جوار
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
جوار، در
جاهلیت رسمی قبیلهای برای پناهدهی افراد ضعیف به قبایل قویتر بود که با تعهدات متقابلِ دفاع و حمایت همراه میشد.
اسلام این رسم را تأیید و از ارزشی قبیلهای به اخلاقی ایمانی ارتقا داد و با اعلام اینکه کمترین
مسلمان میتواند به دیگران پناه دهد، جنبهی طبقاتی آن را زدود.
قرآن (
آیه ۶
سوره توبه) پناهدادن به مشرکانِ امان خواه را تجویز کرد و
پیامبر (صلیاللهعلیهوالهوسلّم) با پناه دادن به ابو العاص و هجرت مسلمانان به
حبشه، کاربرد سیاسیِ آن را به نمایش گذاشت.
این ارزش اخلاقی در
فقه اسلامی «عقد امان» باقی ماند، هرچند با استقرار دولتِ مرکزی، جنبهٔ سیاسی و قبیلهایِ آن کمرنگ شد.
جِوار،
رسم
عرب در
عصر جاهلی که براساس آن
فرد یا
قبیله ضعیف در پناه فرد یا قبیله
قوی قرار میگرفت و در
اسلام نیز با تغییراتی تأیید شد.
جوار در
لغت به معنای پناهندگی و حمایت، مُجار یا مستجیر پناهنده و مُجیر پناه دهنده است.
واژه جار از
اضداد و به دو معناست: پناه دهنده و پناه جوینده.
با توجه به کاربرد این واژه در
زبان عربی کهن و در سنگ نبشته رأس شَمرَه و پیوند آن با واژگان مشابه در زبانهای سامی ،
معلوم میشود که جوار از
سنّتهای اقوام سامی بودهاست.
جوار در
دوره جاهلیت .
در نظام قبیلهای و زندگی بیابانی
جزیرة العرب، که
امنیت و
قدرت مرکزی وجود نداشت، جوار رسمی مهم و ارزشی اجتماعی برای برقراری امنیت به شمار میرفت.
همچون جنگاوری و غارتگری، خصلتی ستوده
و از افتخارات محسوب میشد،
زیرا پناه دادن به افراد
ضعیف ، نشانه نیرومندی و جوانمردی و بزرگواری بود و برخی
اشراف عرب بدین
فضیلت
شهره بودند.
ازاین رو، همواره در
ادبیات عرب به نیکی کردن به پناهنده و رعایت
حقوق وی و حمایت از او سفارش، و واگذاشتن وی نکوهش شدهاست.
• جایگاه جوار در فرهنگ عرب نُعمان بن مُنذر ، آخرین
شاه لَخمی
حیره ، در
خطبهای ضمن یاد کردن از
فضائل عرب، گفته که اگر کسی از آنان آگاه شود که پناهندهشان کشته شدهاست، آرام نمیگیرد مگر که قبیله جنایتکار را از بین ببرد یا قبیله خود را فدا کند.
در واقع، جانبازی در راه جوار بالاترین درجه
وفا به
پیمان و مرگِ افتخار آمیز بود.
گاه فرد عرب به کسانی از قبیله
دشمن پناه میداد، به گونهای که این کار، از فرط بزرگواری،
مَثَل میشد.
گاه اعراب به
حیوانات نیز پناه میدادند، چنانکه مُدلج بن سوید طائی ملخهایی را که به
خیمه او پناه برده بودند از دست شکارچیان رهانید و از همینجا
مَثَل « احمی «من مجیر الجَراد» (حمایتکنندهتر از پناهدهنده ملخها) پدید آمد.
• پیمان شکنی در جوار از زشت ترین عیبها نزد
عرب ، شکستن
پیمان جوار (غدر) بود که مرتکب آن ننگ
ابدی را برای خود میخرید و برای رسوایی او
پرچمی در
انجمن قبیله یا بازار
عکاظ میافراشتند.
ولاء جوار
نوعی پیمان یاری میان طرف
ضعیف (مستجیر) و طرف قوی (مجیر) بود.
که گاه چنان
مستحکم میشد که جار نَسبِ مجیر را به خود میگرفت و از این راه،
نسب بسیاری از قبایل کوچک با قبایل بزرگ یکی میشد.
جوار
اغلب صورت فردی داشت، ولی در مواردی
نادر گروه یا قبیلهای از قبیله قوی تر جوار می خواست،
گرچه پناهندگی
جمعی را باید جزو رسم حِلف و همپیمانی به شمار آورد.
رسمیت جوار به این بود که مجیر در ملاعام جوار را قبول کند.
در پی آن، مجار در پناه مجیر قرار میگرفت و مجیر در برابر هرچه بر مجار میرسید و از او سر میزد، مسئول بود و میبایست
حق جوار را پاس میداشت.
مجار بدین وسیله در قبیله جدید از حق
توطن و حقوق و وظایف افراد
اصلی قبیله برخوردار میشد.
از موارد رایج جوار آن بود که خَلیع (کسی که قبیلهاش وی را، به
سبب ارتکاب جنایتی،
خلع و
طرد کرده بود) برای
نجات جان خود از قبیله دیگر درخواست جوار میکرد.
البته بسیاری از مردم، به کسانی که قومشان آنان را طرد کرده بودند و جرائم بسیار داشتند، پناه نمیدادند و بدین ترتیب این افراد به یاغیان و راهزنان، که گاه صعلوک نام میگرفتند، میپیوستند.
پناهنده میتوانست با جوار، خود را از
خشم و آزار مخالفان دور نگاه دارد،
اموال غارت شده خویش را پس بگیرد، در
ایامی که زمینهایش بی آب و
علف بود از زمینهای مجیر برای چرای دام استفاده کند و از چاهی که در زمینهای مجیر بود آب بر دارد، یا
کاروان تجاری خود را در گذر از
سرزمین پرخطر
جزیرة العرب ، در جوار فرد و قبیلهای قدرتمند درآورد.
• نقش شیخ قبیله جوار دادن از وظایف
شیخ و بزرگ قبیله بود،
زیرا تنها از او
انتظار میرفت که به نحو
مطلوب از خواهان جوار حمایتکند.
افراد قبیله نیز او را در وفای بدان یاری میکردند.
• افراد مجاز و غیرمجاز در جواردهیطبعاً به سبب مسئولیت سنگین جوار، کسانی همچون هم پیمانان (حَلیف)، طرد شدگان (خَلیع)، پناهندگان (مجار یا مستجیر)،
زنان و بندگان نمیتوانستند جوار دهند.
با وجود این، گزارشهایی از پناهدادن زنان، به اتکای نیروی
عشیره و قبیله خود، به پناهجویان وجود دارد.
• ویژگیهای خواهان جوار جوار به شکلهای گوناگون صورت میپذیرفت.
• ورود به خیمه روش متداول آنبود که فردی به
خیمه و خرگاه بزرگ قبیله وارد میشد و تقاضای جوار میکرد.
اگر رئیس قبیله میپذیرفت، جوار را اعلان میکرد.
• اعلان در بازار و انجمنجوار در جاهایی مانند
بازار و انجمن اعلان میشد.
برخی از
مکیان برای اعلان حمایت از پناه جو، در
کعبه
سوگند میخوردند و در این صورت، خروج از جوار فقط در
کعبه اعلان میشد.
• پناهبردن به قبر • پناهبردن به معبد یا مکان مقدساگر فرد به
معبد یا
مکان مقدّس پناه میبرد،
متولیان آنجا میبایست حق جوار را رعایت میکردند، چنان که هر که وارد
حرم (
بیت ) مکه میگردید، از هر
تجاوز و
تعرضی ایمن میشد و
قریش میبایست از او
دفاع میکردند.
آل مُلحمبنذُهل در
وادی عَوف قبّهای به نام قبه المعاذه داشتند که هرکس بدان پناه میجست، به وی پناه میدادند.
بعدها نیز حریم طاهری در
بغداد منسوب به طاهر بن حسین، (متوفی۲۰۷) بَست و پناهگاه به شمار رفت.
از
آداب جوار آن بود که فرد پناه جو گوشه
جامه خود را به
طناب خیمه میبست یا دور
خیمه میگشت
یا
نیزه را وارونه میکرد و اگر مجیر
نیزه او را برمیداشت، در پناه وی قرارمیگرفت.
همچنین اگر مجیر
جامه خود را بر کسی که جوار می خواست، می افکند وی در پناه بود.
این
شیوه و
شبیه آن در میان قبایل بربر
الجزایر باقی مانده است.
شروط جوار، بسته به درخواست و اوضاع، متفاوت بود.
گاه مجیر
متعهد میشد که از جار خود در برابر شخص یا قبیلهای دفاع کند یا شخص
معینی را
استثنا میکرد.
گاه نیز
تعهد او
عام بود.
مدت
زمان جوار گاهی
مطلق و
دائم ، و بیش تر
موقت بود و با
تحقق هدفی که
پیمان جوار به سبب آن بسته شده بود، پایان مییافت
سید عبدالعزیز سالم، ص۴۳۶
در جوار موقت، معمولاً سه روز
حرمت جوار را نگاه میداشتند
مگر آنکه مجیر، جوار وی را تجدید میکرد.
کسانی همچون
غریبان و مسافران و
نیازمندان ، با استفاده از حق جوار، آسایش و روزی خود را در اوضاع دشوار تأمین و جان خود را
حفظ میکردند.
احساس تعهد به پناهنده گاه چنان قوّت میگرفت که پیوند خونی و خویشاوندی در برابر آن کم ارزش میشد و گاه پناه دهنده، به
انتقام خون پناهنده برادر خود را میکشت.
در مواردی پناه دهنده، از
شرّ جن و
انس و حتی مرگ به پناهنده پناه میداد، یعنیخود را متعهد میدانست که پس از مرگ پناهنده،
دیه او را به خانوادهاش بپردازد و اگر پناهنده کشته شود، انتقام وی را بگیرد یا دیهاش را از
قاتل بگیرد به صاحبان خون بدهد.
در مقابل، پناهنده وظیفه داشت
حد جوار را محترم شمارد، مال پناه دهنده را ضایع نکند و آبروی او را نریزد و گرنه جواردهنده حق داشت که او را خلع کند.
پناهنده همچنین موظف بود که از جواردهنده دفاع کند.
• فسخ جوار ضمناً نباید از نظر دور داشت که جوار
عقدی بود و هریک از طرفین میتوانست پایان یا
فسخ آن را اعلام کند.
فسخ جوار اغلب به سبب پایبند نبودن یکی از طرفین به تعهدِ خود صورت میگرفت.
وابستگی از نوع جوار و زندگی در پناه دیگران، همیشه سرانجام خوشی نداشت.
گاه مجیر بد رفتاری و
خیانت و پیمانشکنی میکرد یا نمیتوانست جان مستجیر را حفظ کند، در اینصورت باید
نصف دیه او را می پرداخت.
اگر جوار فسخ میگردید، مانند هنگامِ پناهدادن، در ملاعام اعلام میشد.
جوار در
صدر اسلام .
اسلام حسن جوار را به منزله ارزشی اخلاقی و ایمانی مطرح کرد و آن را محترم شمرد و پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوالهوسلّم) نیز، ضمن نخستین تعالیم خود، مردم را به این
امر سفارش کرد.
طبعاً
توصیه اسلام به
حسن جوار و
احسان به جار، بالاتر و فراتر از رسم
عرب بود.
اسلام
ایمان و حق مداری را در مضمون اجتماعی جار دخالت داد و حفظ جوار را از
ارکان برپایی جامعه آرمانی و رفتاری خیرخواهانه و برخاسته از
روح ایمان دانست.
در
قرآنکریم
مشتقات جوار حدود ده بار آمده است.
که مراد از آن در چند مورد
پناه دهندگی مطلق پروردگار و در یک مورد
زنهار دادن و حفظ و حمایت است.
در آیه۳۶
سوره نساء ، جار به معنای
همسایه است و نیکی کردن به وی امر شده است.
در
سنّت نیز بر رعایت حقوق جار تأکید و بر حسن جوار، به هر دو معنی، سفارش شده و در
احادیث بسیاری،
حرمت و
رعایت حق همسایگی و اهمیت آن در ایجاد جامعهای سالم یادآوری گردیده است
• کاربرد سیاسی جوار در هجرت به حبشه با اعلان
دعوت اسلام در
مکه ، مشرکان به آزار نو
مسلمانان پرداختند؛ از این رو،
پیامبر به مسلمانان
اجازه داد تا به
حبشه
هجرت کنند و در جوار
نجاشی ، پادشاه آنجا، قرار گیرند.
مفهوم جوار در این هجرت از مفهوم قبیلهای آن فراتر رفت و باید آن را نوعی پناهندگی
سیاسی تلقی کرد.
پناهندگان مدتی بعد، بر اساس شایعه اسلام آوردن
قریش ، روانه
مکه شدند، اما نزدیک
شهر خبر یافتند که اسلام آوردن مکّیان دروغ بوده است و ناچار هریک پنهانی یا در پناه کسی وارد مکه شد.
از اینمیان، عثمان بن مَظعون که در پناه
ولیدبنمُغِیرَه در آمده بود، بعداً پناهندگی به وی را رد کرد و مطابق مفهوم قرآنی جوار، گفت که به جوار
خدا خشنودم و فقط از او پناه میخواهم.
گفته اند
رسول خدا (صلیاللهعلیهوالهوسلّم) نیز، پس از بازگشت از سفر
طائف ، ناچار شد از برخی مکّیان پناه و امان بخواهد، اما آنان نپذیرفتند و آن حضرت سرانجام، در جوار
مُطعِمبنعَدی وارد مکه شد.
طبق برخی
روایات ،
پیامبر (صلیاللهعلیهوالهوسلّم) بعداً فرمود دوست ندارم بیش از یک روز در جوار مشرکی بمانم، لذا از پناه
مطعم درآمد.
• جوار در عهد نامه مدینه در عهد نامه ای که رسول خدا (صلیاللهعلیهوالهوسلّم) میان
مهاجران و
انصار از یک سو و
یهودیان و قبایل عرب از سوی دیگر نوشت، مضامینی مندرج است که برخی از آنها به صراحت ناظر به موضوع جوار در مفهوم جدید اسلامی و سیاسی آن است، از جمله آنکه هیچ
مشرکی از
مدینه
حق ندارد
مال و جان مشرکان
قریش را جوار دهد؛ جان جار (احتمالاً به دو معنای
همسایه و پناه داده شده) همچون جان خویش است؛ به هیچ زنی جز با
اذن کسانش پناه داده نمیشود؛ از
ظالم و
مجرم حمایت نمی شود و آنان هر جا باشند، چه در
مدینه و چه بیرون آن، در امان نیستند.
در رسم جوار تحولی دیگر نیز صورت گرفت.
با وجود
وحدت و
اخوت بر
مبنای ایمان و
تساوی حقوقافراد،
هر فردی، حتی کمترین آنها از حیث پایگاه اجتماعی، میتوانست جوار دهد و قرار او بر همه مسلمانان محترم و تعهدآور بود.
کلام
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوالهوسلّم):
«یجیرُ علیهم أدناهم» (کمترینِ آنان (مسلمانان) میتواند از طرف مسلمانان به کسی پناه دهد)
«یسْعی بذِمَّتهم اَدْناهُم» (کمترینِ آنان (مسلمانان) میتواند از طرف ایشان تعهداتی در برابر
کفار به
ذمه بگیرد)
«اِنَّه یجیر علی المسلمینَ أدناهم» (کمترینِ مسلمانان میتواند از طرف آنان به کسی پناهدهد)
دالّ بر این معنی است.
• نمونه عملی: پناه دادن زینب به ابو العاص
از این رو، چون
زینب ، دختر پیامبر (صلیاللهعلیهوالهوسلّم)، به
همسر سابقش ابو العاص بن ربیع ، که همچنان
مشرک (مسالمت جو نه
جنگ طلب) بود، پناه داد، پیامبر
عهد وی را
تنفیذ و به
اکرام پناهندهاش سفارش کرد.
اگر کسانی که پیامبر (صلیاللهعلیهوالهوسلّم) عزم جهاد با آنان را داشت، به گروهی می پیوستند که با مسلمانان پیمانی، ولو به شکل جوار، داشتند جان و مالشان ایمن میگشت.
•جوار در آستانه فتح مکه • بعد از فتح مکه پس از فتح مکه و سپس
نزول
سوره برائت ، جوار تنها
قانونی بود که مشرکان میتوانستند با
تمسک به آن در
امان بمانند.
بر اساس آیه ۶
سوره توبه ، اگر کسی از مشرکان حربی از پیامبر امان و جوار میخواست تا
کلام خدا ، یعنی
قرآن ، را بشنود پیامبر میبایست به او پناه میداد و اگر مسلمان نمیشد او را به جای امن خود باز میگرداند
طبرسی، ذیلآیه).
فقها به استناد این
آیه و
احادیث متعدد، بحث
عقد امان را مطرحکردهاند.
پس از
رحلت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوالهوسلّم) ،
تعصبات قبیلهای بر ارزشهای اسلامی چیره گشت، از این رو
حضرت علی (علیهالسلام) در
خطبه قاصعه، ضمن هشدارهای فراوان، مردم را به تعصب ورزیدن در کارهای پسندیده و
خصلتهای ستوده، همچون
حفظ جوار و وفاداری به عهد و امان، سفارش کرد (نهجالبلاغه، خطبه ۱۹۲).
در ایندوره، جوار به مفهوم جاهلی و اسلامی آن وجود داشت، چنان که پس از
جنگ جمل (۳۶ هجری) گروهی از شکست خوردگان و فراریان
اموی نزد عصمه بن ابیرتیمی رفتند و وی به آنان یک سال پناهداد، سپس آنانرا به همراه چهارصد سوار به سلامت راهی
شام و
دربار معاویه کرد.
از سویدیگر، در زمان
یزیدبن معاویه (تاریخ ۶۰ ـ ۶۴)، عَمروبنسعید اموی ،
والی مکه، به
امامحسین علیهالسلام پیشنهاد کرد که وی را در امان و پناه خویشگیرد، ولی آن حضرت امانخدا را بهترین پناه و اماندانست.
آیین جوار به تدریج اهمیت پیشین خود را از دستداد و با برپایی دولت اسلامی و اقتدار حکومت مرکزی، خود دولت عهدهدار تأمین جان و مال مردم و برقراری امنیت عمومی شد.
از طرفی، سیاست قاطع والیان در برابر اشرافعراق ، نفوذ قبیلهای اشراف را کاهش داد و آنان را از
امتیازات فراوانی که اسلافشان در
جاهلیت برخوردار بودند، محروم ساخت؛ البته
نظام جوار در دوره اسلامی به کلی از میان نرفت، زیرا دولت توانایی کافی برای ایجاد امنیت نداشت و در مناطق بادیه نشین و جاهایی که حکومت مرکزی کمتر
تسلط داشت، جوار همچنان اهمیت خود را حفظ کرد.
۱. علاوه بر قرآن؛
۲. ابن ابی الدنیا، کتاب مکارم الاخلاق، چاپ جیمز أ. بلمی، ویسبادن ۱۳۹۳ /۱۹۷۳؛
۳. ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، چاپ صلاح بن محمد بن عویضه، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷؛
۴. ابن حبیب، کتاب المحبّر، چاپ ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد، دکن۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ افست بیروت بیتا ؛
۵. ابن درید، الاشتقاق، چاپ عبدالسلام محمد هارون، مصر ۱۳۷۸/۱۹۵۸؛
۶. ابن سعد (لیدن)؛
۷. ابن قتیبه، الشعر و الشعراء، چاپ احمد محمد شاکر، قاهره ۱۳۸۶ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۶ـ۱۹۶۷؛
۸. ابن هشام، السیره النبویه، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، قاهره۱۳۵۵/۱۹۳۶؛
۹. ابوالفرج اصفهانی؛
۱۰. معمر بن مثنی ابوعبیده، دیوان النّقائض: نقائض جریر و الفرزدق، بیروت ۱۹۹۸؛
۱۱. محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغه، ج ۱۱، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره بیتا.؛
۱۲. عبدالملک بن قریب اصمعی، تاریخ العرب قبل الاسلام، چاپ محمدحسن آل یاسین، بغداد ۱۳۷۹/۱۹۵۹؛
۱۳. عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفی سقا، بیروت۱۴۰۳ / ۱۹۸۳؛
۱۴. عمرو بن بحر جاحظ، المحاسن و الاضداد، چاپ فوزی خلیل عطوی، بیروت۱۹۶۹؛
۱۵. یحیی وهیب جبوری، الجاهلیه: مقدمه فی الحیاه العربیه لدراسه الادب الجاهلی، بغداد ۱۳۸۸/۱۹۶۸؛
۱۶. جواد علی، المُفصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت۱۹۷۶ـ ۱۹۷۸؛
۱۷. خلیل بن احمد، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵؛
۱۸. عباس زریاب خویی، سیره رسول اللّه، تهران۱۳۷۰ ش؛
۱۹. محمود سلام زناتی، نظم العرب قبل الاسلام، مصر ۱۹۹۲؛
۲۰. اسماعیل بن محمد سید حمیری، دیوان، چاپ شاکر هادی شکر، بیروت ۱۹۶۶؛
۲۱. سید عبدالعزیز سالم، تاریخ العرب فی عصر الجاهلیه،اسکندریه ۱۹۸۸؛
۲۲. شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، ج ۱: العصر الجاهلی، قاهره۱۹۷۱؛
۲۳. احمد زکی صفوت، جمهره خطب العرب فی عصور العربیه الزاهره، قاهره ۱۳۵۲/۱۹۳۳؛
۲۴. فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، قم۱۴۱۷؛
۲۵. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان؛
۲۶. طبری، تاریخ (بیروت)؛
۲۷. طبری، جامع؛
۲۸. جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم، قم۱۴۰۳؛
۲۹. علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، قاهره۱۴۱۱/۱۹۹۱؛
۳۰. علی بن حسین (ع)، امام چهارم، رساله الحقوق، در محمدرضا حسینی جلالی، جهاد الامام السجاد زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام، قم ۱۴۱۸؛
۳۱. کلینی؛
۳۲. علی بن حسام الدین متقی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکری حیانی و صفوه سقا، بیروت۱۴۰۹/ ۱۹۸۹؛
۳۳. محمد فؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، قاهره۱۳۶۴، چاپ افست تهران ۱۳۹۷؛
۳۴. محمد بن عمران مرزبانی، معجم الشعراء، چاپ ف. کرنکو، بیروت۱۴۰۲/ ۱۹۸۲؛
۳۵. مرزوق بن صنیتان، «الجوار فی الشعر العربی حتی العصر الاموی»، حولیات کلیه الاداب (جامعه الکویت)، ش ۷۰ (۱۴۱۰ ـ ۱۴۱۱)؛
۳۶. محمدجواد مشکور، فرهنگ تطبیقی عربی با زبانهای سامی و ایرانی، تهران ۱۳۵۷ ش؛
۳۷. مُفَضَّل بن سلمه، الفاخر، چاپ عبدالعلیم طحاوی، قاهره۱۳۸۰/۱۹۶۰؛
۳۸. مُفَضَّل بن محمد مُفَضَّل ضَبّی، دیوان المُفضّلیات، مع شرح قاسم بن محمد بن بشار انباری، چاپ چارلز جیمز لایل، آکسفورد ۱۹۲۱، چاپ افست بغداد بیتا.؛
۳۹. محمود مقداد، الموالی و نظام الولاء من الجاهلیه الی اواخر العصر الاموی، دمشق۱۴۰۸/ ۱۹۸۸؛
۴۰. احمد بن محمد میدانی، مجمع الامثال، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت۱۴۰۷/۱۹۸۷؛
۴۱. نصر بن مزاحم، وقعه صفّین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره۱۳۸۲، چاپ افست قم۱۴۰۴؛
۴۲. یاقوت حموی؛
۴۳. یعقوبی، تاریخ؛
۴۴. یوسف خلیف، الشعراء الصعالیک فی العصر الجاهلی، قاهره۱۹۸۶؛
۴۵. EI ۲ , s.v. "Djiwar" (by J. Lecerf);
۴۶. Wilhelm Gesenius, Gesenius's Hebrew and Chaldee lexicon to the Old Testament scriptures , tr. Samuel Prideaux Tregelles, London ۱۸۸۴.;
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «جِوار».