• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

جایگاه مدح از نگاه معصومین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



فرهنگ مدح و شعر یکی از عوامل مهم ترویج‌ اندیشه اسلام شیعی و تثبیت آن در طول تاریخ و در جهان بشری بوده است.



«شعر» در لغت به معنای دانستن دقیق است و در اصطلاح به سخنی گویند که به صورت موزون ادا شود عین عبارت چنین است: «... فالشعر فی الاصل اسم للعلم الدقیق فی قولهم لیت شعری و صار فی التعارف اسما للموزون المقفی من الکلام...
شعر در انواع مختلف غزل، مثنوی و... سروده می‌شود، در شعر باید قوه تخیل را به کار گرفت و هر چه قوه تخیل قوی باشد شعر تخیلی تر و لطیف و نغزتر خواهد بود. نوعی از شعر که به منظوم و نظم معروف است در مقابل نثر است که بیشتر حکمت آمیز و در بردارنده مفاهیم علمی‌ و تکیه بر واقعیت دارد که در غالب وزن ارائه گردیده است. بی تردید ذوق شعر گفتن و هنر سرودن شعر همچون سرمایه‌های دیگر خدادادی یکی از استعداد‌های ذاتی انسان می‌باشد که انسان از آن برخوردار است که با به کار گرفتن توانایی ذاتی، انسان مستعد رشد در این ذوق هنری می‌باشد. انسان همواره با بیان و زبان شعر طبع سازگاری داشته و آن را زود تر از شیوه‌های دیگر دریافت و به آن علاقه‌مند می‌باشد. از این جهت می‌توان گفت شعر از کلمات انسانی بوده و یکی از ابزارهای انتقال مطالب و بیان منظور می‌باشد.


بنابراین شعر در اسلام مادامی‌که از آن استفاده غیر مفید و منفی نشود پدیده‌ای مطلوب است. شعر از این قدرت ذاتی برخوردار است که در مقابل دشمن، شور و حماسه می‌آفریند و نیروی دفاع و مقاومت را افزایش می‌دهد. بنابراین شعر فی نفسه از بار منفی برخوردار نیست، مگر این که آن را در این راه به کار برند چنان که قابل تردید نیست که گاهی یک بیت شعر اخلاقی آن چنان تاثیر در نهاد انسان دارد که تا اعماق دل نفوذ نموده و به اصلاح منجر می‌شود که یک کتاب بزرگ از این تاثیر گذاری عاجز است چنان که از پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) درباره جایگاه شعر نقل شده است: «ان من الشعر لحکمه؛ بعضی از اشعار حکمت است»، «و ان من البیان لسحراً» پاره‌ای از سخنان تاثیر سحر انگیز دارند.
اشعار حکمت آمیز در عبارات و سخنان منسوب به ائمه نیز وجود دارد چنان که امام حسین (علیه‌السّلام) در شب عاشورا از اشعار عبرت آموز عرب زمزمه می‌نمود که یکی از آن اشعار چنین است:
«یا دهر اف لک من خلیل، کم لک بالاشراق و الاصیل» ‌ای روزگار اف بر تو باد که دوست بدی هستی، چه بسیار صبح و شام که صاحب و طالب حق را از دست داده‌ای.
[۳] شیخ عقید، الرشاد، ج۲، ص۹۶.
(کنایه از ناپایداری دوستی دنیاست).
پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) می‌فرماید:
«الشعر بمنزلة الکلام فحسنُه حسن الکلام و قبیحُه قبیح الکلام» «شعر به منزله سخن گفتن است نیکش نیک و بدش بد است»
و در روایت دیگر پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) می‌فرماید:
بعضی از اشعار دارای پند و حکمت هستند در حدی که برندگی شمشیر دارند و در قلوب مثل تیر فرو می‌روند، به آن کسی که جان محمد در دست قدرت اوست با این اشعار گویی تیرها به سوی آن‌ها پرتاب می‌کنید.
و آن حضرت به شاعر مخصوص خود حسان بن ثابت فرمود: کافرین را با اشعارت هجو کن که روح القدس با توست و تو را امداد می‌کند. (شعر شاعر مومن مثل تیری است به قلب دشمن)
وقتی آیه‌ای از آیات معروف سوره شعراء نازل شد که درباره شاعران خرافه پرداز بود (شاعران جاهلی که به باطل شعر می‌سرودند) حسان بن ثابت به حالت گریه در حضور پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) رسید و عرضه داشت: با نزول این آیه ما هلاک شدیم. به دنبال سئوال او ادامه آیه: «مگر کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند» نازل شد. شعرای مومن و نیکوکار را که در مدح و یاری پیامبر و مسلمین شعر می‌سرایند مستثنی شدند.
بنابر این جایگاه شعر نیکو و شاعر نیکوکاری چون حسان بن ثابت در پیشگاه پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) محترم بود و آن حضرت آن‌ها را دستور می‌داد که در مقابل اشعار دشمنان متقابلاً اشعاری در هجو و تخریب روحیه‌ی دشمن بسرایند که این مسئله نشان می‌دهد شعر در اسلام و سیره نبوی آن گاه مذموم است که بر علیه دین و ارزشهای دینی به کار گرفته شود و در خدمت استکبار در آید اما شعری که در راه ترویج اسلام به کار گرفته شود دارای ارزش معنوی و از دیدگاه قرآن کریم و پیامبر اکرم از اعمال صالحه محسوب می‌شود.


هر یک از ائمه خصوصاً امام زین العابدین، امام صادق، امام رضا (علیهم‌السّلام) به شاعرانی که در مدح آن‌ها شعر گفته‌اند جایزه داده و تشویق نموده‌اند. فرزدق امام زین العابدین (علیه‌السّلام) را مدح نمود و در مدح آن حضرت در کنار خانه خدا افتخاری برای خود در تاریخ آفرید.
[۱۰] شهیدی، سید جعفر، زندگانی علی بن الحسین، چاپ ۵، تهران، دفتر نشر۳۷۲، ص۱۰۸-۱۳۳.

امام صادق (علیه‌السّلام) می‌فرماید: هر که درباره ما یک بیت شعر بگوید خداوند در بهشت یک خانه برایش بنا نماید. جایگاه شعری که در وصف اهل بیت سروده شود به منزله‌ی عبادت خالصانه‌ای است که به دستور خداوند انجام بگیرد و در احیای دین نقش موثر و مفید داشته باشد.
و فرمودند: هیچ سراینده‌ای درباره ما بیت شعری نگفت جز آن که روح القدس کمکش کرد، مضمون این حدیث از پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نیز رسیده که نشان می‌دهد این حدیث از معصوم است که جایگاه معنوی شعر و مدح ائمه را می‌رساند که اشعار خوب از حمایت غیبی برخور دارند.
و همچنین آن حضرت درباره تربیت فرزندان و آشنا نمودن آن‌ها با فرهنگ اهل بیت می‌فرماید: «ای شیعیان به فرزندان خود اشعار عبدی را بیاموزید که او بر دین خدا بود» بعضی از اشعاری که جهت توحیدی دارند و یا در ترویج محبت اهل بیت می‌باشند آنها را به کودکان خود بیاموزید، چون شعر به خاطر برخورداری از موسیقی خاص و نوای آرام و دلنشین برای کودکان جذاب و در دلشان نقش می‌بندد و از این طریق می‌توان کودکان را با فرهنگ اهل بیت پرورش داد و از آغاز زندگی با ادب الهی تربیت نمود.
امام رضا (علیه‌السّلام) نیز در مرو دعبل خزاعی شاعر اهل بیت را که در وصف آن حضرت و خاندانش اشعاری سروده بود، با دادن جایزه نوازش نمود و با این روش جایگاه شعر متعهد و ارزشی را ارج نهاد. قصیده بلند دعبل که دارای مضامینی ژرف و پر محتوا در فضایل اهل بیت است از ماندگار‌ترین اشعار شیعی شمرده می‌شود
[۱۴] شبستری، عبد الحسین، مشاهیر شعر، چاپ اول، قم، مکتبه الادبیه، ۱۴۲۱، ص۱۳۳-۱۹۱.
که حاصل عقاید مهمی‌ از شیعه مثل انتظار فرج و ظهور حضرت مهدی می‌باشد بنابر این شعر در وصف ائمه در حقیقت به جایگاه معنوی و اصیل آن راه یافته و دیگر مسائل را به حاشیه می‌راند که در این صورت جایگاه واقعی شعر روشن می‌شود.


بسیاری از حوادث تاریخی حساس که برای اهل بیت رخ داده است در زبان شعر و مرثیه و مدح و مدیحه سرایی منعکس شده که شاید در هیچ منبعی این حوادث منعکس نشده است لذا از این جهت نیز شعر در وصف ائمه از جایگاه ویژه و ممتازی برخوردار خواهد بود چنانکه در مسئله ولایت عهدی امام رضا (علیه‌السّلام) شاعران این واقعه مهم را به زبان شعر نوشته و توصیف نمودند که اکثراً به مدح حضرت رضا (علیه‌السّلام) پرداخته‌اند. حادثه عاشورا نیز با زبان شعر و حماسه بازگو شده که شاعران متعهد در این زمینه اشعار و مراثی بلندی به وجود آورده‌اند... که در منابع حدیثی و تاریخی گاهی از این اشعار نقل شده
[۱۵] أبی مخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعة الطف، مؤسسة النشر الإسلامی، نشر ١٣٦٧ هـ.ش.
و در زنده ماندن مکتب عاشورا نقش مهمی‌ داشته است و اکنون نیز همین نقش در شعر عاشورایی برجسته است.
مسئله غدیر نیز بیشتر از آن چه که در منابع تاریخی به تحریف و سانسور گرفتار شده در شعر شاعران از جلوه‌ای دیگر برخوردار است. شعرای زیادی در صدر اسلام به واقعه غدیر پرداخته و این اعتقاد اصیل شیعه و واقعیت تاریخ را منعکس نموده و از تحریف تاریخ جلوگیری نموده‌اند. بنابراین این جایگاه نیز برای شعر در وصف ائمه اثبات می‌گردد که در مقابل تحریف ایستاده و از حقانیت اهل بیت دفاع نموده است.
خلاصه سخن آنکه شعر شاعران متعهد در وصف معصومین از جایگاه بسیار والایی برخوردار است. آن جایگاه به خاطر تاثیرگذاری عمیق و وسیع در مخاطب و ماندگاری بیشتر زبان شعر و هنر در حافظه انسان‌ها می‌باشد که فنون دیگر مثل خطابه و تبلیغ از این جایگاه برخوردار نیستند، مثلاً ترجیع بندی که محتشم کاشانی در وصف صحنه عاشورا از امام و اهل بیت در کربلا ارائه داده به هیچ وجه قابل مقایسه با کارهای هنری دیگر نیست، او به گونه‌ای این صحنه را با تصویر هنری بسیار سوزناک و رسا و جامع، کشیده که هر شنونده را تحت تاثیر قرار می‌دهد، لذا شعر در هیئت خود یک فرهنگ کامل را به نسل‌های بعدی و مخاطبان منتقل کند.


و این توانایی در شعر مختص وصف اهل بیت (علیهم‌السلام) وجود دارد که تمام سیره آن‌ها را با اسلوب هنری و قالبهای جذاب تخیلی و حکمی‌ پایدار و تاثیرگذار نماید، لذا در طول تاریخ بیشتر حوادث تاریخی با شعر به مخاطب رسیده و توسط شاعران به صورت زیبا از سیره اهل بیت (علیهم‌السّلام) به صورت منظوم گردآوری شده و بر این اساس برای جایگاه رفیع شعر و کارکرد مثبت آن در سیره اهل بیت (علیهم‌السلام) و در دیدگاه آن‌ها جای هیچ تردیدی باقی نمی‌ماند و این جایگاه در بین شیعه بسیار جا افتاده و مقبول است و بر اساس همین جایگاه مقبول است که تمام شعرای شیعه برای مقبولیت دیوان‌های شعری خود و به خاطر جایگاه معنوی و اعتقادی شعر اهل بیت (علیهم‌السلام) در وصف ائمه اشعار بسیار سروده و در ابتدای دیوانهای خود قرار می‌دهند و گاهی دیوانهای اختصاصی و اشعار ویژه آن‌ها درباره اهل بیت (علیهم‌السلام) از تعداد اشعار در موضوعات دیگرشان بیشتر است.
این جایگاه عظیم که در شیعه برای وصف اهل بیت (علیهم‌السلام) وجود دارد خود یکی از عوامل مهم ترویج‌ اندیشه تشیع و تثبیت آن بوده است.


۱. راغب اصفهانی، مفردات راغب، چاپ دوم، تهران نشر کتاب، ۱۴۰۴، ص۲۶۲.    
۲. راغب اصفهانی، مفردات راغب، دار القلم دار الشامیة، دمشق بیروت، ۱۴۱۲، ص۴۵۶.    
۳. شیخ عقید، الرشاد، ج۲، ص۹۶.
۴. سید بن طاووس، لهوف، ص۱۴۰.    
۵. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحة، ص۵۴۰.    
۶. شیخ حویزوی، تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۷۱، به نقل از تفسیر نمونه.    
۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۳۹.    
۸. شعراء/سوره۲۶، آیه۲۲۴.    
۹. طباطبایی، سیدمحمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۴۷۹.    
۱۰. شهیدی، سید جعفر، زندگانی علی بن الحسین، چاپ ۵، تهران، دفتر نشر۳۷۲، ص۱۰۸-۱۳۳.
۱۱. ری شهری، گزیده میزان الحکمه، چاپ اول، تهران، دارالحدیث ۱۳۸۱، ص۲۹۷.    
۱۲. ری شهری، گزیده میزان الحکمه، چاپ اول، تهران، دارالحدیث ۱۳۸۱، ص۲۹۷.    
۱۳. شیخ مفید، الارشاد، چاپ اول، آل بیت، ۱۴۱۳، ج۲، ص۲۶۳-۲۶۴.    
۱۴. شبستری، عبد الحسین، مشاهیر شعر، چاپ اول، قم، مکتبه الادبیه، ۱۴۲۱، ص۱۳۳-۱۹۱.
۱۵. أبی مخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعة الطف، مؤسسة النشر الإسلامی، نشر ١٣٦٧ هـ.ش.
۱۶. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، چاپ سوم، تهران، اسلامیه، ج۴۵، ص۲۴۲-۲۹۳.    
۱۷. علامه امینی، الغدیر، چاپ دوم تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۶، ج۲، ص۲۱۷-۲۱۸.    



سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «جایگاه مدح از نگاه معصومین»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۴/۲۶.    



جعبه ابزار