| امیر جمله مردان و صاحب ناموس• • • • ولی شیر خدا کار ساز روز عبوس | | |
| شهی که در نظر همّتش حقیر بود• • • • هزار ملک سلیمان و گنج دقیانوس | | |
| چو ذو الفقار گرفتی به کف به روز مصاف• • • • به خاک تیره فکندی هزار تن ز رؤس | | |
| چنان به تارک هشام تیغ قهر براند• • • • که شد ز فرق سر او دو نیم تا قربوس | | |
| نماز و روزه و حج و زکوة بیمهرش• • • • به روز حشر همه زرق باشد و سالوس | | |
| کمال جلوهی طاووس را از آن چه زیان• • • • که ابلهی بگزیند غراب بر طاووس | | |
| اگر به غیر علی (ع) التجا بری دانم• • • • که روز حشر نیابی امان ز ضرب دبوس | | |
| رسول در شب اسری برون ز کون و مکان• • • • طلوع نور علی دید در مکان جلوس | | |
| ثنا و مدحت او گفت در همه قرآن• • • • هزار جای فزونتر مهیمن قدوس | | |
| کسی که مهر علی را به جان و دل نخرید• • • • یقین که نسل یزید است و نطفهی جاموس | | |
| هزار لعنت حق بر یزید و قوم یزید• • • • که دین ز دست بدادند از برای فلوس | | |
| برای منصب دنیا بر اهل بیت رسول• • • • کشید تیغ یزید لعین و شمر نحوس | | |
| بهشت و حور برای موالیان علی است• • • • حرام باد بر اعداش مال و عمر و عروس | | |
| مرا رسد که به تیغ محبّت حیدر• • • • برآورم همگی مغز دشمنان چو سبوس | | |
| میان جمله محبّان آل پیغمبر (ص) • • • • به مدحت اسد اللّه (ع) مینوازم کوس | | |
| مراست دین درست و تراست جهل و نفاق• • • • که عود را نه بدابسته ز هیمهی سوس | | |
| ز بعد احمد و حیدر امام دانی کیست؟ • • • • حسن بود به حقیقت حسین شاه فروس | | |
| | |