حمراءالاسد

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حمراء‌الاسد نام منطقه‌ای در مسیر مدینه به مکه است که حدود هشت میل (۱۵ کیلومتر) از مدینه فاصله دارد. لشکرکشی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به این منطقه پس از نبرد احد به غزوه«حمراء الاسد» معروف شده است.


تاریخ وقوع غزوه

[ویرایش]

این غزوه، یکشنبه ۸ شوال سال سوم هجری، یک روز پس از غزوه احد در هشت یا ده میلی مدینه، در راه وادی عقیق به مکه و در سه میلی ذی‌الحلیفه روی داد.
[۸] حربی، ابراهیم‌ بن اسحاق، المناسک‌ و اماکن طرق‌ الحج‌ و معالم‌الجزیرة، ص۴۴۰.چاپ حمد جاسر، ریاض ۱۴۰۱/۱۹۸۱.

به دلیل اختلاف نظر درباره زمان نبرد احد، زمان غزوه حمراء‌الاسد را نیز به اختلاف هشتم یا پانزدهم شوال گزارش کرده‌اند.
هر چند نبرد احد در آغاز به نفع مسلمانان پیش رفت؛ ولی در پایان به شهادت جمعی از آنان و پیروزی قریش انجامید. قریشیان پس از نبرد، سال آینده را برای رویارویی بعدی معین کردند و سپس به سمت مکه به راه افتادند؛ اما در نخستین منزلگاه با مشورت و گفت و گو به این نتیجه رسیدند که باید به مدینه باز گردند و کار مسلمانان را همین‌جا یکسره کنند. آن‌ها در «روحاء» در دو منزلی مدینه (سی یا چهل میلی مدینه) اردو زدند. برخی از بزرگان آن‌ها مانند صفوان بن امیه با این اقدام مخالف بودند؛ زیرا به پیروزی خود اطمینان نداشتند.
به نظر می‌رسد، پیامبر نیز احتمال بازگشت آنان را بعید نمی‌دانسته است. از این‌رو فردای نبرد احد تصمیم گرفت سپاه دشمن را تعقیب کند. بنابر گزارش‌هایی مخبرانی، تصمیم قریش را به اطلاع پیامبر رسانده‌اند. با توجه به فاصله دو منزلی روحاء با مدینه به نظر می‌رسد، اقدام پیامبر پیش‌گیرانه بوده و سپس با اطلاعاتی که (توسط مخبران) به ایشان رسیده، مشخص شده که پیش بینی‌ها مطابق با واقع است. پیامبر چند تن آشنا به منطقه را، برای ردیابی دشمن اعزام کرد.بر اساس روایت مغازی سران اوس و خزرج (احتمالا برای محافظت از پیامبر) شب پس از احد را در مسجد خوابیدند. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بعد از نماز صبح یکشنبه، از بلال خواست تا اعلام کند سپاه دوباره سازماندهی شود

هدف از غزوه

[ویرایش]

هدف پیامبر از این غزوه، که به فرمان خدا صورت گرفت
[۳۷] قمی، علی‌بن ابراهیم، تفسیرالقمی، ذیل آیات ۱۷۴-۱۷۲ سوره آل عمران. بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱.
، آن بود که مشرکان را از ادامه جنگ و حمله به مدینه بترساند و باز دارد و قوّت و قدرت مسلمانان را به دشمن نشان دهد و بفهماند که زخم و شکستی که در غزوه احد به آنان وارد شده، عزم و اراده‌شان را از مقابله با دشمن سست نکرده‌ است.
سخن پیامبر اکرم هنگام بسیج مسلمانان نیز از این مطلب حکایت دارد: «... فَاِنَّهُ اَنْکی لِلْعَدوِّ و اَبْعَدُ لِلسَّمع» (پس آن برای دشمن زیان‌آورتر است و آوازه‌ای بیشتر و پردامنه‌تر دارد،
براساس گزارشی دیگر، رسول خدا چون خبر یافت که مشرکان در رَوحاء از بازگشت به مدینه سخن می‌گویند، مسلمانان را برای تعقیب دشمن فراخواند.
[۴۳] شمس شامی، محمد بن ‌یوسف، سبل‌الهدی و الرّشاد فی سیرة خیرالعباد، ج۴، ص۴۴۱-۴۳۹-۴۳۸، چاپ ابراهیم ترزی و عبدالکریم عزباوی، قاهره ۱۴۱۱/ ۱۹۹۰.


دستور نظامی پیامبر

[ویرایش]

پیامبر اکرم پس از نماز صبح، در حالی که مجروحان غزوه احد مشغول مداوای جراحات خود بودند، به بِلال فرمود که ندا دهد: پیامبر دستور می‌دهد دشمن را تعقیب کنید و جز کسانی که دیروز در جنگ حضور داشتند کسی نباید با ما (از مدینه) خارج شود
[۴۵] ابن‌سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۲، ص۴۹.

روایت دیگر حاکی از این است که پیامبر تنها به کسانی که در غزوه احد زخم برداشته بودند، فرمان و رخصت داد وی را در این لشکرکشی همراهی کنند.
[۴۶] قمی، علی‌بن ابراهیم، تفسیرالقمی، ذیل آیات ۱۷۴-۱۷۲ سوره آل عمران. بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱.

تنها کسانی را مجاز به حضور دانست که در غزوه احد حضور داشتند. جابر بن عبدالله انصاری تنها کسی بود که در غزوه احد شرکت نداشت؛ اما اجازه یافت در غزوه حمراء‌الاسد شرکت کند. پدر جابر در جنگ احد به او دستور داده بود برای مراقبت از خواهرانش در مدینه بماند.
بخشی از فراخوانده شدگان، مجروحان نبرد احد بودند و مداوای آن‌ها به زمان طولانی‌تری نیاز داشت، و از این‌رو حرکت سپاه مسلمانان قدری دشوار بود. با این حال مسلمانان پس از اطلاع از دستور پیامبر آماده حرکت شدند. طوایفی چون بنی عبدالاشهل و بنی‌سلمه(که بیشترین تلفات را داده بودند) با بیشترین تعداد زخمیان در نبرد حمراء‌الاسد شرکت کردند.

ارزیابی دو طایفه روایات

[ویرایش]

طبق روایت نخست، از هفتصد تن لشکریان مسلمان در احد، بیش از هفتاد تن به شهادت رسیدند
[۵۵] واقدی، محمدبن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۰۰، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.
[۵۶] ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۲، ص۴۳-۴۲-۳۹.
و همه باقی‌ماندگان، در حمراءالاسد شرکت کردند.
[۵۷] ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۲، جزء۴، ص۵۲-۵۱، چاپ احمد ابوملحم و دیگران، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.


شمارهمراهان به روایت دیگر

[ویرایش]

به روایات دیگر، شمار همراهان پیامبر در این غزوه شصت
یا هفتاد تن
[۶۰] کرمانی، محمدبن یوسف، صحیح ابی‌عبداللّه البخاری بشرح الکرمانی، ج۱۶، ص۱۲-۱۱، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
، یعنی حدود تعداد مجروحان احد، بوده است
[۶۱] عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، ج۴، ص۳۳۵، قم ۱۴۰۳.
آیه۱۷۲ سوره آل‌عمران و گفتار پیامبر (اَلاعِصابةٌ تشدّ لامراللّه تطلب عدوّها فانها انکی (انکأ) للعدو وابعد للسمع)، قول دوم را تأیید می‌کند.
با توجه به تعداد شهدای احد می‌توان گفت که در نبرد حمراء‌الاسد حدود ششصد و‌ اندی شرکت کرده‌اند. برخی منابع حدیثی چون صحیح بخاری، به خطا تعداد سپاه حمراء‌الاسد را هفتاد تن دانسته‌اند.
[۶۳] بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج۵، ص۳۸، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰.


جمع بین دو قول

[ویرایش]

شمس شامی
[۶۵] شمس شامی، محمد بن ‌یوسف، سبل‌الهدی و الرّشاد فی سیرة خیرالعباد، ج۴،ص۴۴۷، چاپ ابراهیم ترزی و عبدالکریم عزباوی، قاهره ۱۴۱۱/ ۱۹۹۰.
کوشیده است میان این دو قول را جمع کند.
روایت ضعیفی نیز می‌گوید که پیامبر از میان حاضرانِ در احد و کسانی که در آنجا حضور نیافتند، لشکری به این غزوه برد.
[۶۶] بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۳، چاپ محمود فردوس‌عظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.


اطاعت نظامی مجروحان از پیامبر

[ویرایش]

به هر روی، زخمیان احد از پیامبر فرمان‌برداری کردند و سلاح برداشتند. از آن میان، چهل تن از بنی‌سَلَمه، که بیش از دیگران متحمل جراحات شده بودند، به پیامبر پیوستند و به صف ایستادند.
برخی همچون عبداللّه‌بن سهل و برادرش رافع، که مَرکبی نداشتند، افتان و خیزان خود را به پیامبر رساندند.
تنها جابربن عبداللّه با آنکه در احد حضور نداشت، با اجازه پیامبر همراه لشکر شد.
پیامبر پرچمش را که از روز احد بسته مانده بود به علی (علیه‌السلام) (و به قولی به ابوبکر) سپرد و خود با وجود زخمهای فراوان، به مسجد رفت و نماز گزارد، سپس جامه رزم پوشید و به سمت دشمن حرکت کرد. (در ماه شوال، ۳۲ ماه پس از هجرت)
مسلمانان در حمراء‌الاسد در هشت میلی مدینه اردو زدند. بر این اساس حداقل فاصله اردوگاه پیامبر با اردوگاه قریش بیست و‌ اندی میل خواهد بود. راهنمای پیامبر تا حمراء الاسد ثابت بن ضحاک بود. در حمراء‌الاسد پیامبر با جنازه دو تن از پیشاهنگانی که گسیل داشته بود، مواجه شد و آن‌ها را همان جا دفن کرد.
پیامبر سه تن از بنی‌اَسلَم را، به منزله طلیعه، در پی دشمن فرستاد، اما دو تن از ایشان را مشرکان به شهادت رساندند.

رایزنی مشرکان در مورد حمله مجدد

[ویرایش]

مشرکان درباره حمله مجدد به مدینه رایزنی می‌کردند، لیکن صفوان‌بن امیه آنان را از خشم و انتقام مسلمانان برحذر داشت و هشدار داد که ممکن است این بار شکست بخورند. پس، مشرکان به راه خود ادامه دادند و در روحاء فرود آمدند. رسول خدا و یارانش نیز به حمراءالاسد رسیدند و آنجا اردو زدند.

برخی از تاکتیک های نظامی پیامبر

[ویرایش]

به دستور پیامبر شبها آتش می‌افروختند.
[۸۷] صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی والرشاد، ج۴، ص۳۱۰، بیروت، دارالکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۴.
شعله‌های آتش، که شمار آن به پانصد می‌رسید، از دوردست دیده می‌شد و آوازه این لشکر در هر جا پیچید و بدین‌وسیله خداوند دشمن را سرکوب کرد.
این پیام برای قریش حکایت از حضور و روحیه بالای مسلمانان داشت؛ ولی احتمال درگیری برای هر دو طرف هم‌چنان وجود داشت. معبد بن ابی‌معبد خزاعی در مسیرش به مکه با پیامبر و اصحابش برخورد و در ادامه مسیر و در مواجهه با سپاه قریش، وقتی از تصمیم آنان برای بازگشت مطلع شد و به آن‌ها توصیه کرد از این خیال دست بردارند؛ زیرا پیامبر و یارانش سخت خشمگین‌اند و آمده‌اند تا انتقام بگیرند و به آن‌ها هشدار داد که کسانی که دیروز در احد نبودند، اینک همراه پیامبرند. خداوند در این زمان در دل قریشیان رعب و هراس افکند و سبب شد که از جنگ بپرهیزند و عزم مکه کنند. آیه ۱۵۵ سوره آل عمران بر همین حقیقت اشاره دارد.
[۹۳] طبری، محمد بن جریر، جامع‌البیان، ج۴، ص۱۶۵، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵.
[۹۴] طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج۳، ص۱۶، بی جا، مکتب الاعلام الاسلامی، اول، ۱۴۰۹.
«سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِما اَشْرَکُوا بِاللَّهِ ما لَمْ ینَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَاْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَی الظَّالِمِینَ»
از طرف دیگر قریش نیز در صدد تضعیف روحیه مسلمانان برآمد و دست به ترفندهای تبلیغی زدند و چون جمعی از قبیله عبد قیس به قصد رفتن به مدینه با سپاه قریش مواجه شد، ابوسفیان از آن‌ها خواست تا خبر حرکت لشکر خویش را به سوی پیامبر برای نابودی بقیه یاران حضرت به آنها اعلام کنند. آنها در حمراء‌الاسد این خبر را به پیامبر رساندند و پیامبر نیز عبارت «حسبنا الله و نعم الوکیل» «خداوند برای ما کافی است» را تکرار کردند. این پاسخ بیانگر ایمان راسخ پیامبر به امداد الهی بود. تاکتیک پیامبر و ایستادگی و وفاداری یاران ایشان موجب شد تا سپاهیان قریش از تصمیم خود منصرف شوند و به سوی مکه بازگردند. در ادامه آیه ۱۷۳، آیه ۱۷۴ آل عمران اشاره می‌کند که به رغم آن‌که برخی، سپاه را از قدرت قریش می‌ترساندند هیچ گزندی به آنان نرسید. اینان در پی رضایت خدا بودند و با نعمت و بخشش خدا بازگشتند
[۱۰۵] طبری، محمد بن جریر، جامع‌البیان، ج۳، ص۲۳۷-۲۳۹، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵.
[۱۰۶] طبری، محمد بن جریر، جامع‌البیان، ج۳، ص۲۴۲، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵.
[۱۰۷] طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج۳، ص۵۴، بی جا، مکتب الاعلام الاسلامی، اول، ۱۴۰۹.
«فَانقَلَبوا بِنِعمَة مِنَ اللّهِ وفَضل لَم یمسَسهُم سوءٌ واتَّبَعوا رِضونَ اللّهِ واللّهُ ذو فَضل عَظیم»
پس از آن، معبدبن ابی‌معبد خُزاعی، که همچون دیگر افراد قبیله‌اش هم‌پیمان و هواخواه پیامبر بود، با سخنان و اشعار خود، ابوسفیان و سران قریش را از فکر حمله به مدینه منصرف ساخت
بدین‌گونه، مشرکان خسته از جنگ و خرسند از پیروزی خویش، از بیم مسلمانان، به‌ سرعت به طرف مکه رفتند.
[۱۱۲] بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۳، چاپ محمود فردوس‌عظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.


تهدی نظامی ابوسفیان

[ویرایش]

ابوسفیان به پیامبر پیغام فرستاد که برای نابودی باقی مسلمانان بازخواهند گشت.
پیامبر و مسلمانان نیز گفتند خدا ما را بس است و او یاوری نیکوست. معبد خزاعی با پیک به پیامبر اطلاع داد که کفار به مکه بازگشته‌اند.

مجازات قاتل حمزه در جنگ

[ویرایش]

در مسیر بازگشت به مدینه، ابو عَزّه جُمَحی؛ از مشرکان مکه به دست لشکر اسلام دستگیر شد. ابو عزه پیش‌تر در جنگ بدر اسیر شده بود و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وی را به دلیل عائله‌مند بودنش با دریافت فدیه آزاد کرده بود به شرط آن که دیگر مشرکان را یاری نکند.
[۱۲۰] ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۸، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.
[۱۲۱] ابن سیدالناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، ج۱، ص۳۱۴، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۴، اول.
با این حال ابو‌عزه در جنگ احد کفار قریش را همراهی کرد
[۱۲۴] مبارکفوری، صفی‌الرحمن، الرحیق الختوم، ص۲۸۶، بیروت، دارالهلال، اول.
و علاوه بر این، قریش را علیه پیامبر می‌شوراند
[۱۲۶] ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۳، ص۴۱، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.
و بدین رو به دستور پیامبر کشته شد.
[۱۲۹] صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل‌الهدی والرشاد، ج۴، ص۳۱۱، بیروت، دارالکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۴.
سپس آشکار گشت که معاویة بن مغیرة بن ابی العاص اموی؛ (کسی که حمزه عموی پیامبر را مثله کرده بود) جاسوس قریش در مدینه به خانه پسر عمویش؛ عثمان پناه برده است. مسلمانان معاویه را دستگیر کردند؛ ولی عثمان از او شفاعت کرد.
[۱۳۰] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌الاشراف، ج۱ ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی، اول، ۱۳۹۴.
معاویه سه روز مهلت یافت تا از محدوده مدینه بیرون رود
[۱۳۴] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌الاشراف، ج۱ ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی، اول، ۱۳۹۴.
و چون روز چهارم او را اطراف مدینه یافتند، جانش را گرفتند.
[۱۳۷] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌الاشراف، ج۱ ص۳۳۸-۳۳۷، بیروت، موسسه الاعلمی، اول، ۱۳۹۴.
[۱۳۹] بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۹۸-۴۰۰-۴۰۱، چاپ محمود فردوس‌عظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.


تاریخ بازگشت از غزوه

[ویرایش]

پیامبر اکرم پس از پنج روز، از حمراءالاسد به مدینه بازگشت قس ابن‌هشام،
[۱۴۲] ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۳، ص۱۰۸، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، (قاهره ۱۳۵۵/ ۱۹۳۶)، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
.
طبری معتقد است پس از سه روز بازگشته استاما بکری معتقد است پس از سه روز، بازگشت از غزوه به مدینه بوده است.
[۱۴۴] عبداللّه‌ بن‌ عبدالعزیز بکری، معجم‌مااستعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۱،۴۶۸،چاپ مصطفی سقّا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛

سرانجام پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پس از سه روز توقف در حمراء الاسد
[۱۴۵] ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۳، ص۱۰۲، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح واولاده، ۱۳۸۳.
به مدینه بازگشت. مدت این غزوه را با محاسبه دو روز جابجایی‌ها، پنج روز دانسته‌اند.
[۱۴۹] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌الاشراف، ج۱ ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی، اول، ۱۳۹۴.
در این مدت سعد بن عباده تامین تدارکات سپاه را به عهده داشت و ۳۰ شتر چند راس گوسفند برای سپاهیان ذبح کرد.
[۱۵۰] واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.

در این مدت عبداللّه‌بن امّ مکتوم جانشین پیامبر در مدینه بود.
از آنجاکه در حمراءالاسد رویارویی و جنگی روی نداد برخی آن را جزو غزوات ندانسته‌اند.
[۱۵۶] مسعودی، علی بن حسین، التنبيه والاشراف، ص۲۴۵.


شان نزول آیات غزوه حمراء الاسد

[ویرایش]

آیات۱۷۲ تا ۱۷۵ سوره آل‌عمران در شأن غزوه حمراء الاسد نازل شده‌ است .
[۱۵۷] واقدی، محمدبن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۰۴، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.
[۱۵۸] ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۳، ص۱۲۸، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، (قاهره ۱۳۵۵/ ۱۹۳۶)، چاپ افست بیروت (بی‌تا.)؛
[۱۵۹] طبرسی، فضل‌بن حسن، جامع، ذیل آیات ۱۷۲ تا ۱۷۵ سوره آل عمران.
[۱۶۰] شمس شامی، محمد بن ‌یوسف، سبل‌الهدی و الرّشاد فی سیرة خیرالعباد، ج۴، ص۴۴۵-۴۴۴، چاپ ابراهیم ترزی و عبدالکریم عزباوی، قاهره ۱۴۱۱/ ۱۹۹۰.

برخی مفسران نوشته‌اند آیه ۱۰۴ نساء مربوط به همین رخداد است. خداوند در این آیه می‌فرماید: «ولا تَهِنوا فِی ابتِغاءِ القَومِ اِن تَکونوا تَالَمونَ فَاِنَّهُم یالَمونَ کَما تَالَمونَ وتَرجونَ مِنَ اللّهِ ما لا یرجونَ» سستی نکنید، که اگر شما از جراحات و تلفات خود دردمندید، آنان نیز چنینند؛ ولی شما به خدا امید دارید و آنان ندارند.
قران کریم در سوره آل عمران از زخمی‌های جنگ احد که در حمراء‌الاسد نیز شرکت جستند به نیکی یاد کرده و آنان را ستوده است و اجر عظیمی‌ به آنان وعده داده است. «اَلَّذینَ استَجابوا لِلّهِ والرَّسولِ مِن بَعدِ ما اَصابَهُمُ القَرحُ لِلَّذینَ اَحسَنوا مِنهُم واتَّقَوا اَجرٌ عَظیم» آیات ۱۷۳ تا ۱۷۵ این سوره نیز که در ادامه آیه قبل آمده است به همین رخداد ارتباط دارد.
[۱۶۷] انصاری، محمد بن احمد، تفسیر قرطبی، ج۴ـ ۳، ص۱۷۸، بیروت، موسسه التاریخ العربی، ۱۴۰۵.
[۱۶۸] سیوطی، جلال‌الدین، درالمنثور، ج۲، ص۲۴۲، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴.
در آیه ۱۷۴ خداوند می‌فرماید: وقتی به اعزامیان خبر رسید که قریشیان مجددا توان خود را بسیج کرده‌اند تا به شما حمله برند، نه تنها نترسیدند بلکه بر ایمانشان نیز افزوده شد و خداوند را برای خود کافی دانستند. «اَلَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم‌ایمـنـًا وقالوا حَسبُنَا اللّهُ ونِعمَ الوَکیل»

آثار روانی شکست مشرکان

[ویرایش]

این غزوه شکستی روانی و تبلیغی برای قریش و منافقان و یهود مدینه بود و روحیه مسلمانان را هم تقویت کرد.
[۱۷۰] عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، ج۴، ص۳۴۱-۳۳۹، قم ۱۴۰۳.


منابع جهت استفاده بیشتر

[ویرایش]

(۱) ابن‌حزم، جوامع السیرة، و خمس رسائل اخری، چاپ احسان عباس و ناصرالدین‌اسد، (قاهره? ۱۹۵۰)؛
(۲) ابن‌سعد (بیروت).
(۳) ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نجف ۱۹۵۶.
(۴) ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ج ۲، چاپ احمد ابوملحم و دیگران، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۵) ابن‌هشام، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، (قاهره ۱۳۵۵/ ۱۹۳۶)، چاپ افست بیروت (بی‌تا.).
(۶) عبداللّه‌ بن‌عبدالعزیز بکری، معجم‌مااستعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفی سقّا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
(۷) احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس‌عظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
(۸) ابراهیم‌بن اسحاق حربی، کتاب المناسک‌واماکن طرق‌الحج‌ومعالم‌الجزیرة، چاپ حمد جاسر، ریاض ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۹) محمد بن ‌یوسف شمس شامی، سبل‌الهدی و الرّشاد فی سیرة خیرالعباد، ج ۴، چاپ ابراهیم ترزی و عبدالکریم عزباوی، قاهره ۱۴۱۱/ ۱۹۹۰.
(۱۰) فضل‌بن حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، قم ۱۴۱۷.
(۱۱) همو، مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۱۲) محمدبن جریر طبری، تاریخ (بیروت).
(۱۳) همو، جامع.
(۱۴) جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، قم ۱۴۰۳.
(۱۵) علی‌بن ابراهیم قمی، تفسیرالقمی، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱.
(۱۶) محمدبن یوسف کرمانی، صحیح ابی‌عبداللّه البخاری بشرح الکرمانی، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛
(۱۷) مسعودی، تنبیه.
(۱۸) مطهربن طاهر مقدسی، کتاب البدء و التاریخ، چاپ کلمان هوار، پاریس ۱۸۹۹ـ۱۹۱۹، چاپ افست تهران ۱۹۶۲.
(۱۹) محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.
(۲۰) یعقوبی، تاریخ.

عناوین مرتبط

[ویرایش]

آمادگی نظامی برای غزوه حمراءالاسد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. بکری‌اندلسی، عبدالله بن عبدالعزیز، معجم مااستعجم، ج۲، ص۴۶۸.    
۲. حموی، یاقوت، معجم‌البلدان، ج۲، ص۳۰۱، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، دوم.    
۳. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۷، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۴. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۵۳۵.    
۵. بیهقی، ابوبکر، دلائل‌النبوه، ج۳، ص۳۱۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۵، اول.    
۶. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۶.    
۷. ابن‌سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۲، ص۴۹    .
۸. حربی، ابراهیم‌ بن اسحاق، المناسک‌ و اماکن طرق‌ الحج‌ و معالم‌الجزیرة، ص۴۴۰.چاپ حمد جاسر، ریاض ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۹. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۴، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۱۰. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۷، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۱۱. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌الاشراف، ج۱ ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی، اول، ۱۳۹۴.    
۱۲. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۵۳۴.    
۱۳. بغدادی، محمد بن حبیب، المحبر، ص۱۱۳، بیروت، دارالافاق الجدیده، بی تا.    
۱۴. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۴، ص۴۹، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.    
۱۵. مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم، ص۱۰۶، قاهره، مکتبه مدبولی، ۱۴۱۱، سوم.    
۱۶. حمیری، محمد بن عبدالنعیم، الروض المعطار، ص۲۷۷، بیروت مکتبه لبنان، ۱۹۸۴، دوم.    
۱۷. بکری‌اندلسی، عبدالله بن عبدالعزیز، معجم مااستعجم، ج۲، ص۶۸۱، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۳، سوم.    
۱۸. حمیری، محمد بن عبدالنعیم، الروض المعطار، ص۲۷۷، بیروت مکتبه لبنان، ۱۹۸۴، دوم.    
۱۹. بکری‌اندلسی، عبدالله بن عبدالعزیز، معجم مااستعجم، ج۲، ص۶۸۱، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۳، سوم.    
۲۰. بغدادی، صفی‌الدین، مراصد الاطلاع، ج۲، ص۶۳۷، بیروت دارالجیل، ۱۴۱۲، اول.    
۲۱. حموی، یاقوت، معجم‌البلدان، ج۳، ص۷۶.    
۲۲. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۹، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۲۳. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۷.    
۲۴. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۸، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۲۵. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، ج۳، ص۱۴۲۸، بیروت، دارالجیل، اول، ۱۴۱۲.    
۲۶. ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۲، ص۱۶۴، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱.    
۲۷. بیهقی، ابوبکر، دلائل‌النبوه، ج۳، ص۳۱۳، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۵، اول.    
۲۸. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۴، ص۴۸، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.    
۲۹. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۷، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۳۰. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۸، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۳۱. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۴، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۳۲. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۷، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۳۳. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۴، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۳۴. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۷، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۳۵. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۵۳۴.    
۳۶. آل عمران/سوره ۳،آیه ۱۷۴-۱۷۲.    
۳۷. قمی، علی‌بن ابراهیم، تفسیرالقمی، ذیل آیات ۱۷۴-۱۷۲ سوره آل عمران. بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱.
۳۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، ذیل آیات ۱۷۴-۱۷۲ سوره آل عمران، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۳۹. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۵.    
۴۰. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ذیل آل عمران، آیه ۱۷۲.    
۴۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، ذیل آل عمران، آیه ۱۷۲، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۴۲. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، ذیل آل عمران،آیه ۱۷۲، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۴۳. شمس شامی، محمد بن ‌یوسف، سبل‌الهدی و الرّشاد فی سیرة خیرالعباد، ج۴، ص۴۴۱-۴۳۹-۴۳۸، چاپ ابراهیم ترزی و عبدالکریم عزباوی، قاهره ۱۴۱۱/ ۱۹۹۰.
۴۴. واقدی، محمدبن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۴.    
۴۵. ابن‌سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۲، ص۴۹.
۴۶. قمی، علی‌بن ابراهیم، تفسیرالقمی، ذیل آیات ۱۷۴-۱۷۲ سوره آل عمران. بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱.
۴۷. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۴، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۴۸. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۷، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۴۹. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۵۳۴.    
۵۰. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۶، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۵۱. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۸ ۳۷، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۵۲. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۵۳۴.    
۵۳. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌الاشراف، ج۱ ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی، اول، ۱۳۹۴.    
۵۴. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۵، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۵۵. واقدی، محمدبن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۰۰، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.
۵۶. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۲، ص۴۳-۴۲-۳۹.
۵۷. ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۲، جزء۴، ص۵۲-۵۱، چاپ احمد ابوملحم و دیگران، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۵۸. مقدسی، مطهربن طاهر، البدء و التاریخ، ج۴، ص۲۰۵، چاپ کلمان هوار، پاریس ۱۸۹۹۱۹۱۹، چاپ افست تهران ۱۹۶۲.    
۵۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، ذیل آل عمران، آیه ۱۷۲، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۶۰. کرمانی، محمدبن یوسف، صحیح ابی‌عبداللّه البخاری بشرح الکرمانی، ج۱۶، ص۱۲-۱۱، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۶۱. عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، ج۴، ص۳۳۵، قم ۱۴۰۳.
۶۲. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، ذیل آل عمران، آیه ۱۷۲-۱۷۴، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۶۳. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج۵، ص۳۸، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰.
۶۴. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۴، ص۵۰، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.    
۶۵. شمس شامی، محمد بن ‌یوسف، سبل‌الهدی و الرّشاد فی سیرة خیرالعباد، ج۴،ص۴۴۷، چاپ ابراهیم ترزی و عبدالکریم عزباوی، قاهره ۱۴۱۱/ ۱۹۹۰.
۶۶. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۳، چاپ محمود فردوس‌عظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۶۷. واقدی، محمدبن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۶-۳۳۴، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.    
۶۸. واقدی، محمدبن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۷-۳۳۴، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.    
۶۹. طبرسی، فضل‌بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۱۸۴-۱۸۳، قم ۱۴۱۷.    
۷۰. ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۱، ص۱۶۷، نجف ۱۹۵۶.    
۷۱. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۸، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۷۲. ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمن، المنتظم، ج۳، ص۱۲۷، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۴، اول.    
۷۳. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۷، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۷۴. حموی، یاقوت، معجم‌البلدان، ج۲، ص۳۰۱، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، دوم.    
۷۵. بکری‌اندلسی، عبدالله بن عبدالعزیز، معجم مااستعجم، ج۱، ص۴۶۸، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۳، سوم.    
۷۶. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۷۷. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۸، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۷۸. بیهقی، ابوبکر، دلائل‌النبوه، ج۳، ص۳۱۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۵، اول.    
۷۹. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، ج۱، ص۲۰۵، بیروت، دارالجیل، اول، ۱۴۱۲.    
۸۰. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۵۰۷.    
۸۱. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۷، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۸۲. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۸، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۸۳. ابن سیدالناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، ج۲، ص۵۴، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۴، اول.    
۸۴. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۸۵. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۸، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۸۶. ابن سیدالناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، ج۲، ص۵۴، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۴، اول.    
۸۷. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی والرشاد، ج۴، ص۳۱۰، بیروت، دارالکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۴.
۸۸. واقدی، محمدبن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۹-۳۳۷، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.    
۸۹. ابن سیدالناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، ج۲، ص۵۴، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۴، اول.    
۹۰. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۹۱. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۶.    
۹۲. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۵۳۵.    
۹۳. طبری، محمد بن جریر، جامع‌البیان، ج۴، ص۱۶۵، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵.
۹۴. طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج۳، ص۱۶، بی جا، مکتب الاعلام الاسلامی، اول، ۱۴۰۹.
۹۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۵۵.    
۹۶. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۴۰، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۹۷. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۷.    
۹۸. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۵۳۶.    
۹۹. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۴۰، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۱۰۰. حمیری، ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۷.    
۱۰۱. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۵۳۶.    
۱۰۲. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۹، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۱۰۳. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۷.    
۱۰۴. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۸، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۱۰۵. طبری، محمد بن جریر، جامع‌البیان، ج۳، ص۲۳۷-۲۳۹، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵.
۱۰۶. طبری، محمد بن جریر، جامع‌البیان، ج۳، ص۲۴۲، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵.
۱۰۷. طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج۳، ص۵۴، بی جا، مکتب الاعلام الاسلامی، اول، ۱۴۰۹.
۱۰۸. آل عمران/سوره۳، آیه۱۷۴.    
۱۰۹. واقدی، محمدبن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۸، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.    
۱۱۰. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۶.    
۱۱۱. واقدی، محمدبن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۹، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.    
۱۱۲. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۳، چاپ محمود فردوس‌عظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۱۳. واقدی، محمدبن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۴۰-۳۳۹، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.    
۱۱۴. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۷.    
۱۱۵. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۷.    
۱۱۶. ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۲، ص۱۶۵، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱.    
۱۱۷. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۴، ص۵۱، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.    
۱۱۸. ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۲، ص۱۶۵، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱.    
۱۱۹. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۴، ص۵۱، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.    
۱۲۰. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۸، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.
۱۲۱. ابن سیدالناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، ج۱، ص۳۱۴، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۴، اول.
۱۲۲. ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۲، ص۱۶۵، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱.    
۱۲۳. ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۲، ص۱۶۵، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱.    
۱۲۴. مبارکفوری، صفی‌الرحمن، الرحیق الختوم، ص۲۸۶، بیروت، دارالهلال، اول.
۱۲۵. ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۲، ص۱۶۵، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱.    
۱۲۶. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۳، ص۴۱، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.
۱۲۷. حلبی، نورالدین، السیره الحلبیه، ج۲، ص۳۵۲.    
۱۲۸. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۸.    
۱۲۹. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل‌الهدی والرشاد، ج۴، ص۳۱۱، بیروت، دارالکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۴.
۱۳۰. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌الاشراف، ج۱ ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی، اول، ۱۳۹۴.
۱۳۱. ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۲، ص۱۶۵، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱.    
۱۳۲. ابن سیدالناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، ج۲، ص۵۴، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۴، اول.    
۱۳۳. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۴، ص۵۱، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.    
۱۳۴. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌الاشراف، ج۱ ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی، اول، ۱۳۹۴.
۱۳۵. ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۲، ص۱۶۵، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱.    
۱۳۶. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۸.    
۱۳۷. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌الاشراف، ج۱ ص۳۳۸-۳۳۷، بیروت، موسسه الاعلمی، اول، ۱۳۹۴.
۱۳۸. ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۲، ص۱۶۵، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱.    
۱۳۹. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۹۸-۴۰۰-۴۰۱، چاپ محمود فردوس‌عظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۴۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۵۳۶.    
۱۴۱. واقدی، محمدبن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۴، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.    
۱۴۲. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۳، ص۱۰۸، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، (قاهره ۱۳۵۵/ ۱۹۳۶)، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
۱۴۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۵۳۶.    
۱۴۴. عبداللّه‌ بن‌ عبدالعزیز بکری، معجم‌مااستعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۱،۴۶۸،چاپ مصطفی سقّا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛
۱۴۵. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۳، ص۱۰۲، بی جا، مکتبه محمد علی صبیح واولاده، ۱۳۸۳.
۱۴۶. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۴۰، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۱۴۷. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۴، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.    
۱۴۸. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۸، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۱۴۹. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌الاشراف، ج۱ ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی، اول، ۱۳۹۴.
۱۵۰. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۳۸، بیروت، موسسه الاعلمی‌للمطبوعات، ۱۴۰۹، سوم.
۱۵۱. مقریزی، احمدبن علی، امتاع الاسماع، ج۸، ص۳۵۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، اول، ۱۴۲۰.    
۱۵۲. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۱۶.    
۱۵۳. ابن سعد، محمد، الطبقات‌الکبری، ج۲، ص۳۸، تهران، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.    
۱۵۴. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۵۳۶.    
۱۵۵. یعقوبی، احمد ابن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۶.    
۱۵۶. مسعودی، علی بن حسین، التنبيه والاشراف، ص۲۴۵.
۱۵۷. واقدی، محمدبن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۰۴، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.
۱۵۸. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۳، ص۱۲۸، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، (قاهره ۱۳۵۵/ ۱۹۳۶)، چاپ افست بیروت (بی‌تا.)؛
۱۵۹. طبرسی، فضل‌بن حسن، جامع، ذیل آیات ۱۷۲ تا ۱۷۵ سوره آل عمران.
۱۶۰. شمس شامی، محمد بن ‌یوسف، سبل‌الهدی و الرّشاد فی سیرة خیرالعباد، ج۴، ص۴۴۵-۴۴۴، چاپ ابراهیم ترزی و عبدالکریم عزباوی، قاهره ۱۴۱۱/ ۱۹۹۰.
۱۶۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان، ج۲، ص۳۹۸.    
۱۶۲. بحرانی، سید‌هاشم، البرهان فی تفسیر القران، ج۱، ص۶۹۴، تهران، بنیاد بعثت، ۱۴۱۶ اول.    
۱۶۳. طبری، محمد بن جریر، جامع‌البیان، ج۷، ص۴۰۱.    
۱۶۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان، ج۲، ص۴۴۶.    
۱۶۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۷۲.    
۱۶۶. طبری، محمد بن جریر، جامع‌البیان، ج۳، ص۲۳۷-۲۳۹، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵.    
۱۶۷. انصاری، محمد بن احمد، تفسیر قرطبی، ج۴ـ ۳، ص۱۷۸، بیروت، موسسه التاریخ العربی، ۱۴۰۵.
۱۶۸. سیوطی، جلال‌الدین، درالمنثور، ج۲، ص۲۴۲، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴.
۱۶۹. آل عمران/سوره۳، آیه۱۷۴.    
۱۷۰. عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، ج۴، ص۳۴۱-۳۳۹، قم ۱۴۰۳.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی برگرفته از مقاله« حَمراءُالاَسَد» شماره ۶۵۲۸.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «حمراء الاسد» تاریخ بازیابی ۹۵/۰۵/۰۳.    



جعبه ابزار