• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

جنگ تمدن‌ها

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جنگ تمدن‌ها به‌مثابه چارچوبی تحلیلی، تهاجم فرهنگی استکبار، جنگ مذهب با مذهب و بازنمایی اسلام مبارز به‌عنوان بنیادگرایی را در بستر تقابل اسلام و غرب توضیح می‌دهد. در این گفتمان، با بهره‌گیری از رسانه‌های مدرن، اسلام آمریکایی در برابر اسلام ناب محمدی برجسته می‌شود و نظریه هانتینگتون، رویارویی تمدنی را جایگزین تعارضات دولت‌محور معرفی می‌نماید و جهان اسلام را رقیب ایدئولوژیک غرب می‌داند.
در امتداد این رویکرد، ریشه‌های تاریخی تنش، استعمار، انقلاب اسلامی و رفتار دوگانه غرب در حوزه دموکراسی و حقوق بشر، به تعمیق غرب‌ستیزی و استکبارستیزی انجامیده است. حمایت از صهیونیسم، مداخلات نظامی و مهار سیاسی جهان اسلام، خشم ضدغربی را تقویت کرده و برخورد تمدن‌ها را به پارادایم مسلط سیاست جهانی در قرن بیست‌ویکم بدل ساخته است.



استکبار با استفاده از تجربه شرق در مسخ اسلام به منظور برداشتن هر نوع مانعی که از اندیشه اسلامی برمی‌خاست، تهاجم فرهنگی را در سرلوحه سیاست اسلام‌زدایی و پیشبرد اهداف سلطه‌جویانه خود قرار داد و با استفاده از تکنولوژی مدرن ماهواره‌ای، اندیشه‌ها و فرهنگ‌ها را هدف گرفت.
بدون تردید موفقیت استکبار در این تهاجم فراگیر که از آسمان بر همه نقاط روی زمین فرو می‌ریخت، می‌توانست اسلامِ مدرن و سازگار با اهداف استکبار را جایگزین اسلام راستین و ناب محمدی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نماید. چنان‌که در سرزمین‌های اسلامی تحت سلطهٔ خود به چنین نتیجهٔ ایده‌آلی نایل آمد و از اسلامِ آمریکایی برای ستیز با اسلام ناب محمدی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سود برد.


هرچند سیاست استکباریِ جنگِ مذهب بر علیه مذهب سابقه طولانی در تاریخ سیاست‌های استعماری دارد، لکن این سیاست این‌بار با دو خصلت جدید یعنی تهاجم فراگیر و ساماندهی مدرن با استفاده از اندیشه‌ها، تخصص‌های دینی و زمان‌بندی‌شده به شستشوی مغزها پرداخت و اسلام مبارز را با عناوینی چون بنیادگرایی و واپس‌گرایی و قرون وسطایی متهم ساخت تا اسلامی سازشگر و دنباله‌رو و استکبارپسندِ روشنفکرانه را جایگزین آن سازد. اما دیدیم که در این جنگ تبلیغاتی، امام خمینی نیز اتهامات استکباری را در معرفی اسلام راستین و مبارز به عنوان اسلام بنیادگرا و قرون وسطایی بدون جواب نگذاشت و اسلام سازشگر و غرب‌پسند را اسلام آمریکایی نامید.


در هر حال، قالب فرهنگی تهاجم جدید استکبار به جنگ سرد جدید ابعاد تازه‌ای بخشید و از درون آن، بویژه از تضاد و ستیز بین استکبار و انقلاب اسلامی، مسأله جنگ تمدن‌ها یا رویارویی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها مطرح گردید و حتی به عنوان یک استراتژی بلندمدت، توسط تئوریسین‌های پنتاگون پیشنهاد شد. هانتینگتون که به عنوان مبتکر این طرح نوین در روابط غرب با جهان اسلام شهرت یافته است، هرچند برخورد تمدن‌ها را به تمدن‌های بودایی، کنفوسیوسی و حتی فرهنگ‌های محلی نیز توسعه داده است، لکن محور اصلی طرح وی در برخورد تمدن‌های هشت‌گانه، عمدتاً رویارویی دو قدرت کنونی جهان، یعنی غرب و اسلام، می‌باشد.
[۱] رک: امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۶.
به عقیده وی، با توجه به آنچه در روابط غرب با جهان اسلام می‌گذرد، مرزهای اسلام و غرب خون‌آلود است.
[۲] امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۶، ص۲۷۰.
او معتقد است، از این پس، دولت و ملت نمی‌توانند واحد اصلی در روابط بین‌الملل باشند و رقابت‌ها و درگیری‌های آینده در بین واحدهای گسترده‌تری، یعنی فرهنگ‌ها یا تمدن‌ها، رخ خواهد داد، و در این میان، جهان اسلام رقیب اصلی ایدئولوژیک غرب به شمار می‌آید.


اسلام در دو نوبت تا قلب اروپا پیش رفت و ضد حمله‌های صلیبی نیز نتوانست انتقام نهایی را از اسلام عملی سازد، استعمار نوین نیز عواطف و هویت اسلامی جهان اسلام را خدشه‌دار نمود. اینک زمان آن فرا رسیده است که یک بار دیگر این دو فرهنگ متخاصم در پیکاری جدید رو در روی همدیگر قرار گیرند و انقلاب اسلامی ایران همه امیدهای همزیستی بین دو فرهنگ و تمدن غرب و اسلام را نقش بر آب ساخت و حوادث الجزایر و بوسنی، فلسطین و نیز حملات تلافی‌جویانه آمریکا و بهانه‌های حقوق بشری، بی‌گمان خشم ضد غربی را در جهان اسلام افزایش خواهد داد و قرن بیست و یکم را با رویارویی بی‌سابقه این دو فرهنگ مواجه خواهد ساخت.
خطوط جدیدی که برخورد تمدن‌ها در مرزهای سیاسی و جغرافیایی و انسانی به وجود آورده، بالقوه جرقه‌های بحران‌زایی هستند که خصومت هزار و چهارصد ساله اسلام و غرب را هر آن می‌تواند به آشتی غیرقابل مهار تبدیل نماید.
پارادایم برخورد تمدن‌ها در این نگاه، دیگر مسائل جهانی را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد و در روزگار ما صف‌آرایی‌های تازه‌ای بر محور تمدن‌ها شکل خواهد گرفت و سرانجام تمدن‌های مذاهب بزرگی چون اسلام و کنفوسیوس در کنار یکدیگر رو در روی غرب قرار خواهند گرفت و درگیری‌های تمدنی آخرین مرحله تکامل درگیری در جهان نو خواهد بود.
[۳] امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۶، ص۲۳.



فرضیه برتری فرهنگ غربی، توسط اکثر متفکران اسلام معاصر به شدت مورد حمله قرار گرفته است و با این وصف، قدرت جهانی مفهوم جدی خود را از دست داده است و شکل‌گیری دنیای آینده براساس تمدن‌ها حتمی و اجتناب‌ناپذیر است و برخورد تمدن‌ها در آینده بر سیاست جهانی سایه خواهد افکند. روزگاری جنگ بین شاهان بود و سپس در میان ملت‌ها رخ داد و اینک صحنه برخورد به تمدن‌ها کشیده شده است و این تمدن‌ها هستند که به قالب‌های آینده شکل می‌دهند و محرک اصلی تاریخ به شمار می‌آیند.
[۴] ر‌ک: امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۶، ص۴۵–۵۵.

هانتینگتون برای پایین آوردن حسن برتری‌جویی غرب و آماده‌تر کردن غرب برای پذیرش نظریه خود، دو مسأله فرهنگ و تمدن را قابل تفکیک تلقی کرده است و احتمال برتری تمدنی با ضعف فرهنگی را بر تمدنی که دارای فرهنگ قوی‌تر می‌باشد معقول و امکان‌پذیر دانسته است.
[۵] امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۶، ص۴۸.



فرضیهٔ برخورد تمدن‌ها، علیرغم انتقادها و مناقشاتی که پیرامون آن ابراز گردیده، مبیّنِ وجودِ شکل جدیدی از اندیشهٔ غرب‌ستیزی و ضدّاستکباری در جهان اسلام است که در هیچ‌کدام از نقدها و مناقشه‌ها مورد تردید قرار نگرفته است. چنان‌که طرح این فرضیه به‌عنوان یک استراتژی در روابط غرب ، به‌ویژه آمریکا، با جهان اسلام می‌تواند گویای وحشت درونی پایگاه‌های استکباری از آمادگی‌های بیشتر جهان اسلام در سیاست استکبارستیزی باشد؛ تا آنجا که مبتکر و طراح نظریهٔ برخورد تمدن‌ها، برای به سازش کشاندن دولت‌های انقلابی در جهان اسلام، به غرب توصیه می‌کند که از روند دموکراسی در کشورهای اسلامی (علیرغم آنچه در الجزایر و ترکیه اتفاق افتاد) حمایت نمایند؛ زیرا چنین حمایتی، هرچند به روی کار آمدن گروه‌های نامطلوب از نظر غرب می‌انجامد، لکن می‌تواند تأثیر مهارکننده‌ای نیز در بر داشته باشد.
[۶] امیری، مجتبی، نظریهٔ برخورد تمدن‌ها، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۶، ص ۱۱۶.



اگر غرب‌ستیزی در قرون وسطی عکس‌العمل بی‌رحمی‌های جنگ‌های صلیبی بود و نیز در قبل از دو جنگ جهانی، استعمار عامل آن به حساب می‌آمد و سیاست سلطه‌جویانه فاتحان جنگ در نیمه اول قرن بیستم به آن دامن می‌زد، برخورد خصمانه و کینه‌توزانه غرب بویژه آمریکا با انقلاب اسلامی، به اندیشه استکبارستیزی تعمیق می‌بخشید و سرانجام حوادثی چون آنچه که در فلسطین اشغالی، بوسنی، الجزایر، ترکیه در نیمه دوم قرن بیستم روی داد، ماهیت دموکراسی غرب را پیش از پیش افشا نمود و غرب‌ستیزی را تا اعماق جهان اسلام پیش برد. لکن اینک در شروع قرن بیست و یکم، اندیشه اسلامی ضد استکباری و یا حداقل وحشت از آن به اعماق فکر اندیشمندان غیرمسلمان نیز رخنه نموده و از آن، مشکلی فراتر از منطقه و قاره به وجود آورده است و آن را به عنوان مشکل عمده بین‌المللی در قرن آتی مطرح نموده است.


در این میان رفتار دوگانه غرب استکباری در موضع‌گیری‌های خود در برابر مسائل حقوق بشر، دموکراسی و رژیم‌های سیاسی موجود در کشورهای اسلامی که بیش از هر نوع افشاگری و اعمال تبلیغاتی از سوی مسلمانان، ماهیت کینه‌توزانه استکبار را نسبت به اسلام مبارز و اندیشه سیاسی متفکران آزادی‌خواه و مستقل نشان می‌دهد، در گسترش استکبارستیزی نقش مؤثر داشته است و به قول هشام شرابی، پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی دانشگاه جورج‌تاون، اینک غرب دیگر به عنوان مرکز تمدن نگریسته نمی‌شود بلکه جهان اسلام آن را به عنوان امپریالیزم تلقی می‌نماید.
[۷] رک: شرابی، هشام، روشنفکران عرب و غرب، ترجمه دکتر عبدالرحمن عالم، ص۱۴۸، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۶۸.



بر این عوامل باید اعمال زور نظامی را که در قالب حملات نظامی توسط آمریکا بر علیه کشورهای اسلامی انجام می‌گیرد و خشم و نفرت روزافزونی را در دل میلیون‌ها مسلمان شعله‌ور می‌سازد افزود و نیز حمایت مستمر آمریکا و اروپا از دولت اشغالگر اسرائیل و سیاست‌های خصمانه و تجاوزکارانه صهیونیست‌ها در خاورمیانه به نوبه خود عامل مؤثری در گسترش خشم ضد استکباری صدها میلیون مسلمان در جهان اسلام به شمار می‌آید.


۱. رک: امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۶.
۲. امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۶، ص۲۷۰.
۳. امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۶، ص۲۳.
۴. ر‌ک: امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۶، ص۴۵–۵۵.
۵. امیری، مجتبی، نظریه برخورد تمدن‌ها، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۶، ص۴۸.
۶. امیری، مجتبی، نظریهٔ برخورد تمدن‌ها، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۶، ص ۱۱۶.
۷. رک: شرابی، هشام، روشنفکران عرب و غرب، ترجمه دکتر عبدالرحمن عالم، ص۱۴۸، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۶۸.



عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱۰، ۲۴۷-۲۴۳.    



جعبه ابزار