• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

جامعه سیاسی قبیله (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





جامعه سياسى قبيله، از مباحث مطرح در فقه سیاسی است.
دولت و کشور به معنای حقوقی آن، لزوماً با وسعت جغرافیایی تعریف نمی‌شود.
نظام سیاسی غالب در شبه‌جزیره عربستان در آستانه بعثت پیامبر اسلام (صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نظام قبیله‌ای بود.
هر قبیله با دارا بودن سرزمین، جمعیت، ساختار رهبری و حاکمیت واحد سیاسی مستقلی محسوب می‌گردید.
شهر مکه با مرکزیت کعبه و تحت رهبری قریش نمونه‌ای بارز از این واحدهای مستقل سیاسی بود.
این ساختارهای قبیله‌ای، با وجود کوچکی و سادگی، از عناصر اصلی تشکیل‌دهنده کشور در حقوق بین‌الملل معاصر برخوردار بودند.

فهرست مندرجات

۱ - کشور و وسعت جغرافیایی
       ۱.۱ - نمونه‌های معاصر کشورهای کوچک
       ۱.۲ - قیاس با واحدهای جغرافیایی کوچکتر
۲ - وضعیت سیاسی عربستان در عصر بعثت
       ۲.۱ - ویژگی‌های جغرافیایی
       ۲.۲ - حجاز و نظام حاکم بر آن
       ۲.۳ - موقعیت یهودیان و مسیحیان
۳ - نظام سیاسی قبیله‌ای
       ۳.۱ - تعریف قبیله
       ۳.۲ - عناصر تشکیل‌دهنده کشور در قبیله
       ۳.۳ - سلسله مراتب و تقسیمات درونی
       ۳.۴ - تابعیت در نظام قبیله‌ای
       ۳.۵ - پیمان‌ها و روابط بین قبایل
۴ - نمونه‌های مشخص از واحدهای سیاسی
       ۴.۱ - نظام سیاسی قبیله‌ای در یمن
       ۴.۲ - امارات حیره و غسان
       ۴.۳ - سایر حکومت‌های کوچک
       ۴.۴ - شهر مستقل مکه
       ۴.۵ - جایگاه قریش
              ۴.۵.۱ - تأسیسات و حرمت کعبه
              ۴.۵.۲ - رهبری و سیادت عبدالمطلب
۵ - خصلت آزادی و استقلال در جامعه قبیله‌ای
       ۵.۱ - مبانی آزادی‌طلبی و عدم وابستگی
       ۵.۲ - مقایسه با جامعه شهرنشین
       ۵.۳ - تعصب قبایل صحرانشین
       ۵.۴ - استقلال‌طلبی قبایل صحرانشین
۶ - پانویس
۷ - منبع


بى‌شک در ماهيت سرزمين به مفهوم حقوقى كه محقق موضوع كشور و عنصر مادى مفهوم حقوقى دولت است، به‌عنوان فضاى مادى و جغرافیایی اعمال حاكميت، وسعت و يا كوچكى تأثيرى ندارد.
همان‌طورى كه در یونان باستان، آتن با طول و عرض جغرافيايى بسيار محدود، كشورى با عنصر كامل محسوب مى‌شد.
شهرهاى ديگر يونان و نيز شهرهاى فنيقيه و كلده هر كدام كشورى مستقل و برخوردار از حاكميت و دولت بودند.

۱.۱ - نمونه‌های معاصر کشورهای کوچک

امروز نيز در جهان، كشورهاى بسيار كوچكى وجود دارد كه گاه مساحت اراضى آن از ۵ كيلومتر مربع تجاوز نمى‌كند.
به‌طور مثال جزيره «پيكترن» با مساحت تقريبى ۵ كيلومتر مربع و با ۷۵ نفر سكنه، كشور به‌شمار مى‌رود؛
نرو (بر وزن هلو) كه يک جزيره آتش‌فشان با مساحتى در حدود ۲۲ كيلومتر مربع مى‌باشد که از سال (۱۹۶۸ م) به استقلال رسيده و يک كشور جمهوری است؛
كشور ميدوى با ۵ كيلومتر مربع و ۲ هزار نفر جمعيت؛
جمهورى نائورو با ۲۲ كيلومتر مربع و ۸ هزار نفر جمعيت؛
كشور نورفک با ۳۶ كيلومتر مربع مساحت و ۲ هزار نفر جمعيت؛
كشور انكوئيلا با مساحتى برابر ۹۱ كيلومتر مربع و ۶۶۰۰ نفر جمعيت؛
جزائر ساموآى شرقى با ۱۹۷ كيلومتر مربع وسعت و جمعيتى در حدود ۳۱ هزار نفر داراى فرماندار انتخابى و توسط رؤساى قبايل اداره مى‌شود؛
جمهورى مالت با وسعت ۳۱۵ كيلومتر و جمعيتى در حدود ۳۶۰ هزار نفر كشورى مستقل است که از سال (۱۹۶۴ م) به عضويت سازمان ملل متحد درآمده است؛
گرانادا با ۳۴۴ كيلومتر وسعت و ۱۰۰ هزار نفر جمعيت از سال (۱۹۷۴ م) به عضويت سازمان ملل متحد درآمده است؛
بالاخره كشور اميرنشين ليشتنشتاين بين سويس و اتريش به مساحت ۱۶۰ كيلومتر مربع از سال (۱۸۶۶ م) به استقلال دست يافته است.

۱.۲ - قیاس با واحدهای جغرافیایی کوچکتر

اكنون با مقايسه كشورهاى نامبرده با شهر كوچكى از ايران مانند آستانه با وسعت ۳۵۶ كيلومتر مربع در استان گیلان مى‌توان مساحت جغرافيايى اين كشورها را به خوبى تصور كرد.
قدر مشتركى را در انطباق مفهوم كشور، بين شوروى با ۲۲ ميليون كيلومتر مربع وسعت و ۲۶۵ ميليون نفر جمعيت و نائورو با ۲۲ كيلومتر مربع و ۸ هزار نفر جمعيت كه هر دو داراى قانون اساسی، رژیم جمهوری و مستقل هستند، می‌توان به‌دست آورد.


حال با چنين قياسى برآنيم كه وضع سياسى سرزمين‌هایى را مورد بحث قرار دهيم كه در عصر بعثت پيامبر اسلام (صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به‌ويژه در جزیرة‌العرب و مجاور آن توسط رؤساى قبايل، حكام و زمامدارانى اداره مى‌شدند.
از چند كشور بزرگ مانند دو امپراتوری ایران و روم، حبشه، یمن، مصر و حمیر كه داراى تشكيلات سياسى منسجم و دولت به مفهوم حقوقى آن بودند بگذريم، وضع سياسى مناطق ديگر آن چنان مشخص نيست كه بتوان معيارهاى حقوقى جديد در مورد آنها آن‌گونه كه امروز درباره كشورهاى مختلف جهان به بحث و گفتگو مى‌نشينيم تحليل و بررسى نمود.
چنان‌كه خواهيم ديد روابط سياسى پيامبر اسلام (صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) با مردم اين مناطق با مفاهيم حقوقى قابل انطباق است.

۲.۱ - ویژگی‌های جغرافیایی

شبه جزيره عربستان با بيش از ۳ ميليون كيلومتر وسعت، تنها حاشيه باريكى از زمين‌هاى آن به‌صورت مسكونى بود و به‌دليل كم آبى مجبور بودند دائما از نقطه‌اى به نقطه ديگر در جستجوى آب و چراگاه كوچ كنند.
شبه جزيره عمدتا شامل بخش‌هاى نجد، حجاز، يمن، عدن، حضرموت، یمامه و نجران مى‌شد.
تنها يک ششم از مردم در شهرها سكونت داشتند.

۲.۲ - حجاز و نظام حاکم بر آن

در حجاز به جز شهرهاى مكه، مدینه و طائف بقيه مناطق مسكونى اعراب به‌طور پراكنده در اختيار قبايل و صحرانشينان بود.
در شهرهاى نامبرده نيز نظام قبيله‌اى حاكم بود و حالت انزواگونه‌اى داشت كه كمتر توجه قدرت‌هاى بزرگ آن عصر را به خود جلب مى‌كرد.
استقلال سياسى حجاز در برابر قدرت‌هايى چون امپراتورى روم، ايران و يمن موجب شده بود كه قبايل عرب، نظام خود را همچنان حفظ كنند و كمتر تحت تأثير فرهنگ نظام‌هاى ديگر قرار گيرند.

۲.۳ - موقعیت یهودیان و مسیحیان

گروه‌هايى از مسيحيان و يهوديان كه به‌دلايل خاصى به‌ترتيب در نجران (منطقه‌اى بين حجاز و يمن)، خیبر و سرزمين يثرب سكونت اختيار كرده بودند نيز از استقلال برخوردار بودند و نظامى شبيه نظام قبايل عرب را داشتند.
در متن اولين معاهده پيامبر اسلام (صل‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم) با يهوديان يثرب، نام ۹ قبيله يهود آمده است.


اصولا اساس ملیت، جامعه سیاسی، نظام حكومت در حجاز و بخش‌هاى ديگرى از شبه جزيره عربستان، نظام قبيله‌اى بود كه با توجه به معنى شناور كشور در جهان امروز قابل انطباق با مفاهيم حقوقى نيز مى‌باشد.
تاريخ روابط دیپلماسی غرب و حقوق بين‌الملل، از گذشته‌هاى دور در زمينه روابط سياسى كشورها و ملت‌هایى گفتگو مى‌كند كه هر كدام از آنها تشكيلاتى كمتر از يک قبيله كوچک داشته است.
به‌طور مثال پس از تجزيه امپراتورى روم كه حادثه بزرگى در تاريخ اروپا بود فقط در آلمان بيش از ۳۵۰ كشور مستقل به‌وجود آمد.
كسى كه تاريخ ديپلماسى و حقوق بين‌الملل را مى‌خواند اين تصور بر او چيره مى‌شود كه جز اروپا و بخش ديگرى كه با اروپا در رابطه بوده است در جهان وجود نداشته است.
پيامبر اسلام (صل‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم) با بسيارى از قبايل، شهرها و جامعه‌هاى عصر خود ارتباط سياسى برقرار نمود.
آيا اين روابط از چارچوب روابط ديپلماتيک و نيز آن سرزمين‌ها از موضوع حقوق بين‌الملل خارج است‌؟
براى پاسخ به اين سؤال بايد يک‌بار ديگر نظام سياسى قبيله‌اى را مورد بررسى قرار داد.

۳.۱ - تعریف قبیله

قبيله گروهى از خانواده‌هاى خويشاوندى است كه به‌دليل رابطه نسبى، سببى و انگيزه زندگى مشترک در يک سرزمين گرد هم آمده و تحت رياست شيخ قبيله كه معمولاً كهنسال‌ترين يا مقتدرترين عضو قبيله است طبق يک سلسله رسومات، سنت‌ها و مقررات عرفى مشتركى اداره مى‌شوند.

۳.۲ - عناصر تشکیل‌دهنده کشور در قبیله

در جامعه سياسى قبيله، عناصر كشور و محتواى دولت وجود دارد: سرزمین، تشكل عمومى، قدرت سیاسی و حکومت.
سرزمين، گاه به‌صورت شناور و گاه به‌صورت ثابت است.
در مورد اول نيز انتخاب سرزمين جديد طبق رسوم و مقررات ثابتى انجام مى‌پذيرد و تنفیذ آن در چارچوب اختيارات و اقتدارات شيخ قبيله قرار مى‌گيرد.
سرزمين در نظام سياسى قبيله، هم جنبه حقوق خصوصی دارد كه با مقررات مربوط به مالکیت خصوصی تنظيم مى‌شود، هم قلمرو حاكميت قبيله، داراى جنبه حقوق عمومی است و به‌همين دليل كشور قبيله بر آن صادق مى‌باشد.
تشكل در نظام قبيله‌اى موجب همبستگى شديد و دائمى در ميان عرب بوده است.
هر قبيله‌اى از طبقاتى تشكيل مى‌شده و هر طبقه به نوبه خود تقسيمات فرعى داشت.
هر كدام از تقسيم‌بندي‌ها فروعى و به‌همين ترتيب تا دستجات كوچک‌تر كه اداره هر كدام از اين رده‌ها با سلسله مراتب خاصى انجام مى‌پذيرفت.

۳.۳ - سلسله مراتب و تقسیمات درونی

نهایة الارب، طبقات قبايل عرب را چنين توضيح مى‌دهد: «گروه‌بنديی‌ها به‌ترتيب سلسله مراتب از بالا به پايين به نام شعب، قبيله، عماره، بطن، فخذ و فصیله ناميده مى‌شدند.»
شعب كه نام فراگير همه اعضاء و گروه‌ها بود به چند گروه بزرگ تقسيم مى‌شد كه نام قبيله مى‌گرفت. مانند قبيله ربيعه و مضر.
هر قبيله نيز داراى چند دسته بود كه به نام عماره ناميده مى‌شد. مانند قريش و کنانه.
هر عماره نيز به چندين بخش تقسيم مى‌شد كه هر كدام را بطن مى‌گفتند. مانند بنی‌عبدمناف و بنی‌مخزوم.
هر بطن نيز تقسيماتى داشت كه هر گروه از آن را مانند بنی‌هاشم و بنی‌امیه فخذ مى‌ناميدند.
گروه‌هاى منشعب از فخذ، فصيله ناميده مى‌شدند، مانند بنى‌العباس و طالبیین.

۳.۴ - تابعیت در نظام قبیله‌ای

در معاهده مدينه كه پيامبر اسلام (صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) طى آن اعلام ايجاد امت واحد اسلامى را نمود اسامى تعدادى از طوايف و قبايل عرب كه در اين اتحاد و جامعه سياسى جديد شركت كرده بودند ذكر شده است، از آن جمله: بنى‌عوف، بنی‌حارث، بنى‌حشم، بنى‌نجار، بنى‌عمروه، بنى‌النبيت و بنى‌اوس.

۳.۵ - پیمان‌ها و روابط بین قبایل

جرجی زیدان مورخ معروف در كتاب تاريخ العرب قبل الاسلام، در مورد تشكل جامعه سياسى يمن كه نمونه ديگرى از نظام قبيله‌اى است مى‌نويسد:
«جامعه سياسى يمن از چندين واحد به نام محفد تشكيل مى‌شد. هر محفد از چندين قصر، هر قصر از چندين دز، هر دز شيخ و اميرى داشت كه داراى تشكيلات نظامى و ادارى بود.
به ترتيبى كه در حكومت‌هاى بابل قديم وجود داشته است عنوان و لقب سران محفد و قصر با كلمه ذو آغاز مى‌شد كه به معنى صاحب و داراست.
مشهورترين حكومت‌هاى محافد و قصور عبارت بودند از غمدان، تلفم، ناعم، ناعط، ضرواح، سلحين، ظفاز، شيام، بینون، ديام، براقش، روثان، ارياب و عمران كه بعضى از آنها بعد از انتشار اسلام نيز همچنان باقى ماندند.
گاه چندين محفد مى‌شدند و زمامدار واحدى را برمى‌گزيدند كه قيل ناميده مى‌شود و كشور فدرالى را كه از اتحاد چندين محفد تشكل مى‌شد مخلاف مى‌ناميدند.
هرگاه يكى از قيل‌ها (شاهان) قدرتى مى‌يافت پا از مخلاف (كشور فدرال) خويش فراتر مى‌نهاد و مخلاف‌هاى ديگرى را تحت تصرف در مى‌آورد و امپراتورى كوچكى به‌وجود مى‌آورد، خود را ملک (پادشاه بزرگ) مى‌خواند.»
[۲] زیدان، جرجی، تاريخ العرب قبل الاسلام، ص۱۹۰.



روابط واحدهاى كشورى قبايل عرب در شبه جزيره عربستان در آستانه بعثت پيامبر اسلام (صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گاه دوستانه و احيانا خصمانه، گاه با جنگ، غارت و خونريزى همراه بوده است.
به‌طور مثال قبيله اوس و خزرج كه هر دو ساكن سرزمين يثرب بودند، با هم دشمنى ديرينه‌اى داشتند كه در بعض موارد به جنگ‌هاى خونينى منتهى مى‌شد.
اين خصومت ديرينه، با معاهده اخوت اسلامى كه پيامبر اكرم (صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بين آنها بست، براى هميشه از ميان رفت.
در نواحى داخلى جزيرة العرب ملوكى به‌وجود آمدند كه به قبیله کنده منسوب بودند و سال‌ها بر بخشى از اين نواحى حكم راندند، ولى به‌دليل اختلافات داخلى و بى‌پايگى نظام تشكيلاتى، كشورشان منقرض شد و به قدرت‌هاى كوچک‌ترى تقسيم گرديد.
[۴] ابراهیم حسن، حسن، تاريخ سياسى اسلام، ج۱، ص۱۶.

به موجب آثارى كه اخيرا در عربستان از خاک بيرون آمده و نوشته‌هاى يونانيان نيز آن را تأييد مى‌كند، كشورى به نام معین، قرن‌ها قبل از ظهور اسلام در جزيرة‌العرب وجود داشته است كه داراى تشكيلات سياسى و دولت مقتدرى بوده است.
كشور سبا كه ملوک حمیر در آن حكومت مى‌راندند از قدرت، نظام و شوكت خاصى برخوردار بوده است.
آخرين پادشاه سبا، يوسف ذونواس بود كه به امر امپراتور روم و توسط پادشاه حبشه از ميان برداشته شد.

۴.۱ - نظام سیاسی قبیله‌ای در یمن

يكى از ملوک يمن به آيين يهود پيوست و به‌دنبال كشتار دسته‌جمعى نصارى به‌ دست وى، نصاراى يمن از سلطان حبشه استمداد طلبيدند و استيلاى حبشه بر يمن موجب گرديد كه ملوک يمن با حفظ استقلال داخلى، استقلال و سيادت سياسى خود را از دست بدهند.
پيامبر اسلام (صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) تحت شرايط خاصى استقلال و سيادت سياسى آنها را به رسميت شناخت.
امام علی (علیه‌السلام) را به نمايندگى به يمن فرستاد كه در مدت كوتاهى اكثريت مردم قبايل يمن به اسلام گرويدند.
از آن پس نمايندگانى از طرف پيامبر (صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، ملوک و قبايل يمن بين مدينه و محافد يمن رد و بدل شدند و مكاتبات و معاهداتى انجام پذيرفت.
به گفته یاقوت حموی در معجم البلدان تعداد محافد يمن ۷ واحد بوده است.
[۵] زیدان، جرجی، تاريخ العرب قبل الاسلام، ص۱۹۲.


۴.۲ - امارات حیره و غسان

امارات حیره و غسان به‌صورت دو كشور كوچک مجاور صحراى شام به‌وجود آمده بودند كه حد فاصل بين دو امپراتورى روم و ايران و مورد حمايت هر دو قرار داشتند.
آن دسته از قبايل عرب كه در مجاورت اين دولت‌ها به‌سر مى‌بردند معمولا ناگزير از اطاعت ملوک و حكمرانان اين كشورها بودند، ولى اكثريت قبايل صحرانشين حجاز و شهرنشينان به ويژه مردم مكه هرگز استقلالشان را با روابط اقتصادى و يا حمايت سياسى معاوضه نمى‌كردند و به‌صورت واحدهاى مستقل قبيله‌اى در صحرا و شهرهاى آباد به‌سر مى‌بردند.
هر كدام از قبايل عرب رئيسى داشتند كه غالبا مردى شجاع، كريم و ثروتمند بود و با صفات برجسته‌اى كه داشت طبق سنت قبيله بر مردم قبيله حكم مى‌راند.
شيخ قبيله موقعيت خود را در اثر تدبير، جوانمردى و شجاعت به‌دست آورده و بيشتر در زمينه اختلافات و بروز جنگ‌ها رهبرى را برعهده مى‌گرفت و در كارهاى عمومى قبيله و حل و فصل امور نظر مى‌داد و احيانا در برخى موارد به‌ويژه مسائل مهم با جمعى از بزرگان، ريش‌سفيدان و سران خانواده مشورت مى‌كرد.
انتخاب شيخ جديد پس از مرگ يا به قتل رسيدن شيخ قبلى مراسم خاصى داشت كه طبق سنت‌هاى قبيله‌اى انجام مى‌پذيرفت.
رأى افراد كهنسال، باتجربه، قدرتمند و رؤساى گروه‌هاى كوچک‌تر نقش مؤثرى داشت، ولى على‌رغم همه اين تدابير سنتى گاه بين فرزندان و اقارب نزديک شيخ سابق اختلاف به‌وجود مى‌آمد كه احيانا به جنگ و خونريزى مى‌انجاميد.

۴.۳ - سایر حکومت‌های کوچک

تابعيت در نظام قبيله‌اى به‌صورت خويشاوندى و هم‌خونى بوده است.
اصولا روابط نسبى و سببى وضع تابعيت افراد را مشخص مى‌كرده است، ولى گاه از طريق ديگرى براى به‌دست آوردن تابعيت قبيله‌اى استفاده مى‌شد.
به‌طور مثال پناهنده شدن به قبيله‌اى موجب مى‌گرديد تا پناهندگانى كه به آنها دخيل گفته مى‌شد از حمايت و مزاياى آن قبيله استفاده نمايند يا در مواردى كه فردى در غذاى فردى از يک قبيله مشاركت مى‌نمود يا چند قطره از خون او را مى‌مكيد به‌صورت پسرخواندگى به عضويت قبيله درمى‌آمد.
قبايل عرب با يكديگر پيمان مى‌بستند و به پيمان‌هاى خود وفادار بودند.
اين پيمان‌ها در امنيت جانى و مالى قبايل در برابر تعرضات نقش عمده‌اى داشت.
تعصب و تفاخر از خصلت‌هاى قبيله‌اى بود كه بيشترين اختلافات و جنگ‌ها را موجب مى‌شد.
در همين رابطه گاه فردى از يک قبيله عضويت خود را از دست مى‌داد و به‌طور رسمى تابعيت از وى خلع مى‌شد.

۴.۴ - شهر مستقل مکه

مكه در ميان مناطق قبايل‌نشين حجاز، موقعيت ممتازى داشت.
وجود كعبه و خانه خدا قداست خاصى به اين شهر بخشيده و انبوه مردم از اطراف، اكناف، دور و نزديک هر سال براى زيارت كعبه به مكه مى‌آمدند.
از آنجا كه سرزمين مكه حاصلخيز نبود، اهالى مكه بيشتر به كار تجارت مى‌پرداختند و همين دو عامل اساسى، موجب شده بود كه مكه به‌صورت يک مركز تجارتى مهم درآيد و قبايل ساكن آن نيز از اهميت و شخصيت ممتازى برخوردار شوند.

۴.۵ - جایگاه قریش

سيادت و حاكميت مكه در دست قريش بود و با در دست داشتن كعبه، بر تعداد زيادى از قبايل عرب نفوذ كامل داشتند؛ زيرا در كعبه ۳۶۰ بت نصب شده كه هركدام متعلق به يک قبيله بود و قريش عهده‌دار نگهدارى بت‌ها و تأمين وسايل و راه‌هاى آمد و رفت زوار بودند.
حرام بودن جنگ در حرم، به احترام كعبه، به اين شهر امنيت و آرامش بخشيده، بر رونق و فعاليت تجارى آن افزوده و موجب جلب توجه در ميان قبايل عرب گرديده بود.
خانه‌هاى اعضاى قبايل مختلف به تناسب اهميت و سيادتشان در اطراف خانه خدا قرار گرفته بود.
به اين ترتيب كه خانه‌هاى قريشيان گرداگرد كعبه و از آن پس خانه‌هاى ديگر قبايل قرار داشت.
قريش خود از گروه‌ها و قبايل زيادى تشكيل شده بود كه ابتداء به دو تيره اصلى قريش بطاح و قريش ظواهر تقسيم مى‌شد.
عمده‌ترين قبايل قريش بطاح عبارت بودند از: بنى‌عبدمناف، بنى‌عبدالعزى، بنی‌عبدالدار، بنی‌زهره، بنی‌تمیم، بنى‌مخزوم، بنى‌جمع و بنی‌سهم.
اهم قبايل قريش ظواهر عبارت بودند از: بنى‌عامر بن لؤى، بنى‌فهر، بنی‌تیم، بنى‌قيس، بنى‌الحارث و بنى‌مالک.
شهر مكه يک واحد مستقل سياسى و براى خود كشورى آزاد بود.

۴.۵.۱ - تأسیسات و حرمت کعبه

قريش پرده‌داری كعبه را كه مهم‌ترين سمت سيادت و امارت بود برعهده داشت.
به‌همين دليل در مكه حاكم مطلق بود و ديگر وظايف و تأسيسات مربوط به كعبه مانند سقايت حجاج، مهماندارى، حل و فصل امور و رسيدگى به اختلافات از اختيارات قريش بود.
جرجى زيدان مورخ معروف، تأسيسات وابسته به كعبه و اداره شهر مكه را در حدود ۲۰ منصب ذكر مى‌كند كه هر كدام در اختيار يكى از قبايل قريش قرار داشت.
عبدالمطلب با دست‌يابى به آب زمزم، پس از مسدود شدن آن كه مدت‌ها طول كشيده بود، يک قبضه شمشیر و چند شىء گرانبها كه در جريان حفر زمزم به‌دست آمد، از موقعيت، سيادت و حاكميت برترى برخوردار گرديد.

۴.۵.۲ - رهبری و سیادت عبدالمطلب

در حمله ابرهه به مكه، عبدالمطلب به‌عنوان رئيس مردم مكه و نماينده قبايل ساكن مكه با وى ملاقات كرد، ولى حاضر نشد سيادت مكه را به پاى ابرهه بريزد.
با جمله «و للبيت رب يمنعه» يعنى خانه كعبه نيز خدايى و صاحبى دارد كه از آن دفاع مى‌كند، رعب بر دل ابرهه افكند و با اطمينان و آرامش كامل درباره شتران مردم مكه كه به‌دست سپاهيان ابرهه به يغما برده شده بود سخن گفت.
از سوى ديگر مردم شهر مكه به‌دستور عبدالمطلب شهر را ترک گفته و به كوه‌هاى مجاور پناه بردند.
تهديد متكى به ايمان عبدالمطلب با سياستى كه در تخليه شهر اعمال نمود، ابرهه و سپاهيانش را به وحشتى وصف‌ناپذير دچار ساخت.
سرانجام با امداد الهى وادار به هزيمت نمود.
جريان ابرهه در قرآن در سوره فیل آمده است: (وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبٰابِيلَ تَرْمِيهِمْ بِحِجٰارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ‌)
در جريان صلح حدیبیه نيز پيامبر با قريش به‌عنوان نماينده حاكميت مكه، پيمان متاركه جنگ و عدم تعرض بست.
به اين ترتيب دست قريش را از تحريک مردم و تحميل عقيده و توطئه بر عليه اسلام قطع كرد.


در نظام سياسى قبيله و ويژگی‌هاى كشورهاى قبيله‌اى بايد اين نكته را يادآورى كنيم كه نوع و شكل نظام خاص قبايل عرب در جزيرة العرب بر خصيصه آزادی استوار است.
بسيارى زندگى باديه‌نشينى اعراب را ناشى از بى‌تمدنى آنها پنداشته‌اند، در صورتى‌كه عامل اصلى اين نوع زندگى، آزادى طلبى و رهايى از وابستگی‌هاى دست و پاگير مى‌باشد.

۵.۱ - مبانی آزادی‌طلبی و عدم وابستگی

در تشكيلات سياسى قبيله، با وجود رياست، سلسله مراتب، اقتدار عالى و حاكميت كه در قدرت و نفوذ شيخ و رئيس قبيله خلاصه مى‌شود و على‌رغم حكومت آداب، سنن و مقررات و خاص قبيله، ولى فرد و خانواده از آزادى كاملى برخوردار است.
زندگى افراد، آن‌گونه كه در جامعه سياسى امروز مشاهده مى‌شود، با زندگى اجتماعى ادغام و آميخته نمى‌شود و قانون به‌صورتى‌كه در جوامع پيشرفته حكومت دارد، دست و پاگير اعضاى قبيله نيست.
در عين حال اعضاى قبايل سخت به سنت‌ها، عادات و رسوم خود پايبندند، ولى آزادگى خود را بر همه چيز ترجيح مى‌دهند.

۵.۲ - مقایسه با جامعه شهرنشین

در نظام شهرنشينى، افراد به‌خاطر نظام اجتماعى، از بسيارى از حقوق و آزادی‌هاى خود صرف‌نظر مى‌كنند و خود را به‌دست خويش پایبند قوانين و مقررات مى‌نمايند و در برابر حكومت و زمامدارانشان به اطاعت گردن مى‌نهند.
انسان صحرا و عضو قبيله كه در آسايش به كمترين اكتفا نموده، آرامش خاطر را برگزيده، فريب چيزى را نمى‌خورد و در برابر هيچ چيزى آزادگى خود را از دست نمى‌دهد.
آنچه كه شهرنشينان را راضى مى‌كند، هرگز او را خوشحال نمى‌سازد، اگر به‌دست آوردن آن به قيمت از دست دادن آزاديش تمام شود.
در علاقه به زندگى و فعاليت براى زنده ماندن و دفاع از زندگى خويش با ديگر هم‌نوعان شهرنشين خود يكسان است.

۵.۳ - تعصب قبایل صحرانشین

رشد احساس آزادگى و استقلال، در طبيعت قبايل صحرانشين آنها را به نوعى تعصب و خشونت وادار نموده بود كه براساس آن ديگران را به ديده بيگانه مى‌نگريستند و براى آنها حقوق و احترامى قائل نمى‌شدند.
افراد قبيله تنها حامى و تكيه‌گاه خود را قبيله مى‌دانستند و بدان تفاخر مى‌كردند و به نوعى ناسیونالیزم قبيله‌اى پایبند بودند.

۵.۴ - استقلال‌طلبی قبایل صحرانشین

در نظام سياسى قبايل صحرانشين عرب، استقلال به مفهوم واقعى ديده مى‌شود؛ زيرا با وجود مجاورت با دو امپراتورى بزرگ ايران و روم هرگز تن به وابستگى و اطاعت از آنها ندادند و در برابر اين دو نظام مقتدر خاضع نشدند.
به‌همين دليل بود كه منطقه حجاز و واحدهاى قبيله‌اى ساكن در اين منطقه از دستبرد كشورگشايان و قدرت‌هاى بزرگ مصون ماند.
يک‌بار كه يكى از سرداران معروف يونانى به قصد تصرف منطقه قبيله‌نشين حجاز، سپاه خود را تا اين منطقه پيش برده بود در اولين برخورد، يكى از ساكنان باديه به وى گفت: ما براى اينكه سر به فرمان كسى ننهيم، اين صحارى خشک و بى‌آب و علف را انتخاب نموده‌ايم، اينک هداياى ما را بپذير و از تصرف اين سرزمين صرف‌نظر كن كه در آينده دچار مشكلات زيادى خواهى شد.
افراد قبيله من از شيوه زندگى خود به هيچ قيمتى دست‌بردار نخواهند بود و تازه اگر تعدادى را به اسارت بگيرى جز غلامانى بدخواه و خشک‌سر به‌دست نخواهى آورد كه هرگز زندگى خود را تغيير نخواهند داد.
نويسنده كتاب تمدن اسلام و عرب پس از نقل اين جريان مى‌نويسد: سردار يونانى پيام صلح طلبانه وى را پذيرفت و از لشكركشى و تسلط بر خاک عربستان منصرف شد.
[۸] لوبون، گوستاو، تمدن اسلام و عرب، ص۹۴.



۱. احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول (ص)، ج۱، ص۲۹۵.    
۲. زیدان، جرجی، تاريخ العرب قبل الاسلام، ص۱۹۰.
۳. احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول (ص)، ج۲، ص۵۸۴.    
۴. ابراهیم حسن، حسن، تاريخ سياسى اسلام، ج۱، ص۱۶.
۵. زیدان، جرجی، تاريخ العرب قبل الاسلام، ص۱۹۲.
۶. احمدی میانجی، شیخ علی، مکاتیب الرسول (ص)، ج۲، ص۵۸۶.    
۷. فیل/سوره۱۰۵، آیه۵.    
۸. لوبون، گوستاو، تمدن اسلام و عرب، ص۹۴.
۹. سبحانی تبریزی، جعفر، فروغ ابدیت، ص۲۵.    



زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص ۱۵۵.    






جعبه ابزار