• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

زمینه‌های خلع سلاح از دیدگاه اسلام (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





زمینه‌های خلع‌سلاح از دیدگاه اسلام، از مباحث کلیدی فقه سیاسی است که با نقد فلسفی، بن‌بست نظری و عملی خلع‌سلاح کامل را به دلیل چالش‌های تکنولوژی نظامی و ضمانت اجرا آشکار می‌کند.
این موضوع با بررسی تاریخی از قواعد جنگ عادلانه تا اسناد سازمان ملل، ناکارآمدی کنفرانس‌های خلع‌سلاح هسته‌ای را ناشی از معضل بازدارندگی، بازرسی‌های ناقص و اهداف غرب می‌داند.
از دیدگاه قرآن، ریشه ناامنی‌ها و جنگ‌ها، تسلیحات معلول، فقدان ایمان و استکبار است و راهکار نهایی برای تأمین امنیت پایدار، بازگشت به ایمان و عمل صالح جهت حذف عوامل تجاوز است.



بررسی مساله خلع سلاح با دید فلسفی ما را به یک بن‌بست می‌کشاند؛ زیرا صرف‌نظر از مشکل ضمانت اجرا اصولاً خلع سلاح به معنای دقیق آن هرگز امکان‌پذیر نیست و البته نابود کردن سلاح‌ها با وجود تکنولوژی تسلیحاتی همواره این امکان را فراهم می‌سازد که در کمترین زمان و با ناچیزترین وسایل عادی، دارندگان تکنولوژی نظامی به سلاح مورد نظر دست یابند.
بدین‌ترتیب این مشکلات عقلانی نباید راه را برای تعقیب و اعمال سیاست خلع سلاح به عنوان یک عامل بازدارنده از جنگ و حتی عاملی برای کمک به حذف جنگ مسدود سازد.
حتی به‌جای خلع سلاح می‌توان کاهش تسلیحات نظامی یا کنترل و حذف برخی از سلاح‌های هولناک را به عنوان اقدامی مؤثر در کمک به حذف جنگ، مورد بررسی قرار داد.


اهمیت این مساله در قدمت تاریخی آن است، شعار سنتی جنگ جوانمردانه و یا عادلانه در واقع مبین یک قاعده عرفی در مسیر محدود کردن هدف‌ها و استفاده از جنگ‌افزارها و کنترل‌ بهره‌گیری از فنون جنگی بوده است که در بسیاری از موارد به محدود کردن یا متارکه جنگ و یا حذف آن می‌انجامید.
تاریخ تلاش‌های انسان دوستانه در زمینه خلع سلاح، قدمتی چون تاریخ جنبش‌های صلح طلبانه دارد اما گنجانده شدن اصل محدودیت سلاح‌های جنگی در مواد ۸ و ۹ میثاق سازمان ملل سرآغازی بود که کنفرانس‌های متعدد خلع سلاح را به راه‌انداخت.
[۱] آلبر، کلود، نهادهای روابط بین‌الملل، ترجمه: هدایت‌الله فلسفی، تهران، نشر نو، ۱۳۶۸، ص۹۷.

پس از جنگ جهانی دوم نیز فعالیت‌های قابل ملاحظه‌ای در مورد مسائل مربوط به کنترل تسلیحات و خلع سلاح انجام گرفت که منجر به انعقاد تعدادی موافقتنامه چندجانبه شد.
[۲] جی. سی.‌هالستی، مبانی تحلیل سیاست بین‌الملل، ص۵۲۶.



به تدریج مساله کنترل و خلع سلاح به ویژه در بُعد سلاح‌های هسته‌ای وارد مراحل پیچیده و حساسی گردید که حتی بازرسی‌های دقیق هم قادر به جلوگیری از موارد نقض نبود و حتی اهمیت موضوع سلاح‌های هسته‌ای، باعث شد تا کنترل تولید، آزمایش و خلع سلاح هسته‌ای در راس فعالیت‌های کنفرانس‌ها و معاهدات بین‌المللی قرار گیرد، ولی هیچ‌گاه فعالیت‌های مربوط به خلع سلاح نتوانست رقابت‌های شدید تسلیحاتی را در جهان متوقف سازد تا آنجا که امروز شاهد روند رو به رشد هر دو فعالیت متضاد در سیاست بین‌المللی هستیم.
به این ترتیب کنترل یا خلع سلاح هنگامی قادر به تامین امنیت و صلح خواهدشد که مشکل بازدارندگی را با توجه به سرعت آهنگ حرکت روبه افزایش مسابقه تسلیحاتی به توان حل نمود گرچه معادلات پیچیده‌ای که از این روند به وجود آمده موجب گردید تا کنفرانس‌های کنترل و خلع سلاح علیرغم موفقیت‌هایی که در بعضی از مراحل کنترل تولید و آزمایش و حتی انهدام برخی از سلاح‌ها داشته تا کنون نتواند به نقطه چشم‌گیر و مؤثری برسد.
[۳] سعادتمند، ابوالحسن، جنگ سرد، ص۳۶۴.



از زمانی که خروشجف طی نطقی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، خلع سلاح عمومی را ظرف مدت چهار سال پیشنهاد نمود، تاکنون نزدیک به چهل سال می‌گذرد؛ اما جهان هنوز در پیچ و خم کنترل تولید و آزمایش سلاح‌های هسته‌ای به توافق نرسیده است تا چه رسد به خلع سلاح عمومی که مراحل بسیاری را در پیش دارد.
تفسیر بدبینانه این روند حاکی از عدم صداقت صاحبان سلاح‌های هسته‌ای و نفاقکاری‌های آنها است، اما از سوی دیگر همه کشورهایی که می‌خواهند مسلح شوند طالب جنگ نیستند.


بخشی از پیچیدگی موضوع خلع سلاح از آنجا ناشی می‌شود که تسلیحات گرچه ابزار تجاوز و جنگ است و ازاین نظر دشمن امنیت و صلح محسوب می‌شود اما از سوی دیگر ابزار قدرت کشورها و وسیله تامین امنیت و دفاع مشروع نیز هست.
از این رو خلع سلاح باید به‌گونه‌ای باشد که به امنیت و امکان دفاعی ملت‌ها لطمه وارد نیاورد.
از سوی دیگر سری بودن تکنولوژی نظامی و تلاش در پنهانکاری و مخفی نگهداشتن اطلاعات نظامی و پوشش‌های اغفال کننده تسلیحاتی خود بر پیچیدگی این مساله حیاتی در سیاست جهانی افزوده است.
عدم اطمینان به صداقت و درستی کار نظارت و بازرسی سازمان‌های بین‌المللی و نیز ادامه حیات سیاست‌های استکباری که عامل عمده رقابت‌ها و مسابقه‌های تسلیحاتی هستند نیز به نوبه خود از عوامل پیچیدگی مساله خلع سلاح به شمار می‌رود.


گرومیکو وزیر امور خارجه شوروی سابق می‌گفت: منظور غرب از مذاکرات خلع سلاح جاسوسی است.
ابتدا باید خلع سلاح انجام گیرد سپس نظارت و بازرسی با توجه به چنین مشکلاتی که سر راه سیاست کنترل و خلع سلاح وجود دارد و نیز با توجه به عدم کارآیی کنفرانس‌ها و حتی معاهدات بین‌المللی که در عمل آشکار گردیده است باید گفت تنها راه منطقی خلع سلاح، خشکاندن منجلاب‌هایی است که در نقطه نقطه جهان ناامنی به وجود می‌آورد و ناامنی‌ها خود موجب روآوردن کشورها به مسلح شدن می‌شود و مسلح شدن کشورها ناامنی‌ها را افزایش می‌دهدو افزایش ناامنی‌ها مسابقات تسلیحاتی را تشدید می‌کند و این پروسه همچنان تکرار می‌شود و بر سرعت و رشد سلاح‌های هولناک می‌افزاید.
[۴] سعادتمند، ابوالحسن، جنگ سرد، ص۳۷۳.



تسلیحات در واقع یک معلول است.
مبارزه با معلول در حالی که علت یا علت‌های تعدد آن رو به رشد هستند، کار عبث و بیهوده‌ای بیش نیست.
باید دلایل و علل رو آوردن کشورها به تسلیحات را جستجو کرد و آنگاه با آنها مبارزه کرد.

۷.۱ - خصلت ذاتی استکبار

این است راهی که قرآن در زمینه خلع سلاح پیموده و با بیان یک اصل کلی در آیه:
(قالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ) ریشه اصلی ناامنی‌ها را مطرح نموده است و به این نکته هشدار داده است که جنگ و ویرانگری بیش از همه چیز به شخصیت و کرامت انسان‌ها لطمه وارد می‌آورد و جنگ و ویرانگری و اهانت به شخصیت و کرامت انسان‌ها رویه و خصلت ذاتی استکبار است.

۷.۲ - نقش کفر در ناامنی

در آیه دیگر: (وَ ضَرَب اللّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يأْتِيهَا رِزْقُها رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فأَذَاقَها اللّهُ لِباسَ الْجُوعِ و الْخَوْفِ بِما كانُواْ يَصْنَعُونَ) عامل اصلی تحول امنیت به شرایط ناامن را چنین تحلیل می‌کند:
خداوند یک سرزمین آباد را مثال می‌آورد که در امنیت و آسایش اطمینان بخش به سرمی‌برد و مردم آن در رفاه بودند، آنگاه که به نعمت‌های الهی کفر ورزیدند به خاطر اعمالشان به فقر و وحشت گرفتار شدند.
گرچه کفر خود سرچشمه اصلی استکبار است و پدیده استکبار تنها در شرایط کفر تولید و رشد می‌کند، امّا تکیه قرآن به عامل کفر و یادآوری آن به عنوان علت تحولات منفی و سیر قهقرایی از امنیت به ناامنی، بدان جهت است که بی‌ایمانی گاه به استکبار به مفهوم سیاسی در روابط انسان‌ها نمی‌انجامد و منجر به شکل‌گیری قدرت مسلط در روابط بین ملت‌ها نمی‌گردد؛ اما در این حالت هم می‌تواند به صورت عاملی مؤثر در ایجاد شرایط ناامن و بروز جنگ‌های ویرانگر ونابودی نعمت‌ها ایفاگر نقش اصلی باشد.
این مطلب را می‌توان از مضامین آیات متعدد دیگر نیز به‌دست آورد که بی‌ایمانی سرمنشا فساد و ویرانگری و ناامنی است.

۷.۳ - راهکار ایمان و عمل صالح

در آیه سوم: (وَ عَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم في الْأَرْضِ كَما اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذي ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا) قرآن راه بازگشت به امنیت دایمی را چنین توصیف می‌کند: خداوند به کسانی که با ایمان و عمل صالح اند وعده داده است که آن‌ها را وارثان زمین گرداند و دینشان استقرار بخشد و ترسشان را به امنیت تبدیل نماید.
مطالعه این سه آیه به عنوان نمونه تعالیم سیاسی قرآن دیدگاه کلی اسلام را در ریشه‌یابی ناامنی‌ها به وضوح نشان می‌دهد که قدرت‌های استکباری نداشتن ایمان عامل اصلی رشد فزاینده ناامنی، جنگ و ویرانی است و راه حل نهایی، بازگشت انسان به ایمان و عمل صالح است که روابط و مناسبات انسانی در سایه این دو از عوامل ناامنی پاک می‌گردد و منجلاب‌های جنگ خیز خشکیده و تطهیر می‌شوند.


۱. آلبر، کلود، نهادهای روابط بین‌الملل، ترجمه: هدایت‌الله فلسفی، تهران، نشر نو، ۱۳۶۸، ص۹۷.
۲. جی. سی.‌هالستی، مبانی تحلیل سیاست بین‌الملل، ص۵۲۶.
۳. سعادتمند، ابوالحسن، جنگ سرد، ص۳۶۴.
۴. سعادتمند، ابوالحسن، جنگ سرد، ص۳۷۳.
۵. نمل/سوره ۲۷، آیه ۳۴.    
۶. نحل/سوره ۱۶، آیه ۱۱۲.    
۷. نور/سوره ۲۴، آیه ۵۵.    



عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۱۶۴-۱۶۸.    



جعبه ابزار