• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

واژه اعتزال در قرآن (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




واژه اعتزال در قرآن در قرآن، «اعتزال» به معنای کناره‌گیری سنجیده از منازعات عقیدتی، سیاسی و نظامی به‌کار رفته است.
این واژه در ماجرای ابراهیم، موسی و اصحاب کهف به‌صورت پرهیز از مجادلات بی‌ثمر و در سوره نساء به‌ عنوان اصل بی‌طرفی و عدم مداخله در جنگ‌ها و مناقشات سیاسی بیان شده است.
اعتزال در قرآن روشی برای حفظ صلح، مصون‌ماندن از آسیب و سامان‌دادن به روابط بر پایه عقلانیت و پرهیز از خصومت معرفی می‌شود.



در قرآن از واژه «اعتزال» براى بيان اين حالت سياسى و نظامى در روابط بين‌المللى استفاده شده است.
كلمه اعتزال در قرآن، بيش‌تر در چند مورد زير به كار برده شده است:

۱.۱ - اعتزال در مناقشات عقيدتى

قرآن در شرايطى كه صاحبان عقيده و ایمان نتوانند مخالفان را قانع كنند كه آن‌ها را تحمل كنند و يا به دلایلى تحمل مناقشات غيرمنطقى مخالفان براى آنان امكان‌پذير نباشد، به حالت كناره‌گيرى افراد با ايمان و دور نگه‌داشتن خود از مناقشات غيرمنطقى، اعتزال اطلاق كرده است.

۱.۱.۱ - نمونه اعتزال ابراهیم (ع)

در جريان درگيرى‌هاى عقيدتى ابراهيم (علیه‌السلام) با شيوه‌هاى غيرمنطقى بت‌پرستان زمان، هنگامى كه وى مناقشات را بى‌ثمر مى‌بيند، از آنان كناره‌گيرى مى‌كند و قرآن حالت وى را چنين توصيف مى‌كند:
(وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعونَ مِن دونِ اللَّهِ وَ أَدْعو رَبّی.)
(من از شما و آن‌چه كه مى پرستيد كناره‌گيرى مى‌كنم و خدايم را مى‌طلبم.)

۱.۱.۲ - نمونه اعتزال موسی (ع)

در مورد بنی‌اسرائیل نيز هنگامى كه موسى (علیه‌السلام) سست عنصرى و عدم احساس مسئوليت و پوچى آن‌ها را مشاهده كرد كه حتى براى نجات خود نيز وى را حمايت نمى‌كنند، گفت:
(وَ إِنْ لَّمْ تؤْمِنوا لی فاعْتَزِلونِ.)
(اگر نمى‌خواهيد به من ايمان بياوريد، ناگزير من خود را كنار مى‌كشم.)
يعنى خود دانيد و فرعون و وضعيت نكبت‌بار اسارت.

۱.۱.۳ - نمونه اعتزال اصحاب کهف

اصحاب کهف نيز پس از مشاهده سرسختى و گمراهى مردم خود، بنا به توصيه يارى آگاه، از مناقشات غيرمنطقى كناره‌گيرى كردند و قرآن از اين حالت به اعتزال تعبير كرده است:
(وَ إِذِ اعْتَزَلْتُموهُمْ وَ ما يَعْبُدونَ إِلاّ اللّهَ فأْووا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ‌.)
(هنگامى كه از آنان و آن‌چه كه جز خدا مى‌پرستند كناره‌گيرى نموديد، به غار پناه ببريد تا رحمت بى‌پايان الهى شما را فراگيرد.)

۱.۱.۴ - ثمرات اعتزال ابراهیم (ع)

ابراهيم با اعتزال توانست به نوعى ديگر راه توحید را تحكيم بخشيده و بقاى دعوتش را تضمين كند:
(فَلَمّا اِعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدونَ مِنْ دونِ اللّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقوبَ وَ كُلاًّ جَعَلْنا نَبيًّا.)
(آن‌گاه كه ابراهيم از بى‌خردان گمراه و آن‌چه كه به جز خدا عبادت مى‌كردند كناره‌گيرى نمود، به او اسحق و یعقوب را ارزانى داشتيم و همگى را از پیامبران قرار داديم.)

۱.۱.۵ - نمونه‌های تاریخی اعتزال

اين نوع اعتزال را در زندگى پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) قبل از بعثت كه در حرا كناره‌گيرى گزيد و نيز زندگى سياسى علی (علیه‌السلام) در دوران جدايى از رهبرى امت و ساير امامان معصوم و حتى در شيوه مبارزاتى بسيارى از رهبران مذهبى و غير مذهبى مى‌توان مشاهده كرد.

۱.۱.۶ - ماهیت اعتزال

اعتزال به اين معنا به مفهوم منفى و دورى از مسئوليت‌ها و كناره‌گيرى از تعهداتى كه هر انسان عالم و آگاه در برابر جامعه و مردمش دارد، نيست؛ بلكه منظور از آن نوعى شيوه مؤثر در تبليغ و انجام رسالت خطير است كه مشابه آن را در تاكتيک‌هاى جنگ و گريز نظامى مى‌توان سراغ گرفت.

۱.۱.۷ - نکوهش استثنایی اعتزال

در قرآن تنها در يک مورد نسبت به شيوه اعتزال يكى از پيامبران آن هم نه با تعبير به اعتزال نكوهش مشاهده مى‌شود:
(وَ ذا النّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ‌.)
(پيامبرى كه سرانجام صاحب ديار ماهى شد با خشم، از مردمش جدا شد و به راه خود رفت به گمان اين‌كه ما او را در نخواهيم يافت.)

۱.۱.۸ - کاربرد معزل

در موردى ديگر به محل كناره‌گيرى فرزند ناخلف، نوح «معزل» اطلاق كرده است:
(وَ نادى نوحٌ اِبْنَهُ وَ كانَ فی مَعْزِلٍ يا بُنَيَّ اِرْكَبْ مَعَنا.)
(نوح فرزند خود را كه در پناه‌گاهى كناره گرفته بود، ندا داد كه با ما به كشتى درآى.)

۱.۱.۹ - جمع‌بندی قرآنی اعتزال

با توجه به آيات مذكور مى‌توان گفت: اعتزال نوعى پناه گرفتن براى دور ماندن از خطرات اجتناب‌ناپذير و برخوردارى از حالت آسيب‌ناپذيرى در برابر جريان‌هاى به دور از اختيار و قدرت انسانى است.

۱.۲ - اعتزال در مناقشات سياسى

قرآن درباره كسانى كه از درگيرى و مناقشات بى‌ثمر سياسى آزرده شده و تمايلى به آن ندارند و نه بر عليه مسلمانان و نه به نفع آن‌ها حاضر به حضور در درگيرى‌ها و مداخله در مناقشات هستند و خواهان زندگى صلح‌آميز با همه مى‌باشند، واژه اعتزال را به كار مى‌برد و مى‌گويد:
(فإِنِ اعْتَزَلوكُمْ فَلَمْ يُقاتِلوكُمْ وَ أَلْقَوْاْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبيلًا.)
(هرگاه از شما كناره گرفتند و با شما درگير نشدند و پيشنهاد صلح دادند، شما را بر آن‌ها چيرگى نيست.)

۱.۲.۱ - اعتزال به‌عنوان اصل سياسى

اعتزال در اين آيه داراى بار سياسى است و كناره‌گيرى از درگيرى و مناقشات سياسى را نيز دربر دارد، زيرا دو جمله:
(فَلَمْ يُقاتِلوكُمْ‌.)
و (أَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ‌.)
تفسير جمله (فإِنِ اعْتَزَلوكُمْ‌.) است و به اين ترتيب اعتزال به مفهوم عدم مداخله سياسى و كناره‌گيرى در مناقشات سياسى به عنوان يک اصل سياسى قرآنى در روابط خارجى مطرح مى‌شود.

۱.۲.۲ - حدود اعتزال سياسى

در اين مورد نيز اعتزال به مفهوم بى‌نقشى و سلب مسئوليت و كناره‌گيرى از تعهدات انسانى به كار برده نشده است و مفهوم آن كناره‌گيرى از دخالت در امورى است كه يا مربوط به شؤون ديگران و يا موجب تيرگى روابط و خصومت‌ها و درگيرى‌هاى بى‌ثمر مى‌شود.

۱.۳ - بی‌طرفی در جنگ

قرآن به هنگام بروز درگيری‌هاى نظامى از دولت‌هاى خارج از حوزه درگيرى مى‌خواهد كه عليه دارالاسلام وارد جنگ نشوند و آن‌ها مى‌توانند در چنين مواردى حتى از مداخله به نفع دارالاسلام هم خوددارى ورزند.

۱.۳.۱ - اعتزال نظامی

قرآن از اين حالت نظامى به اعتزال تعبير مى‌كند:
(فإِنْ لَمْ يَعْتَزِلوكُمْ وَ يُلْقوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَ يَكُفّوا أَيْديَهُمْ فَخُذوهُمْ وَ اُقْتُلوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُموهُمْ وَ أولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبيناً.)
(اگر از درگيرى كناره‌گيرى نكردند كه با شما به مسالمت رفتار كنند و دست از شما بردارند، آن‌گاه آن‌ها را دستگير كنيد و هركجا يافتيد نابودشان كنيد، اينان كسانى هستند كه ما شما را بر آن‌ها چيرگى داديم.)
(وَ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ.)
(تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَ مَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَ لَا يَحْزَنَّ وَ يَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا.)
(إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ.)


۱. مریم/ سوره۱۹، آیه۴۸.    
۲. دخان/ سوره۴۴، آیه۲۱.    
۳. کهف/ سوره۱۸، آیه۱۶.    
۴. مریم/ سوره۱۹، آیه۴۹.    
۵. انبیاء/ سوره۲۱، آیه۸۷.    
۶. هود/ سوره۱۱، آیه۴۲.    
۷. نساء/ سوره۴، آیه۹۰.    
۸. نساء/ سوره۴، آیه۹۰.    
۹. نساء/ سوره۴، آیه۹۰.    
۱۰. نساء/ سوره۴، آیه۹۰.    
۱۱. نساء/ سوره۴، آیه۹۱.    
۱۲. بقره/سوره۲، آیه۲۲۲.    
۱۳. احزاب/سوره۳۳، آیه۵۱.    
۱۴. شعراء/سوره۲۶، آیه۲۱۲.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص۲۹۸-۳۰۱.    






جعبه ابزار