حمیدالدین بلخی (دانشنامه)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
حمیدالدین محمد بن عمر محمودی بلخی، مشهور به حمیدالدین بلخی، قاضیالقضات
بلخ در
سده ششم هجری و مؤلف کتاب
مقامات حمیدی است. در منابع درباره نام او اختلاف دیده میشود، اما شواهدی چون فرمان
سلطان سنجر (
۵۴۷ق) نام محمد را تأیید میکند.
او از خاندان محمودیان طالقان بلخ بود و پس از درگذشت پدرش، به فرمان سنجر منصب قاضیالقضاتی بلخ را بر عهده گرفت و تا پایان عمر در این مقام ماند. حمیدالدین با شاعرانی چون
انوری،
رشیدالدین وطواط و
دقایقی مروزی روابط ادبی داشت.
افزون بر مقامات حمیدی، رسالههایی نیز به او نسبت داده شده است، هرچند در انتساب برخی از آنها میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد. او همچنین شاعری توانا به شمار آمده است.
حمیدالدین بلخی، محمد بن عمر محمودی بلخی، مؤلف
مقامات حمیدی. نام او را محمود
و عمر
نیز ذکر کردهاند، اما به نوشته
محمد قزوینی و
اقبال آشتیانی ظاهراً نام پدر و پسر در نوشته
محمد عوفی و به تبعیت از او در
تذکره هفت اقلیم از
امین احمد رازی اشتباه شدهاست. در فرمان
سلطان سنجر که در جمادیالاولی
۵۴۷ق صادر شده، نام او محمد ذکر گردیده که مقرون به صحت است.
اغلب منابع لقب او را حمیدالدین دانستهاند
و در چهارمقاله
نظامیعروضی و
نزهةالمجالس خلیل شروانی به صورت حمید و حمید بلخی از او یاد شده است.
در فرمان سلطان سنجر علاوه بر حمیدالدین، لقب ظهیرالدین نیز برای او ذکر شده
و به نظر اقبال آشتیانی
لقب دوم از القاب واقعی او بوده است، نه از نوع تعارفات. کنیهاش را ابوبکر نوشتهاند و چون قاضی حمیدالدین به خاندان محمودیان طالقان بلخ منسوب بوده در اغلب منابع نسبت محمودی نیز برای او ذکر شده است.
صفیالدین بلخی در کتاب
فضائل بلخ اصل وی را از تالقان بلخ دانسته
و
دولتشاه سمرقندی او را «حمیدالدین ولوالجی» ولوالج از نواحی
بلخ نامیده است.
پدر حمیدالدین از
۵۳۶ق قاضیالقضات بلخ بود
و در
۵۴۷ق درگذشت.
پس از وی، به فرمان سلطان سنجر، قاضیالقضاتی بلخ، که به احتمال بسیار در خاندان محمودی موروثی بوده است،
به حمیدالدین محمد واگذار شد
و او ظاهراً تا پایان عمر در این مسند باقیماند.
ابناثیر فوت حمیدالدین را در حوادث سال
۵۵۹ق ذکر کرده است. حمیدالدین مانند دیگر اعضای خاندان خود در علم و فضل، بهویژه در نویسندگی و شاعری، سرآمد بود.
وی به هنگام قاضیالقضاتی بلخ، با شاعر هم روزگار خود،
انوری ابیوردی، مراوده داشت. ظاهراً انوری به سبب شهرآشوبی که
فتوحی مروزی در هجو بلخ گفته و به نام انوری مشهور شده بود،
به قاضی حمیدالدین پناه برد و با حمایت و التفات او مدتی در بلخ زیست.
مناسبات شاعرانه آنان سالها ادامه داشته است و در دیوان انوری نُه مورد
مدح و ذکر حمیدالدین دیده میشود.
حمیدالدین همچنین با شاعر و ادیب اهل بلخ، یعنی
رشیدالدین وطواط، ارتباط شاعرانه داشت و در دیوان وطواط چهار اشاره ستایشآمیز به قاضی حمیدالدین دیده میشود.
حمیدالدین با شاعر معاصر خود،
شمسالدین دقایقیمروزی، نیز مرتبط بوده و دقایقی در نامهای به حمیدالدین، او را ستوده است.
شهرت حمیدالدین بیشتر به سبب کتاب مقامات اوست. (رجوع کنید به مقامات حمیدی) آثار دیگری نیز به او نسبت دادهاند که منشأ اغلب آنها نوشته عوفی در
لبابالالباب است. او این رسالهها را به حمیدالدین نسبت داده است: «وسیلة العفاة الی اکفیالکفاة»؛ «حنینالمستجیر الی حضرةالمجیر»؛ «روضةالرضا فی مدح ابیالرضا»؛ «قدح المغنی فی مدحالمعنی»، که اقبال آشتیانی
صحیح آن را «قدحالمعین فی مدحالمعین» میداند؛ «رسالة الاستغاثه الی اخوانالثلاثه»؛ «منیة الراجی فی جوهر التاجی»، که اقبال آشتیانی
صحیح آن را «منیةالراج فی جوهرالتاج» میداند.
با وجود انتساب این رسالهها به حمیدالدین، اقبال آشتیانی
برای هر یک از آنها، که امروز در دست نیستند، مخاطب تاریخی خاصی در نظر گرفته و سرانجام به این نتیجه رسیده که همه مطالبی که عوفی نوشته مربوط به پدر حمیدالدین است، و عوفی فقط تألیف مقامات حمیدی را که کار پسر است، به اشتباه، به پدر او نسبت داده است. این در حالی است که در کتاب فضائل بلخ
صفیالدین بلخی که پنجاه سال پس از درگذشت حمیدالدین تألیف شده، علاوه بر مقامات، به رساله «روضةالرضا»
و «رسائل متفرقه» او نیز اشاره شده است.
همچنین علاوه بر خوافی
ابناثیر
نیز او را «صاحب تصانیف» شمرده است؛ بنابراین، به نظر میرسد تأکید اقبال آشتیانی بر اشتباه عوفی در نسبت دادن تألیفات پدر به پسر و در نظر گرفتن مخاطب تاریخی خاص برای رسائل مذکور، چندان مقرون به صحت نباشد مخصوصاً که او کتاب فضائل بلخ را ندیده است.
به گفته عوفی
منشآت نامهها حمیدالدین در زمان خود او مشهور بوده است. اما از میان آنها فقط یک نامه در اختیار است که صاحب کتاب
مختارات منالرسائل (تألیف در ۶۹۳تهران ۱۳۷۸ش) آن را به عنوان نمونهای از یک اخوانیه در ضمن رسائل دیگر آورده است،
که البته مخاطب آن معلوم نیست.
با آنکه در قرن نهم
دولتشاه سمرقندی نام حمیدالدین بلخی را در میان شاعران تذکره خود نیاورده و فقط از ارتباط او با انوری سخن گفته است، اغلب منابع به شاعری او اشاره کردهاند.
ابناثیر
و خوافی
او را صاحب «تصانیف و اشعار» میدانند و انوری
ارائه شعر خود را در برابر شعر حمیدالدین به «زیره به کرمان بردن» تشبیه کرده است. شمسالدین دقایقی مروزی،
«نظم لطیف» او را «سحر حلال» به شمار آورده و عوفی
ضمن بیانِ اینکه «اشعار او به غایت لطیف است» نمونههایی از شعر او را ذکر کرده است. هدایت
نیز با اشاره به اینکه قاضی حمیدالدین «در شعر و شاعری صاحب قدرت بوده» سفرنامهای منظوم به نام سفرنامه مرو به قاضی حمیدالدین نسبت داده و ۲۵ بیت از ابیات آن را ذکر کرده است.
بهزعم
اقبال آشتیانی ابیات یاد شده را که در نسخه چاپی لبابالالباب نیست هدایت از نسخه خطی لبابالالباب نقل کرده است. سپس اقبال آشتیانی به سبب اشارهای که در این مثنوی ظاهراً به
شرفالملک خوارزمی، رئیس دیوان استیفای
ملکشاه سلجوقی،
وجود دارد به این نتیجه رسیده است که سراینده آن حمیدالدین بلخی نیست بلکه پدر اوست. در مجموعه رباعیات کتاب نزهةالمجالس تألیف در نیمه اول قرن هفتم یک رباعی از حمیدالدین بلخی آمده است
که نشانه شهرت شاعری او در
قرن هفتم است.
به نظر
بهار، اشعاری که از حمیدالدین در ضمن مطالب مقامات حمیدی آمده است «لطفی ندارد و بهتر از نثرش نیست»،
اما گاه «بسیار خوب و مطبوع است و از طراز اشعار قرن پنجم و ششم است».
در کنار اشعار حمیدالدین بلخی که در مقامات آمده است «غزلهای منثور» او نیز دلالت بر هنر شاعری نویسنده دارد.
۱. آقابزرگ طهرانی؛
۲. ابنابیالوفا، الجواهرالمضیّة فی طبقات الحنفیّة، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، ریاض ۱۴۱۳/۱۹۹۳؛
۳. ابناثیر؛
۴. عباس اقبال آشتیانی، «قاضی حمیدالدین محمودی بلخی مؤلف مقامات حمیدی»، یادگار، سال ۱ ش ۷ (دی ۱۳۲۳)؛
۵. امین احمد رازی، تذکره هفت اقلیم، چاپ محمدرضا طاهری (حسرت)، تهران ۱۳۷۸ش؛
۶. محمد بن محمد(علی) انوری، دیوان، چاپ محمدتقی مدرس رضوی، تهران ۱۳۶۴ش؛
۷. محمدتقی بهار، سبکشناسی، یا، تاریخ تطور نثرفارسی، تهران، ۱۳۲۱ش؛
۸. حسین خطیبی نوری، فن نثر در ادب پارسی، ج ۱، تهران ۱۳۶۶ش؛
۹. جمالالدین خلیل شروانی، نزهةالمجالس، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ۱۳۶۶ش؛
۱۰. احمد بن محمد خوافی، مجمل فصیحی، چاپ محمود فرخ، مشهد ۱۳۳۹ـ۱۳۴۱ش؛
۱۱. محمد بن علی دقایقیمروزی، «نامهای از شمسالدین محمد دقائقی به حمیدالدین بلخی»، چاپ محمد روشن، در جشننامه محمد پروین گنابادی: سی و دو گفتار در ایرانشناسی، به پاس پنجاه سال خدمات فرهنگی، چاپ محسن ابوالقاسمی و محمد روشن، تهران: توس، ۱۳۵۴ش؛
۱۲. دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکرةالشعراء، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۹/۱۹۰۱؛
۱۳. محمد بن محمد رشیدالدین وطواط، دیوان، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۳۹ش؛
۱۴. محمدرضا شفیعی کدکنی، مفلس کیمیافروش: نقد و تحلیل شعر انوری، تهران ۱۳۷۲ش؛
۱۵. عبداللّه بن عمر صفیالدین بلخی، فضائل بلخ، ترجمه عبداللّه بن محمدحسینی بلخی، چاپ عبدالحی حبیی، تهران ۱۳۵۰ش؛
۱۶. عوفی؛
۱۷. احمد بن عمر نظامیعروضی، چهار مقاله، چاپ محمد قزوینی و محمدمعین، تهران ۱۳۳۳ش؛
۱۸. رضاقلی بن محمدهادی هدایت، مجمعالفصحا، چاپ مظاهر مصفا، تهران ۱۳۳۶ـ۱۳۴۰ش.؛
• دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دایرة المعرف اسلامی، برگرفته از مقاله « حمیدالدین بلخی».