ناسیونالیزم ایرانی و قیام مشروطه (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ناسیونالیسم ایرانی و قیام مشروطه جنبش مشروطه
ایران گاه به عنوان حرکتی میهنپرستانه و ناسیونالیستی در برابر سلطه خارجی تفسیر شده است.
نیروی محرک اصلی این جنبش باورهای دینی، احساس تکلیف شرعی و رهبری علما بود.
اندیشههای آزادیخواهانه و میهنپرستانه متاثر از غرب، عمدتاً توسط اقلیتی محدود مطرح میشد.
این اقلیت برای جلب حمایت عمومی، ناگزیر بود ایدههای خود را در قالب
مشروعیت دینی و با توجیه شرعی عرضه کند.
برخى از تحليلگران تاريخ سياسى در سده اخير ايران، از جنبش مشروطيت ايران به عنوان حركتى ميهن پرستانه و ناسيوناليستى ياد مىكنند كه در برابر سلطه خارجى به منظور بازگشت به هويت ايرانى و استقلال ميهن و ملت ايران به وقوع پيوست و ايرانى و ايرانزمين را به
استقلال رسانيد.
از قيام علماى بزرگ ايران عصر ناصرى تا صدور فتواى تحريم تنباكو و نيز اغتشاشات و حركتهاى مردمى كه منجر به تحصنها، شكلگيرى مجاهدين مسلح و درگيرى بين آنان و درباريان و هواداران استبداد شد و سرانجام به صورت يک شعار و آرمان مردمى به صدور فرمان مشروطه پيوست.
در تمامى اين تحولات عامل عمده و محرک اصلى اين جنبش، آرمانهاى برخاسته از اعتقاد دينى مردم و احساس وظيفه شرعى و عمل به تكاليف اسلامى بود.
انديشههايى چون آزادیخواهى و ميهنپرستى كه برخواسته از نفوذ
اندیشه سیاسی غرب بود، توسط گروهى كه در اقليت بودند، مطرح مىشد.
همين اقليت نيز براى توجيه ايدههاى خود و تبديل آنها به شعارهاى مردمى، ناگزير از آن بود كه اين ايدهها را در قالب
اندیشه اسلامی و با توجيه شرعى به افكار عمومى عرضه كنند.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۶۷۶-۶۷۷.