بازگشت از دارالهجره (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
بازگشت از دارالهجره در
قرآن، «
اعراب» افزون بر معنای لغوی بادیهنشینان فاقد تمدن، به کسانی اطلاق شده است که با وجود آگاهی، زندگی کفرآمیز و دور از
ایمان را برگزیده و در وضعیت جاهلی باقی میمانند.
بر پایه این برداشت، در
حدیث نبوی «
تعرب بعد از هجرت» به معنای بازگشت
مسلمان از محیط امن دینی (دارالهجره) به
سرزمین ناامن برای دینداری (دارالکفر) و نوعی بازگشت به جاهلیت دانسته شده و نکوهش گردیده است.
با این حال، در صورت تبدیل سرزمینی به دارالاسلام یا فراهم شدن
امنیت دینی در آن، وجوب
هجرت از میان میرود؛ چنانکه در
حدیث «لا هجرة بعد الفتح» به پایان لزوم هجرت پس از فتح
مکه اشاره شده است.
از آنجا كه اسلام زندگى كفرآميز در شرايط دارالكفر را زندگى جاهلى مىشمارد، به اين لحاظ قرآن كسانى را كه به زندگى جاهلى تن در دادهاند «
اعراب» خوانده است.
اعراب در اصل به باديهنشينهاى فاقد آداب و تمدن و فرهنگ انسانى گفته مىشد، ولى در قرآن به مفهوم كسانى كه به زندگى كفرآميز خود ادامه مىدهند و تاريكى را بر زندگى در پرتو
توحید و ايمان برگزيدهاند، به كار برده شده است.
حديث نبوى مشهور
در زمينه حرمت تعرب بعد از هجرت، بر اساس اين تفسير قرآنى از كلمه اعراب بوده و بيانگر يک حكم سياسى در زمينه انتخاب محل زندگى است.
براساس اين حديث مسلمان نمىتواند بعد از انتقال به دارالهجره يعنى محلى كه امنيت دينى و اعتقادى او را تأمين مىكند، دوباره به دار الكفر و محل ناامنى كه اجازه ديندارى را به او نمیدهد باز شود و اين نوع
ارتجاع، تعرب يعنى عرب شدن به معناى بازگشت به
جاهلیت تلقى شده است.
موضوع هجرت از نظر جغرافيایى دار الاسلام است، بنابراين هرگاه سرزمين و كشورى به دارالاسلام تبديل شد و يا حكم دارالاسلام را از نظر امنيت و قانون اسلام پيدا كرد، هجرت منتفى خواهد بود، چنانكه در حديث نبوى آمده است:
«لا هجرة بعد الفتح» (بعد از فتح مكه ديگر هجرت به مدينه لازم نيست.)
بنابراين، يكى از موجبات نفى وجوب هجرت، تبديل دارالحرب به دارالاسلام است كه از باب مقدمه مىتواند براى مسلمانانى كه به طور مختلط در كشورهاى
لائیک زندگى مىكنند، مسئوليت ايجاد كند.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۳، ص۳۲۳.