سلب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



سَلَب به فتح سین و لام به وسایل دشمن کشته شده در جنگ گفته می‌شود. از احکام آن در باب خمس و جهاد سخن گفته‏اند.


تعریف سلب

[ویرایش]

سَلَب وسایل دشمن کشته شده در جنگ را گویند.
[۱] مجمع البحرین، واژه «سلب» ج۲، ص۸۳.


حکم

[ویرایش]

در جنگ چنانچه مسلمانی جنگجویى از دشمن را بکشد، وسایل مقتول با شرایطى از آنِ قاتل خواهد بود و اگر دو نفر باهم او را بکشند، اموال مقتول میان آن دو تقسیم مى‏شود.

قلمرو سلب

[ویرایش]

لباسها و نیز ادوات جنگی مقتول، از قبیل شمشیر، زره، کلاه خود و مانند آن که کاربرد نظامى دارند، جزو سلب به شمار مى‏روند. همچنین بنابر تصریح برخى، اشیای زینتی، مانند دست بند، گردنبند و انگشتر و نیز انبان، قمقمه و کوله پشتی و مانند آنها که براى حمل و نگهداری زاد و توشه استفاده مى‏شوند، سلب به حساب مى‏آیند؛ اما اشیاى جداى از مقتول، همچون برده و چارپایی که براى حمل اثاث خود آورده و نیز سلاحی که در دست او نیست، جزو سلب نمى‏باشد؛ بلکه غنیمت محسوب مى‏شود. البته مرکبى که بر آن سوار است و افسارش در دست او است همراه وسایلش از قبیل زین و رکاب جزو سلب به شمار مى‏آید.
مرکب یدک مقتول- که به جهت احتمال نیاز به آن در جنگ، همراه خود آورده- جزء سلب نیست، مگر آنکه افسار آن را در دست داشته باشد که در این صورت، برخى آن را جزء سلب شمرده‏اند؛ بلکه برخى، حیوان یدک را حتى در صورت نبودن افسار آن در دست مقتول، جزء سلب به حساب آورده‏اند.

شرایط ملکیت

[ویرایش]

سلب با شرایط ذیل ملک قاتل مى‏شود:

← شرط از طرف امام یا نایب وی


از سوى امام علیه السّلام یا نایب وى شرط شده باشد که سلب از آن قاتل باشد.
در غیر این صورت، سلب جزو غنایم خواهد بود. از برخى قدما نقل شده که سلب بدون شرط ملکیت نیز ملک قاتل است.

← سزاوار قتل بودن مقتول


مقتول، سزاوار قتل باشد. بنابر این، اگر مقتول زن، کودک یا کهنسال باشد قاتل، مالک سلب آنان نمى‏شود، مگر آنکه افراد یاد شده جنگجو باشند.

← ناتوان نبودن مقتول از مقاومت


مقتول، ناتوان از مقاومت نباشد. بنابر این، چنانچه مسلمانى، فردى اسیر یا مجروح ناتوان از جنگیدن را بکشد مستحق سلب او نخواهد بود.
[۱۰] مهذب الأحکام ج۱۵، ص۱۶۲-۱۶۳.


← حق داشتن قاتل در غنیمت


قاتل، حقى در غنیمت داشته باشد. بنابر این، چنانچه به جهت عصیان و نافرمانی، در غنیمت- به عنوان سهم یا رضخ- حقى نداشته باشد، مستحق سلب نخواهد بود.

← نسبت داده شدن قتل به او در عرف


در عرف، قتل به او نسبت داده شود. بنابر این، کسى که نیروى دشمن را مجروح کرده، لیکن دیگرى او را کشته است، مستحق سلب نیست و سلب از آنِ کسى است که او را کشته است، مگر آنکه همان جراحت، کافى در قتل وى باشد.
[۱۲] مهذب الأحکام ج۱۵، ص۱۶۲.

برخى گفته‏اند: چنانچه فردى هر دو دست و پای دشمن را قطع کند، لیکن دیگرى او را بکشد، سلب از آنِ فرد نخست است، اما اگر دو دست یا دو پاى وى را قطع کند و دیگرى او را بکشد، فردى که او را کشته مستحق سلب خواهد بود.

← انجام گرفتن قتل در حال برپا بودن جنگ


به قول برخى، قتل در حال برپا بودن جنگ، صورت گرفته باشد. بنابر این، اگر رزمنده‌ای در حال فرار نیروى دشمن، او را بکشد، مستحق سلب نخواهد بود. اموال مقتول در این حالت غنیمت به شمار مى‏رود.

← صورت گرفتن قتل در موقعیت خطرناک


به گفته برخى، قتل در موقعیت خطرناک براى قاتل صورت گرفته باشد. بنابر این، اگر نیرویى از میانه سپاه اسلام تیری به سمت جبهه دشمن پرتاب کند و یکى از جنگجویان آن را بکشد، مستحق سلبِ او نخواهد بود. همچنین اگر گروهى یک نفر را بکشند.
برخى در اعتبار این شرط اشکال کرده‏اند.

خمس سلب

[ویرایش]

اگر امام علیه السّلام سلب را براى قاتل قرار نداده باشد،
جزو غنایم است و خمس غنایم بدان تعلّق مى‏گیرد؛ اما اگر براى قاتل قرار داده باشد، در اینکه چنین مواردى که امام علیه السّلام براى افرادى خاص مقرر مى‏کند، قبل از اخراج خمس از غنایم جدا مى‏شود و سپس خمس غنایم محاسبه مى‏گردد و در نتیجه خمس بدان تعلّق نمى‏گیرد، یا آنکه ابتدا خمس آن برداشته و سپس تقسیم مى‏گردد، و در نتیجه متعلق خمس قرار مى‏گیرد، مسئله اختلافى است.
[۲۱] مستمسک العروة ج۹، ص۴۵۳.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. مجمع البحرین، واژه «سلب» ج۲، ص۸۳.
۲. مسالک الأفهام ج۳، ص۶۰.    
۳. المبسوط ج۲، ص۶۷.    
۴. المبسوط ج۲، ص۶۷.    
۵. تحریر الأحکام ج۲، ص۱۸۴-۱۸۵.    
۶. مسالک الأفهام ج۳، ص۶۰.    
۷. جواهرالکلام ج۲۱، ص۱۹۰.    
۸. مختلف الشیعة ج۴، ص۴۰۴.    
۹. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۸۷.    
۱۰. مهذب الأحکام ج۱۵، ص۱۶۲-۱۶۳.
۱۱. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۹۰.    
۱۲. مهذب الأحکام ج۱۵، ص۱۶۲.
۱۳. تحریر الأحکام ج۲، ص۱۸۲.    
۱۴. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۸۷.    
۱۵. المبسوط ج۲، ص۶۶.    
۱۶. تحریر الأحکام ج۲، ص۱۸۳.    
۱۷. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۸۹.    
۱۸. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۹۷.    
۱۹. جواهر الکلام ج۱۶، ص۱۰.    
۲۰. العروة الوثقی‌ ج۴، ص۲۳۵.    
۲۱. مستمسک العروة ج۹، ص۴۵۳.


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۵۲۰-۵۲۲.    



جعبه ابزار