رهبری ضرورت تکامل
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
رهبری در
فقه سیاسی به عنوان نیروی سازماندهندهای برای
هدایت جوامع به سمت اهداف مشخص تعریف میشود.
انواع رهبری از جمله سیاسی، مذهبی، نظامی و علمی هر کدام در سطوح مختلف
جامعه نقش محوری ایفا میکنند.
رهبری مبتنی بر
ایدئولوژی و ارتباط عمیق با جامعه، پایداری بیشتری نسبت به رهبریهای موقتی دارد.
در فقه سیاسی اسلامی، رهبری
انبیاء (علیهمالسلام) و
ولایت فقیه به عنوان مدلهای اصلی رهبری مطرح میشوند.
همانطورى كه وجود استعدادها و امكانات مختلف در حيات اجتماعى انسان
ضرورت تكامل را اجتنابناپذير نموده، طبيعت تكامل در عرصههاى مختلف زندگى اجتماعى نيز خواه نا خواه مسئله رهبرى را به عنوان يك ضرورت براى انسان اجتماعى مطرح كرده است.
رهبرى و هدايت انسان در حركتى كه به طور مداوم در راه
فعلیت بخشيدن به استعدادهاى پيچيده و نامحدود خود در ابعاد حيات فردى و اجتماعى دارد، ضرورتى است كه از ريشه
فطرت و سرشت انسان سرچشمه مىگيرد و نهادهاى درونى فرد و جامعه بىوقفه آن را مىطلبد.
رهبرى، الگو و نوع مشخصى ندارد و به تناسب نيازها در عرصههاى حيات اجتماعى ظاهر مىگردد.
تاريخ گذشته انسان شاهد نمونهها و انواع رهبریها است كه از اين ميان مىتوان موارد زير را مورد مطالعه قرار داد:
۱. رهبرى قبيلهاى و ايلى كه نه تنها در گذشته متداول بوده، هم اكنون نيز در ميان قبائل و اقوامى كه به
استقلال نرسيده و يا تابعيتها را نپذيرفتهاند ديده مىشود.
۲. رهبرى نظامى كه در جنگها و فتوحات توسط سردارانى
شجاع،
مدبر و قدرتمند ظاهر گشته است.
شيوههاى رهبرى نظامى به ويژه در مواردى كه نجات قبيله، ملتى، يا
کشور اشغالشدهاى به عمليات نظامى احتياج داشته و يا سردارانى فكر توسعهطلبى و كشورگشائى به سر داشتهاند به شكلى كاملاً روشن تحولات بزرگى را به وجود آورده است.
۳. رهبرى سلوكى كه توسط مربيان بزرگ و متنفذ؛ آداب، عادات،
اخلاق گروه يا جامعهاى را دگرگون ساخته و به گونهاى خارقالعاده انسانها را متحول كرده و به حيات فردى و اجتماعى آنها شكل جديدى دادهاند.
۴. رهبرى علمى و فرهنگى كه توسط متفكران و دانشمندان بزرگ انجام گرفته و كاروان
علم و
فرهنگ بشرى را به پيش بردهاند.
در هر رشتهاى از رشتههاى مختلف علوم مبتكران و متفكران پژوهشگر و شجاع بودهاند كه هر كدام در زمان خود با بسيج علمى، تحولات عظيمى را در علم، فرهنگ و
تمدن به وجود آوردهاند و سالها و گاه قرنها محافل علمى و فرهنگى را به دنبال خود كشيدهاند و بر مراكز تحقيقى و آموزشى و دنياى علم
حکومت فكرى داشتهاند.
۵. رهبرى تبهكاران نيز خود نمونه ديگرى از رهبرى (در شكل منفى) بوده است.
افراد و دستهجات و گروهها و باندهائى با داشتن زمينههاى تبهكارى، توسط افرادى برجسته (از نظر شيطنت، تبهكارى و
فساد) رهبرى شده و به سازمانهائى مخوف و ويرانگر تبديل شدهاند.
۶. رهبرى در
فن،
صنعت و
هنر نيز يكى از نمودها و جلوههاى رهبرى در حيات اجتماعى انسان است كه به صورت ابتكار يا بسيج نيروها، يا اتحاديهها و يا استادكارى دگرگونیهاى چشمگيرى را در هنر و تكنولوژى به وجود آورده است.
۷. رهبرى سياسى از بارزترين نمونههاى رهبرى اجتماعى است كه زندگى اجتماعى در گذشته و حاضر شاهد جلوههاى خيرهكننده آن بوده است.
رهبران سياسى، بزرگترين نقش را در ايجاد تحولات عميق و دگرگون نمودن شكل و قالبهاى اجتماعى و رژيمهاى سياسى و حتى ارزشهاى
حاکم داشتهاند.
۸. رهبرى مذهبى كه در طليعه آن انبياى الهى (علیهمالسلام) قرار داشتهاند.
رهبرى انبياء (علیهمالسلام) در بعد خاصى از زندگى انسان خلاصه نمىشود و هدايت انبياء (علیهمالسلام) همه ابعاد زندگى فردى و اجتماعى را در جهت تعالى و رشد انسان و عروج به سوى
خدا شامل مىگردد.
خط اصيل رهبرى انبياء كه از
وحی الهی سرچشمه مىگيرد، توسط جانشينان و ياران تربيت شده و پيروان راستين آنان نگهدارى، تبيين و مداومت مىشود و در كنار اين خط اصيل گاه خطى انحرافى و بدلى به صورت
استبداد مذهبى ظاهر مىگردد كه به دليل خصائص با ارزش از رهبرى اصيل انبياء (علیهمالسلام) كاملاً متمايز است.
شايعترين نوع رهبرى، شكل رهبرى سياسى و مكتبى است كه محور بحث ما در مسأله رهبرى و
ولایت فقیه است.
حال باید شيوهها و روشهاى مختلف رهبرى سياسى را در نظر گرفت و آنگاه به تبيين نوع رهبرى در
امامت و ولايت فقيه پرداخت.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۶۲-۲۶۴.