• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

قداست جهاد (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





قداست جهاد، از مفاهیم بنیادین در فقه سیاسی اسلام است که به بررسی ماهیت و انگیزه های جهاد در اندیشه دینی می‌پردازد.
این مفهوم جهاد را به دو ساحت مبارزه با نفس جهاد درونی و نبرد با دشمن خارجی جهاد بیرونی تقسیم می‌کند.
در نگاه اسلامی، جهاد از انتقام‌جویی و غرایز حیوانی متمایز بوده و ماهیتی الهی و مقدس دارد.
بر اساس آموزه‌های نهج‌البلاغه، مشروعیت جهاد منوط به وجود آرمان مکتبی است و در فقدان آن، صلح اولویت می‌یابد.
در عهدنامه مالک اشتر نیز بر نقش موانع تاریخی و عناصر بازدارنده در مسیر جهادگران تأکید شده است.



جهاد در‌اندیشه اسلامی به معنی تلاش مقدس برای پاکسازی و اصلاح خود، جامعه و نیز مقاومت و مبارزه در برابر دشمنان تهدید کننده سلامت فرد و اجتماع می‌باشد و نخستین مرحله آن پاکسازی از درون انسان، مقاومت و ستیز در برابر عواملی است که فساد و تباهی را به درون و روان آدمی می‌کشاند و مرحله دوم آن جهاد به مفهوم فقهی است که قتال در برابر دشمنان متجاوز و مبارزه با عوامل تهدید کننده استقلال، آزادی و حاکمیت را در بر می‌گیرد.


توسعه مفهومی جهاد به خودسازی، الهی و انسانی کردن خود و مبارزه با فساد، تباهی و عوامل شیطانی در اسلام نشان‌دهنده تصویری مقدس از جهاد در دیدگاه اسلامی است.

۲.۱ - جهاد راهی الهی و مقدس

در‌اندیشه اسلامی جهاد نه وسیله است برای انتقامجویی و ابراز غرائز حیوانی و نه نشانه‌ای از خوی درندگی و ویرانگری، بلکه جهاد راهی الهی و تلاشی است مقدس برای راه یافتن به آرمان‌های خدایی و انسانی که با هیچ راه صلح‌جویانه و انسان‌دوستانه بدان ره نتوان یافت.

۲.۲ - اتکا بر ارمان های سیاسی در جهاد

امام علی (علیه‌السّلام) این حقیقت را در یکی از گفتارهای خود در زمینه انگیزه‌های جنگ صفین چنین بیان می‌نماید.
«فَتَداكُّو عَلَيَّ تَداكَّ الاْبِلِ الْهيمِ يَوْمَ وِرْدِها، قَدْ أَرْسَلَها رَاعيها، وَ خُلِعَتْ مَثانيها، حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُمْ قاتِليَّ، أَوْ بَعْضُهُمْ قاتِلُ بَعْض لَدَيَّ، وَ قَدْ قلَّبْتُ هذا الاَْمْرَ بَطْنَهُ وَ ظَهْرَهُ حَتَّى مَنَعَني النَّوْمَ، فَما وَجَدْتُني يَسَعْني إِلاَّ قِتالُهُمْ أَوِ الْجُحُودُ بِما جاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ(صلى الله عليه وآله)، فَكانَتْ مُعالَجَةُ الْقِتالِ أَهْوَنَ عَلَيَّ مِنْ مُعالَجَةِ الْعِقابِ، وَ مَوْتاتُ الدُّنْيا أَهْوَنَ عَلَيَّ مِنْ مَوْتاتِ الاْخِرَةِ»
«پس مردم چون خیل شتران تشنه‌ای که ساربانشان واگذاشته و بند افسارشان گسسته باشد به‌سان دمی که به آبشخور هجوم می‌برند، مرا برگرفتند، چندان که پنداشتم مرا می‌کشند یا در برابر من یکدیگر را خواهند کشت. زیر و بم این امر را چندان وارسی کردم که مرا از خفتن بازمی‌داشت. سرانجام پی بردم که یا باید به پیکار برخیزم یا آیین محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را منکر شوم و در نزد من رنج پیکار از درد عتاب سبک‌تر می‌آمد و مرگ‌های دنیا از مرگ‌های آخرت آسان‌تر.»
و در جای دیگر می‌گوید:
«وَ لَعَمْري ما عَلَيَّ مِنْ قِتالِ مَنْ خالَفَ الحَقَّ، وَ خابَط الغَيَّ، مِنْ إِدْهان وَ لاَ إِيهان»
«به زندگی‌ام سوگند من نه آنم که از پیکار با حق ستیزان و فساد آمیزان از در سازش درآیم یا سستی ورزم.»
جنگ باید متکی بر آرمان سیاسی و مکتبی باشد، نه گرایش‌ها و عواطف شخصی.


هرگاه برای جنگ انگیزه‌های احساسی و شخصی فراهم آمد، اما آرمان سیاسی و مکتبی در میان نبود، باید از صلح و بی‌طرفی جانبداری نمود و جنگ را کنار گذاشت.
برجسته‌ترین نمود این نگرش امام (علیه‌السّلام) در توصیه او به یارانش و دیگران درباره برخورد با خوارج پس از او دیده می‌شود:
«لاَ تَقْتُلُوا الْخَوارِجَ بَعْدي، فَلَيْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فأَخْطَأَهُ، كَمَنْ طَلَبَ الْباطِلَ فأَدْرَكَهُ»
[۴] سید رضی، محمد، نهج البلاغه، خطبه۶۱.

«پس از من با خوارج پیکار نکنید، زیرا کسی که خواهان حق است اما به بیراهه می‌رود، با کسی که هوادار باطل است و آنرا درمی‌یابد همانند نیست.»


این سخن امام (علیه‌السّلام) ضمن اشاره به صلح‌جویی، قداست جهاد را به وضوح بیان می‌کند:
«و اللهِ لَوْ تَظاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَى قِتالي لَما وَلَّيْتُ عَنْها، وَ لَوْ أَمْكَنَتِ الْفُرَصُ مِنْ رِقابِها لَسارَعْتُ إِلَيْها،سأَجْهَدُ في أَنْ أُطَهِّر الاَْرضَ مِنْ هذا الشَّخْصِ الْمَعْكُوسِ، وَ الْجِسْمِ الْمَرْكُوسِ، حَتَّى تَخْرُجَ الْمَدَرَةُ مِنْ بَيْنِ حَبِّ الْحَصِيدِ»
«اگر تمام عرب در پیکار با من همپشتی کنند، به خدا سوگند که روی نمی‌گردانم و اگر فرصت یاری کند همه را گردن می‌زنم، و به جان می‌کوشم تا زمین را از این دیو واژگون نهاد پلید پیکر پاک کنم و این سنگریزه را از خرمن غلبه بیرون افکنم.»
امام (علیه‌السّلام) در جواب برادرش عقیل بن ابوطالب چنین می‌فرماید:
«و أَمَّا ما سأَلْتَ عَنْهُ مِنْ رأيي في الْقِتالِ، فإِنَّ رأْيِي قِتالُ الْـمُحِلّينَ حَتَّى أَلْقَى اللهَ، لاَ يَزِيدُني كَثْرَةُ النَّاسِ حَوْلي عِزَّةً، وَ لاَ تَفَرُّقُهُمْ عَنّي وَحْشَةً »
«اما در باب آنکه نظر مرا درباره پیکار پرسیده‌ای. من تا دم دیدار با خداوند نبرد با محلین
[۶] محلین: اصطلاحی اسلامی است و بر مسلمانانی اطلاق می‌گردد که شورش بر حاکمیت اسلامی را جایزمی‌شمارند. نظیر آتش افروزان جنگ‌های جمل، صفین و نهروان.
را روا می‌دانم، و در این راه نه فزونی پیروانم بر ارجم می‌افزاید و نه از دوری گرفتنشان بیمناک می‌شوم.»


امام (علیه‌السّلام) در نامه معروف به عهد نامه مالک اشتر خطاب به مردم مصر، دیدگاه خویش را درباره جنگ و صلح، می‌گوید و می‌فرماید:
«إِنِّي و اللهِ لَوْ لَقيتُهُمْ و احِداً وَ هُمْ طِلاَعُ الاَْرْضِ كُلِّها ما بالَيْتُ وَ لاَ اسْتَوْحَشْتُ، و إِنّي مِنْ ضَلاَلِهِمُ الَّذي هُمْ فيهِ و الْهُدى الَّذي أَنا عَلَيْهِ لَعَلى بَصيرَة مِنْ نَفْسي و يَقين مِنْ رَبّي.
و إِنّي إِلَى لِقاءِ اللهِ لَمُشْتاقٌ، و لِحُسْنِ ثَوابِهِ لَمُنْتَظِرٌ راج، وَ لكِنَّني آسَى أَنْ يَليَ [۵]     هذِهِ الاُْمَّةِ سُفَها ؤُ ها وَ فُجّارُها، فَيَتَّخِذُوا مالَ اللهِ دُوَلاً، وَ عِبادَهُ خَوَلاً، والصّالِحينَ حَرْباً، والْفَاسِقينَ حِزْباً، فإِنَّ مِنْهُمُ الَّذي قَدْ شَرِبَ فيكُمُ الْحَرامَ، وَ جُلِدَ حَدّاً في الاِْسْلاَمِ، و إِنَّ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ يُسْلِمْ حَتَّى رُضِخَتْ لَهُ عَلَى الاِْسْلاَمِ الرَّضائِخُ، فَلَوْلاَ ذلِكَ ما أَكْثَرْتُ تأْلِيبَكُمْ وَ تأنیبَكُمْ، وَ جَمْعَكُمْ وَ تَحْريضَكُمْ، وَ لَتَرَكْتُكُمْ إِذْ أَبَيْتُمْ وَ وَنَيْتُمْ»

«به خدا سوگند اگر یک تنه با آنان روبرو گردم و آنان سراسر زمین را فرو پوشانده باشند هیچ بیم و هراسی به دل راه نمی‌دهم. من بر گمراهه‌ای که آن‌ها دچار آنند و بر راه راستی که خود برگزیده‌ام از خویشتن بینایی و از پروردگارم یقین یافته‌ام و به دیدار خداوند مشتاقم و به پاداش او امیدوار اما‌ اندوه من از آن است که نابخردان هوس‌باز زمام این امت را به‌دست گیرند و مال خداوند را دولت خود شمارند و بندگان او را غلامان خویش بپندارند، نیکوکاران را دشمن و تبهکاران را یار خود گیرند، برخی از آنان باده‌نوش بوده‌اند و بر آن‌ها حد شرعی اجرا شده است، و پاره‌ای از آنان اسلام نیاوردند مگر هنگامی که از زکات برخوردار شدند. اگر جز این بود بدین ابرام شما را نکوهش نمی‌کردم و به پایداری و جهاد برنمی‌انگیختم، و چون گرانسری و پرهیز شما را می‌دیدم رهایتان می‌کردم.»


صحنه‌های هر جهاد مقدسی نمایانگر عظمت ایثار و اوج تعالی روح و شکوه سازندگی در راه خدا و رهایی انسان‌هاست، ولی همواره سوی دیگران نیز آلوده به نمایشی از بازیگری عناصری پلید و انسان‌های وارونه‌ای است که منافع خود را در اسارت مردم در حال رشد و سد راه پر رهرو تعالی انسان‌ها و بازگرداندن آن‌ها به قهقرا و پستی می‌دانند.
این عناصر بازدارنده چرخ‌های عظیم تاریخ، بزرگترین جنایتشان همان ایجاد وقفه در حرکت و رشد فزاینده پیشتازان راه تکامل و امت‌های از بند رسته است.
سال‌ها راه تعالی و تکامل را بر روی انسان‌های مستعد می‌بندند و تلاش رهبران صالح و پیشتاز نمونه را که باید در جهت هدایت سریع قافله بشری در افزایش شتاب این حرکت مصروف گردد، به خود مشغول و نیروهای فعال و خلاق را از حرکت بازمی‌دارند، خروش‌های پرتوان را به هرز می‌دهند و فعالیت‌ها را خنثی می‌کنند و اگر هم خود در این میان برای رسیدن به هدف‌های شوم و پست طرفی نیستند؛ اما حرکت را متوقف و یا شتاب حرکت را می‌گیرند.
تصور کنید اگر راه علی (علیه‌السّلام) که همان راه خدا بود از این عناصر پاک می‌بود و ناکثین، مارقین و قاسطین بر سر راه رهبری امامی چون علی (علیه‌السّلام) مانع ایجاد نمی‌کردند و آن همه نیروی خلاق و خروشان از حامیان امام (علیه‌السّلام) را نمی‌گرفتند و امت و امام را که لبریز از اشتیاق رسیدن به شکوفایی استعدادهای سرشار و نیل به عظمت و تعالی بودند به خود مشغول نمی‌نمودند بی‌شک امروز جریان تاریخ جهان بگونه‌ای دیگر و امت اسلامی نقشی تعیین کننده در این جریان پرشتاب تاریخ می‌داشتند.


تاریخ جهاد مقدس با تمام شکوه و عظمتش یادآور چنین جنایت‌های بزرگ و ایستادگی‌های خیانت‌بار و جراحت‌های التیام ناپذیر در تاریخ بشریت است.
تاریخ معاصر را هم بنگریم! امروز هم اگر حامیان ابرقدرت‌ها و مهره‌های دست‌نشانده و عناصر خود فروخته و وابسته سیاست‌های استکباری شرق و غرب در برابر رشد فزاینده انقلاب اسلامی سدّی این چنین بازدارنده و فرساینده به وجود نمی‌آوردند و توطئه‌ها و بحران‌های فرسایشی برای به تحلیل بردن نیروهای فعال و خلاق و متحرک اسلام و انقلاب براه نمی‌انداختند و جنگی این‌چنین ویرانگر بر نیروهای اسلام تحمیل نمی‌کردند و ما را به صدام جاه‌طلب دیوانه مشغول نمی‌کردند بی‌شک نفوذ قدرت رهبری انقلاب اسلامی همانگونه که با یکپارچه کردن ملت مسلمان ایران و ایجاد روح ایثار و شهادت‌طلبی طومار طاغوت ایران و بازماندگان آن‌را درهم نوردید، در مصاف با استکبار جهانی نیز در قلمرو جهان اسلام با سرعتی چشمگیر به دومین پیروزی خود نائل می‌گشت و تهاجم فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی استکبار شرق و غرب را به پشت دیوار مرزهای خود عقب میراند و امت اسلام را برای رودررویی آن‌ دو بسیج و متشکل می‌نمود.
اما جنایت‌ها و خیانت‌ها همواره در تاریخ تکرار می‌شود تعالیم اسلام و رهنمودهای موجود در سخنان پیشوایان دین بویژه امام (علیه‌السّلام) در نهج البلاغه در زمینه مسائل جهاد به همین دلیل مقطعی و مخصوص زمان خویش نیست.


امام (علیه‌السّلام) از شیوه جهادگرانی سخن می‌گوید که همواره در تاریخ رودرروی عناصر حیله‌گر منافق و دشمن رهایی و تکامل انسان‌ها قرار می‌گیرند و در انجام رسالت تاریخی خویش حماسه می‌آفرینند و راه سرخ شهادت و ایثار می‌پیمایند.
امروز نیز برای رزمندگان غرور آفرین ما و رهروان راه پاکان و پیشتازان جهادگر تاریخ هیچ الگو و درس آموزنده‌ای سازنده‌تر از سخنان امام (علیه‌السّلام) در نهج‌البلاغه نیست جهادی که امام (علیه‌السّلام) ترسیم‌گر خط آن‌ است جهادی است دو بُعدی که رهروش در دو خط موازی پیش می‌تازد و جهاد با نفس را در جهت شکوفایی استعدادهای بیکران درونی و در خدمت جهاد با راهزنان راه تکامل انسان‌ها قرار می‌دهد و نیز ثمرات شکوهمند جهاد با دشمن خدا و دشمنان خلق خدا را برای رشد و تعالی و پیروزی در صحنه‌های جهاد اکبر به‌کار می‌گیرد.


۱. سید رضی، محمد، نهج البلاغه، خطبه۵۳، ص۱۱۴.    
۲. سید رضی، محمد، نهج البلاغه، خطبه۲۴، ص۷۲.    
۳. سید رضی، محمد، نهج البلاغه، خطبه۶۰، ص۱۱۹.    
۴. سید رضی، محمد، نهج البلاغه، خطبه۶۱.
۵. سید رضی، محمد، نهج البلاغه، ص۶۸۰-۶۸۱.    
۶. محلین: اصطلاحی اسلامی است و بر مسلمانانی اطلاق می‌گردد که شورش بر حاکمیت اسلامی را جایزمی‌شمارند. نظیر آتش افروزان جنگ‌های جمل، صفین و نهروان.
۷. سید رضی، محمد، نهج البلاغه، نامه ۶۲، ص۷۴۲-۷۴۳.    



عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۵۹-۶۳.    






جعبه ابزار