• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نوشتن‌

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: نوشتن
مقالات مرتبط: کتابت (مقالات مرتبط).

نوشتن به ثبت کردن مطلبی بر روی چیزی مانند کاغذ و مثل آن را می‌گویند؛ احکام مرتبط با آن در ابواب فقهی طهارت، صلات، زکات، اسماء متبرکه، تجارت، دِین، وصیت، لقطه، قضاء و حدود و نیز علم درایه آمده است.
نوشتن حدیث مستحب است و روایاتی متعدد در تشویق و ترغیب آن وارد شده است.



نوشتن: تحریر و ثبت کردن مطلبی بر کاغذ و مانند آن است.
نوشتن عبارت است از ثبت و رسم کردن علائم یک نظام خطی بر سطحی همچون کاغذ برای نشان دادن اصوات یک زبان.
[۱] فرهنگ بزرگ سخن، واژۀ نوشتن.



از آن به مناسبت در باب‌هایی نظیر طهارت، صلات، زکات، حج، تجارت، دِین، وصیت، لقطه، قضاء و حدود و نیز علم درایه سخن گفته‌اند.

۲.۱ - طهارت

۱. وضو گرفتن برای نوشتن قرآن مستحب است.
۲. بنابر قولی، نوشتن آیات قرآن بر جنب حرام است.
۳. چنان که بنابر مشهور، مس نوشته‌های قرآن بدون طهارت حرام می‌باشد.
۴. در کلمات مشترک میان قرآن و غیر قرآن، ملاک قصد نویسنده است؛ اگر قصد وی نوشتن قرآن باشد، حکم قرآن بر آن جاری می‌گردد و در صورت شک، محکوم به حکم غیر قرآن است.
۵. نوشتن قرآن، حتی یک حرف آن با مرکب نجس حرام است و چنانچه این کار از روی عمد یا جهل صورت گیرد، محو آن با تبع و مانند آن واجب است.

۲.۱.۱ - احکام نوشتن روی کفن

نوشتن نام میت و شهادتین او به توحید و نبوت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و نیز نوشتن نام‌های امامان (علیهم‌السّلام) بر کفن او مستحب است.
برخی به جای نام امامان (علیهم‌السّلام)، نوشتن شهادت میت به امامت آنان را ذکر کرده‌اند.
برخی دیگر، علاوه بر آن، نوشتن اقرار به بعث و ثواب و عقاب را ذکر کرده‌اند.
بعضی، نوشتن قرآن، دعای جوشن کبیر و بعضی دعاهای دیگر را به آنها افزوده‌اند.
برخی نیز تنها بر نوشتن شهادتین بسنده کرده‌اند.
بعضی نیز تنها شهادت به توحید را ذکر کرده‌اند.
بنابر قول بسیاری، نوشتن بر همه قطعات کفن، حتی جریدتین مستحب است.
این قول به مشهور نسبت داده شده است.
بنابر مشهور، مستحب است با تربت امام حسین (علیه‌السّلام) و در صورت نبود آن با انگشت بر کفن نوشته شود.
نوشتن با رنگ مشکی و نیز سایر رنگ‌ها مکروه است.
نوشتن نام میت بر قبر، لوح یا سنگ و نصب آن نزد سر میت مستحب است.

۲.۲ - صلات

سجده بر کاغذ تهیه شده از موادی که سجده بر آن صحیح است، جایز و صحیح می‌باشد و اگر روی کاغذ چیزی نوشته شده باشد، در صورتی که مرکب آن مانع رسیدن پیشانی به کاغذ نباشد و یا در صورت مانع بودن مرکب از موادی تهیه شده باشد که سجده بر آن صحیح می‌باشد، سجده بر آن جایز و صحیح اما مکروه است.
نوشتن جمله صلّی الله علیه و آله بعد از نوشتن نام مبارک رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مستحب است.

۲.۳ - زکات

دستمزد نویسنده زکات از سهم «عاملان» پرداخت می‌گردد.
(ببینید: عامل)


۲.۴ - اسماء متبرکه

به تصریح برخی سوزاندن نوشته مشتمل بر آیات قرآن یا نام خداوند، جز در حال ضرورت جایز نیست؛ لیکن شستن، پاره کردن و محو آن با چیز پاک، جایز و با آب دهان مکروه است.

۲.۵ - تجارت

بنابر مشهور که ادعای اجماع نیز بر آن شده است عقود و ایقاعات
(ببینید: ایقاع)
بدون لفظ تحقق نمی‌یابند ، مگر در صورت عدم توانایی بر تلفظ، همچون شخص لال. بنابر این، نوشته در تحقق آن دو کفایت نمی‌کند.
[۴۶] كاشف الغطاء، شيخ محمد حسين، تحریر المجلة۱، قسم۱، ص۱۴۱.

برخی گفته‌اند: نوشته و مانند آن نیز همچون لفظ در عقود و ایقاعات کفایت می‌کند، جز در مواردی که به دلیلی خاص، لفظ در آن شرط باشد، مانند عقد نکاح و یا طلاق که در صورت توانایی بر تکلم، نوشته کفایت نمی‌کند.

۲.۶ - دین

در قرض و معاملات مدت دار، همچون بیع سلف و نسیه
(ببینید: بیع نسیه)
و نیز مواردی که دِینی بر ذمه انسان می‌آید که در زمانی معین باید آن را ادا کند، مستحب است مقدار آن نوشته وبر آن شاهد گرفته شود. از برخی وجوب آن نقل شده است.
[۵۱] آل عصفور بحرانی، حسین بن محمد، الانوار اللوامع، ج۱۲، ص۲۵۰.
[۵۲] مغنیه، محمدجواد، فقه الامام جعفر الصادق علیه السلام، ج۴، ص۷.


۲.۷ - وصیت

بنابر تحقق وصیت با نوشتن، حتی با توانایی بر نطق یا در صورت عدم توانایی وصیت کننده بر نطق، اگر نوشته‌ای را امضا یا مهر میت ببیند، چنانچه مقصود او را بفهماند و مشخص باشد که با هدف وصیت کردن نوشته است، باید مطابق آن عمل شود.

۲.۸ - لقطه

هر گاه مالی نزد شخصی یا جلو روی او یا بر سکویی که او بر آن نشسته است، دیده شود، همچنین گنجی که زیر او در زمین مدفون است، به مالکیت آن نسبت به آن مال یا گنج حکم نمی‌شود؛ لیکن چنانچه همراه آن نوشته‌ای یافت شود مبنی بر اینکه آن مال یا گنج از آن او است، آیا به آن نوشته می‌توان اعتماد و حکم به مالکیت وی کرد یا نه؟ مسئله محل اختلاف است.
برخی گفته‌اند: اگر از نوشته به سبب وجود قراین، ظن قوی بر درستی آن حاصل شود، بویژه اگر نوشته خط فردی مورد اطمینان باشد و معارضی برای آن نباشد، باید مطابق آن عمل شود.
لیکن برخی در اعتماد بر نوشته و حکم به مالکیت به استناد آن اشکال کرده‌اند.

۲.۹ - قضاء

آیا توانمند بودن بر نوشتن در قاضی شرط است یا نه؟ مسئله اختلافی است. بسیاری آن را شرط دانسته‌اند.
[۵۹] آل عصفور بحرانی، حسین بن محمد، الانوار اللوامع، ج۱۴، ص۱۸.

در اینکه انشای حکم از سوی قاضی باید با لفظ باشد و با نوشتن کفایت نمی‌کند یا به صورت کتبی نیز کفایت می‌کند، مسئله محل اختلاف است.
بنابر مشهور، اِنهای حکم از طریق نوشتن حاکم، حکم خود را برای حاکمی دیگر، اعتبار ندارد.
(ببینید: انهاء حکم)

در صورت نیاز قاضی به کاتب (منشی)، واجب است کسی را که برای این کار بر می‌گزیند، عادل و بینا باشد.
علاوه بر آن، مستحب است با هوش، پاک دامن، دانا به احکام و خوش خط باشد.
حقوق کاتب از بیت المال پرداخت می‌گردد و در صورت عدم وجود بیت المال، کسانی که این کار برای آنان انجام می‌گیرد، عهده دار آن خواهند بود.
در موارد وجوب ثبت و نوشتن صورت جلسه دادگاه، تهیه مقدمات و ابزار آن، همچون کاغذ و قلم بر قاضی واجب نیست؛ لیکن در صورت تهیه، نوشتن و ثبت بر قاضی واجب می‌باشد.
برخی در وجوب نوشتن آن بر قاضی اشکال کرده‌اند.
گزارش کتبی پزشکی، در صورتی که موجب حصول علم برای قاضی باشد، حجت است.
[۷۰] مجموعه آرای فقهی قضایی در امور کیفری، ج۲، ص۱۶۹.


۲.۱۰ - حدود

آیا نسبت دادن زنا به کسی به صورت کتبی، قذف به شمار می‌رود یا نه؟ مسئله محل اختلاف است.
[۷۱] مجموعه آرای فقهی قضایی در امور کیفری ج۳، ص۱۰۴ – ۱۰۵.
برخی آن را قذف محسوب کرده‌اند.
[۷۲] استفتائات (بهجت)، ج۴، ص۴۶۱.
در مقابل، برخی دیگر، آن را قذف به حساب نیاورده‌اند.


نوشتن حدیث مستحب است و روایاتی متعدد در تشویق و ترغیب آن وارد شده است.
در علم درایه، برای نوشتن حدیث آدابی بیان شده است
از جمله: نوشتن حدیث به گونه صحیح و نوشتن حروف و کلمات به طور واضح، نوشتن صلوات و سلام هنگام ذکر نام رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امامان (علیهم‌السّلام) و عدم اکتفا به علایم اختصاری، همچون «ص» و «ع»
[۷۶] رسائل الشیخ البهاء الدین (الوجیزة)، ص۶.
(ببینید: مکاتبه، نامه، خط)



۱. به قول بسیاری، نوشتن قرآن با طلا مکروه است.
[۸۰] آل عصفور بحرانی، حسین بن محمد، الانوار اللوامع، ج۱۱، ص۸۴.
برخی آن را حرام دانسته‌اند.
۲. نوشتن قرآن با مرکبی جز مرکب سیاه نیز کراهت دارد.
۳. آموختن نوشتنو نیز یاد دادن آن به کودکان مستحب است.
۴. فاصله‌انداختن میان سطرها و نزدیک کردن حروف به هم از آداب نوشتن است.


۱. فرهنگ بزرگ سخن، واژۀ نوشتن.
۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱، ص۲۱.    
۳. شیخ بهایی، جامع عباسی، ص۱۴.    
۴. علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۳۰۳.    
۵. علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۳۵۳.    
۶. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۳، ص۲۵۴.    
۷. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۱۲۲.    
۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۱۸.    
۹. طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۹.    
۱۰. سبزواری، سیدعبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۱، ص۴۷۹.    
۱۱. طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۱۸۲.    
۱۲. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۷۰۶.    
۱۳. محقق حلی، شرائع الاسلام، ج۱، ص۳۳.    
۱۴. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرسائل العشر، ص۵۰.    
۱۵. محقق کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۳۹۴ - ۳۹۵.    
۱۶. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۲، ص۱۰۷.    
۱۷. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۷۷.    
۱۸. ابن حمزه طوسی، محمد بن علی، الوسیلة، ص۶۶.    
۱۹. علامه حلی، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۲۳۱.    
۲۰. ابن زهره حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص١٠٣.    
۲۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴، ص۲۲۹ - ۲۳۱.    
۲۲. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج٢، ص۷۶.    
۲۳. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۱۶۲.    
۲۴. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۱۱۰.    
۲۵. شیخ صدوق، الهدایة،ج۲، ص۱۰۶.    
۲۶. شیخ مفید، المقنعة، ص۷۸.    
۲۷. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۷۷.    
۲۸. ابن حمزه طوسی، محمد بن علی، الوسیلة، ص۶۶.    
۲۹. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۱۱۰.    
۳۰. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرسائل العشر، ص۵۰.    
۳۱. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۱۹.    
۳۲. علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۴۰۶.    
۳۳. علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۴۰۶.    
۳۴. محقق کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۳۹۵.    
۳۵. فاصل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۲، ص۲۹۸.    
۳۶. شیخ مفید، المقنعة، ص۷۸.    
۳۷. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج۱، ص١١٠.    
۳۸. محقق کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۳۹۶.    
۳۹. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج٢، ص۷۸.    
۴۰. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۱۲۴.    
۴۱. حسینی عاملی، سیدجواد، مفتاح الکرامة، ج٣، ص۴۴۱ - ۴۴۲.    
۴۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۸، ص۴۳۰ - ۴۳۵.    
۴۳. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۶۲۰.    
۴۴. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۲۵۷.    
۴۵. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۱۴۰.    
۴۶. كاشف الغطاء، شيخ محمد حسين، تحریر المجلة۱، قسم۱، ص۱۴۱.
۴۷. شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ج۳، ص۱۱۷ – ۱۱۸.    
۴۸. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعة، ج۱۴، ص۲۵۸.    
۴۹. خوئی، سیدابوالقاسم، مصباح الفقاهة، ج۳، ص۱۱ - ۱۲.    
۵۰. مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (بیع)، ص۷۱.    
۵۱. آل عصفور بحرانی، حسین بن محمد، الانوار اللوامع، ج۱۲، ص۲۵۰.
۵۲. مغنیه، محمدجواد، فقه الامام جعفر الصادق علیه السلام، ج۴، ص۷.
۵۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۸، ص۲۴۸ - ۲۵۰.    
۵۴. خمینی، روح الله و سایر مراجع، توضیح المسائل مراجع، ج۲، ص۶۷۱ – ۶۷۲.    
۵۵. محقق کرکی، جامع المقاصد، ج۶، ص۱۱۴.    
۵۶. مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة، ج۱۰، ص۴۲۲.    
۵۷. علامه حلی، قواعد الاحکام، ج۲، ص۲۰۲.    
۵۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۱۷۷.    
۵۹. آل عصفور بحرانی، حسین بن محمد، الانوار اللوامع، ج۱۴، ص۱۸.
۶۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۰، ص۲۰.    
۶۱. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ج۲، ص۴۳۳.    
۶۲. فاضل لنکرانی، محمد، تفصیل الشریعة (القضاء والشهادات)، ص۳۶۳ - ۳۶۶.    
۶۳. مؤمن قمی، شیخ محمد، مبانی تحریر الوسیلة    ، ص۳۷۱ –۳۷۲.
۶۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۰، ص۳۰۳.    
۶۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۰، ص۱۰۹.    
۶۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۰، ص۱۱۰.    
۶۷. علامه حلی، تلخیص المرام، ص۲۹۶.    
۶۸. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۳، ص۴۱۵ – ۴۱۶.    
۶۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۰، ص۱۲۷ – ۱۲۸.    
۷۰. مجموعه آرای فقهی قضایی در امور کیفری، ج۲، ص۱۶۹.
۷۱. مجموعه آرای فقهی قضایی در امور کیفری ج۳، ص۱۰۴ – ۱۰۵.
۷۲. استفتائات (بهجت)، ج۴، ص۴۶۱.
۷۳. تبریزی، میرزا جواد، استفتائات جدید، ج۱، ص۴۲۶.    
۷۴. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۴۵۲.    
۷۵. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج٢٧، ص٨١ - ٨٣.    
۷۶. رسائل الشیخ البهاء الدین (الوجیزة)، ص۶.
۷۷. عاملی، شیخ حسین بن عبد الصمد، وصول الاخیار، ص١٩٣.    
۷۸. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱۲، ص۱۴.    
۷۹. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج١٨، ص۲۲۰.    
۸۰. آل عصفور بحرانی، حسین بن محمد، الانوار اللوامع، ج۱۱، ص۸۴.
۸۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۲، ص۱۲۹.    
۸۲. علامه حلی، نهایة الاحکام، ج۲، ص۴۷۲.    
۸۳. شیخ حر عاملی، هدایة الامة، ج۶، ص۶۸.    
۸۴. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۷، ص۴۰۳.    
۸۵. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۲۱، ص۴۷۴.    
۸۶. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۷، ص۴۰۳ – ۴۰۴.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ج۹، ص۲۴۰-۲۴۴.






جعبه ابزار