عنصر ایمان (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
عنصر ايمان، از مباحث مطرح در
فقه اسلامی است که در
فقه سیاسی نیز کاربرد دارد.
در
اسلام،
ایمان و عقیده جایگزین پیوندهای نژادی و جغرافیایی بهعنوان مبنای
هویت جمعی معرفی شده است.
قرآن مسلمانان را
امت واحد و میانهرو نامیده که معیار برتری در آن
تقوا است، نه نژاد یا قومیت.
پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در
خطبه حجةالوداع با تأکید بر
برابری همه
انسانها، هرگونه
فضیلت نژادی را نفی کرد.
بر این اساس،
ملت و
ملیت در اسلام بر پایه
وحدت فکر و عقیده شکل میگیرد و ضامن همبستگی اجتماعی پایدار محسوب میشود.
در اسلام ايمان و عقيده، شاخص ملت و عنصر واقعى
تکوین آن محسوب مىشود.
ملت اسلامى را افراد و تودههایى تشكيل مىدهند كه به آیين اسلام گرويده، به عقيده و قانون اسلام ايمان آورده باشند و براساس همين پايه، اسلام بهجاى ملت اصطلاح
امت را بهكار برده و امت معتقد به اسلام را امت واحدى دانسته است.
قرآن اين حقيقت را چنين اعلام مىدارد:
(إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ) (اين است امت شما امتى هم كيش و متحد و يكپارچه و من آفريننده شما، پس تنها يک خداى را پرستش كنيد.)
در جاى ديگر به اين صورت تأكيد مىشود:
(إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ) (اين است امت شما امتى متحد و هم عقيده و من آفريدگار شمايم پس از سرپيچى فرمانم بپرهيزيد.)
در آيهاى ديگر نيز ملت مسلمان بهعنوان يک امت ممتاز و ميانهرو معرفى شده است:
(وَ كَذٰلِكَ جَعَلْنٰاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدٰاءَ) (و همچنين شما را امتى ميانهرو و نمونه و ممتاز قرار داديم تا براى ديگر ملتها نمونه و گواه و سرمشق باشيد.)
قانون اسلام، به تفرقههاى نژادى،
خونی،
خاکی و... توجهى مبذول نمىدارد.
از نظر
قانون و حقوق همه افراد مسلمان را يكسان و چون دندانههاى متساوى شانه محسوب مىدارد.
پيامبر اكرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) اين حقيقت اسلام را با تأكيد تمام در پيام تاريخى حجةالوداع تصريح نمود:
«يا أيها الناس ان ربكم واحد و ان اباكم واحد كلكم لآدم و آدم من تراب اكرمكم عند الله أتقاكم ليس لعربى على عجمى و لا لعجمى على عرب و لا لاحمر على ابيض و لا لابيض على احمر فضل الا بالتقوى، الا بلغت، اللهم فاشهد، الا فليبلغ الشاهد منكم الغائب»هان اى مردم، اى انسانها، خداى شما يكى است و پدر شما يكى و همگى از آدم بهوجود آمديد و آدم نيز از خاک.
بافضيلتترين شما پيش خدا پرهيزكارترين شماست. نه عربى را بر عجمى و نه عجمى را بر عربى و نه سرخى را بر سفيدى و نه سفيدى را بر سرخى فضيلتى است مگر به پرهيزكارى.
بيدار و هوشيار باشيد كه پيام را رسانيدم. خدايا تو خود گواه باش! آگاه باشيد كه بايد هر آنكه شاهد اين پيام بود آن را به غائبين برساند و براى ابلاغ آن همه مسئوليد.
اكنون ما اگر وضع يک اجتماع بزرگى را به اين ترتيب موردنظر قرار دهيم، كاملا بر ما روشن خواهد شد كه وحدت در عناصر مادى هر چند قوى باشد و همبستگى بيشترى ايجاد كند، نمىتواند مبناى يک زندگى مشترک، هدف و مصالح مشترک قرار گيرد.
سرانجام
تضاد خواستها،
تباین افكار، اختلاف
ارادهها و بالاخره اختلافنظر در تشخيص مصالح و هدف زندگى شيرازه آن اجتماع را از هم پاشيده، وحدت اجتماعى و هماهنگى دسته جمعى را از ميان خواهد برد.
در صورتىكه مجتمعى كه مركب از افراد مختلف از نظر نژاد، خاک و خون مىباشند، اگر واجد وحدت فكر، عقيده و هدف باشند، خواهند توانست براساس آن، برنامهاى واحد براساس مصالح متحدى تنظيم و با هماهنگى خاص آن را اجرا و همگى در ابقاى آن تشريک مساعى كنند.
با توجه به بيانات فوق، مىتوان چنين نتيجه گرفت كه وحدت فكر و عقيده، همچنانكه ضامن وحدت اجتماعى است، ضامن و شاخص وحدت مليت نيز مىباشد.
تمايز ملتها، جامعهها، حدود مليتها و اجتماعات، بايد با در نظر گرفتن تضاد يا وحدت عقيده و فكر تشخيص و تعيين شود.
بنابراين، بايد گفت كه ملت و امت واحد عبارت از مجموعه افرادى است كه براساس عقيده و فكر واحد زندگى مشترک و هماهنگى را براى خود انتخاب مىنمايند.
مفهوم مليت عبارت از يک رابطه اعتقادى و فكرى است كه افرادى را به همديگر مرتبط و پيوندى بين آنها و نظام خاصى كه مقتضاى آن عقيده است، ايجاد مىكند.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۳، ص۲۰۷.