• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

استقلال قوه قضائیه (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف






استقلال قوه قضائیه قوه قضائیه در اسلام و قانون اساسی ایران نهادی مستقل است که مسئول تحقق عدالت و حمایت از حقوق فردی و اجتماعی مردم است.
اسلام قضاوت را امانتی بزرگ و از بالاترین اهداف انبیاء و بخشی از خلافت الهی انسان در زمین می‌داند.
قاضی باید از پاکی، شایستگی و استقلال کامل برخوردار باشد و در تصمیم‌گیری‌های خود تنها بر اساس حق و عدالت عمل کند.
بدون تأثیرپذیری از هوای نفس یا فشارهای مادی و سیاسی.
بدین ترتیب، دستگاه قضایی اسلامی نماد تحقق عدالت، رعایت مصالح عمومی و حفاظت از حقوق مردم است.



قانون اساسى، قوه قضائيه را در اصل يكصد و پنجاه و ششم چنين تعريف مى‌كند:
«قوه قضائيه قوه‌اى است مستقل كه پشتيبان حقوق فردى و اجتماعى و مسئول تحقق بخشيدن به عدالت است.»
استقلال قوه قضائيه از صلاحيت و ارزش‌هاى اصيل حاكم بر دستگاه قضایى ناشى مى‌شود.


اسلام بالاترين ارزش و اهميت را به مسأله قضاوت در جهت تأمين حقوق مردم و استقرار عدالت اجتماعى قائل شده و آن را امانت بزرگ تلقى نموده.
(إِنَّ الله يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا اَلْأَمانٰاتِ إِلىٰ أَهْلِهٰا وَ إِذٰا حَكَمْتُمْ بَيْنَ اَلنّٰاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ‌)
از والاترين هدف‌هاى انبيا و خلافت الهى انسان در زمين شمرده.
(يٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاكَ خَلِيفَةً فِي اَلْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ اَلنّٰاسِ بِالْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعِ اَلْهَوىٰ‌)


به همين دليل براى قضاوت و قاضى شرايط دقيق و شايستگى فوق‌العاده در نظر گرفته و از پاک‌ترين و شريف‌ترين انسان‌ها، آن‌ها را انتخاب كرده است.
«ثم اختر للحكم بين الناس افضل رعيتك فى نفسك ممن لا تضيق به الامور و لا تمحكه الخصوم و لا يتمادى فى الزله و لا يحصر من الفىء الى الحق اذا عرفه و لا تشرف نفسه على طمع و لا يكتفى بادنى فهم دون اقصاء و اوقفهم فى الشبهات و اخذهن بالحجج و اقلهم تبرما بمراجعة الخصم و اصبرهم على تكشف الامور و اصرمهم عند اتضاح الحكم ممن لا يزدهيه اطراء و لا يستميله اغراء»
امیرالمؤمنین در مقام تأكيد به اين حقيقت اسلامى خطاب به همه شريح قاضی‌ها مى‌فرمايد:
«يا شريح قد جلست مجلساً لا يجلسه الا نبى او وصى نبى او شقى»
امام صادق (علیه‌السلام) مى‌فرمايد:
«القضاة اربعة، ثلاثه فى النار و واحد فى الجنة)»
و همچنين امام صادق (علیه‌السلام) فرمود:
«اتقوا الحكومة فان الحكومة انما هى للامام... العالم بالقضاء العادل فى المسلمين كنبى او وصى نبى»
بديهى است چنين تأكيد و مرزبندى و شرط‌گذارى دقيق نشانه اهميت فوق‌العاده دستگاه قضایى و جايگاه حساس آن در نظام اسلامى است و خود دليل بارزى بر استقلال قوه قضائيه است.
قاضى بايد با داشتن شرايط لازم و شايستگى كافى از آزادى كامل برخوردار باشد تا به تواند به مقتضاى تقوا و علوم خود عمل نمايد.


ولى از آن‌جا كه استقلال قضایى از چنان اهميتى برخوردار است كه تأكيد و صراحت بيشترى را مى‌طلبد اسلام به همين مقدار اكتفا ننموده و اصل استقلال قاضى را صريحاً اعلام داشته است.
على (عليه‌السلام) كه مبين راستين مكتب است در زمان خود به مالک اشتر تأكيد مى‌كند:
«و اعطه من المنزله لديك مالا يطمع فيه غيره من خاصتك ليا من بذلك اغتيال الرجال له عندك»
قضاء اسلامى بر اساس اجتهاد و استنباط آزاد و بر اساس رعايت مصالح عمومى كه قاضى خود تشخيص مى‌دهد انجام مى‌گيرد و به همين دليل از استقلال و آزادى و حق‌جویى و عدالت‌پرورى كامل برخوردار است.
قاضى در تمامى مراحل قضاوت از پيروى هواى نفس و تمايلات و جذبه‌هاى مادى و عاطفى كه به نحوى او را از درک يا ابراز حقيقت بازمى‌دارد كاملاً بدور است.
(فَاحْكُمْ بَيْنَ اَلنّٰاسِ بِالْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعِ اَلْهَوىٰ فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ الله‌)
و به مقتضاى عدالت و حق‌پرستى هرگز در جاذبه قدرت‌ها قرار نمى‌گيرد و از هواها و تمايلات شيطانى ديگر تبعيت نمى‌كند.
(وَ أَنِ اُحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ الله وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ‌)


در دستگاه قضاء اسلامى جز قدرت و مشيت الهى حاكم نيست و تنها محدوديت قاضى از اين جهت است كه بايد احکام و آراء او از حدود موازين شرع و قواعد فقه تجاوز ننمايد.


۱. نساء/سوره۴، آیه۵۸.    
۲. ص/سوره۳۸، آیه۲۶.    
۳. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۳۴، نامه ۵۳.    
۴. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۸، ص۷    
۵. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۸، ص۱۱    
۶. سجستانی، ابو داود، سنن أبی داود، ج۴، ص۱۹۸.    
۷. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۳۵، نامه ۵۳.    
۸. ص/سوره۳۸، آیه۲۶.    
۹. مائده/سوره۵، آیه۴۹.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱، ص۳۴۹-۳۵۱.    






جعبه ابزار