• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

قواعد مشترکات عمومی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



قواعد مشترکات عمومی ناظر به منابع مشترکی در فقه اسلامی چون اراضی موات، معادن، آب‌ها و بهره‌برداری از اماکن عمومی است، و در برخی منابع مراتع نیز در شمار آن آمده است. مقصود از این مشترکات آن است که عموم مردم می‌توانند در چارچوب نیاز و شرایط مقرر شرعی از این منابع بهره‌مند شوند.
اراضی موات به زمین‌هایی اطلاق می‌شود که فاقد عمران و مالکیت خاص بوده و در فقه از حیث نوع مالکیت به اراضی شخصی، عمومی و دولتی تقسیم می‌گردند.
معادن نیز به دو دسته ظاهری و باطنی تقسیم می‌شوند: معادن ظاهری برای استفاده عموم آزاد است، اما در معادن باطنی آغاز عملیات اکتشافی و حفاری در حکم تحجیر و منشأ ایجاد حق تقدم برای بهره‌برداری به شمار می‌آید.
آب‌ها، مراتع و نیز راه‌ها و اماکن عمومی از جمله منافع مشترک جامعه محسوب می‌شوند که بهره‌مندی از آنها با رعایت حق تقدم، میزان نیاز و در چارچوب نظارت دولت اسلامی برای عموم مردم مجاز و مشروع است.



حق عمومی در اراضی موات مشترکات، عنوان بابی است در فقه که در چهار مورد: اراضی، معادن، آبها و استفاده از اماکن عمومی (منافع مشترکه) اطلاق می‌گردد و بنا بر برخی منابع فقهی مراتع (کلا) را نیز باید بر آن چهار مورد افزود.
معنی مشترک بودن این اموال آن است که هر شهروندی می‌تواند از آنها بقدر نیاز خویش استفاده نماید و در چار مورد اول حتی تملک کند. وجود چنین مقرراتی بیانگر نوعی حق عمومی در حوزه مشترکات نامبرده می‌باشد.
[۱] عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱، ص۵۲۷، چ سوم ۱۳۶۸.


۱.۱ - جایگاه مشترکات در حقوق عمومی اسلام

عنوان مشترکات در فقه را می‌توان بیانگر بخشی از حقوق عمومی در اسلام دانست که حق استفاده از آنها برای عموم آزاد است، و هر شهروندی می‌تواند در صورت احراز شرایط لازم از این مشترکات استفاده کند. تعبیر: «الناس فیها شرّع» که در متون اسلامی و فقهی یاد شده حاکی از آن است که در موارد مشترکات حق به صورت عمومی شامل همه شهروندان می‌شود. هرچند در برخی از این مشترکات ممکن است حق استفاده مشروط به شرایط خاصی باشد. مانند: مدارس یا موقوفات خاص، لکن در خصوص این موارد نیز حق عمومی بدان معنی است که برای هر کسی که واجد شرایط باشد، استفاده از آنها مجاز می‌باشد. معادن باطنی مانند: معدن طلا، سنگ آهن و مشابه آن که برای استخراج نیاز به عملیات مقدماتی دارد، بنابر فتوای مشهور فقها از مشترکات عمومی محسوب می‌شوند.
[۲] عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱، ص۵۰.


۱.۲ - اراضی موات و اقسام آن

فقها اراضی را به لحاظ وضع عمران و آبادانی و متروک بودن به اراضی آباد طبیعی، اراضی موات اصلی، اراضی مواتی که آباد شده، اراضی آباد رها شده و اراضی مواتی که قبلاً آباد بوده است. و از نظر نوع مالکیت نیز آنها را به اراضی شخصی، اراضی عمومی و دولتی تقسیم نموده‌اند.

۱.۲.۱ - تعریف اراضی موات

اراضی موات به زمین‌هایی گفته می‌شود که دارای حالات اختصاصی ششگانه نباشد:
آباد نباشد.
در دست کسی نباشد.
حریم ملکی نباشد.
محل عبادت نباشد.
تحجیر و علامت گذاری نشده باشد.
توسط امام (علیه‌السّلام) (دولت اسلامی) به کسی واگذار نشده باشد.

۱.۲.۲ - نظریه مشهور فقها

نظریه مشهور فقها را در زمینه نوع مالکیت اراضی می‌توان به این گونه دسته بندی نمود:
اول: زمین‌های خاص (املاک شخصی) که شامل کلیه زمین‌هایی است که مالکان آن به میل خود اسلام آورده‌اند، و اراضی مواتی که بوسیله افراد آباد شده است، و اراضی صلح که مالکان اولیه مالکیت اراضی خود را در قرارداد صلح برای خویش حفظ کرده‌اند.
دوم: زمین‌های عمومی که متعلق به جامعه اسلامی است و شامل زمین‌هایی است که سپاه اسلام با جنگ به دست آورده‌اند، و زمین‌هایی که بر حسب قرارداد صلح مالکیت آنها به مسلمانان واگذار شده است.
سوم: زمین‌های دولتی که شامل اراضی انفال است. (اراضی موات اصلی، اراضی آباد طبیعی مانند: جنگلها و مراتع، اراضی بدون مالک، اراضی مستجده مانند: زمین‌هایی که باپایین آمدن سطح آب ظاهر می‌گردد. زمین‌هایی که بدون جنگ به دست مسلمین افتاده‌ اند. زمین‌هایی که با جنگ بدون اجازه امام مسلمین تصرف شده، اقطاعات و املاک شخصی سلاطین، و زمین‌های فتح شده.)

۱.۲.۳ - اختلاف نظر فقها

در مورد زمین‌های شخصی و شیوه مالکیت آنها میان فقها اختلاف نظر وجود دارد. و بالاخص در مورد اراضی مواتی که توسط اشخاص آباد می‌شود، دو نظریه عمده وجود دارد:

۱.۲.۳.۱ - نظریه اول

بسیاری از فقها مانند شیخ طوسی در کتاب «المبسوط» و بحرالعلوم در کتاب «بلغة الفقیه» ماهیت قانونی حقی را که شخص از طریق احیای اراضی موات تحصیل می‌کند تغییر در شکل مالکیت زمین نمی‌دانند، یعنی شخص احیا کننده با احیاء زمین مالک نمی‌شود، و مالک بر رقبه زمین همچنان امام (علیه‌السّلام) است، و او فقط می‌تواند از آن زمین بهره‌برداری نماید و امام (علیه‌السّلام) می‌تواند مالیاتی متناسب با عواید زمین از او اخذ کند. امام باقر (علیه‌السّلام) فرمود:
«والارض کلها لنا فمن احیا ارضاً من المسلمین فلیؤد خراجها الی الامام»
و معنی من احیی ارضاً فهی له حق اولویت شخص متصرف نسبت به دیگران است و این حق اولویت تا زمانی است که زمین را آباد نگاهداشته است و از این رو با زمین‌های عمومی که در اجاره افراد قرار می‌گیرد فرق پیدا می‌کند. زیرا زمین‌های عمومی با انقضای مدت قرارداد زمینها قابل استرداد است.

۱.۲.۳.۲ - نظریه دوم

عده‌ای دیگر از فقها معتقدند اراضی موات بر اثر احیا از مالکیت دولت خارج می‌شود و از نظر قانونی به نوع املاک شخصی تبدیل می‌گردد. احیای اراضی موات که متعلق به دولت است برای عموم آزاد است و هرکس می‌تواند بدون اذن خاص از ولی امر اقدام به احیای قسمتی از اراضی موات نماید و مادام که دولت ضرورتی در جلوگیری آن احساس نمی‌کند اجازه عمومی: من احیی ارضاً فهی له نافذ و معتبر خواهد بود.
[۷] صدر، سید محمد باقر، زمین در فقه اسلامی، کتاب اقتصادنا، ج۲، ص۹۳.


۱.۳ - علت اختلاف نظر فقها

اختلاف نظر در مورد ماهیت قانونی حق احیاء، از آنجا ناشی شده که در نصوص اسلامی سه گونه تعبیر دیده می‌شود.
گاه با کلمه «له» که حاکی از ملکیت است.
گاه به «احق» که نشان دهنده حق اولویت است.
گاه نیز هر دو تعبیر آمده است:
«ان الارض لله و لمن عمّرها»
«ایما قوم احیوا شیئاً من الارض او عمّروها فهم احق بها.»
«ایما قوم احیوا شیئاً من الارض و عمّروها فهم احق بها و هی لهم»

۱.۴ - نقش ولیّ امر در تنظیم تصرف اراضی موات

در هر حال ولی امر می‌تواند بنا بر مصالح عمومی کیفیت تصرف زمین‌های موات را تحت کنترل درآورده، و بر احیاء آن شرایط خاصی قراردهد. بنا بر نظریه اول بدون اجازه دولت اسلامی اقدام فردی در تصرف زمین موات، فاقد اعتبار قانونی خواهد بود. و بنابر نظریه دوم نیز اذن عام امام، شرط مالکیت از طریق حیازت می‌باشد.

۱.۵ - منع تعطیل و احتکار اراضی موات

بنا بر هر دو نظریه زمین‌های موات را نمی‌توان به بهانه احیاء، همچنان به تصرف خویش درآورد، و معطل و بلا استفاده نگه داشت. و در چنین مواردی دولت اسلامی که صاحب اصلی زمین است، نخست اخطار می‌کند و سپس زمین معطل مانده را از تصرف شخص خارج می‌سازد، و برای احیا به دیگری واگذار می‌نماید.
«امام موسی کاظم (علیه‌السّلام) فرمود: ان الارض لله تعالی جعلها وقفاً علی عباده فمن عطّل ارضاً ثلاث سنین متوالیه لغیر علة اخذت من یده و دفعت الی غیره»

۱.۶ - نتیجه فقهی درباره تصاحب اراضی موات

براساس توضیحات فشرده‌ای که در مورد زمین‌های موات داده شد، معلوم گردید که در اسلام استیلای فردی بر زمین‌های موات به تنهایی ایجاد حق قانونی نمی‌کند، و تصاحب زمین‌های موات و فروش آنها نامشروع است و به خزانه دولت برگردانده می‌شود. در دوران جاهلیت عادت و رسم برآن بود که هرکس به جای سرسبز و خرمی در دامنه کوهها و دشتها می‌رسید، سرایی در آنجا بنا می‌کرد و سگی را به نگهبانی در آن، جای می‌داد و سپس تمامی زمین‌های اطراف را تا آنجا که صدای سگ نگهبان می‌رسید تصاحب می‌نمود و به آن «حمی» گفته می‌شد.
این نوع احتکار زمین و تملک به فرموده رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم):
«لا حمی الا لله و لرسوله و لائمة المسلمین»
و قانون حیازت به منظور احیای زمین‌های موات جایگزین آن گردید.

۱.۷ - نظارت دولت اسلامی بر توزیع مشترکات

بی‌تردید دولت اسلامی در توزیع عادلانه مشترکات نظارت دارد. لکن فقها در بسیاری از مشترکات جواز استفاده از مشترکات را منوط به مقدار نیاز کرده‌اند.
[۱۵] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۳۸، ص۵۴.
و در صورتی که استفاده کننده از مشترکات، مازاد بر نیاز خود حیازت نماید از حالت مشترکات بودن خارج نمی‌شود و هرکس که پیش دستی کند در استفاده از آنها، از آن او خواهد بود.
[۱۶] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۳۸، ص۵۴.



معادن به لحاظ شیوه استخراج از آنها به دو نوع تقسیم می‌شوند:
الف - معادن ظاهری و آشکار که استفاده از آنها نیازی به عملیات مقدماتی و حفریات زیرزمینی و آلات و ادوات اکتشافی ندارد، و با عملیات ساده قابل بهره‌برداری می‌باشد. مانند: معادن سنگهای مختلف ساختمانی که بهره‌برداری از آنها برای عموم آزاد می‌باشد و قابل تحجیر و اختصاص به شخص یا گروه معینی نیست. با توجه به معنی معادن ظاهری می‌توان دریافت که امکان احیاء و حیازت در آنها وجود ندارد، و هرکس به میزان استخراجی که به عمل می‌آورد مالک می‌گردد، و باقیمانده معدن همچنان برای استخراج عموم آزاد می‌ماند.
ب - معادن باطنی به معادنی گفته می‌شود که بهره‌برداری از آن نیاز به حفریات مقدماتی و عملیات تحت الارضی داشته باشد. مانند: چاههای نفت، معادن ذغال سنگ که استفاده از آنها نیز برای عموم آزاد می‌باشد و امکان احیاء و تحجیر و اختصاص در این معادن وجود دارد.
آغاز عملیات اکتشافی و شروع به حفر در حکم تحجیر است و در صورت متوقف شدن آن بر اتمام عملیات و یا واگذاری آن به دیگری توسط دولت اسلامی اقدامات لازم انجام می‌گیرد.


فقها به طور سنتی چند نوع آب را از مشترکات و منافع ملی اعلام نموده و استفاده از آنها را از حقوق عمومی بشمار آورده‌اند.
الف - آبهای چشمه‌ها و چاههایی که در زمین‌های مباح و اراضی مشترک و عمومی وجود دارد. این آبها مانند: معادن ظاهری به هر‌اندازه که توسط شخص مورد استفاده قرار گیرد قابل تملک می‌باشد و شیوه استفاده از آنها مانند سایر مباحات و مشترکات با رعایت حق تقدم و میزان نیاز می‌باشد.
ب - آبهای نهرهای بزرگ که استفاده از آنها نیز برای عموم آزاد می‌باشد.
ج - نهرهای کوچک مشروط بر آنکه در ملک کسی نباشد. فقها به علت محدود بودن این آبها و کثرت استفاده کنندگان شرایط خاصی را برای استفاده از این نهرها ذکر نموده‌اند که باید در شرایط فعلی به لحاظ آداب و رسوم و عرفهای محلی و مقررات عمومی تحت ضابطه‌مندی‌های قانونی درآید.
به جز موارد مذکور سایر آبهایی که از چاههای اختصاصی یا در نهرهای ملکی جاری می‌شود، مادام که علم به عدم رضایت مالک نباشد استفاده عموم برای آشامیدن و وضو گرفتن مجاز می‌باشد.

۳.۱ - دیدگاه فقها درباره مراتع

برخی از فقها با استناد به «ثلاثة الناس فیه شرّع الماء و الارض و الکلا» که در متون اسلامی آمده، مراتع را نیز بر مشترکات افزوده‌اند. لکن فقهای شیعه مراتع را جزء انفال شمرده و آن را متعلق به امام (علیه‌السّلام) و دولت اسلامی دانسته‌اند.
[۲۴] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۳۲.
استفاده از منافع راهها، معابر، و اماکن عمومی نیز به نحوی که برای آنها منظور شده از حقوق عمومی محسوب می‌شود و هر فرد که حائز حق تقدم باشد، نباید توسط دیگران مورد مزاحمت قرار گیرد. هرچند که بجای حضور خود، نشانه‌ای که بر ادامه استفاده از آن دلالت نماید بجای گذاشته باشد. اماکن عمومی را نمی‌توان به طور ثابت و دایمی به فرد یا گروهی اختصاص داد و استفاده مکرر از یک مکان موجب اختصاص نمی‌گردد.


۱. عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱، ص۵۲۷، چ سوم ۱۳۶۸.
۲. عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱، ص۵۰.
۳. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۷، ص۸-۲۸.    
۴. صدر، سید محمد باقر، اقتصادنا، ج۱، ص۴۸۸.    
۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۳۱.    
۶. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۰، ص۵۸.    
۷. صدر، سید محمد باقر، زمین در فقه اسلامی، کتاب اقتصادنا، ج۲، ص۹۳.
۸. شیخ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۲۷، حدیث۵و۶و۸.    
۹. شیخ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۲۹.    
۱۰. شیخ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۲۶.    
۱۱. شیخ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۲۷.    
۱۲. شیخ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۴۵.    
۱۳. قَوْلَ بیهقی، أبو بکر، سنن الکری، ج۶، ص۲۴۳.    
۱۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۶۲.    
۱۵. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۳۸، ص۵۴.
۱۶. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۳۸، ص۵۴.
۱۷. شیخ طوسی، المبسوط، ج۳، ص۲۷۴.    
۱۸. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۷، ص۴۱.    
۱۹. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیه، ج۳، ص۶۸.    
۲۰. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۷، ص۴۴.    
۲۱. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۷، ص۴۶.    
۲۲. إتمام محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۷، ص۴۸.    
۲۳. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۷، ص۷۰.    
۲۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۳۲.



عمید زنجانی، عباسعل، فقه سیاسی، ج۷، ص۶۶۳-۶۶۹    


رده‌های این صفحه : آب | اراضی موات | حقوق عمومی | فقه سیاسی | معادن




جعبه ابزار