدرضا، پاسخ به تاریخ، ترجمه ابوترابیان، تهران، مترجم، ۱۳۷۱، ص۳۵۰.
؛ اما "فریدون هویدا" می‌گوید: «شاه نه فقط به فکر نجات برادرم نبود، بلکه با پیشنهاد بختیار برای یک محاکمه نمایشی و اعدام هویدا هم موافقت کرده بود. »
[۳۶] هویدا، فریدون، سقوط شاه، ترجمه امران، تهران، اطلاعات، ۱۳۶۵، ص۲.



هویدا پس از بازداشت، در مهمانسرای ساواک واقع در روستای شیان ساکن شد. با اعلان بی‌طرفی ارتش، نگهبانان هویدا که همه عنصر ساواک بودند، از بیم جان گریختند و به هویدا هم توصیه کردند، فرار کند و برای این کار یک اتومبیل و اسلحه در اختیارش گذاشتند. هویدا توصیه آنها را نپذیرفت و می‌خواست، خود را تسلیم مقامات جدید کند؛
[۳۷] میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۴۱۰.
چون خود معتقد بود، کاری نکرده که بترسد و تا ۲۲ بهمن ۵۷ در آن محل باقی ماند، تا اینکه در این روند توسط نیروهای انقلابی دستگیر و به اقامتگاه امام خمینی در مدرسه علوی انتقال داده شد و آخرین روزهای زندگی خود را در زندان قصر سپری کرد و توسط دادگاه انقلاب محکوم به ضبط اموال و اعدام شد.
[۳۸] دلدم، اسکندر، زندگی و خاطرات هویدا، تهران، گلفام، ۱۳۷۲، ص۴۲۹



۱. دلدم، اسکندر، زندگی و خاطرات هویدا، تهران، گلفام، ۱۳۷۲، ص۱۷.
۲. فردوست، جستارهای از تاریخ معاصر ایران، تهران، اطلاعات، ج۲، ص۲۶۸.
۳. ذوالفقاری، ابراهیم، قصه هویدا، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۸۶، ص۷۱.
۴. دلدم، اسکندر، زندگی و خاطرات هویدا، تهران، گلفام، ۱۳۷۲، ص۷۵ـ۷۷.
۵. ذوالفقاری، ابراهیم، قصه هویدا، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۸۶، ص۴۸.
۶. میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۱۱۵.
۷. طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، تهران، علمی، ۱۳۷۱، ج۱، ص۵۱۰.
۸. ذوالفقاری، ابراهیم، قصه هویدا، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۸۶، ص۷۴.
۹. فردوست، جستارهای از تاریخ معاصر ایران، تهران، اطلاعات، ج۲، ص۶۳.
۱۰. عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۹۸۹.
۱۱. طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، تهران، علمی، ۱۳۷۱، ج۱، ص۵۰۹. هویدا وزیر دارائی
۱۲. عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۹۸۱.
۱۳. ضرغامی، جمشید، دولت‌های عصر مشروطیت، تهران، اداره کل قوانین شورای ملی، ص۳۹۰.
۱۴. میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۳۲۰.
۱۵. عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۰۱۳.
۱۶. میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۳۱۹.
۱۷. میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۷۸.
۱۸. ویلیام شوکراس، آخرین سفر شاه، ترجمه مهدوی، تهران، البرز، ۱۳۶۹، ص۲۶۵.
۱۹. مهدوی، هوشنگ، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، البرز، ۱۳۶۸، ج۲، صص۲۶۵ـ‌۲۶۶.
۲۰. میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۳۲۰.
۲۱. مهدوی، هوشنگ، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، البرز، ۱۳۶۸، ج۲، ص۲۱۳.
۲۲. بهنود، مسعود، دولت‌های ایران، تهران، فرهنگ و ارشاد، ص۵۲۵.
۲۳. عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۰۷۶.
۲۴. عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۰۲۶.
۲۵. هویدا به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز اسناد تاریخی اطلاعات، ج۱، ص۱۸۰.
۲۶. میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۱۳۷.
۲۷. هویدا به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز اسناد تاریخی اطلاعات، ج۱، ص۳۶.
۲۸. میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۱۹۱.
۲۹. مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲، ص۲۰۶.
۳۰. مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ص۱۴۴.
۳۱. ناطق، هما، کارنامه فرهنگی فرنگی در ایران، ۱۳۸۰، ص۱۲۶.
۳۲. ذوالفقاری، ابراهیم، قصه هویدا، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۸۶، ص۷۴.
۳۳. راجی، پرویز، خدمتگزاران تخت و طاووس، ترجمه مهران، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۴، ص۶۵.
۳۴. عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۲۸۴.
۳۵. پهلوی، محمدرضا، پاسخ به تاریخ، ترجمه ابوترابیان، تهران، مترجم، ۱۳۷۱، ص۳۵۰.
۳۶. هویدا، فریدون، سقوط شاه، ترجمه امران، تهران، اطلاعات، ۱۳۶۵، ص۲.
۳۷. میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، معمای، ص۴۱۰.
۳۸. دلدم، اسکندر، زندگی و خاطرات هویدا، تهران، گلفام، ۱۳۷۲، ص۴۲۹



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله«هویدا»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۲۳/۹.    






جعبه ابزار