• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

کشور فدرال (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





کشور فدرال اتحادیه‌ای از دولت‌های مستقل است که ضمن حفظ خودمختاری، تحت یک قدرت مرکزی واحد همکاری می‌کنند.
فدرالیسم توازن بین استقلال دولت‌های عضو و حاکمیت کلان فدرال ایجاد می‌کند و به اعضا امکان می‌دهد در چارچوب مشترک، قدرت و منزلت بیشتری در نظام بین‌الملل کسب کنند.




در صورتی که چند کشور مستقل و حاکم تصمیم بگیرند بنا به ملاحظاتی سرنوشت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را به هم پیوند دهند و با کمک و معاضدت یکدیگر، قدرت بزرگ‌تر و فراگیرتری به وجود آورند مرتبه، شایسته‌تری در خانواده بین المللی برای خود کسب کنند، گام اساسی به سوی ایجاد کشور فدرال برداشته شده است.
فدرالیسم یعنی گرایش جماعات متمایز انسانی به سوی یکدیگر.
در نظام فدرالی دو گرایش متضاد با هم آشتی داده می‌شود: اول علاقه به حفظ خود مختاری و شخصیت حقوقی از سوی دولت‌های مستقل، در ثانی کشش به سوی تشکیل یک قدرت جدید تا در برگیرنده همۀ کشورهای عضو باشد.


از جمله ویژگی‌های کشور فدرال می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱ - حقوق حاکم بر روابط دول عضو از زمره حقوق اساسی (داخلی) نه حقوق بین المللی است و مشخص کنندۀ حدود و چگونگی این روابط قانون اساسی فدرال است؛
۲ - قانون اساسی بنا به قاعده صلاحیت‌های بین المللی را در انحصار دولت مرکزی قرار می‌دهد و دولت‌های عضو را مشمول حقوق داخلی و مستحیل در جامعۀ کل می‌کند؛
۳ - اساساً دولت‌های عضو نسبت به یکدیگر برابرند و روابط آنها با یکدیگر همانند دولت با دولت است، نه بر حسب بزرگی و کوچکی و یا زیادی و کمی جمعیت.
بر این قاعده استثنائاتی وارد است برای مثال در اتحاد جماهیر شوروی سابق، تعداد نمایندگان جمهوری‌های فدراتیو در شورای عالی اتحاد با یکدیگر برابر نبودند؛
۴ - قوهٔ قضائیه‌، در کشور فدرال اهمیت ویژه‌ای دارد.
یعنی علاوه بر وظایف قضایی مرسوم باید در دعاوی و تعارضات ناشی از اختلاف دول عضو با یکدیگر یا با دولت مرکزی تصمیم بگیرد.
چراکه اینگونه اختلاف‌ها جنبۀ دعاوی بین المللی ندارد، تا از راه‌های دیپلماتیک یا بر اساس حقوق بین المللی به حل و فصل آن پرداخت و بلکه باید بر اساس قانون اساسی فدرال و از رهگذر حقوق داخلی به آن رسیدگی شود.
افزون بر آن اختلاف‌های یاد شده از راه‌های اداری هم قابل حل نیست، چراکه دول عضو، مادون دولت فدرال به شمار نمی‌آیند تا با یک تصمیم یا دستورالعمل بتوان مسائل را حل و فصل کرد.
پس قوهٔ قضائیه‌ در آن دخالت می‌کند و تصمیم مقتضی را اتخاذ می‌کند.



۱. ابوالفضل، بایسته‌های‌حقوق‌اساسی، ص۹۰-۹۲.، تهران، نشر دادگستر، ۱۳۷۹، چاپ پنجم.    
۲. زنجانی، عباس‌علی، درآمدی بر فقه سیاسی، ص۲۹۱.    



فدرال عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۴۳۱-۴۳۲.    






جعبه ابزار