• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

به رسمیت شناختن رژیم‌های حاکم (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف







به رسمیت شناختن رژیم‌های حاکم مداخله در حاکمیت کشورها زمانی رخ می‌دهد که اراده ملت‌ها نادیده گرفته و رژیم‌های وابسته تحمیل شوند.
حقوق بین‌الملل معاصر گاه با شناسایی این رژیم‌ها و محدود کردن حمایت از ملت‌های تحت سلطه، با نقد مواجه است.
مرز میان حمایت مشروع و دخالت سلطه‌گرانه در حسن‌ نیت و رعایت استقلال ملت‌ها نهفته است.



واضح‌ترين و مهم‌ترين مداخله در شؤون داخلى كشورها، امروز مشروع‌ترين و عادى‌ترين كار سياسى ابرقدرت‌ها است.
دخالت براى تحميل و تثبيت رژيم‌هاى وابسته و غيرمردمى بر ملت‌ها و زير پاگذاشتن خواست اكثريت مردم كشورها و مشروعیت بخشيدن به حاكميت‌هاى تحميلى، از جنايت‌آميزترين و تجاوزكارانه‌ترين سياست‌هاى مداخله‌گرانه است كه امروز جزیى از سياست‌هاى سلطه و استکبار محسوب مى‌شود.

۱.۱ - نقد حقوق بین‌الملل

نظام بين‌المللى كنونى با اعطاى شخصيت حقوقى به اين‌گونه رژيم‌هاى وابسته و غيرمردمى و تحميلى، اراده و استقلال و حاكميت ملت‌ها را ناديده مى‌گيرد.
هر نوع يارى‌رساندن به چنين ملت‌هاى اسير و دربند را دخالت در امور داخلى كشورها تلقى مى‌كند و اين شيوه مداخله‌گرانه را عرف بين‌المللى و اصول مبتنى بر آن را حقوق بين‌الملل مى‌نامد.
تجاوز به حريم حقوق يک ملت تنها در تهاجم نظامى و يا كمک به چريک‌هاى مبارز خلاصه نمى‌شود، زير پاگذاشتن آرا و آمال يک ملت و اقليتى را بر او تحميل كردن، جنايت‌بارترين شيوه مداخله در امور داخلى يک كشور است.

۱.۲ - انواع دخالت در استقلال

چنان‌كه هر نوع توطئه براندازى نسبت به حکومت‌های مردمى و انقلابى تنها به دليل عدم همسويى و تضاد منافع، اهانتى بزرگ نسبت به آزادى و استقلال ملت‌ها و دخالتى آشكار در امور مربوط به آن‌ها و درخور صلاحيتشان است.
جاى تعجب است كه نظام بين‌المللى معاصر حمايت از نهضت‌هاى رهايى‌بخش و فعاليت فرهنگى در اشاعه و تعميق دعوت اسلامى در ميان ملل به استضعاف كشانده شده مسلمان را مداخله مى‌شمارد.
ولى ايجاد و تثبيت و حمايت دولت‌هاى اشغالگرى چون اسرائیل و دولت‌هاى وابسته و تحميلى و سركوبگرى چون آفریقای جنوبی را مداخله نمى‌انگارد.


عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص۴۸۱.    


رده‌های این صفحه : حاکمیت | حقوق بین‌الملل | فقه سیاسی




جعبه ابزار