| خاندان علی و ننگ مذلّت؟ هیهات! • • • • • دامن فاطمی و لکّهی بیعت؟ هیهات! | | |
| عَلَم حادثه بردار! سفر باید کرد • • • • • پای در معرکه بگذار! خطر باید کرد | | |
| بار بربند! دگر ترک وطن باید گفت • • • • • تیغ برگیر! که با تیغ سخن باید گفت | | |
| جاده در جاده به دیدار خدا باید رفت • • • • • خسته، پای آبله تا کربُ بلا باید رفت | | |
| طاقت هجر نداری، ره هجرت باز است • • • • • پای گر هست تو را، جاده جنت باز است | | |
| فصل وصل است گر از فاصلهها در گذرید! • • • • • ای مجانین حق از سلسلهها در گذرید! | | |
| سر به شمشیر سپارید! که تقدیر این است • • • • • شکوه زنهار! که تاوان جنون سنگین است | | |
| عشق گوید که از این مرحله چون باید رفت • • • • • بیسر و بیکفن آغشته به خون باید رفت | | |
| «هر که دارد هوس کرب و بلا بسم اللّه • • • • • هر که دارد سر همراهی ما بسم اللّه» | | |
| خیمه را نیز دمی چند به ظلمت بسپار! • • • • • راه رجعت به سلامت طلبان وا بگذار! | | |
| هر که را ذوق جراحت نبود برگردد • • • • • هر که را شوق شهادت نبود برگردد | | |
| بگریزند از این دشت که راحت طلبند • • • • • بستیزند که جانباز و جراحت طلبند | | |
| باز گردند از این عرصه که نامردانند • • • • • عاقبت باره و تن پرور و بیدردانند | | |
| سایهها در دل ظلمت ز سحر بگریزند • • • • •هان که فردا سرو شمشیر به هم خواهد خورد | | |
| بگذارید که خادمان ز خطر بگریزند • • • • • سایهها در دل ظلمت ز سحر بگریزند | | |
| هان که فردا سرو شمشیر به هم خواهد خورد • • • • • سرنوشت همه با تیغ رقم خواهد خورد | | |
| عشق طوفان جنونی دگر انگیخته بود • • • • • عطش و حنجر و خنجر به هم آمیخته بود | | |
| آسمان در قدح تشنه هفتاد و دو صبح • • • • • یک افق باده ز دریای شفق ریخته بود | | |
| ما نه هفتاد و دو شوریده از آن مدّعیان • • • • • همه را عشق به غربال بلا بیخته بود | | |
| پی هفتاد و دو حلقوم خروشان، باطل • • • • • تیغ در تیغ سکوت و ستم آویخته بود | | |
| در شگفتم که کسی جز شهدا زنده مشد • • • • • عشق از آن محشر کبری که برانگیخته بود | | |
| محشری بود تماشایی و عاشورایی • • • • • که به تصویر نباید ز قلم فرسایی | | |
| چه نویسم؟ که سخن شطح جنون خواهد بود • • • • • دفتر عشق من آغشته به خون خواهد بود | | |
| شه سواران پی معراج کمر میبستند • • • • • زره حادثه مردانه به بر میبستند | | |
| مرگ از هیبت آنها متواری میشد • • • • • تا فراسوی صف خصم فراری میشد | | |
| همه را شوق کهای کاش ز نو زنده شویم • • • • • زخمها خورده و در خون خود افکنده شویم | | |
| کاش صد بار بمیریم و ز نو جای گیریم • • • • • پیر رخصت دهد و جانب میدان گیریم | | |
| تا نفس میدهد از حنجره تکبیر زنیم • • • • • در رکاب پسر فاطمه شمشیر زنیم | | |
| تیغ در پنجه نیفتیم از این جوش و خروش • • • • • مگر آنگاه که افتد همه را دست ز دوش | | |
| راه از معرکه میرفت به آغوش بهشت • • • • • رهروانش همه دریا دل و آیینه سرشت | | |
| همه رفتند از این راه و کسی باز نماند • • • • • جز ابو الفضل به او همنفسی باز نماند | | |
| خیمهها منتظر و تشنهی آب است، فرات • • • • • جگر سنگ از این شعله کباب است، فرات! | | |
| آتش «العطش» از خیمه روان تا ملکوت • • • • • چه جوابیست بر این نامه به جز شرم و سکوت | | |
| لرزه افتاد از این ناله به ارکان وجود • • • • • اضطرابیست از این فاجعه در غیب و شهود | | |
| دشت مینالد: ای کاش که دریا بودم • • • • • بحر مینالد: ای کاش که صحرا بودم | | |
| کیست این باغ ستم سوخته را دریابد؟ • • • • • سینههای عطش افروخته را دریابد؟ | | |
| در همین جاست که نوبت به علمدار رسید • • • • • که به آیین ادب آمد و رخصت طلبید | | |
| دست بر قبضهی شمشیر و علم بر دوشش • • • • • آفتاب آینهی چهرهی آتش پوشش | | |
| مست میرفت و رخ از شوق برافروخته بود • • • • • «ـتا کجا باز دل غم زدهای سوخته بود» | | |
| مست میرفت و حسینش نگران بود از پی • • • • • نگرانش شه صاحب نظران بود از پی | | |
| تا که تاب آورد این غیرت مولایی را • • • • • این شجات نسب، این لشکر تنهایی را | | |
| بود پر جین سنان پرده میان وی ورود • • • • • تیغ غیرت بدرخشید و ره رود گشود | | |
| آه سقای جگر سوخته بر آب رسید • • • • • در دل روز قمر از افق آب دمید | | |
| دست در آب فرو برد و کفی پیش آورد • • • • • بر لب آورد و ننوشید و تماشایش کرد. | | |
| دید خورشید در آینه آب افتادهست • • • • • عکس ساقیست که در جام شراب افتادهست | | |
| چهره در چهره مجال ازلی جلوهگر است • • • • • پرده در پرده از آن چهره نقاب افتادهست | | |
| مشک پر کرد و پس آنگه به صف دشمن تاخت • • • • • آتش صاعقه گویی به سحاب افتادهست | | |
| خیمه در خیمه عطش منتظرش بود امّا • • • • • خبری بود که سقّا ز رکاب افتادهست | | |
| | |