نگاهی به نصوص رضا و سخط
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نگاهى به نصوص رضا و سخط، از مباحث مطرح در
فقه سیاسی است.
مفهوم رضایت و ناخرسندی عمومی از مسئولان، یکی از پایههای
مشروعیت و کارآمدی
حکومت است.
در
اندیشه اسلامی، به ویژه در
نهجالبلاغه، رضایت عامه مردم بر رضایت خواص ارجحیت دارد.
امام علی (علیهالسّلام) رضایت عمومی را ملاک انسجام و ارزیابی عملکردها میدانستند.
حکومت
ائمه اطهار (علیهمالسّلام) نه بر مبنای زور و خشونت بلکه مبتنی بر مدارا و جلب رضایت مردم است.
رضا و
سخط مردم از مسؤولان، دو حالت اجتماعى است كه مىتواند:
• حالت اول در مشروعيت و كارآيى زمامداران مؤثر؛
• حالت دوم به عدم مشروعيت و فلجشدن حكومت منتهى گردد.
در
نصوص اسلامی به ويژه در نهج البلاغه، رضا و سخط مردم در دو مرحله متفاوت مورد توجه قرار گرفته است و نهايتاً به رضا و سخط عامّه مردم تأكيد شده است و در برابر آن، رضا و سخط اقليت ممتاز و صاحب زر و زور، كماهميت تلقى شده است.
امام على (علیهالسّلام) مىفرمايد:
«فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ» «نارضايتى و خشم اقليت صاحب امتياز در
جامعه در حالى كه رضايت عمومى مردم فراهم گرديده است؛ چندان اهميتى ندارد و قابل چشمپوشى است.»
در حقيقت معنى اين سخن آن است كه با حفظ رضايت اكثريت و عامه مردم، خشم و نارضايى گروههاى صاحب زر و زور جامعه، نمىتواند اثر منفى داشته باشد. زيرا قدرت صاحبان امتياز هنگامى خطرناك است كه بتوانند با زر و زور و تزوير عامه مردم را بر عليه قدرت مشروع بشورانند.
حال اگر عامه مردم با رضامندى خود حامى قدرت مشروع باشند، جايى براى آسيبرسانى گروه فشار باقى نخواهد ماند.
امام على (علیهالسّلام) خود تلاش فراوان داشت كه رضايت مردم را در كنار اهتمام به
عدالت داشته باشد و از اين كه به چنين مطلوبى دست نمىيابد ناخرسند بود و ناخرسندى خود را چنين بيان مىفرمود:
«إِنَّهُ لاَ يَخْرُجُ إِلَيْكُمْ مِنْ أَمْرِي رِضىً فَتَرْضَوْنَهُ» «از زمامدارى و تلاش من به احياى عدالت، چيزى كه شما را راضى كند به دست نمىآوريد تا رضامندى شما در كارى احساس شود.»
سپس امام (علیهالسّلام) به اين نكته اشاره مىكند كه اگر ابراز رضايت نمىكنيد خشم خود را نيز ظاهر نمىسازيد به گونهاى كه خشم شما موجب گردد كه بر يك نكته اتفاق نماييد و بر آن وحدت نظر داشته باشيد.
گويى امام (علیهالسّلام) بر اين خشنود بود كه خشم مردم آنها را بر خروج بر امام (علیهالسّلام) متحد سازد.
گروههاى معارض امام (علیهالسّلام) همواره گروههاى فشار و صاحبان زور و زر و تزوير بودند و هرگز اكثريت و عموم مردم به رغم توطئههاى سنگين صاحبان امتيازهاى اجتماعى به صورت يكپارچه خشم و نارضايتى خود را اعلام ننمودند.
امام (علیهالسّلام) ملاك انسجام، وحدت و ارزيابى عملكردها را، رضايت و خشم عمومى مىدانست:
«أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّمَا يَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضِى وَالسُّخْطُ، وَإِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللهُ تَعَالَى بالْعَذَابِ لَمَّا عَمُّوهُ بالرِّضَى» «مردم با رضا و خشم تشكل مىيابند، يك نفر ناقه ثمود را از پا در آورد، لكن چون همگى بر آن رضا دادند،
عذاب خدا شامل همه گرديد.»
امام (علیهالسّلام) در يك سخن ديگر مىفرمايد:
«فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ» اگر عامه مردم، به رغم رضامندى اقليت ممتاز و موجبان زور و زر؛ از روند امور و از عملكرد قدرت مشروع ناراضى باشند، اثر رضامندى اقلیت را خنثى و از ميان خواهند برد و رضامندى گروه فشار براى نجات زمامداران كه رضايت عمومى را از دست دادهاند سودى نخواهد داشت.
بنابر نقلى، امام (علیهالسّلام) در آغاز دستورالعمل حكومتى خود به
مالک اشتر او را موظف كرده بود كه ابتدا آراء عمومى مردم
مصر را ارزيابى كند و در صورتى كه به امارت او راضى باشند، دستورالعمل را به اجرا در آورد.
كنارهگيرى ائمه معصومين (علیهمالسّلام) از قدرت با وجود توانايیشان بر كسب قهرى قدرت بدان جهت بوده كه حكومت و امامت آنان بر رضاى مردم استوار بوده است و در ميان ائمه،
امام هشتم (علیهالسّلام) اين امتياز را عملاً به دست آورد كه بيشترين رضايت عمومى را در اختيار داشت.
وجه توصيف امام هشتم (علیهالسّلام) به لقب «رضا» به خاطر آن بوده كه عامه مردم به امامت امام هشتم (علیهالسّلام) رضامند شده بودند.
در روايتى
امام صادق (علیهالسّلام)، حكومت بنىاميه را با امارت و زمامدارى امامان اهل بيت (علیهالسّلام) چنين توصيف كرده است:
«أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ إِمَارَةَ بَنِي أُمَيَّةَ كَانَتْ أَنَّ إِمَارَتَنَا بِالرِّفْقِ وَ التَّأَلُّفِ وَ الْوَقَارِ وَ التَّقِيَّةِ وَ حُسْنِ الْخُلْطَةِ وَ الْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ فَرَغِّبُوا النَّاسَ فِي دِينِكُمْ وَ فِيمَا أَنْتُمْ فِيهِ» «مگر به اين نكته نرسيدهاى كه حكومت و زمامدارى
بنیامیه بر
سلاح و خشونت استوار بود و زمامدارى ما همواره بر
رفق،
مدارا،
الفت،
وقار،
تقیه، همزيستى، خويشتندارى و تلاش در راه
حق استوار مىباشد.»
سعى كنيد در مردم نسبت به راه و رسم خودتان رغبت ايجاد كنيد تا با ميل و رضامندى راه شما را بپذيرند.
بىگمان مدارا و رفق و همچنين رغبتى كه امام (علیهالسّلام) آن را مورد تأكيد قرار مىدهد براى آن است كه بتوان از اين طريق رضايت مردم را جلب نمود حتى اگر به لحاظ اعتقادى هم، با مسئولان همراه نباشند اما نسبت به روش آنها علاقمند و راضى باشند.
بالاترين سخن در ميان جايگاه رضايت عمومى، اين سخن امام على (علیهالسّلام) است كه فرمود:
«فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُل وَسَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذلِكَ لله رِضىً» «اگر مردم بر انتخاب يك فرد گرد هم آمدند و او را به عنوان امام خود برگزيدند در اين رضاى عمومى مىتوان
رضایت الهی را مشاهده كرد.»
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۴، ص۲۴۲-۲۴۴.