نفی سلطه بیگانه و استبداد (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نفی سلطه بیگانه و استبداد استبداد و سلطه از عوامل فساد سیاسی هستند.
در
اسلام، مبارزه با آنها واجب است.
خداوند راهی برای سلطه
کافران بر
مؤمنان قرار نداده است.
مبارزه با استبداد و سلطه، ضامن
استقلال سیاسی مسلمین است.
فساد سياسى از عوامل مختلف نشأت مىگيرد، ولى عمدهترين اين عوامل استبداد داخلى و سلطه خارجى است، كه معمولاً اين دو، لازم و ملزوم يكديگر است.
ريشه هر دو را نيز بايد در ماهيت استكبار جستجو نمود.
از نظر
قرآن در كنار مبارزه براى استكبارزدایى، كه يک فعاليت مداوم زيربنایى است، نبايد از پيكار جهت نفى سلطه و استبداد غافل ماند.
زيرا گاه ريشه كن نمودن استكبار به شرایط ، امكانات، برنامههاى زمانبندى شده احتياج دارد.
كه در اين فاصله، مبارزه براى نفى مظاهر سلطه و استبداد نبايد متوقف گردد و تحمل هر گونه استبداد و سلطه بيگانه ممنوع و حرام مىباشد.
اين اصل قرآنى در تاريخ سياسى مسلمين، به ويژه در يک قرن اخير، نقش تعيين كنندهاى داشته است.
اين اصل ضامن استقلال سياسى مسلمين مىباشد.
در
آیات قرآن چنین آمده:
الف: هرگز خداوند راهى براى سلطه كافران بر مؤمنان قرار نداده است؛
(وَ لَنْ يَجْعَلَ الله لِلْكٰافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً) ب: شما دو نفر (
موسی و
هارون) برويد به سوى
فرعون كه او طغيان و سلطهجویى پيشه كرده است؛
(اِذْهَبٰا إِلىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغىٰ) ج: كسانى كه پس از ستمزدگى به پيروزى مىرسند ديگر راه سلطهاى بر آنها نيست؛
(وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولٰئِكَ مٰا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ) د: سلطه را فقط در مورد كسانى مىتوان اعمال كرد كه به مردم ظلم مىكنند.
(إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النّٰاسَ)
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۱۳۹-۱۴۰.