به رسمیت شناختن رژیمهای حاکم (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
به رسمیت شناختن رژیمهای حاکم مداخله در
حاکمیت کشورها زمانی رخ میدهد که اراده ملتها نادیده گرفته و رژیمهای وابسته تحمیل شوند.
حقوق بینالملل معاصر گاه با شناسایی این رژیمها و محدود کردن حمایت از ملتهای تحت
سلطه، با نقد مواجه است.
مرز میان حمایت مشروع و دخالت سلطهگرانه در
حسن نیت و رعایت
استقلال ملتها نهفته است.
واضحترين و مهمترين مداخله در شؤون داخلى كشورها، امروز مشروعترين و عادىترين كار سياسى ابرقدرتها است.
دخالت براى تحميل و تثبيت رژيمهاى وابسته و غيرمردمى بر ملتها و زير پاگذاشتن خواست اكثريت مردم كشورها و
مشروعیت بخشيدن به حاكميتهاى تحميلى، از جنايتآميزترين و تجاوزكارانهترين سياستهاى مداخلهگرانه است كه امروز جزیى از سياستهاى سلطه و
استکبار محسوب مىشود.
نظام بينالمللى كنونى با اعطاى شخصيت حقوقى به اينگونه رژيمهاى وابسته و غيرمردمى و تحميلى، اراده و استقلال و حاكميت ملتها را ناديده مىگيرد.
هر نوع يارىرساندن به چنين ملتهاى اسير و دربند را دخالت در امور داخلى كشورها تلقى مىكند و اين شيوه مداخلهگرانه را
عرف بينالمللى و اصول مبتنى بر آن را
حقوق بينالملل مىنامد.
تجاوز به حريم حقوق يک ملت تنها در تهاجم نظامى و يا كمک به چريکهاى مبارز خلاصه نمىشود، زير پاگذاشتن آرا و آمال يک ملت و اقليتى را بر او تحميل كردن، جنايتبارترين شيوه مداخله در امور داخلى يک كشور است.
چنانكه هر نوع توطئه براندازى نسبت به
حکومتهای مردمى و انقلابى تنها به دليل عدم همسويى و تضاد منافع، اهانتى بزرگ نسبت به آزادى و استقلال ملتها و دخالتى آشكار در امور مربوط به آنها و درخور صلاحيتشان است.
جاى تعجب است كه نظام بينالمللى معاصر حمايت از نهضتهاى رهايىبخش و فعاليت فرهنگى در اشاعه و تعميق دعوت اسلامى در ميان ملل به استضعاف كشانده شده
مسلمان را مداخله مىشمارد.
ولى ايجاد و تثبيت و حمايت دولتهاى اشغالگرى چون
اسرائیل و دولتهاى وابسته و تحميلى و سركوبگرى چون
آفریقای جنوبی را مداخله نمىانگارد.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۳، ص۴۸۱.