• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

رفتار پیامبر با فرزندان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



همان‌گونه که کودک به غذاهای جسمی نیاز دارد، به غذاهای روحی نیز نیازمند است و مهربانی با وی، بهترین غذای روحی برای کودک است؛ زیرا کودک از بوسیدن، بوییدن و در آغوش‌گرفتن خشنود می‌شود و لذت می‌برد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) افزون بر دستورهایی که در این باره به پیروان خود می‌داد، در عمل به آنها نیز پیشگام بود.



یکی از بهترین روش‌های پرورش درست عواطف کودک، نوازش و ابراز محبت به آنان است؛ زیرا همان‌گونه که کودک به غذاهای جسمی نیاز دارد، به غذاهای روحی نیز نیازمند است و مهربانی با وی، بهترین غذای روحی برای کودک است؛ زیرا کودک از بوسیدن، بوییدن و در آغوش‌گرفتن خشنود می‌شود و لذت می‌برد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) افزون بر دستورهایی که در این باره به پیروان خود می‌داد، در عمل به آنها نیز پیشگام بود.
انس بن مالک می‌گوید: «من هیچ کس را ندیدم که با خانواده خود از رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مهربان‌تر باشد.» رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هر روز صبح بر سر فرزندان و نوادگان خود دست نوازش می‌کشید.
عایشه می‌گوید: «هنگامی که «ابراهیم پسر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از دنیا رفت، آن حضرت گریست؛ به‌ گونه‌ای که قطرات اشک بر گونه‌های آن حضرت سرازیر شد. گفتند: «ای رسول ‌خدا! شما دیگران را از گریستن منع می‌کنید، در حالی که خود گریه می‌کنید؟ «فرمود: این گریه‌ای نیست که از روی خشم باشد؛ بلکه از روی رحمت و مهربانی است.»
انس بن مالک می‌گوید: «از رسول ‌خدا پرسیدند: کدام‌ یک از خانواده‌ات را بیشتر دوست داری؟ فرمود: حسن و حسین را بیشتر از دیگران دوست دارم.»
سعید بن راشد می‌گوید: «امام حسن و امام حسین (علیه‌السّلام) به سوی رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دویدند. آن حضرت آنان را در آغوش گرفت و فرمود: «این دو، گل‌های خوشبوی من از دنیایند.»


یکی از شیوه‌های رفتاری رسول‌ خدا‌ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با کودکان این بود که به آنان هدایایی می‌داد. در برخی از روایات نقل شده است که مردی نزد پیامبر آمد و گفت: «ای رسول‌ خدا! بچه آهویی را شکار کرده‌ام. آن را به شما هدیه می‌دهم تا به فرزندانت حسن و حسین (علیه‌السّلام) بدهید.» آن حضرت، هدیه را پذیرفت و برای صیاد دعا کرد. سپس امام حسن (علیه‌السّلام) نزد پیامبر آمد و دوست داشت آن بچه آهو را بگیرد. رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آن را به امام حسن (علیه‌السّلام) داد. او آن را گرفت و نزد مادرش رفت و بسیار خوشحال بود و با آن بازی می‌کرد.
[۱۱] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۹، ص۲۵۴.

عایشه می‌گوید: «نجاشی، پادشاه حبشه برای پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یک انگشتر طلا فرستاد که در حبشه ساخته شده بود. رسول ‌خدا، «امامه دختر ابی‌العاص» که دختر خوانده پیامبر بود را فرا خواند و گفت: «ای دختر کوچک، خود را با این هدیه زینت بخش.»
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در حدیثی فرمود: «هر کس تحفه‌ای از بازار بخرد و برای خانواده خود بیاورد، پاداش او نزد خدا مانند کسی است که به مستمندان کمک کرده‌ باشد.»
آن ‌حضرت درباره تقسیم هدایا فرمود: «هدیه را اول به دختران و سپس به پسران بدهید. هر کس، دختر بچه خود را خوشحال کند، پاداش آزاد کردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل را دارد و آنکه پسر بچه‌اش را خوشحال کند، مانند کسی است که از خوف خدا گریسته باشد و پاداش چنین فردی، بهشت برین است.»
[۱۳] النعمانی، محمد عبدالرشید، سنن ابن‌ ‌ماجه، بیروت، نشر مطبوعات اسلامی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۴۰۵.



رفتار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با کودکان در هر زمینه، قابل دقت است؛ از جمله درباره بوسیدن کودکان که نمونه‌های فراوانی در مدارک نقل شده است. در روایتی آمده است که آن حضرت، امام حسن و حسین (علیه‌السّلام) را می‌بوسید. اقرع بن حابس این را دید و گفت: «من، ده فرزند دارم که هرگز یکی از آنان را نبوسیده‌ام.» رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «من چه کنم که خداوند، رحمت خویش را از تو گرفته است؟»
[۱۴] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۱۰۴، ص۹۳.
[۱۵] طبرسی، ابی‌نصر حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، التحقیق علاء آل جعفر، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۴ق، ص۴۲۱.

ابن‌عباس می‌گوید: «نزد پیامبر بودم. فرزندش ابراهیم بر زانوی چپش و امام حسین (علیه‌السّلام) بر زانوی راستش قرار داشت. آن حضرت گاهی ابراهیم بوسید و گاهی حسین (علیه‌السّلام) را می‌بوسید.»
[۱۶] ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، بیروت، انتشارات دارالاضواء، ۱۴۱۲ق، جزء اول، ج۳، ص۲۳۴.

پیامبر فرمود: «کسی که فرزند خود را ببوسد، خداوند برای او یک حسنه می‌نویسد و کسی که فرزند خود را خوشحال سازد، خداوند هم روز قیامت او را خوشحال می‌کند.»
[۱۷] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۲۳، ص۱۱۳.



رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دخترش حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) را بسیار دوست داشت و او را می‌بوسید؛ با اینکه او دارای همسر و فرزند بود. ابان بن تغلب می‌گوید: «پیامبر، دخترش فاطمه (سلام‌الله‌علیها) را بسیار می‌بوسید.»
امام باقر (علیه‌السّلام) و امام صادق (علیه‌السّلام) فرموده‌اند: «پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شب‌ها پیش از خوابیدن، فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) را می‌بوسید و صورت خود را بر سینه دخترش می‌نهاد و برایش دعا می‌کرد.»
[۱۹] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۸، ص۱۴۲.

عایشه می‌گوید: «رسول‌ خدا روزی زیر گلوی فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) را بوسید. من به آن حضرت گفتم: «ای رسول‌ خدا! با فاطمه رفتاری داری که آن را با دیگران انجام نمی‌دهی؟ « پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: ای عایشه، من هرگاه به بهشت علاقه‌مند می‌شوم، زیر گلوی او را می‌بوسم.»
در روایت دیگری نقل شده است: «هرگاه رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از مسافرت باز می‌گشت، زیر گلوی حضرت فاطمه را می‌بوسید و می‌فرمود: «بوی بهشت را از فاطمه استشمام می‌کنم.»
این علاقه و محبت پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) تا آخرین ساعات زندگی آن حضرت ادامه داشت و هیچ تغییری در آن پیدا نشد؛ بلکه روز به روز افزایش می‌یافت. روایات بسیاری در این‌باره نقل شده است.
[۲۲] حسینی، سید مرتضی، فضائل الخمسه، قم، نشر مرکز الطباعه و النشر للمجمع، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۱۲۷.


۴.۱ - امام حسن و حسین

رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) افزون بر بوسیدن دخترش، فرزندان وی را نیز دوست مداشت و همواره آنان را می‌بوسید.
سلمان فارسی می‌گوید: «بر پیامبر وارد شدم؛ دیدم امام حسین (علیه‌السّلام) را بر زانوی خود نهاده بود و پیشانی و گاهی لبان او را می‌بوسید.»
[۲۳] طباطبایی بروجردی، حسین، الخصال، مشهد، آستان قدس رضوی، ج۲، ص۷۶.

زمخشری می‌گوید: «رسول ‌خدا، امام حسن (علیه‌السّلام) را در بر گرفت و بوسید، سپس روی زانوی راست خود نهاد و فرمود: «حلم و صبر و هیبت خود را به او بخشیدم. آن‌گاه امام حسین (علیه‌السّلام) را در بر گرفت و بوسید و روی زانوی چپ خود نشانید و فرمود: «به او نیز شجاعت، جود و بخشش خود را بخشیدم.»
[۲۵] العدنانی الغربخی، علی، ربیع الابرار، ‌قم، نشر شریف رضی، ۱۴۱۱ق، چاپ اول، ص۵۱۳.

در روایت دیگری می‌خوانیم، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امام حسین (علیه‌السّلام) دست در گردن یکدیگر کردند و رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، مدت یک ساعت آن حضرت را می‌بوسید.
[۲۶] ابن ‌قیسرانی، شیبانی، صحیح مسلم، مکه، نشر دارالباز، ج۱، ص۱۴۵.



آن حضرت با کودکان خود، امام حسن و حسین (علیه‌السّلام)، بازی می‌کرد. نقل کرده‌اند که پیغمبر هر روز صبح، دست علاقه و محبت بر سر فرزندان خود و اولادشان می‌کشید و با امام حسن (علیه‌السّلام) بازی می‌کرد.
[۲۷] طباطبایی، محمدحسین، سنن النبی، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش، ص۱۵۴.
[۲۸] حلی، احمد بن فهد، عدة الداعی، مشهد، انتشارات جعفری، بی‌تا، ص۶۱.

ابوهریره می‌گوید: «دیدم رسول اکرم، دست امام حسن و امام حسین را گرفته بود و پاهای آنان، روی پای آن حضرت قرار داشت. به آنان فرمود: «نور دیدگان فاطمه بالا روید. آن‌گاه آنان را می‌بوسید و می‌فرمود: «خدایا! حسن و حسین را دوست دارم.»
[۲۹] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۴۳، ص۲۸۵.
[۳۰] متقی هندی، علی بن حسام، کنز العمال، حیدر آباد، ج۷، ص۱۰۴.

ابن‌عمید می‌گوید: «پیامبر، امام حسن و حسین (علیه‌السّلام) را به هوا پرت می‌کرد و می‌فرمود: «کوچولو، کوچولو، بالا برو. بچه‌ها نیز از قامت آن حضرت بالا می‌رفتند و پا بر سینه آن حضرت می‌نهادند.»
یعلی بن مره ‌گوید: «رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را به غذایی دعوت کرده بودند. ما هم با آن حضرت بودیم. ناگهان امام حسن (علیه‌السّلام) را دیدیم که در کوچه، مشغول بازی بود. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را دید. در حضور مردم دوید، دست خود را گشود، تا وی را بگیرد؛ ولی کودک به این طرف و آن طرف می‌دوید و می‌گریخت و رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را می‌خندانید تا اینکه کودک را گرفت. یک دست خود را بر چانه او و دست دیگر را بالای سر وی نهاد. سپس صورت خود را نزدیک صورت آن کودک آورد و او را بوسید و فرمود: «حسن از من است و من از اویم. خدا دوست بدارد هر کس را که او را دوست دارد.» این تذکر لازم است که در بسیاری از روایات نقل شده است که این موضوع درباره امام حسین (علیه‌السّلام) نیز بوده است.
[۳۳] نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسائل، قم، انتشارات مؤسسه آل بیت، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۶۲۶.



نقل شده است که وقتی کودکی را برای دعا کردن یا نام‌گذاری نزد رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌آوردند، آن حضرت برای احترام به بستگانش او را با آغوش باز می‌گرفت و در دامن خود می‌نهاد. گاهی اتفاق می‌افتاد که کودک در دامن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ادرار می‌کرد. کسانی که ناظر بودند، با کودک، تندی می‌کردند تا او را از ادرار باز دارند. خاتم انبیا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آنان را منع می‌کرد و می‌فرمود: «با تندی و خشونت از ادرار کودک جلوگیری نکنید؛ آن‌گاه کودک را آزاد می‌گذارد تا ادرارش تمام شود.» هنگامی که دعا و نام‌گذاری به پایان می‌رسید، بستگان کودک در نهایت خوشحالی، فرزند خود را می‌گرفتند و کمترین ناراحتی و آزردگی در رسول‌ اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از ادرار کودکان به وجود نمی‌آمد و پس از آنکه بستگان کودک می‌رفتند، آن حضرت، لباس خود را می‌شست.


یکی از نکاتی که پدران و مادران باید درباره کودکان در نظر داشته باشند، برقراری عدالت در میان کودکان است؛ زیرا فرزندان باید از همان آغاز، طعم عدالت را بچشند، آن را به خوبی لمس کنند، با آن آشنا شوند و آن را لازمه زندگانی خود و جامعه بدانند و از بی‌عدالتی و ظلم و تبعیض، گریزان باشند؛ زیرا هیچ چیزی در زندگی کودکان، کوچک نیست؛ از این رو کوچک‌ترین امور نیز در اجرای عدالت لازم به نظر می‌رسد.
امام علی (علیه‌السّلام) در این باره می‌فرماید: «پیامبر مردی را دید که دو کودک داشت. یکی را بوسید و دیگری را نبوسید. آن حضرت فرمود: «چرا بین آنان با عدالت رفتار نمی‌کنی؟»
[۳۸] راوندی کاشانی، فضل الله بن علی، نوادر راوندی، ترجمه علیرضا کمالی، نشر نجم الهدی، ۱۳۸۳ش، ص۶.
[۳۹] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۱۰۴، ص‌۹۷.
انس می‌گوید: «مردی نزد رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نشسته بود؛ پسرش آمد و پدر، او را بوسید و روی زانوی خود نشاند. سپس دختر آن مرد آمد و بدون اینکه او را ببوسد، وی را کنار خویش نشاند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «چرا بین آنان با عدالت رفتار نکردی؟»
[۴۰] الهیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، بیروت، نشر دارالکتب العلمیه، ۱۹۸۸م، ج۸، ص‌۱۵۸.
[۴۱] طبرسی، ابی‌نصر حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، التحقیق علاء آل جعفر، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۴ق، ص۱۱۳.



یکی از شیوه‌های رفتاری ایشان، این بود که آنان را پشت‌ سر خود و گاهی جلو خویش بر مرکب سوار می‌کرد. جابر، صحابه گرانقدر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌گوید: «من بر پیامبر وارد شدم، در حالی که امام حسن و امام حسین (علیه‌السّلام) بر پشت آن حضرت سوار بودند. وی با دست و پاهای خود راه می‌رفت و می‌فرمود: مرکب شما نیکو مرکبی است و شما نیز نیکو سوارانی هستید.»
[۴۲] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۴۳، ۲۵۸.



رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با فرزندان یارانش نیز مانند فرزندان خودش رفتار می‌کرد و آنان را بر مرکب خود می‌نشاند.
عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب می‌گوید: «روزی رسول ‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مرا پشت سر خود سوار ‌کرد و حدیثی را برایم فرمود که به هیچ‌کس از مردم باز نخواهم گفت.»
[۴۳] حنبل، احمد، احادیث المهدی من مسند احمد بن حنبل، قم، انتشارات نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۳۵.
[۴۴] ابن ‌قیسرانی، شیبانی، صحیح مسلم، مکه، نشر دارالباز، ج۱۵، ص‌۱۹۷.

روایت شده است که هرگاه خاتم انبیا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از سفر باز می‌گشت و کودکان را می‌دید، می‌ایستاد و برخی را جلوی خویش و بعضی را پشت خود سوار می‌کرد.
فضیل بن یسار می‌گوید: «شنیدم که امام باقر (علیه‌السّلام) فرمود: «روزی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از منزل خارج شد تا کاری انجام دهد. آن حضرت در راه، «فضل بن عباس» را دید و فرمود: «این کودک را پشت سر من سوار کنید. سپس آن کودک را پشت سر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سوار کردند و آن حضرت، مواظب او بود.»
[۴۶] صدوق، ابوجعفر محمد، امالی، ج۲، ص‌۲۸۷.
[۴۷] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۷۷، ص۱۳۵.

عبدالله بن جعفر می‌گوید: «من با «قثم» و «عبیدالله« (فرزندان عباس) بازی می‌کردیم. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از کنار ما گذشت و فرمود: «این کودک (عبدالله بن جعفر) را سوار کنید. او را جلوی رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سوار کردند؛ آن‌گاه فرمود: «این کودک (قثم) را سوار کنید و او را پشت سر حضرت نشاندند.»
[۴۸] الهیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، بیروت، نشر دارالکتب العلمیه، ۱۹۸۸م، ج۸، ص‌۲۸۹.
[۴۹] حنبل، احمد، احادیث المهدی من مسند احمد بن حنبل، قم، انتشارات نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص‌۳۳۷.

رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خود به کودکانش غذا می‌داد. این رفتار، بیانگر توجه کامل ایشان به روحیات فرزندانش است. سلمان فارسی می‌گوید: «وارد خانه خاتم انبیا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شدم. امام حسن و حسین (علیه‌السّلام) نزد وی غذا می‌خوردند. آن حضرت گاهی لقمه‌ای در دهان امام حسن و گاهی در دهان امام حسین (علیه‌السّلام) می‌گذاشت. پس از آن، خوردن غذا به پایان رسید. پیامبر، امام حسن (علیه‌السّلام) را بر دوش خود و امام حسین (علیه‌السّلام) را بر زانوی خود نهاد؛ آن‌گاه رو به من کرد و فرمود: «ای سلمان! آیا آنان را دوست داری؟ گفتم: «ای رسول‌ خدا! چگونه آنان را دوست نداشته باشم، در حالی که می‌بینم چه‌اندازه نزد شما مقام و ارزش دارند؟»
[۵۰] حنبل، احمد، احادیث المهدی من مسند احمد بن حنبل، قم، انتشارات نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق، ج۳۶، ص۳۰۴، ح۱۴۳.



یکی از روش‌های نیکویی که آن حضرت بر جای نهاده است، سلام به کودکان است؛ زیرا کودکان در عین اینکه خردسال‌اند، بازیگوشی دارند و از مسئولیت‌ها گریزان‌اند؛ ولی خوب می‌فهمند و محبت را درک می‌کنند.
این شیوه رسول‌ اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بر خلاف دیدگاه گروهی کوتاه‌اندیش و جاهل است که جایی برای کودکان در میان خود نمی‌شناسند و فرزندان را جدای از خود و نا‌چیز می‌دانند.
انس بن مالک می‌گوید: «حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در رهگذری با چند کودک خردسال مواجه شد و به آنان سلام کرد و غذا داد.»
[۵۲] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۱۶، ص‌۲۲۹.
وی در حدیث دیگری می‌گوید: «پیامبر نزد ما آمد؛ ما کودک بودیم و او بر ما سلام کرد.»
[۵۳] النعمانی، محمد عبدالرشید، سنن ابن‌ ماجه، بیروت، نشر مطبوعات اسلامی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۲۲۲۰.

رسول گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به کودکان احترام می‌گذاشت و به آنان سلام می‌کرد و تلاش می‌کرد آنان را وارد محیط اجتماع کند. امام باقر (علیه‌السّلام) فرمود: «رسول خدا فرموده است: پنج چیز را تا هنگام مرگ ترک نمی‌کنم. یکی از آنها سلام‌ کردن بر کودکان است.»
[۵۵] طباطبایی بروجردی، حسین، علل الشرایع، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۹۹۲م، ص۵۴.

در حدیث دیگر فرمود: «در سلام‌ کردن بر کودکان مراقبت دارم تا پس از من به صورت یک سنت در میان مسلمانان بماند و همه بدان عمل کنند.»
[۵۶] عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ترجمه شیخ علی صحت، تهران، انتشارات ناس، ۱۳۶۱ش، ج۳، ص۲۰۹.
وی همیشه در سلام‌کردن پیشی می‌گرفت
[۵۷] کمپانی، فضل الله، رحمت عالمیان، تهران، نشر دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا، چاپ اول، ص۶۶۳.
و هر کس را می‌دید نخست آن حضرت سلام می‌کرد و با او دست می‌داد.
[۵۸] سعید الدین، محمد بن مسعود، نهایة المسئول فی روایة الرسول، ترجمه عبدالسلام بن علی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ‌۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۴۱.



۱. ابن ‌کثبر، اسماعیل، السیرة النبویة، بیروت، انتشارات دار الکتاب عربی، ۱۴۲۰ق، جزء۴۰، ج۴، ص۶۱۲.    
۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۱۰۴، ص۹۹.    
۳. حلی، احمد بن فهد، عدة الداعی، مشهد، انتشارات جعفری، بی‌تا، ص۷۹.    
۴. طوسی، ابی‌جعفر محمد بن حسن، امالی، بغداد، انتشارات نعمان، ۱۳۸۴ق، جزء اول، ج۱، ص۳۸۸.    
۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۸۲، ص۷۶.    
۶. حسینی مرعشی تستری، نورالله، احقاق الحق، هند، ۱۰۱۹ق، ج۱۰، ص۶۵۵.    
۷. حسینی مرعشی تستری، نورالله، احقاق الحق، هند، ۱۰۱۹ق، ج۱۰، ص۶۰۹.    
۸. حسینی مرعشی تستری، نورالله، احقاق الحق، هند، ۱۰۱۹ق، ج۱۰، ص۶۱۹.    
۹. حسینی مرعشی تستری، نورالله، احقاق الحق، هند، ۱۰۱۹ق، ج۱۰، ۶۲۱.    
۱۰. حسینی مرعشی تستری، نورالله، احقاق الحق، هند، ۱۰۱۹ق، ج۱۰، ص۶۲۳.    
۱۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۹، ص۲۵۴.
۱۲. النعمانی، محمد عبدالرشید، سنن ابن‌ ماجه، بیروت، نشر مطبوعات اسلامی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۲۰۲.    
۱۳. النعمانی، محمد عبدالرشید، سنن ابن‌ ‌ماجه، بیروت، نشر مطبوعات اسلامی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۴۰۵.
۱۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۱۰۴، ص۹۳.
۱۵. طبرسی، ابی‌نصر حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، التحقیق علاء آل جعفر، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۴ق، ص۴۲۱.
۱۶. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، بیروت، انتشارات دارالاضواء، ۱۴۱۲ق، جزء اول، ج۳، ص۲۳۴.
۱۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۲۳، ص۱۱۳.
۱۸. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۸، ص۱۴۲، ح۶۲.    
۱۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۸، ص۱۴۲.
۲۰. ورسی، فاضل، ذخایر العقبی، تهران، نشر خادم، ۱۳۶۹، چاپ اول، ص۳۶.    
۲۱. نیز قندوزی حنفی، سلیمان، ینابیع الموده، اسوه، انتشارات دارالاسوة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۳۲.    
۲۲. حسینی، سید مرتضی، فضائل الخمسه، قم، نشر مرکز الطباعه و النشر للمجمع، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۱۲۷.
۲۳. طباطبایی بروجردی، حسین، الخصال، مشهد، آستان قدس رضوی، ج۲، ص۷۶.
۲۴. ابوالقاسم، علی بن محمد، کفایة الاثر، تصحیح محمد کاظم الموسوی، قم، انتشارات دلیل ما، ۱۴۳۰ق، چاپ اول، ص۴۶.    
۲۵. العدنانی الغربخی، علی، ربیع الابرار، ‌قم، نشر شریف رضی، ۱۴۱۱ق، چاپ اول، ص۵۱۳.
۲۶. ابن ‌قیسرانی، شیبانی، صحیح مسلم، مکه، نشر دارالباز، ج۱، ص۱۴۵.
۲۷. طباطبایی، محمدحسین، سنن النبی، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش، ص۱۵۴.
۲۸. حلی، احمد بن فهد، عدة الداعی، مشهد، انتشارات جعفری، بی‌تا، ص۶۱.
۲۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۴۳، ص۲۸۵.
۳۰. متقی هندی، علی بن حسام، کنز العمال، حیدر آباد، ج۷، ص۱۰۴.
۳۱. حسینی مرعشی تستری، نورالله، احقاق الحق، هند، ۱۰۱۹ق، ج۱۱، ص۲۹۳.    
۳۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۴۳، ص۳۰۶.    
۳۳. نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسائل، قم، انتشارات مؤسسه آل بیت، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۶۲۶.
۳۴. صدوق، ابوجعفر محمد، معانی الاخبار، تحقیق علی‌ اکبر غفاری، بیروت، انتشارات اسلامی، ۱۳۶۱ش، ص‌۲۱۱.    
۳۵. طبرسی، ابی‌نصر حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، التحقیق علاء آل جعفر، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۴ق، ص‌۲۵.    
۳۶. طبرسی، ابی‌نصر حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، التحقیق علاء آل جعفر، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۴ق، ص۲۵.    
۳۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۱۶، ص۲۴۰.    
۳۸. راوندی کاشانی، فضل الله بن علی، نوادر راوندی، ترجمه علیرضا کمالی، نشر نجم الهدی، ۱۳۸۳ش، ص۶.
۳۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۱۰۴، ص‌۹۷.
۴۰. الهیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، بیروت، نشر دارالکتب العلمیه، ۱۹۸۸م، ج۸، ص‌۱۵۸.
۴۱. طبرسی، ابی‌نصر حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، التحقیق علاء آل جعفر، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۴ق، ص۱۱۳.
۴۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۴۳، ۲۵۸.
۴۳. حنبل، احمد، احادیث المهدی من مسند احمد بن حنبل، قم، انتشارات نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۳۵.
۴۴. ابن ‌قیسرانی، شیبانی، صحیح مسلم، مکه، نشر دارالباز، ج۱۵، ص‌۱۹۷.
۴۵. کاشانی، مولی محسن، المحجه البیضاء، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران، نشر صدوق، ۱۳۴۰ش، ج۳، ص‌۳۶۶.    
۴۶. صدوق، ابوجعفر محمد، امالی، ج۲، ص‌۲۸۷.
۴۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۷۷، ص۱۳۵.
۴۸. الهیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، بیروت، نشر دارالکتب العلمیه، ۱۹۸۸م، ج۸، ص‌۲۸۹.
۴۹. حنبل، احمد، احادیث المهدی من مسند احمد بن حنبل، قم، انتشارات نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص‌۳۳۷.
۵۰. حنبل، احمد، احادیث المهدی من مسند احمد بن حنبل، قم، انتشارات نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق، ج۳۶، ص۳۰۴، ح۱۴۳.
۵۱. طبرسی، ابی‌نصر حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، التحقیق علاء آل جعفر، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۴ق، ص۱۶.    
۵۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات داراحیاء، بی‌تا، ج۱۶، ص‌۲۲۹.
۵۳. النعمانی، محمد عبدالرشید، سنن ابن‌ ماجه، بیروت، نشر مطبوعات اسلامی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۲۲۲۰.
۵۴. صدوق، ابوجعفر محمد، عیون اخبار الرضا، ترجمه عبدالحسین رضایی، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۹۶ق، ص۸۷.    
۵۵. طباطبایی بروجردی، حسین، علل الشرایع، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۹۹۲م، ص۵۴.
۵۶. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ترجمه شیخ علی صحت، تهران، انتشارات ناس، ۱۳۶۱ش، ج۳، ص۲۰۹.
۵۷. کمپانی، فضل الله، رحمت عالمیان، تهران، نشر دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا، چاپ اول، ص۶۶۳.
۵۸. سعید الدین، محمد بن مسعود، نهایة المسئول فی روایة الرسول، ترجمه عبدالسلام بن علی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ‌۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۴۱.



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «رفتار پیامبر با فرزندان»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۶/۱۰.    



جعبه ابزار