• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

فرماندهی در امامت (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





فرماندهی در امامت و ولایت فقیه عبارت است از تطبیق اراده و توانمندی‌های فرمانده با اراده و حاکمیت الهی.
فرمانده دارای پیوند اعتقادی با خدا و مكتب و پیوند عملی با مردم و نیروهای تحت فرمان است.
رابطه فرمانده با مردم و نیروها مبتنی بر عدالت، تدبیر و هدف‌های الهی است و استقلال شخصی ندارد.
نصب فرماندهان در نظام امامت توسط امام معصوم و در نظام ولایت فقیه توسط ولی‌ فقیه انجام می‌شود و مستلزم سنخیت با مقام ولایت است.
علم و کاردانی شرط لازم فرماندهی است، اما تدبیر، مهارت رهبری و عدالت نقش اصلی را در شایستگی فرمانده ایفا می‌کنند.
مهارت فرماندهی ترکیبی از تجربه، استعداد ذاتی و آمادگی ویژه افراد برجسته است.



رسالت فرماندهى در امامت و ولايت فقيه عبارت از تطبيق دادن كامل اراده، تفكر و تمايلات خود و نيروهاى مسلح با اراده و فرمان و حاكميت خدا است.


به همين دليل فرمانده، داراى دو پيوند عميق است كه از يكسو با خدا و پيوند اعتقادى با مكتب كه او را از اغراض شخصى و منيّت خارج و به يک هویت مكتبى و حل شده در مكتب تبديل مى‌كند و از سوى ديگر پيوندى با مردم دارد كه اراده نظامى او را جوشيده از مردم و زندگيش را براى مردم و او را وقف جامعه مى‌كند.


فرماندهى در اين طرح، براى خود در برابر خدا هيچ‌گونه استقلال و شخصيت و اراده متمايزى قائل نيست، فقط اراده خدا و شخصيت مطلوب خدا است كه در وجود وى متجلى مى‌شود و نيز در برابر نيروهاى رزمى، تمايلات و خواسته‌هاى خويش را در منافع و مصالح عمومى مردم آن‌چنان حل كرده كه همه چيز را براى رسيدن به هدف‌هاى الهى مى‌جويد و راهى جز پيروزى نيروهايش در راه حق نمى‌طلبد.


پيوند فرمانده با مكتب به گونه‌اى است كه همواره او را از خارج شدن از فرمان خدا، حق، قسط و عدل باز مى‌دارد و پيوند با نيروى رزمنده نيز بدان‌گونه است كه وى را از هر نوع خود محورى، سودجويى، خيانت به منافع و مصالح رزمى مانع مى‌شود و در هر دو پيوند، پايه اصلى ایمان، اعتقاد و باورى است كه جان و همه وجود فرمانده و رهبر نظامى را لبريز كرده است.


همچنين رابطه مردم با امام و رهبرى ولايت فقيه، رابطه مبتنى بر تمايلات نيست كه قابل تغيير و زودگذر باشد بلكه يک رابطه اعتقادى و معنوى ثابتى است كه عشقى متقابل، عميق و ديرپاى را ايجاد مى‌كند.


فرماندهى در نظام امامت بالاصاله به صورت مستقيم در رابطه با امام معصوم بوده و از ناحيه مقام عصمت تعيين مى‌شود.
همچون مالک اشتر و عدى بن حاتم و صعصعه كه از طرف امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به فرماندهى نصب شدند و در نظام ولايت فقيه نيز بنابر آن‌چه كه از عهدنامه مالک اشتر استفاده مى‌شود، اختيار تعيين فرماندهان نظامى مصر از طرف اميرالمؤمنين (علیه‌السلام) به مالک اشتر تفويض شده بود و نيز با توجه به احادیث ولايت فقيه نصب فرماندهان با ولى‌ فقيه است و اين خود رسالت فرماندهى را به دليل لزوم تناسب و سنخيّت بين فرماندهان و امام معصوم (علیه‌السلام) و يا ولى‌ فقيه روشن مى‌كند.


در فرماندهى گرچه علم و كاردانى شرط اساسى است، ولى تنها با علم و كاردانى نمی‌توان رهبرى نظامى و شايسته بود، به قول مرحوم آیت اللّه العظمی میرزای شیرازی بزرگ، رهبر جنبش تنباكو، مديريت اگر صد جزء داشته باشد، يكصدم آن علم و يكصدم ديگرش عدالت و نود و هشت درصد آن تدبير و قدرت رهبرى و مهارت‌هاى عرفى است.
مهارت در فرماندهى گرچه بيشتر اكتسابى و تجربى است، ولى بخشى هم مربوط به قريحه، ذوق، استعداد و آمادگى خاصى است كه فقط برخى از افراد برجسته از آن برخوردار هستند.

۱. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۶، ص۱۲۲-۱۲۴.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۸۲-۲۸۳.    






جعبه ابزار