• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

باجه - اندلس

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




باجه شهر و ناحیه‌ای مشهور در غرب اندلس اسلامی و جنوب پرتغال امروزی (بژا) با اصل رومی و نام باستانی پاکس یولیا بود. پس از فتح اسلامی، محل اسکان قبایل عرب و ناحیه‌ای نظامی شد و در دوره اموی شورش‌ها، حملات نرمان‌ها و آشوب مولدان را تجربه کرد.
سپس تحت حکومت‌های محلی بنی طیفور، بنی‌ عباد اشبیلیه، مرابطون و موحدان قرار گرفت و بارها ویران و بازسازی شد تا سرانجام به دست مسیحیان افتاد.
باجه شهری آباد با عسل، دباغی، کتان‌بافی و معادن نقره بود، آثار اسلامی و رومی و قلعه دارد و دانشمندانی چون ابوالولید باجی از آن برخاستند.



باجه، شهر و ناحيه‌اي مشهور در غرب اندلس اسلامى كه امروزه شهر بِژا، مركز ايالت آلنتژوي سفلى، و ناحيه‌اي به همين نام (بژا) در جنوب شرقى ليسبُن، پايتخت پرتغال، در جاي آن قرار دارد.
به گفته برخى از جغرافى‌دانان مسلمان ، باجه در رومى (لاتين) به معناي صلح بوده است و اين احتمالاً به نام باستانى باجه، يعنى پاكس يوليا
[۲] EI۱
اشاره دارد.
باجه از شهرهاي كهن اندلس بود و گفته‌اند كه بناي آن به دوره رومي‌ها باز مى‌گردد.


ناحيه باجه در دوره اسلامى محدوده وسيعى را در بر مى‌گرفت و با ناحيه مارده مجاور بود (براي آگاهی از شهرها و دژهاي باجه، به آدرس‌های ذیل مراجعه کنید: ).
در سال ۹۴ق/۷۱۳م اشبيليه به تحريک جمعى از اهالى و مداخله مدافعان شهر كه به باجه عقب نشسته بودند، سر به شورش برداشت. موسی بن نصیر با فرستادن پسرش عبدالعزيز اين دو شهر را بازگشود.
[۱۷] اخبار مجموعة، به كوشش ابراهيم ابياري، ص۲۵ـ۲۶، قاهره، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱م.



پس از فتح اسلامى، باجه محل اقامت دسته‌هايى از قبايل عرب گرديد.
هنگامى كه ابوالخطار در اندلس به حكومت رسيد (۱۲۵-۱۳۰ق)، سپاهيان مصري را در آنجا مستقر كرد و باجه به صورت ناحيه‌اي نظامى درآمد.
[۲۲] ابن قوطيه محمد، تاريخ افتتاح الاندلس، ص۴۳ـ۴۴، به كوشش ابراهيم ابياري، قاهره، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.



در سال ۱۴۶ق/۷۶۳م علاء بن مُغیث یَحصُبی (جُذامى) فرمانده سپاه مصر به تحريک منصور و داعيه عباسیان، در باجه قيام كرد و گروه بسياري از مردم اندلس را بر ضد امير اموي، عبدالرحمان الداخل، با خود همراه ساخت.
[۲۴] اخبار مجموعة، به كوشش ابراهيم ابياري، ص۹۳ـ۹۴، قاهره، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱م.

در سال ۲۱۴ق/۸۲۹م عبدالرحمان بن حَکَم به باجه لشكر كشيد و در اين ناحيه كه از زمان فتنه منصور آشوب‌زده بود، آرامش برقرار كرد.
[۲۶] ابن اثير، الكامل، ج۶، ص۲۰۲.
[۲۷] ابن اثير، الكامل، ج۶، ص۳۵۶.
[۲۸] ابن اثير، الكامل، ج۶، ص۴۱۵.
[۲۹] ابن ابار محمد، الحلة السيراء، ج۱، ص۲۴۶، به كوشش حسين مونس، قاهره، ۱۹۸۰- ۱۹۸۵م.

در سال ۲۳۰ق/۸۴۵م نُرمان‌ها (مجوس) به باجه حمله كردند.
[۳۰] ابن دلايى احمد، ترصيع الاخبار، ص۹۸ـ۱۰۰، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
در حمله مجدد نرمان‌ها در سال ۲۴۵ق/۸۵۹م به آبهاي غربى اندلس، شماري از كشتي‌هاي آنان در ناحيه باجه به دست مسلمانان افتاد.
[۳۱] ابن حيان، المقتبس، چ بيروت، ص۳۰۷ـ۳۰۹، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.

باجه از سال ۲۶۱ق/۸۷۵م به بعد در جريان شورش «مُولّدان» آسيب‌ها ديد و بارها به تصرف آنان درآمد.
[۳۲] ابن حيان، المقتبس، چ بيروت، ص۳۴۳ـ۳۴۵، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
[۳۳] ابن حيان، المقتبس، چ بيروت، ص۳۸۰، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.

سرانجام عبدالرحمان الناصر، خليفه اموي در نيمه جمادی‌ الاخر ۳۱۷/ ژوئية ۹۲۹ باجه را بر قلمرو خود افزود و دستور داد در آنجا قصبه‌اي براي اقامت والى و افراد او بسازند.
[۳۴] ابن حيان، المقتبس، چ مادريد، ص۲۴۵، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
[۳۵] ابن حيان، المقتبس، چ مادريد، ص۲۴۷ـ۲۴۸، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.



بعدها رؤساي محلى باجه از طاعت حكومت مركزي سرباز زدند
[۳۶] Lévi-Provençal, E., Histoire de l’Espagne musulmane, Paris/Leiden, ۱۹۵۰.
و سپس خاندانى از اشراف محلى به نام بنو طيفور چندي بر آنجا حكومت كردند.
[۳۷] ابن سعيد على، المُغرب فى حلى المَغرب، ج۱، ص۴۰۳ـ۴۰۴، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ۱۹۵۳م.

هنگامى كه در باجه اختلاف بر سر حكومت بالا گرفت، ابن افطس، حاكم بطلیوس باجه را چندي به تصرف خود درآورد. اما سپاهيان ابن عباد، حاكم اشبيليه اين شهر را طى نبردي از دست او خارج ساختند.
[۳۸] عنان محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۳۵ـ۳۶، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
[۳۹] عنان محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۸۲ـ۸۳، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.

پس از آن تا حدود سال ۴۳۶ق/ ۱۰۴۴م كه باجه بار ديگر به استيلاي بنوعباد درآمد، تحت حكومت واليان شِلب (دومين اميرنشين غرب اندلس پس از اشبيليه) اداره مى‌شد.
[۴۰] ابن عذاري احمد، البيان المغرب، ج۳، ص۱۹۲ـ۱۹۳، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م.
[۴۱] عنان محمد عبدالله، دول الطوائف، ۴۳ـ۴۴، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
.
در سال ۴۷۵ق/ ۱۰۸۲م سپاهيان آلفونسوي ششم، پادشاه قشتاله باجه را به هنگام لشكركشى به اشبيليه غارت كردند،
[۴۳] عنان محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۷۳ـ۷۴، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
بعدها در سال ۵۳۹ق/۱۱۴۴م ابن قَسی‌ّ (ه م) در غرب اندلس بر ضد مرابطون قيام كرد و شهرهايى را گرفت؛ اما ميان او و يارانش اختلاف پديد آمد و برادرش در باجه به مخالفت او برخاست.
[۴۴] ابن ابار محمد، الحلة السيراء، ج۲، ص۲۰۲ـ۲۰۷، به كوشش حسين مونس، قاهره، ۱۹۸۰- ۱۹۸۵م.
[۴۵] ابن خطيب محمد، اعمال الاعلام، ص۲۵۱، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۵۶م.



يک سال پس از استيلاي مسیحیان بر باجه و ديگر شهرهاي غرب
[۴۶] ابن اثير، الكامل، ج۱۱، ص۱۰۶.
، در سال ۵۴۱ق/۱۱۴۶م موحدان به اندلس لشكر كشيدند و بر اين نواحى چيره شدند و سيدراي ابن وزير، حاكم باجه و بطليوس به اطاعت موحدان درآمد.
[۴۷] عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۱، ص۳۲۷ـ۳۲۸، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.

ابن وزير در سال ۵۵۱ق/۱۱۵۶م باجه را به موحدان واگذاشت.
[۴۸] عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۱، ص۳۴۸، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.
[۴۹] قس: ابن ابى زرع على، الانيس المطرب، ص۲۰۰، رباط، ۱۹۷۲م.
(كه ابن ابی زرع ۵۵۶ق آورده است‌).
در زمان واليان موحدي، باجه اوضاعى آشوب زده داشت. از اين‌رو، مسيحيان شنترين در ۲۲ ذیحجه سال ۵۵۷ق/۱ دسامبر ۱۱۶۲م بر اين شهر مستولى شدند و پس از ۴ ماه و اندي اقامت در آنجا، شهر و باروهاي آن را ويران ساختند.
[۵۰] ابن صاحب الصلاة عبدالملك، المن بالامامة، ص۲۸۹، به كوشش عبدالهادي تازي، بيروت، ۱۹۸۷م.

به روايت ديگر، باجه ۱۰ سال بعد، در اول محرم ۵۶۸ق/۲۳ اوت ۱۱۷۲م به دست سپاهيان آلفونسو، پادشاه پرتغال (در روايات اسلامى، اذفونش ابن الرنك يا ابن الرنق) سقوط كرد و ويران گرديد.
[۵۱] ابن صاحب الصلاة عبدالملك، المن بالامامة، ص۴۳۶، حاشيه‌هاي ۴ و ۵، به كوشش عبدالهادي تازي، بيروت، ۱۹۸۷م.
[۵۲] عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۱، ص۳۴۰ـ۳۴۱، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.
[۵۳] عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۲، ص۲۶، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.
[۵۴] عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۲، ص۸۶ـ۸۷، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.

در سال ۵۷۰ق/۱۱۷۴م يوسف بن عبدالمؤمن دستور داد باجه را براي اسكان مجدد اهالى بازسازي كنند. چندي بعد عمر بن تيمصلت، والى شلب بر باجه حكومت يافت و شهر رونق پيشين را باز يافت
[۵۵] ابن خطيب محمد، الاحاطة، ج۴، ص۳۵۵، قاهره، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
[۵۶] عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۲، ص۹۱، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.
ليكن بار ديگر باجه بر اثر لشكركشى آلفونسو در سال ۵۷۳ق/۱۱۷۷م آسيب ديد و در پى شكست ابن تيمصلت در محرم ۵۷۴ق/ژوئية ۱۱۷۸، از سكنه خالى شد.
[۵۷] عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۲، ص۹۷ـ۹۸، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.

مسيحيان بار ديگر در سال ۵۸۶ق بر باجه و شهرهاي مجاور تاختند و بر آنجا دست يافتند. در سال بعد لشكر يعقوب المنصور موحدي اين منطقه را باز پس گرفت.
[۵۸] ابن ابى زرع على، الانيس المطرب، ص۲۱۹، رباط، ۱۹۷۲م.
[۵۹] ابن ابى زرع على، الانيس المطرب، ص۲۶۹، رباط، ۱۹۷۲م.
سرانجام به سبب هرج و مرج اوضاع در اندلس و ضعف بنی نصر، باجه به دست مسيحيان افتاد.
[۶۰] ابن خطيب محمد، اعمال الاعلام، ص۲۹۳، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۵۶م.



باجه در زمان احمد بن محمد رازی (د ۳۴۴ق) شهري آباد و پر محصول بود و خيابان‌هاي وسيع و حمام‌ها و بازارها و مساجد فراوان داشت و گروهى از اعراب را در خود جاي داده بود.
[۶۱] سالم سحر عبدالعزيز، تاريخ بطليوس الاسلامية، ج۱، ص۱۹۹، اسكندريه، ۱۹۸۹م.
[۶۲] Lévi-Provençal, E., p۸۷, “La Description de l’Espagne d’Aḥmad al-Rāzī”, Al-Andalus, Madrid, ۱۹۵۳, vol. XVIII.

در آنجا عسل فراوان به دست مى‌آمد و صنعت دباغى و كتان بافى رونق داشت و از معادن آن ناحيه نقره استخراج مى‌شد.
[۶۳] ابن سعيد على، المُغرب فى حلى المَغرب، ج۱، ص۴۰۳، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ۱۹۵۳م.
.


در باجه آثاري از طاق بناهاي كهن و باروي شهر باقى مانده است كه قدمت آنها به دوره‌هاي اسلامى و رومى باز مى‌گردد. در سمت غرب شهر نيز قلعه‌اي در زمينى مرتفع واقع است كه در سال ۷۰۱ق/۱۳۰۲م در محل يک قلعه كهن رومى بنا گرديده است.
اين قلعه برجى بلند به ارتفاع ۴۱ متر دارد. گفته مى‌شود بخشى از قلعه در دوره اسلامى ساخته شده است. بجز اين‌ها، كليساهايى كهن در باجه برپاست.
[۶۵] عنان محمد عبدالله، الاثار الاندلسية الباقية، ص۴۰۶ـ۴۰۸، قاهره، ۱۳۸۱ق/ ۱۹۶۱م.



باجه خاستگاه علما و دانشمندانى صاحب نام بوده است. از آن جمله ايسيدور باجى است كه تاريخ لاتينى او شامل رويدادهاي فتح اسلامى تا سال ۱۳۷ق/۷۵۴م در دست است.
[۶۶] عنان محمد عبدالله، الاثار الاندلسية الباقية، ص۴۰۶، قاهره، ۱۳۸۱ق/ ۱۹۶۱م.

ابراهیم بن محمد باجی (سده ۴ق) نيز كتابى در شرح‌حال رجال و فقهاي باجه داشته است.
[۶۷] ابن فرضى عبدالله، تاريخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، ج۲، ص۱۵۴، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
[۶۸] ابن فرضى عبدالله، تاريخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، ج۲، ص۲۰۳، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.

ابوولید سلیمان بن خلف باجی (د ۴۷۴ق) و ابوعمر یوسف بن جعفر باجی.
[۶۹] سمعانى عبدالكريم، الانساب، ج۲، ص۱۵ـ۱۶، به كوشش عبدالرحمان معلمى، حيدرآباد دكن، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
[۷۰] ابن سعيد على، المُغرب فى حلى المَغرب، ج۱، ص۴۰۴ـ۴۰۵، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ۱۹۵۳م.
نيز از فقهاي مشهور باجه بودند.


۱. عنان محمد عبدالله، دول الطوائف، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م؛
۲. سمعانى عبدالكريم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان معلمى، حيدرآباد دكن، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م؛
۳. ابن قوطيه محمد، تاريخ افتتاح الاندلس، به كوشش ابراهيم ابياري، قاهره، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م؛
۴. ابن فرضى عبدالله، تاريخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م؛
۵. ابن عذاري احمد، البيان المغرب، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م؛
۶. ابن عبدالمنعم حميري محمد، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۴م؛
۷. ابن صاحب الصلاة عبدالملك، المن بالامامة، به كوشش عبدالهادي تازي، بيروت، ۱۹۸۷م؛
۸. ابن سعيد على، المُغرب فى حلى المَغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ۱۹۵۳م؛
۹. ابن دلايى احمد، ترصيع الاخبار، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م؛
۱۰. ابن خطيب محمد، اعمال الاعلام، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۵۶م؛
۱۱. ابن خطيب محمد، الاحاطة، قاهره، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م؛
۱۲. ابن حيان، المقتبس، به كوشش محمود على مكى، بيروت، ۱۹۷۳م؛
۱۳. ابن حيان، المقتبس، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م؛
۱۴. ابن حزم على، جمهرة انساب العرب، بيروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م؛
۱۵. ابن اثير، الكامل؛
۱۶. ابن ابى زرع على، الانيس المطرب، رباط، ۱۹۷۲م؛
۱۷. ابن ابار محمد، الحلة السيراء، به كوشش حسين مونس، قاهره، ۱۹۸۰- ۱۹۸۵م؛
۱۸. اخبار مجموعة، به كوشش ابراهيم ابياري، قاهره، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱م؛
۱۹. اصطخري ابراهيم، مسالك و ممالك، ترجمة كهن فارسى، به كوشش ايرج افشار، تهران، ۱۳۴۷ش؛
۲۰. سالم سحر عبدالعزيز، تاريخ بطليوس الاسلامية، اسكندريه، ۱۹۸۹م؛
۲۱. عنان محمد عبدالله، الاثار الاندلسية الباقية، قاهره، ۱۳۸۱ق/ ۱۹۶۱م؛
۲۲. عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق؛
۲۳. مقري احمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۳۸۸ق؛
۲۴. ياقوت حموی، معجم بلدان؛
۲۵. يعقوبى، البلدان، به كوشش دخويه، ليدن، ۱۸۹۲م؛
۲۶. Lévi-Provençal, E., “La Description de l’Espagne d’Aḥmad al-Rāzī”, Al-Andalus, Madrid, ۱۹۵۳, vol. XVIII;
۲۷. Lévi-Provençal, E., Histoire de l’Espagne musulmane, Paris/Leiden, ۱۹۵۰.


۱. ↑ ابن عبدالمنعم حمیری محمد، الروض المعطار، ص۷۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۸۴م.    
۲. ↑ EI۱
۳. ↑ اصطخری ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۳۸.    
۴. ↑ ابن عبدالمنعم حمیری محمد، الروض المعطار، ص۷۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۸۴م.    
۵. ↑ ابن عبدالمنعم حمیری محمد، الروض المعطار، ص۷۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۸۴م.    
۶. ↑ مقری احمد، نفح الطیب، ج۱، ص۱۵۹، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۸۸ق.    
۷. ↑ یاقوت حموی، معجم بلدان، ج۱، ص۲۲۷.    
۸. ↑ یاقوت حموی، معجم بلدان، ج۲، ص۴۵۲.    
۹. ↑ یاقوت حموی، معجم بلدان، ج۱، ص۱۶۴.    
۱۰. ↑ یاقوت حموی، معجم بلدان، ج۵، ص۲۰۷.    
۱۱. ↑ یاقوت حموی، معجم بلدان، ج۳، ص۲۹۰.    
۱۲. ↑ یاقوت حموی، معجم بلدان، ج۳، ص۲۶۸.    
۱۳. ↑ یاقوت حموی، معجم بلدان، ج۴، ص۵۰.    
۱۴. ↑ یاقوت حموی، معجم بلدان، ج۴، ص۱۶.    
۱۵. ↑ ابن سعید علی، المُغرب فی حلی المَغرب، ج۱، ص۴۰۲، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ۱۹۵۳م.    
۱۶. ↑ ابن سعید علی، المُغرب فی حلی المَغرب، ج۱، ص۴۰۶، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ۱۹۵۳م.    
۱۷. ↑ اخبار مجموعة، به كوشش ابراهيم ابياري، ص۲۵ـ۲۶، قاهره، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱م.
۱۸. ↑ یعقوبی، البلدان، ص۱۸۸.    
۱۹. ↑ ابن حزم علی، جمهرة انساب العرب، ص۱۳۲، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۲۰. ↑ ابن حزم علی، جمهرة انساب العرب، ص۲۶۷، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۲۱. ↑ ابن حزم علی، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۳، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۲۲. ↑ ابن قوطيه محمد، تاريخ افتتاح الاندلس، ص۴۳ـ۴۴، به كوشش ابراهيم ابياري، قاهره، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
۲۳. ↑ ابن عبدالمنعم حمیری محمد، الروض المعطار، ص۷۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۸۴م.    
۲۴. ↑ اخبار مجموعة، به كوشش ابراهيم ابياري، ص۹۳ـ۹۴، قاهره، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱م.
۲۵. ↑ ابن عذاری احمد، البیان المغرب، ج۲، ص۵۱۵۲، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ۱۹۸۳م.    
۲۶. ↑ ابن اثير، الكامل، ج۶، ص۲۰۲.
۲۷. ↑ ابن اثير، الكامل، ج۶، ص۳۵۶.
۲۸. ↑ ابن اثير، الكامل، ج۶، ص۴۱۵.
۲۹. ↑ ابن ابار محمد، الحلة السيراء، ج۱، ص۲۴۶، به كوشش حسين مونس، قاهره، ۱۹۸۰- ۱۹۸۵م.
۳۰. ↑ ابن دلايى احمد، ترصيع الاخبار، ص۹۸ـ۱۰۰، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۳۱. ↑ ابن حيان، المقتبس، چ بيروت، ص۳۰۷ـ۳۰۹، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۳۲. ↑ ابن حيان، المقتبس، چ بيروت، ص۳۴۳ـ۳۴۵، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۳۳. ↑ ابن حيان، المقتبس، چ بيروت، ص۳۸۰، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۳۴. ↑ ابن حيان، المقتبس، چ مادريد، ص۲۴۵، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۳۵. ↑ ابن حيان، المقتبس، چ مادريد، ص۲۴۷ـ۲۴۸، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۳۶. ↑ Lévi-Provençal, E., Histoire de l’Espagne musulmane, Paris/Leiden, ۱۹۵۰.
۳۷. ↑ ابن سعيد على، المُغرب فى حلى المَغرب، ج۱، ص۴۰۳ـ۴۰۴، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ۱۹۵۳م.
۳۸. ↑ عنان محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۳۵ـ۳۶، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
۳۹. ↑ عنان محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۸۲ـ۸۳، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
۴۰. ↑ ابن عذاري احمد، البيان المغرب، ج۳، ص۱۹۲ـ۱۹۳، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م.
۴۱. ↑ عنان محمد عبدالله، دول الطوائف، ۴۳ـ۴۴، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
۴۲. ↑ ابن عبدالمنعم حمیری محمد، الروض المعطار، ص۲۸۸، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۸۴م.    
۴۳. ↑ عنان محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۷۳ـ۷۴، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
۴۴. ↑ ابن ابار محمد، الحلة السيراء، ج۲، ص۲۰۲ـ۲۰۷، به كوشش حسين مونس، قاهره، ۱۹۸۰- ۱۹۸۵م.
۴۵. ↑ ابن خطيب محمد، اعمال الاعلام، ص۲۵۱، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۵۶م.
۴۶. ↑ ابن اثير، الكامل، ج۱۱، ص۱۰۶.
۴۷. ↑ عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۱، ص۳۲۷ـ۳۲۸، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.
۴۸. ↑ عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۱، ص۳۴۸، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.
۴۹. ↑ قس: ابن ابى زرع على، الانيس المطرب، ص۲۰۰، رباط، ۱۹۷۲م.
۵۰. ↑ ابن صاحب الصلاة عبدالملك، المن بالامامة، ص۲۸۹، به كوشش عبدالهادي تازي، بيروت، ۱۹۸۷م.
۵۱. ↑ ابن صاحب الصلاة عبدالملك، المن بالامامة، ص۴۳۶، حاشيه‌هاي ۴ و ۵، به كوشش عبدالهادي تازي، بيروت، ۱۹۸۷م.
۵۲. ↑ عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۱، ص۳۴۰ـ۳۴۱، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.
۵۳. ↑ عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۲، ص۲۶، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.
۵۴. ↑ عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۲، ص۸۶ـ۸۷، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.
۵۵. ↑ ابن خطيب محمد، الاحاطة، ج۴، ص۳۵۵، قاهره، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
۵۶. ↑ عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۲، ص۹۱، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.
۵۷. ↑ عنان محمد عبدالله، عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، ج۲، ص۹۷ـ۹۸، قاهره، ۱۳۸۳-۱۳۸۴ق.
۵۸. ↑ ابن ابى زرع على، الانيس المطرب، ص۲۱۹، رباط، ۱۹۷۲م.
۵۹. ↑ ابن ابى زرع على، الانيس المطرب، ص۲۶۹، رباط، ۱۹۷۲م.
۶۰. ↑ ابن خطيب محمد، اعمال الاعلام، ص۲۹۳، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۵۶م.
۶۱. ↑ سالم سحر عبدالعزيز، تاريخ بطليوس الاسلامية، ج۱، ص۱۹۹، اسكندريه، ۱۹۸۹م.
۶۲. ↑ Lévi-Provençal, E., p۸۷, “La Description de l’Espagne d’Aḥmad al-Rāzī”, Al-Andalus, Madrid, ۱۹۵۳, vol. XVIII.
۶۳. ↑ ابن سعيد على، المُغرب فى حلى المَغرب، ج۱، ص۴۰۳، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ۱۹۵۳م.
۶۴. ↑ مقری احمد، نفح الطیب، ج۱، ص۱۵۹، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۸۸ق.    
۶۵. ↑ عنان محمد عبدالله، الاثار الاندلسية الباقية، ص۴۰۶ـ۴۰۸، قاهره، ۱۳۸۱ق/ ۱۹۶۱م.
۶۶. ↑ عنان محمد عبدالله، الاثار الاندلسية الباقية، ص۴۰۶، قاهره، ۱۳۸۱ق/ ۱۹۶۱م.
۶۷. ↑ ابن فرضى عبدالله، تاريخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، ج۲، ص۱۵۴، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
۶۸. ↑ ابن فرضى عبدالله، تاريخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، ج۲، ص۲۰۳، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
۶۹. ↑ سمعانى عبدالكريم، الانساب، ج۲، ص۱۵ـ۱۶، به كوشش عبدالرحمان معلمى، حيدرآباد دكن، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
۷۰. ↑ ابن سعيد على، المُغرب فى حلى المَغرب، ج۱، ص۴۰۴ـ۴۰۵، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ۱۹۵۳م.



دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «باجه (شهری در اندلس)»، شماره۴۲۹۸.    






جعبه ابزار