کنارهگیری از مناقشات بیثمر عقیدتی (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
کنارهگیری از مناقشات بیثمر عقیدتی، در
قرآن «
اعتزال» به معنای کنارهگیری آگاهانه از مناقشات بیثمر و رویاروییهای غیرمنطقی بهکار رفته است.
این اصطلاح در سرگذشت
ابراهیم،
موسی و
اصحاب کهف برای توصیف دوری گزیدن آنان از درگیریهای بیفایده یا خطرناک به کار رفته است.
روایات قرآنی اعتزال را نه ترک مسئولیت، بلکه روشی برای حفظ پیام، مصونماندن از آسیب و پیگیری مؤثر رسالت معرفی میکنند.
در جمعبندی، اعتزال نوعی پناهبردن برای دورماندن از آسیبهای اجتنابناپذیر و حفظ توان کنش مؤثر در برابر شرایط خارج از اختیار
انسان دانسته میشود.
قرآن در شرايطى كه صاحبان عقيده و
ایمان نتوانند مخالفان را قانع كنند كه آنها را تحمل كنند و يا به دلائلى تحمل مناقشات غيرمنطقى مخالفان براى آنان امكانپذير نباشد، به حالت كنارهگيرى افراد با ايمان و دور نگهداشتن خود از مناقشات غيرمنطقى، اعتزال اطلاق كرده است.
در جريان درگيرىهاى عقيدتى ابراهيم (علیهالسلام) با شيوههاى غيرمنطقى
بتپرستان زمان، هنگامى كه وى مناقشات را بىثمر مىبيند، از آنان كنارهگيرى مىكند و قرآن حالت وى را چنين توصيف مىكند:
(وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعونَ مِن دونِ اللَّهِ وَ أَدْعو رَبّی) (من از شما و آنچه كه مى پرستيد كنارهگيرى مىكنم و خدايم را مىطلبم.)
در مورد
بنیاسرائیل نيز هنگامى كه موسى (علیهالسلام) سست عنصرى و عدم احساس مسئوليت و پوچى آنها را مشاهده كرد كه حتى براى نجات خود نيز وى را حمايت نمىكنند، گفت:
(وَ إِنْ لَّمْ تؤْمِنوا لی فاعْتَزِلونِ) (اگر نمىخواهيد به من ايمان بياوريد، ناگزير من خود را كنار مىكشم.)
يعنى خود دانيد و
فرعون و وضعيت نكبتبار اسارت.
اصحاب كهف نيز پس از مشاهده سرسختى و گمراهى مردم خود، بنا به توصيه يارى آگاه، از مناقشات غيرمنطقى كنارهگيرى كردند و قرآن از اين حالت به اعتزال تعبير كرده است:
(وَ إِذِ اعْتَزَلْتُموهُمْ وَ ما يَعْبُدونَ إِلاّ اللّهَ فأْووا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ) (هنگامى كه از آنان و آنچه كه جز
خدا مىپرستند كنارهگيرى نموديد، به غار پناه ببريد تا
رحمت بىپايان الهى شما را فراگيرد.)
ابراهيم با اعتزال توانست به نوعى ديگر راه
توحید را تحكيم بخشيده و بقاى دعوتش را تضمين كند:
(فَلَمّا اِعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدونَ مِنْ دونِ اللّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقوبَ وَ كُلاًّ جَعَلْنا نَبيًّا) (آنگاه كه ابراهيم از بىخردان گمراه و آنچه كه به جز خدا عبادت مىكردند كنارهگيرى نمود، به او اسحق و
یعقوب را ارزانى داشتيم و همگى را از پيامبران قرار داديم.)
اين نوع اعتزال را در زندگى
پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) قبل از
بعثت كه در
حرا كنارهگيرى گزيد و نيز زندگى سياسى
امام علی (علیهالسلام) در دوران جدايى از
رهبری امت و ساير
امامان معصوم و حتى در شيوه مبارزاتى بسيارى از رهبران مذهبى و غيرمذهبى مىتوان مشاهده كرد.
اعتزال به اين معنا به مفهوم منفى و دورى از مسئوليتها و كنارهگيرى از تعهداتى كه هر
انسان عالم و آگاه در برابر
جامعه و مردمش دارد، نيست؛ بلكه منظور از آن نوعى شيوه مؤثر در تبليغ و انجام رسالت خطير است كه مشابه آن را در تاكتيکهاى
جنگ و گريز نظامى مىتوان سراغ گرفت.
در قرآن تنها در يک مورد نسبت به شيوه
اعتزال يكى از پيامبران آن هم نه با تعبير به اعتزال نكوهش مشاهده مىشود:
(وَ ذا النّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ.) (پيامبرى كه سرانجام صاحب ديار ماهى شد با خشم، از مردمش جدا شد و به راه خود رفت به گمان اينكه ما او را در نخواهيم يافت.)
در موردى ديگر به محل كنارهگيرى فرزند ناخلف،
نوح «
معزل» اطلاق كرده است:
(وَ نادى نوحٌ اِبْنَهُ وَ كانَ فی مَعْزِلٍ يا بُنَيَّ اِرْكَبْ مَعَنا) (نوح فرزند خود را كه در پناهگاهى كناره گرفته بود، ندا داد كه با ما به كشتى درآى.)
با توجه به آيات مذكور مىتوان گفت:
اعتزال نوعى پناه گرفتن براى دور ماندن از خطرات اجتنابناپذير و برخوردارى از حالت آسيبناپذيرى در برابر جريانهاى به دور از اختيار و قدرت انسانى است.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۳، ص۲۹۸-۳۰۰.