دریا

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



توده ی بسیار بزرگى از
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
را دریا می گویند. از آن در باب هاى ،
خمسخُمس در اصطلاح شرع، حقی است که خروج آن از مال، واجب بوده و به دو قمست تقسیم می‌شود که یک قسمت آن سهم امام علیه السلام است و قسمت دیگر آن سهم سادات می‌باشد که به توضیح آن می‌پردازیم
،
حجحج یکی از فروع دین است
،
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
،
صیدصید در لغت و به تبع در کلمات فقها به معنای شکار حیوان وحشی و نیز خود حیوان وحشی آمده است
و ذباحه و
اطعمه و اشربهاطعمه و اشربه یکی از اقسام احکام، در اسلام است
سخن رفته است.


حکم آب دریا



آب دریا و ماهی هاى آن از مباحات است و فروختن آنها قبل از
تملکمالک شدن را تَمَلُّک گویند و در بابهای مربوط به عقود و ایقاعات و نیز بابهایی نظیر جهاد، احیاء موات و حدود از آن سخن رفته است
نیست.

احکام جانوران دریایى



۱) بنابر قول مشهور، انواع جانوران دریایى- جز ماهی
پولکپولک به فلس موجود در بدن ماهی گفته می شود که از آن به مناسبت در باب های صید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن به میان آمده است
دار، میگو و پرنده ی دریایى، مانند مرغابى- از
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
گوشتان به شمار مى‌روند. ماهى بى پولک نیز بنا بر مشهور،
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است.
۲)در
تذکیهتذکیه‏ به شرایطی که برای پاک و حلال کردن گوشت حیوانات در اسلام قرار داده شده می گویند ==معنای اصطلاحی تذکیه== تذکیه در حیوان حلال گوشت عبارت است از پاک گردانیدن اجزاى حیوان و حلال کردن خوردن گوشت آن، و در حیوان حرام گوشت، پاک گردانیدن اجزاى آن
پذیر بودن حیوانات حرام گوشت دریایى اختلاف است.
۳)بنابر قول مشهور
سگسگ یکی از حیوانات معروف است که دارای انواع مختلف می‌باشد
وخوک دریایى پاکند.
۴)
صیدصید در لغت و به تبع در کلمات فقها به معنای شکار حیوان وحشی و نیز خود حیوان وحشی آمده است
جانور دریایى براى
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
، است.

احکام سفر دریایى



۱)
سفرسفر عبارت است از خارج شدن از محل زندگى به قصد پیمودن مسافتى خاص که موجب قصر نماز و افطار روزه گردد
دریایى براى
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
و نیز در حال طوفانى بودن دریا
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است.
۲)کسى که
نذرنذر آن است كه انسان ملتزم شود كه كار خيرى را براى خدا بجاآورد، يا كارى را كه نكردن آن بهتر است براى خدا ترك نمايد
کرده پیاده به‌
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
رود، باید از خشکى برود و با
سفرسفر عبارت است از خارج شدن از محل زندگى به قصد پیمودن مسافتى خاص که موجب قصر نماز و افطار روزه گردد
دریایى
نذرنذر آن است كه انسان ملتزم شود كه كار خيرى را براى خدا بجاآورد، يا كارى را كه نكردن آن بهتر است براى خدا ترك نمايد
،محقق نمى‌ شود.
۳)اموال بدست آمده از کشتى غرق شده در دریا اگر به وسیله ی امواج
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
به ساحل افتاده باشد، از آنِ صاحبش است؛ امّا اگر با غوّاصى به دست آمده، بنابر قول برخى، از آنِ غوّاص است. برخى گفته‌اند: اگر صاحب اموال- به جهت
یأسيأس به معنای ناامیدی است
از دستیابى به مال خود- از آنها
اعراضروی گرداندن از چیزی را اعراض می‌گویند که از آن در بابهایی مانند صلات، زکات، حج، جهاد، نکاح، صید و ذباحه و احیاء موات سخن رفته است
کرده باشد، از آنِ غوّاص خواهد بود.
۴)کسى که در
سفرسفر عبارت است از خارج شدن از محل زندگى به قصد پیمودن مسافتى خاص که موجب قصر نماز و افطار روزه گردد
دریایى مرده است، اگر رساندن او به خشکى ممکن نباشد یا دشوار باشد، پس از
تجهیزفراهم آوردن ساز و برگ چيزي را تَجهيز مي‌گويند
(
غسلغسل از مطهرات است
دادن،
کفن« كَفْنْ » در لغت به معناي نشاندن و مستور كردن چيزي است و در اصطلاح فقهاء به شيوه و ترتيب خاصي كه میت مسلمان را مي‌پوشانند، گفته مي‌شود
کردن و
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
خواندن بر او) و بستن جسمى سنگین به پایش یا قراردادن وى درون چیزى- مثل خم- که به زیر
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
مى‌رود، اورا به دریا مى‌افکنند.

حکم غوّاصى و خمس



جواهرى مانند
درّدر یا درب وسیله‌ای است باز و بسته شونده که برای حفاظت مکان‌ها از آن استفاده می‌شود
و لؤلؤ که با
غواصیغوّاصی یعنی فرو رفتن در دریا و مانند آن است
در دریا به دست مى‌آید، اگر ارزش آن در
حّدحدّ یکی از اقسام احکام، در اسلام است
یک
دیناردینار: سکه ی طلا، مقابل درهم است
یا بیشتر باشد،
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است
خمسخُمس در اصطلاح شرع، حقی است که خروج آن از مال، واجب بوده و به دو قمست تقسیم می‌شود که یک قسمت آن سهم امام علیه السلام است و قسمت دیگر آن سهم سادات می‌باشد که به توضیح آن می‌پردازیم
آن پرداخت گردد.

حکم ساحل دریا



ساحل دریا از
انفالاموال اختصاص یافته به رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و امامان علیهم السّلام را اَنفال می‌گویند و از این موضوع هرچند فقها به تفصیل در بخش پایانی کتاب خمس یا در بابی مستقل تحت همین عنوان بحث کرده‏اند، لیکن از آن در بابهای جهاد و احیاء موات نیز سخن گفته‏اند
به شمار مى‌رود.

پانویس


 
۱. المبسوط،ج۳، ص ۲۸۲.    
۲. جواهر الکلام،ج۲۲، ص ۳۴۵.    
۳. مستند الشیعة،ج۱۵، ص ۵۹.    
۴. مستند الشیعة،ج۱۵، ص ۹۴.    
۵. جواهرالکلام،ج۳۶، ص ۲۴۱-۲۴۳.    
۶. جواهرالکلام،ج۳۶، ص ۲۵۰.    
۷. جواهر الکلام،ج۳۶، ص ۲۵۳.    
۸. الحدائق الناضرة،ج۵، ص ۲۱۳-۲۱۴.    
۹. الجواهر الکلام،ج۵، ص ۳۶۸.    
۱۰. جواهر الکلام،ج۱۸، ص ۲۹۵.    
۱۱. مستند الشیعة،ج۱۴، ص ۲۶.    
۱۲. العروة الوثقیٰ،ج۴، ص ۳۳۴.    
۱۳. العروة الوثقیٰ،ج۴، ص ۵۲۷.    
۱۴. جواهر الکلام،ج۴۰، ص ۴۰۰.    
۱۵. السرائر،ج۲، ص ۱۹۵.    
۱۶. جواهر الکلام،ج۴، ص ۲۹۲.    
۱۷. جواهر الکلام،ج۱۶، ص ۳۹-۴۰.    
۱۸. جواهر الکلام،ج۱۶، ص۱۱۹.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج‌۳، ص۶۰۸ تا ۶۰۹‌.    



جعبه ابزار