علم فلسفه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



علم فلسفه، از دانش‌های عقلی محسوب می‌شود..


کاربرد فقهی



از عنوان یاد شده به مناسبت در باب
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
و نیز استفتائات سخن گفته‌اند.

فلسفه در لغت



واژه فلسفه ریشه یونانی دارد. فلسفه
مصدراسم دلالت کننده بر حَدَث را مصدر گویند
جعلی عربی واژه «فیلوسوفیا» است که از دو کلمه «فیلو» و «سوفیا» ترکیب یافته است. «فیلو» به معنای دوستدار و «سوفیا» به معنای دانایی است. بنابراین، کلمه فیلوسوفیا؛ یعنی دوستدار دانایی و کلمه فیلسوف در اصل به همین معنا بوده است؛ لیکن به تدریج به معنای دانشمند ارتقا یافت و کلمه فلسفه نیز با مرادف شد.

منشأ واژه فلسفه نزد مسلمانان



مسلمانانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
واژه فیلوسوفیا را از یونان گرفته، از آن
صیغهصیغه، به الفاظی خاص برای ادا و ابراز مقاصد؛ بویژه در عقود و ایقاعات اطلاق می‌شود
عربی ساختند و در معنای مطلق دانش عقلی به کار بردند، در مقابل دانش‌های نقلی از قبیل
لغتلغت صوتی است که هر قوم از اغراض خویش تعبیر می‌کنند
، ،
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
،
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
،
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
و .

اطلاق عنوان فیلسوف



از آن‌جا که کلمه فلسفه مفهومی
عاملفظ شامل تمام مصادیق مدخول آن را عام می‌گویند
داشت، به طور قهری عنوان فیلسوف به کسی
اطلاقصدور کلام از گوینده بدون قید یا شرطی را اطلاق گویند
می‌شد که جامع همه علوم عقلی آن عصر؛ اعم از الهیات ، ریاضیات ، طبیعیات ، سیاسات و اخلاقیات باشد.
عنوان فلسفه نزد مسلمانان، اطلاق دیگری نیز داشت؛ خصوص الهیات که از آن با عناوین فلسفه اولی و فلسفه علیا ، «علم اعلی»، «علم کلی»، «الهیات» و «مابعد الطبیعه» (متافیزیک) یاد می‌شد.

موضوع نوشتار پیش رو



موضوع این نوشتار، فلسفه اولی است که عبارت است از
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
به احوال موجود از آن جهت که موجود است، نه از آن جهت که تعیّن خاص دارد، مثلا است، یا
کمّکم در لغت اسم تام بوده و به معنای کمیت (مقدار و تعداد) است[http://lib
است یا کیف است یا
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
است و یا گیاه ؛ زیرا موضوع فلسفه امور کلی است نه جزئی. علوم خاص، مانند علم گیاه شناسی، پزشکی، نجوم و هیئت ، فیزیک و روانشناسی ، متکفل امور جزئی است؛ زیرا
موضوعموضوع هر علمی عبارت است از آن چیزی که در آن علم از احوال و عوارض او گفتگو می‌شود و قضایای مربوط به او حل می‌شود
آن علوم جزئی است.
[۱] مجموعه آثار شهید مطهری، ج۵، ص۱۲۶_۱۳۳.


حکم آموزش فلسفه



در
جوازجواز: اباحه، صحّت، عدم لزوم عقدو نافذ بودن
یا حرمت یاد گرفتن و یاد دادن فلسفه اختلاف است. برخی آن را جز به
غرضغَرض، به صفحه‌ای که در مسابقه تیراندازی تیرها باید به آن اصابت کنند، گفته می‌شود
نقض و پاسخگویی مطالب انحرافی آن ندانسته‌اند برخی دیگر
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
آن را به صورت بیم گمراهی مقید کرده‌اند. بنابراین، در صورت عدم گمراهی آموختن آن، اشکال ندارد در مقابل، برخی آموختن فلسفه را برای دفع شبهات معاندان و باطل گرایان واجب کفایی دانسته‌اند که صاحب نظران و اندیشمندان باید بدان بپردازند.
[۴] الانوار الالهیة، ص۱۹۹.


پانویس


 
۱. مجموعه آثار شهید مطهری، ج۵، ص۱۲۶_۱۳۳.
۲. تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۳۷.    
۳. صراط النجاة، ج۱، ص۴۵۸ ۴۵۹.    
۴. الانوار الالهیة، ص۱۹۹.


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، ج۵، ص۷۲۷، برگرفته از مقاله علم فلسفه.    



جعبه ابزار