حارث بن سعید کذاب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حارث‌ بن سعید کذاب، مدعی نبوت در قرن اول هجری است.


نام پدر حارث

[ویرایش]

ابن‌ عساکر، نام پدر حارث‌ بن سعید را عبد الرحمان نیز، ذکر کرده است.

مکان ادعای نبوت حارث

[ویرایش]

حارث در شام، ادعای نبوت کرد.

لقب پیروان دبن حارث

[ویرایش]

پیروانش به حارثیه معروف شدند.

اصالت حارث

[ویرایش]

او غلام اَبی جُلاس عبدری قُرَشی و بنابر نقلی دیگر، غلام مروان‌ بن حَکَم بود.
[۳] محمدبن احمد ذهبی، تاریخ‌الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ص۳۸۶.


ماجرای ادعای نبوت حارث

[ویرایش]

گفته شده است که وی بسیار متعبد و زاهد بود، اما شیطان بر او عارض شد. حارث از پدرش درباره آنچه می‌ترسید اغوای شیطان باشد، راهنمایی خواست، اما پدرش با استناد به آیه ۲۲۲ سوره شعراء (شیاطین بر دروغگوی گناه‌کار نازل می‌شوند.) و بر مبنای زهد حارث، نگرانی او را بی‌وجه دانست. از آن پس، حارث مدعی نبوت شد.

طریقه تبلیغ دین حارث

[ویرایش]

او نزد اهل مسجد می‌رفت و با انجام دادن کارهای شگفت‌انگیز، آن‌ها را به دین خود دعوت می‌کرد و به این ‌ترتیب، پیروان بسیاری پیدا کرد.
[۵] ابن‌حجر عسقلانی، لسان‌المیزان ج۲، ص۱۵۱.


دعوت حارث از قاسم ‌بن مُخَیمره

[ویرایش]

حارث، قاسم ‌بن مُخَیمره، محدّث کوفی (متوفی ۱۰۰)، را نیز به دین خود دعوت کرد. ولی قاسم قول او را نپذیرفت و ابو ادریس خُولانی، قاضی‌ دمشق (متوفی ۸۰)، را از ادعای حارث و احتمال اینکه وی یکی از سی دجالی باشد که پیامبر اکرم صلوات الله علیه، از آن‌ها خبر داده است
[۶] محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح‌البخاری ج۴، ص۱۷۸.
[۷] محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح‌البخاری ج۸، ص۱۰۱.
[۸] مسلم‌بن حجاج، الجامع‌الصحیح ج۸، ص۱۸۹.
، آگاه ساخت.

فرار حارث از حکومت امویان

[ویرایش]

ابو ادریس، قاسم را نکوهش کرد و برخوردش را سبب فرار حارث دانست، لذا قاسم، نزد عبدالملک ‌بن مروان، خلیفه اموی، رفت و او را باخبر کرد، اما عبدالملک در دستگیری حارث، ناکام ماند.
[۹] ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق ج۱۱، ص۴۲۸.
[۱۰] محمدبن احمد ذهبی، تاریخ‌الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ص۳۸۷.
حارث در بیت‌ المقدس پنهان شد.

دستگیری حارث در بیت المقدس

[ویرایش]

فردی از اهل بصره، که به پیشنهاد یکی از پیروان حارث، نزد وی رفته بود، در ظاهر به او ایمان آورد و از نزدیکان او شد، سپس برای دعوت بصریان از حارث، کسب اجازه کرد، اما نزد عبدالملک رفت و او را از ماجرا آگاه کرد. خلیفه، حکم فرمانروایی بیت‌ المقدس را به او داد. او نیز حارث را در بیت‌ المقدس یافت و به عبدالملک تسلیم کرد و عبدالملک، فرمان قتل حارث را صادر کرد.

کیفیت قتل حارث

[ویرایش]

درباره چگونگی قتل حارث ـ ضمن اشاره به امور کرامت‌گونه‌ای همچون باز شدن غل و زنجیر از دست‌ها و گردن او به مجرد تلاوت آیاتی از قرآن در عقبه‌های بیت ‌المقدس یا یک بار ناکامی در کشتن او ـ روایت‌های گوناگونی شده است.
[۱۳] ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ‌الملوک و الامم ج۴، ص۲۰۷.
[۱۴] محمدبن احمد ذهبی، تاریخ‌الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ص۳۸۹ـ۳۹۰.
[۱۵] خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات ج۱۱، ص۲۵۴.


قتل حارث

[ویرایش]

حارث در سال ۷۹
[۱۶] ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ‌الملوک و الامم ج۴، ص۲۰۴.
[۱۷] محمدبن احمد ذهبی، تاریخ‌الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ص۳۸۶.
[۱۸] ابن‌کثیر، البدایة و النهایة فی التاریخ ج۹، ص۳۰.
و به نقل صفدی
[۱۹] خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات ج۱۱، ص۲۵۴.
در حدود سال ۸۰ کشته شد.


منابع جهت مطالعه

[ویرایش]

ابن‌ جوزی، المنتظم فی تاریخ ‌الملوک و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
ابن‌ حجر عسقلانی، لسان المیزان، حیدرآباد، دکن ۱۳۲۹ـ۱۳۳۱، چاپ افست بیروت ۱۳۹۰/۱۹۷۱.
ابن‌ عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱.
ابن ‌کثیر، البدایة و النهایة فی التاریخ، قاهره ۱۳۵۱ـ۱۳۵۸.
محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح‌ البخاری، (چاپ محمد ذهنی‌افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
محمد بن احمد ذهبی، تاریخ‌ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ۶۱ـ۸۰ه، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات، چاپ شکری فیصل، ویسبادن ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
مسلم‌ بن حجاج، الجامع‌ الصحیح، بیروت، دارالفکر.
یاقوت حموی، معجم البلدان، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶ـ۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق ج۱۱، ص۴۲۷.    
۲. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق ج۱۱، ص۴۲۷.    
۳. محمدبن احمد ذهبی، تاریخ‌الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ص۳۸۶.
۴. شعراء/سوره۲۶، آیه۲۲۲.    
۵. ابن‌حجر عسقلانی، لسان‌المیزان ج۲، ص۱۵۱.
۶. محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح‌البخاری ج۴، ص۱۷۸.
۷. محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح‌البخاری ج۸، ص۱۰۱.
۸. مسلم‌بن حجاج، الجامع‌الصحیح ج۸، ص۱۸۹.
۹. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق ج۱۱، ص۴۲۸.
۱۰. محمدبن احمد ذهبی، تاریخ‌الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ص۳۸۷.
۱۱. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق ج۱۱، ص۴۲۹۴۳۰.    
۱۲. یاقوت حموی، معجم البلدان ج۲، ص۳۲۳-۳۲۴.    
۱۳. ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ‌الملوک و الامم ج۴، ص۲۰۷.
۱۴. محمدبن احمد ذهبی، تاریخ‌الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ص۳۸۹ـ۳۹۰.
۱۵. خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات ج۱۱، ص۲۵۴.
۱۶. ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ‌الملوک و الامم ج۴، ص۲۰۴.
۱۷. محمدبن احمد ذهبی، تاریخ‌الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ص۳۸۶.
۱۸. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة فی التاریخ ج۹، ص۳۰.
۱۹. خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات ج۱۱، ص۲۵۴.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، مقاله حارث بن سعید کذاب، ص۵۶۸۵.    




جعبه ابزار