• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نفی دموکراسی در جهان اسلام (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





نفی دموکراسی در جهان اسلام به معنای گرایش به دیکتاتوری نیست و مخالفان آن غالباً نظام دینی را بدیلی ضد استبداد معرفی می‌کنند.
مدافعان دموکراسی گاه به اشتباه، منتقدان آن را حامی نظام‌های توتالیتر معرفی کرده‌اند.
مخالفان دموکراسی در جهان اسلام به سه گروه اصلی تقسیم می‌شوند:




  • گروه نخست هرگونه مؤلفه غربی را استعمارگرانه و فاسد می‌دانند و با استناد به آیات نفی ولایت کفار با دموکراسی مخالفت می‌کنند.
  • گروه دوم دموکراسی را منظومه‌ای تجزیه‌ناپذیر می‌دانند و معتقدند پذیرش برخی اجزای آن مستلزم پذیرش همه آن است، ازاین‌رو آن را یکجا رد می‌کنند. این گروه حتی مفاهیم مثبتی چون انتخابات و پارلمان را به دلیل مبانی فردگرایانه و سکولار غربی، نامشروع در چارچوب دینی می‌دانند.
  • گروه سوم تصویری از حکومت دینی ارائه می‌دهد که اختیار مردم در آن نادیده گرفته می‌شود و ولایت فقیه را حتی بدون رضایت عمومی قابل اجرا می‌شمارد.





منظور از نفى دموكراسى به عنوان نماينده تفكر و فرهنگ غربى و حتى دموكراسى‌ستيزى در ميان متفكران مسلمانى كه به آن روى آورده‌اند، به معناى گرايش به نظام دیکتاتوری و حمايت از استبداد نيست. ممكن است نفى دموكراسى به مفهوم غربى از حكومت دينى با ارائه اصول و روش‌هاى خودپسندى همراه باشد كه اينان از متن شریعت برمى‌آورند و الگوى معقول حكومت دينى را به صورتى به طور كامل ضد ديكتاتورى و استبداد نشان مى‌دهند. نفى دموكراسى هرگز به معناى صحه گذاردن به ديكتاتورى و استبداد و قبول نظام‌هاى توتاليتر، نيست و اين در حقيقت خود، انگى است كه طرفداران دموكراسى به مخالفان آن مى‌زنند آن‌گونه كه در تاريخ سياسى مشروطیت مخالفان شیخ فضل‌اللّه نوری (ره) طرح مشروعه وى را كه مشروطه نبود، بازگشت به استبداد تفسير كردند.



مخالفان دموكراسى را مى‌توان در سه گروه طبقه‌بندى نمود:

۲.۱ - گروه اول: مخالفان فرهنگ غربى

گروه اول، كسانى هستند كه با هر نوع موارد فرهنگ غربی مخالفند و آن را استعمارى و منحط مى‌شمارند.
اين گروه از بعد نظرى به آیات تبری از دشمن و نهى از ولاى كفار، تمسک مى‌كنند و از بعد عملى به استعمارى بودن انديشه سياسى غرب چنگ مى‌زنند.


۲.۲ - گروه دوم: تجزیه‌ناپذیر دانستن دموکراسی

گروه دوم، متفكران مسلمانى هستند كه به دموكراسى و مؤلفه‌هاى آن به چشم يک مجموعه واحد و اجزاى به هم پيوسته مى‌نگرند كه هرچند برخى از عناصر تشكيل‌دهنده دموكراسى در حد خود قابل‌قبول است اما از آنجا كه به‌هم پيوسته و سامان يافته‌اند قبول هر كدام از اجزاى آن، قبول اجزاى ديگر را ايجاب مى‌كند.
در ديدگاه اين متفكران، دموكراسى را بايد يكجا پذيرفت و يا يكجا نفى كرد.
اين دسته از متفكران مسلمان هر نوع تلاش براى تفكيک اصول، مبانى، روش‌ها، ابزارها، سازوكارها و نهادهاى آنچه كه به نام دموكراسى ناميده مى‌شود را كارى عبث و بى‌فايده دانسته و آن را نه مطلوب غرب و نه عقل‌پسند، تلقى كرده‌اند.
حتى مقوله‌هاى مثبتى از دموكراسى مانند آرای عمومی، پارلمان، انتخابات و بسيارى از موارد حقوق بشر هرچند به‌طور مجزا، هم معقولند و هم مشروع، اما از آنجا كه تعريف غربى اين مقوله‌ها متكى بر فردگرایی، بى‌خدايى، تفکر سیاسی منهای دین است نمى‌تواند در حوزه توحید و انديشه دينى معقول و مقبول افتد و به ويژه آنكه بانيان و شارحان دموكراسى هم جز اين نمى‌پسندند.


۲.۳ - گروه سوم: نفی نقش مردم در حکومت دینی

گروه سوم، از متفكران دموكراسى، نظريه‌پردازانى هستند كه حكومت دينى را به گونه‌اى به تصوير مى‌كشانند كه مفهوم سياسى آن حكومت فرد يا گروه معين بدون اعطاى حق تعيين سرنوشت به مردم است.
برخى از شارحان نظريه ولايت فقيه اين چنين‌اند كه در ماهيت و شيوه اجرايى آن هيچ‌گونه نقشى براى آراى مردم قائل نيستند و حتى حكومت ولايت فقيه را در جامعه غير دينى و جامعه دينى فاقد رضامندى قابل اجرا مى‌دانند.
[۱] عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ص۱۶۸-۱۷۰.



۱. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ص۱۶۸-۱۷۰.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۴۶-۴۷.    






جعبه ابزار