نوشتن
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نوشتن به ثبت کردن مطلبی بر روی چیزی مانند
کاغذ و مثل آن را میگویند؛
احکام مرتبط با آن در ابواب فقهی
طهارت،
صلات،
زکات،
اسماء متبرکه،
تجارت،
دِین،
وصیت،
لقطه،
قضاء و
حدود و نیز
علم درایه آمده است.
نوشتن حدیث مستحب است و روایاتی متعدد در
تشویق و
ترغیب آن وارد شده است.
نوشتن: تحریر و ثبت کردن مطلبی بر کاغذ و مانند آن است.
نوشتن عبارت است از ثبت و رسم کردن
علائم یک
نظام خطی بر سطحی همچون کاغذ برای نشان دادن اصوات یک زبان.
از آن به مناسبت در بابهایی نظیر طهارت، صلات، زکات، حج، تجارت، دِین، وصیت، لقطه، قضاء و حدود و نیز علم درایه سخن گفتهاند.
۱.
وضو گرفتن برای نوشتن
قرآن مستحب است.
۲. بنابر قولی، نوشتن
آیات قرآن بر
جنب حرام است.
۳. چنان که بنابر مشهور،
مس نوشتههای قرآن بدون
طهارت حرام میباشد.
۴. در کلمات
مشترک میان قرآن و غیر قرآن، ملاک
قصد نویسنده است؛ اگر قصد وی نوشتن قرآن باشد، حکم قرآن بر آن جاری میگردد و در صورت
شک، محکوم به حکم غیر قرآن است.
۵. نوشتن قرآن، حتی یک حرف آن با
مرکب نجس حرام است و چنانچه این کار از روی
عمد یا
جهل صورت گیرد، محو آن با تبع و مانند آن واجب است.
نوشتن نام
میت و
شهادتین او به
توحید و
نبوت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و نیز نوشتن نامهای
امامان (علیهمالسّلام) بر
کفن او
مستحب است.
برخی به جای نام امامان (علیهمالسّلام)، نوشتن
شهادت میت به
امامت آنان را ذکر کردهاند.
برخی دیگر، علاوه بر آن، نوشتن
اقرار به
بعث و
ثواب و
عقاب را ذکر کردهاند.
بعضی، نوشتن قرآن، دعای
جوشن کبیر و بعضی دعاهای دیگر را به آنها افزودهاند.
برخی نیز تنها بر نوشتن شهادتین بسنده کردهاند.
بعضی نیز تنها شهادت به توحید را ذکر کردهاند.
بنابر قول بسیاری، نوشتن بر همه قطعات کفن، حتی
جریدتین مستحب است.
این قول به مشهور نسبت داده شده است.
بنابر مشهور، مستحب است با
تربت امام حسین (علیهالسّلام) و در صورت نبود آن با انگشت بر کفن نوشته شود.
نوشتن با
رنگ مشکی و نیز سایر رنگها
مکروه است.
نوشتن نام میت بر
قبر،
لوح یا
سنگ و نصب آن نزد سر میت مستحب است.
سجده بر کاغذ تهیه شده از موادی که سجده بر آن صحیح است، جایز و صحیح میباشد و اگر روی کاغذ چیزی نوشته شده باشد، در صورتی که
مرکب آن مانع رسیدن پیشانی به کاغذ نباشد و یا در صورت مانع بودن مرکب از موادی تهیه شده باشد که سجده بر آن صحیح میباشد، سجده بر آن جایز و صحیح اما مکروه است.
نوشتن جمله
صلّی الله علیه و آله بعد از نوشتن نام مبارک
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مستحب است.
دستمزد نویسنده زکات از سهم «عاملان» پرداخت میگردد.
به تصریح برخی
سوزاندن نوشته مشتمل بر
آیات قرآن یا نام خداوند، جز در حال
ضرورت جایز نیست؛ لیکن
شستن، پاره کردن و محو آن با چیز پاک، جایز و با
آب دهان مکروه است.
بنابر مشهور که ادعای اجماع نیز بر آن شده است
عقود و
ایقاعات بدون
لفظ تحقق نمییابند ، مگر در صورت عدم توانایی بر
تلفظ، همچون شخص
لال. بنابر این، نوشته در تحقق آن دو کفایت نمیکند.
برخی گفتهاند: نوشته و مانند آن نیز همچون لفظ در عقود و ایقاعات کفایت میکند، جز در مواردی که به دلیلی خاص، لفظ در آن شرط باشد، مانند
عقد نکاح و یا
طلاق که در صورت توانایی بر
تکلم، نوشته کفایت نمیکند.
در
قرض و
معاملات مدت دار، همچون
بیع سلف و
نسیه و نیز مواردی که دِینی بر
ذمه انسان میآید که در زمانی معین باید آن را ادا کند، مستحب است مقدار آن نوشته وبر آن شاهد گرفته شود. از برخی وجوب آن نقل شده است.
بنابر تحقق
وصیت با نوشتن، حتی با توانایی بر نطق یا در صورت عدم توانایی وصیت کننده بر نطق، اگر نوشتهای را
امضا یا
مهر میت ببیند، چنانچه مقصود او را بفهماند و مشخص باشد که با هدف وصیت کردن نوشته است، باید مطابق آن عمل شود.
هر گاه مالی نزد شخصی یا جلو روی او یا بر سکویی که او بر آن نشسته است، دیده شود، همچنین گنجی که زیر او در
زمین مدفون است، به
مالکیت آن نسبت به آن
مال یا
گنج حکم نمیشود؛ لیکن چنانچه همراه آن نوشتهای یافت شود مبنی بر اینکه آن مال یا گنج از آن او است، آیا به آن نوشته میتوان اعتماد و حکم به مالکیت وی کرد یا نه؟ مسئله محل اختلاف است.
برخی گفتهاند: اگر از نوشته به سبب وجود
قراین،
ظن قوی بر درستی آن حاصل شود، بویژه اگر نوشته خط فردی مورد اطمینان باشد و معارضی برای آن نباشد، باید مطابق آن عمل شود.
لیکن برخی در اعتماد بر نوشته و حکم به مالکیت به استناد آن اشکال کردهاند.
آیا توانمند بودن بر نوشتن در
قاضی شرط است یا نه؟ مسئله اختلافی است. بسیاری آن را شرط دانستهاند.
در اینکه انشای حکم از سوی قاضی باید با لفظ باشد و با نوشتن کفایت نمیکند یا به صورت کتبی نیز کفایت میکند، مسئله محل اختلاف است.
بنابر مشهور،
اِنهای حکم از طریق نوشتن
حاکم، حکم خود را برای حاکمی دیگر، اعتبار ندارد.
در صورت نیاز قاضی به
کاتب (منشی)، واجب است کسی را که برای این کار بر میگزیند،
عادل و
بینا باشد.
علاوه بر آن، مستحب است
با هوش،
پاک دامن،
دانا به احکام و خوش خط باشد.
حقوق کاتب از
بیت المال پرداخت میگردد و در صورت عدم وجود بیت المال، کسانی که این کار برای آنان انجام میگیرد، عهده دار آن خواهند بود.
در موارد
وجوب ثبت و نوشتن صورت جلسه
دادگاه، تهیه
مقدمات و ابزار آن، همچون کاغذ و
قلم بر قاضی واجب نیست؛ لیکن در صورت تهیه، نوشتن و ثبت بر قاضی واجب میباشد.
برخی در وجوب نوشتن آن بر قاضی اشکال کردهاند.
گزارش کتبی پزشکی، در صورتی که موجب حصول علم برای قاضی باشد، حجت است.
آیا نسبت دادن
زنا به کسی به صورت کتبی،
قذف به شمار میرود یا نه؟ مسئله محل اختلاف است.
برخی آن را
قذف محسوب کردهاند.
در مقابل، برخی دیگر، آن را قذف به حساب نیاوردهاند.
نوشتن حدیث مستحب است و روایاتی متعدد در
تشویق و
ترغیب آن وارد شده است.
در
علم درایه، برای نوشتن حدیث آدابی بیان شده است
از جمله: نوشتن حدیث به گونه صحیح و نوشتن حروف و کلمات به طور واضح، نوشتن
صلوات و
سلام هنگام ذکر نام
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و امامان (علیهمالسّلام) و عدم اکتفا به علایم اختصاری، همچون «ص» و «ع»
۱. به قول بسیاری، نوشتن قرآن با
طلا مکروه است.
برخی آن را حرام دانستهاند.
۲. نوشتن قرآن با مرکبی جز
مرکب سیاه نیز کراهت دارد.
۳. آموختن نوشتن
و نیز یاد دادن آن به
کودکان مستحب است.
۴. فاصلهانداختن میان سطرها و نزدیک کردن حروف به هم از
آداب نوشتن است.
• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهمالسّلام)، ج۹، ص۲۴۰-۲۴۴.