واجب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



واجب در اصطلاح
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
اسلامی ، فعلی است که تارک آن در
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
مستحق ذم و در
آخرتآخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعله از ماده «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین، قیامت یا دیگر»، عبارت از جهانی است که مردم پس از مردن، به آن در می‌آیند و برای همیشه در آن‌جا می‌زیند
مستحق عقاب باشد.
[۱] مولوی محمد أعلی بن علی التهانوی الحنفی، کشاف اصطلاحات الفنون ، تهران ،مکتبه خیام، ۱۹۶۷م، ج۲، ص۱۴۴۶.



معنای لغوی و اصطلاحی واجب



واجب در
لغتلغت صوتی است که هر قوم از اغراض خویش تعبیر می‌کنند
به معنای لازم و ثابت میباشد
[۲] فیومی، احمد؛ ‏المصباح المنیر، ص۶۴۸.
و فرض و فریضه به معنای اندازه‌ی معین و لازم است.
[۳] مصطفوی‏، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، ج۹، ص۵۹.
در اصطلاح نیز هر چیزی که به آن
امرامر لفظ مشترک بین معنای طلب و غیر آن می باشد
فرموده به طوری که در بجا آوردنش
ثوابپاداش بر نیکی را ثواب مي‌گويند و از آن در بابهايي نظير طهارت، صلات، خمس، صوم،جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و ارث سخن رفته است
و در ترکش وعده‌ی
عذابدر قرآن کریم، بارها از عذاب گناهکاران سخن به میان آمده است
داده باشد آن را فریضه و واجب گویند.
[۴] دستغیب، عبدالحسین؛ گناهان کبیره، ج۲، ص۱۸۹.


اهمیت انجام واجبات در قرآن



«و کسی که
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
و را
اطاعتفرمان بردن را اطاعت گویند
کند، (در روز رستاخیز) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده از
پیامبرانپیامبران به برگزیدگان الهی و صاحبان منصب نبوت می‌گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، صلات، صوم، تجارت، نکاح و حدود سخن گفته شده است
و صدّیقان و
شهداکشته راه خدا در جهاد با دشمنان را شهید گویند
و و آنها
رفیقهایرفیق به معنای دوست و هم سفر می باشد
خوبی هستند»
این
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
در بیان مرتبه‌ی کامل از اهل و است کسانی‌که در مقام اطاعت و پیروی از
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
و فرمان
پیامبر اسلامپیامبر اسلام حضرت محمد بن عبد اللّه صلّى‌اللّه‌علیه‌وآله می‌باشد و از وجود مبارک آن حضرت در بابهاى طهارت، صلاة، صوم، حج، نکاح وحدود سخن رفته است
برآیند و در و پسندیده
استقامتاستقامت به معنی پایداری است که از آن به سداد نیز تعبیر می شود
داشته و شائبه تخلّف در آنان نباشد در اثر
سعیسَعی از مناسک حج و عمره است
و کوشش به مرتبه کامل از ایمان نائل شده و ملحق به پیامبران خواهند بود.
[۶] حسینی همدانی، سید محمدحسین؛ انوار درخشان، ج۴، ص۱۱۰.

« و هر کس اطاعت خدا و رسولش کند، به
رستگاریرستگاری همان سعادت واقعی و اخروی هست که در دین اسلام که به عنوان کاملترین و جامع‏ترین دین الهی است به این موضوع پرداخته است
پیروزیموفقیت در نبرد و شکست دشمن به یاری خداوند را پیروزی گویند
) عظیمی دست یافته است!»
این جمله وعده‏ای است به کسانی که همه را بجا آورند و از همه
گناهانگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
اجتناب کنند؛ چون فوز عظیم را مترتب بر طاعت خدا و
رسول«رسول» به ‌معنای فرستاده و پیامبر و پیام‌آور است
کرده است. مساله اطاعت خدا و رسول، کلام جامعی است که همه
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
سابق از واجبات و را شامل می‏شود.

اهمیّت انجام فرائض در احادیث



(علیه السلام) فرمود:
«خداوند می‏فرماید هیچ بنده‌ای نمی‏تواند
محبتعشق و محبت، گاهی صادق و حقیقی است و گاهی کاذب و بی‏معنا
مرا به خود جلب کند مگر اینکه واجبات مرا دوست داشته باشد و به آن عمل کند.»
[۹] الکافی،     ج۲، ص۸۲.

روشن است کسی که بخواهد نظر شخص دیگری را به خود جلب کند، می‌بایست به خواسته‌های او اهمیّت داده، و همّت خویش را مصروف
اجابتاجابت:به معنای پذیرفتن دعوت و خواهش کسى است
خواسته‌های وی کند. البته در
دوستیرفاقت و برقرار کردن ارتباط عاطفی با یکدیگر را دوستی (دوست داشتن، محبّت) گویند
با دیگر
انسانهاانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
این خطر نیز وجود دارد که خواسته‌های آنان در
تعارضیکی از شاخه های فقه الحدیث، شناخت تعارض اخبار و اختلاف روایات است
با خواسته‌های شخص باشد، اما در دوستی با
خالقخالق (الخالق)، از اسماء حسنی می‌باشد
هستی که هرچه قرار داده در جهت آسایش انسان هاست، این خطرات نیز وجود ندارد و آنچه که او از بنده اش میخواهد، جملگی مورد تأیید
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
سلیم میباشد و آسایش دو گیتی را برای انسانی که خواستار جلب محبّت خداست، دربر دارد.
(علیه السلام) می‌فرماید:
«بشتابید به سوی
عبادتهاواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
و
سبقتپیشی گرفتن و جلو افتادن را سبقت گویند
بگیرید به انجام
اعمالعمل، به کار می‌شود
صالح؛ پس اگر کوتاهی از سوی شما صورت گیرد، بپرهیزید از اینکه در انجام واجبات کوتاهی کنید.»
[۱۰] آمدی، عبد الواحد؛ تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۱۸۱.

در این (علیه السلام) واجبات الهی را خط قرمز کوتاهی‌های انسان معرّفی می‌دارد و سخن آن حضرت این است که اگر کوتاهی هم صورت می‌گیرد نهایتش مستحبات است اما در واجبات دیگر جای هیچ کوتاهی و کم‌کاری نیست.
[۱۱] ر.ک: خوانساری، آقا جمال‌الدین؛ شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غررالحکم، ج۴، ص۱۴۹.


جایگاه واجبات در میان اعمال صالح



از
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
استفاده میشود که بعد از به خدا، عمل صالح، وسیله‌ی تکامل
نفس"ن ف س" در اصل لغت برخروج نسیم دلالت می‌کند و تنفس نیز به همین معنا می‌باشد
و تقرب به خدا و نیل به درجات عالی
انسانیتاز ویژگی‌های انسان مومن داشتن انسانیت است
و زندگی پاک و پاکیزه اخروی است.
«هر کس کار شایسته‏ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا
زنزن مقابل مرد است
، در حالی که
مؤمنمؤمن کسی است که به خدا ایمان دارد و این ایمان باعث آرامش او می‌گردد
است، او را به
حیاتیحیات‏ مقابل ممات است
پاک می‏داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می‏دادند، خواهیم داد.»
مقصود از عمل صالح، عملی است که در به عنوان واجب یا معرفی شده است و سالک از طریق انجام آن می‌تواند کند و به مقام قرب نائل گردد. تنها راه همین است و هر راه دیگری بیراهه است و سالک را به مقصد نمی‌رساند. سالک باید کاملا
مطیعشخص عمل کننده به تکلیفِ مستفاد از ادلّه و مطابق با واقع را مطیع می‌گویند
شرع باشد و برای سیر و سلوک جز راه شرع راه دیگری را طی نکند. اما آنکس که می‌خواهد
رضایترضایت به معنای خشنودی و خرسندی است که در باب بیع، نکاح و
خالق را جلب کند در مرتبه‌ی اول باید سعی کند واجبات و فرائض دینی را درست بر طبق مقررات شرع انجام دهد که با ترک فرائض و واجبات نمی‌توان به مقامات عالی نائل گشت، گرچه در انجام مستحبات و
اذکار‌ذکر، در لغت به معنای یادکردن، گفتن، بیان کردن، یادآوری، به زبان جاری کردن در مقابل صمت و در اصطلاح ياد كردن زبانى و قلبى خداوند است
و اوراد کوشا باشد.
[۱۳] ر.ک: امینی، ابراهیم؛ خودسازی و تزکیه نفس، ص۲۱۶-۲۱۷.

از این رو سفارش (صلی الله و علیه و آله) به امیرمومنان(علیه السلام) این است: «ای ! هر گاه دیدی مردم به مستحبّات اشتغال دارند تو به کامل ساختن واجبات بپرداز»
[۱۴] صابری یزدی، علیرضا؛ الحکم الزاهرة، ترجمه محمدرضا انصاری محلاتی، ص۷۴۸.
و امیر مومنان علی(علیه السلام) نیز فرمود: «مستحبات، موجب نزدیکی بندگان به
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
نمی‌شود وقتی که به واجبات ضرر برساند.»
[۱۵] آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۱۷۹.


اهمیت تشخیص واجب در هر زمان



حضرت (علیه السلام) می‏فرماید: «تعجب می‏کنم از کسی که در جستجوی تحصیل فضیلت است، ولی از انجام فرائض واجب کوتاهی می‏کند و چنین آدمی از
معرفتمعرفت و عرفان، ادراک شیء است به‌ اندیشه و تدبیر در اثر آن چیز، که اخصّ از علم می‌باشد؛ زیرا علم مطلق ادراک است و به تفکّر در خود شیء نیز حاصل می‌شود
حقیقت امر و از تشخیص وظیفه خود محروم بوده،
حقیقتحقیقت، به معنای کارگیرى لفظ در معناى وضع شده براى آن گفته می شود
را سبک و حقیر شمرده و کرده است از آنچه متعال او را برای آن ساخته و از وی آن را خواسته است.»
تشخیص وظیفه از امور بسیار مهم است بطوریکه سالکین کار کرده و متدینین روشن ضمیر و حتی آنان که دارای
مکاشفه‌ کشف به معنای اطلاع بر ماورای‌ ‌حجاب می‌باشد و اگر‌ ‌معنای غیبی یعنی اسماء و صفات حق، و امور حقیقی یعنی عالم جبروت و ملکوت، ‌به قلب سالک طلوع کند و این نورانیت، سالک را به مقام حق الیقین، وجوداً، و عین‌ ‌الیقین، شهوداً، برساند، حالت مکاشفه پدید آمده است
هستند از تشخیص این امر مهم عاجز بوده و در این مرحله انحرافات و
گمراهی‌هاییامام علی (علیه‌السّلام) در نهج البلاغه میفرماید: «از گروهی که در جهل و نادانی زندگی می‌کنند و در گمراهی جان می‌دهند به خدا شکایت می‌برد
پیدا می‏کنند.
یکی وظیفه‏اش کسب و تأمین معاش خود و عائله است و از این جهت
تسامحآسان گرفتن و چشم پوشی کردن و همچنین سستی و سهل انگاری کردن را تسامح می گویند که از تسامح به معنای نخست در بابهایی نظیر زکات، تجارت و شرکت و به معنای دوم در بابهای مختلف نظیر صلات، صوم و شهادات به مناسبت سخن رفته است
می‏ورزد. دیگری وظیفه‏اش تحصیل
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
به فرائض و
آدابآداب به سه معنی است: ۱
و
سنندومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
است ولی سبک می‏شمارد. یکی دیگر موظف است که نهایت
اهتماماهمیّت دادن و مورد عنایت و توجّه قرار دادن را اهتمام گویند
به واجبات و داشته باشد ولی به امور غیر لازم و کارهای مستحبی می‏پردازد. آن یکی
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
نمی‏خواند، و دم از
دینداریعمل به دین به معنای پای بندی عملی به آموزه‌های دینی است
می‏زند. یا
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
نمی‏گیرد و از فوائد روزه صحبت می‏کند یا به کتاب و سنت عمل نکرده و به حرف خدا و گوش نمی‏دهد و خود را عالم به
حقیقتحقیقت، به معنای کارگیرى لفظ در معناى وضع شده براى آن گفته می شود
تصور می‏کند. یا اهل علم و را مسخره کرده و
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
و
برهانبه حجت قاطع و آشكار برهان گویند
را کوچک شمرده و به سخن هر مدعی دروغگو
تسلیمتسلیم، به معنای سلام کردن در نماز است
می‏شود، یا مرتکب صدها
خیانت‏خیانت مقابل امانت است
و
جنایتجِنایت، اصطلاحی‌ در فقه‌ و حقوق‌ ، به‌ معنای‌ وارد کردن‌ هرگونه‌ صدمه‌ به‌ تمامیت‌ جسمانی‌ افراد، که‌ کیفری‌ شرعی‌، مانند قصاص‌ یا دیه‌ ، دارد
و بی‏انصافی و ربا خواری و
ظلمظلم یکی از رذایل اخلاقی و مذموم است
و
دروغ==تعریف دروغ== دروغ در لغت به معنای سخن نادرست، برگزیده فرهنگ قرآن، ص۳۶۹
و
حیلهحیله، به چاره اندیشی برای رسیدن به مقصود گفته می شود ==تعریف حیله== حیله، به چاره اندیشی ویژه جهت رسیدن به مقصود را می‌گویند،حیله معنای دیگری نیز داردکه عبارت است از نیرنگ، فریب و خدعه
و و
تهمتتهمت، گمان بد بردن به كسى، كسى را به بدى متهم كردن، بهتان را گویند
و
غیبتغیبت یکی از رذایل اخلاقی است که در تعالیم اخلاقی دین مبین اسلام به شدت از آننهی شده است
و بدگویی می‏شود و در صف اول
جماعتبه گروهی از مردم جماعت گفته می‌شود و عنوان یاد شده به مناسبت در بابهاى صلات، خمس، حج، احیاء موات، حدود و قصاص به کار رفته است
جا می‏گیرد.
أغلب مردم متدین در مقام تشخیص وظیفه دچار
اشتباهمردّد شدن چیزی میان چند چیز را اشتباه گویند
و انحراف می‏گردند و چه بسیار به خاطر بجا آوردن امری مستحب، ترک
تکلیفتکلیف، از مفاهیم مهم دینی است، تکلیف در لغت به معنای امر به انجام دادن کاری است که انجام دادنش برای کسی که به او امر شده مشقت دارد و در اصطلاح، اوامر و نواهی خداوند به بندگانش است در جهت انجام دادن یا ندادن بعضی افعال
واجب می‏کنند؛ یعنی آن اندازه که به امور مستحبی و یا مرسوم و
عرفیعُرف، شیوه متعارف و پذیرفته شده نزد همه یا گروهی از مردم می باشد
و متداول اهمیت می‏دهند، به وظائف و فرائض لازم خود اهتمام ندارند.

ابزار تشخیص وظیفه



در برای تشخیص آنچه که بر انسان در زمانها و مکانهای مختلف واجب و فرض می­باشد، دو وسیله و ابزار تعیین شده است که مراجعه به آنها و استفاده‌ی صحیح و درست از آنها می­تواند انسان را به سوی مسیر درست
هدایتهدایت، شناختن درست و صحیح هدف ، انتخاب راه و طریق صحیح برای رسیدن به هدف و پایداری در مسیر است
کند. این دو وسیله عبارتند ار: عقل و
وحی«وحی به معنای اشاره سریع است و به همین جهت به کارهای سریع وحی گفته می‌شود و به سخنان رمزی و آمیخته با کنایه که با سرعت رد و بدل می‌گردد نیز این واژه اطلاق می‌گردد که گاه با اشاره و گاه با کتابت حاصل می‌شود
.
آنان که با آیات قرآنی آشنایی دارند به خوبی می‌دانند که در هیچ کتاب آسمانی به اندازه‌ی
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
به عقل و بها داده نشده است.
[۱۷] مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار شهید مطهری، ج۲۶، ص۵۸.
با مراجعه به
احادیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
و نیز می‌بینیم که مسئله­ی عقل برای انسانها از مسلّمات است.
در روایتی (علیه السلام) می‌فرمایند: «
حجتبرای حضرت ولی عصر (ارواحناله‌الفدا)، حضرت مهدی (علیه‌السلام ) القابی ذکر شده است که یکی از آن القاب حجت می‌باشد
خدا بر بندگان، پیغمبر است و حجت میان بندگان و خدا عقل است.»
یعنی خدا دو ابزار برای شناسایی مسیر قرار داده که عبارتند از
پیامبرانپیامبران به برگزیدگان الهی و صاحبان منصب نبوت می‌گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، صلات، صوم، تجارت، نکاح و حدود سخن گفته شده است
به عنوان رسانندگان وحی الهی به بندگان و عقل که وسیله‌ی مناسب تشخیص درست از نادرست و
سودبهره و ربح را سود گویند
از میباشد. البته طبق این روایت عقل از دو سو حجت و
دلیلدلیل همان مستند حکم شرعی است
میباشد؛ اول دلیل و حجت خدا بر بندگان و دوم دلیل و حجت بندگان بر خدا. به عبارت دیگر خداوند به سبب وجود عقل می‌تواند از بندگانش این
پرسشپرسش همان عمل پرسیدن است
را داشته باشد که چرا چنین و چنان کردی و بندگان نیز با دلایل عقلی میتوانند علّت کارهای خویش را برای خدا توضیح دهند و از خدا درخواست
جزایجزا به معنی نتیجه و جزء دوم در جمله شرطی است
مناسب با اعمال خویش را نمایند.
(علیه السلام) فرمود: «چون متعال
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
را آفرید به او فرمود پیش بیا، پیش آمد فرمود برگرد، برگشت فرمود به‌ عزت و
جلالمجَلاّل به معنای نجاستخوار می باشد و از آن در باب طهارت سخن گفته شده است
مخلوقی بهتر از تو نیافریدم،
امرامر لفظ مشترک بین معنای طلب و غیر آن می باشد
و نهی و پاداش و کیفرم متوجه تو است.»

شؤون عبودیت




← تسلیم حق بودن


عبودیتعبودیت، اظهار تذلل و ذلت در برابر ذات اقدس الهی و عبادت خداوند متعال هم نهایت تذلل می‌باشد==مقدمه==برای پی بردن به تاثیر عبادت و نیایش در تهذیب نفوس و پرورش فضائل اخلاقی، قبل از هر چیز باید با مفهوم و حقیقت عبادت آشنا شد
،
تسلیمتسلیم، به معنای سلام کردن در نماز است
حقحق در سه معنا استعمال شده است
بودن و گردن نهادن به خواست الهی است؛ یعنی "عبد" جز
رضایرضا یکی از درجات و مقام‌های بالای معنوی است که در علم اخلاق دارای جایگاه ویژه ای می باشد
حق نخواهد و در برابر او در
ذلّتذلّت به معنی خوارى است که از آن در بابهاى طهارت و امر به معروف و نهی از منکر سخن گفته‌اند
و
اطاعتفرمان بردن را اطاعت گویند
مطلق باشد که اصل "عبودیت"، "
خضوعخضوع‏ از فضایل اخلاقی است
" و "" است. بنابراین عبد در برابر مولا، وجودی برای خویش قائل نیست؛ ملازم مولاست و از وی فاصله نمی‏گیرد؛
آزادییکی از مهمترین شرایط وجوب تکلیف بر انسان ، مختار بودن و مجبور نبودن او توسط دیگران یا شرایط خاص می باشد که از آن به آزادی یا حریت تعبیر می شود
و
استقلالاستقلال در معانی انجام کاری بدون تکیه بر فرد یا چیزی دیگر، تحت سلطه دیگری نبودن و انفراد به کار رفته است
را از خود
سلبسَلَب به فتح سین و لام به وسایل دشمن کشته شده در جنگ گفته می‌شود
می‏کند و در برابر مولای خویش هیچ گونه خلاف و تعدّی نمی‏کند؛
مطیعشخص عمل کننده به تکلیفِ مستفاد از ادلّه و مطابق با واقع را مطیع می‌گویند
اوست و به
ارادهخواستن و همّت و اراده، آن قدر مهم است که گفته شده، خواستن، توانستن است، یعنی این که اگر کسی علاقمند به انجام کاری باشد در مقابل سختی ها و مشقت های آن مقاومت می کند، پس گویا که از همین الان به مقصد و مقصودش رسیده است
و خواست او عمل می‏کند. بدین ترتیب هر کس لباس حق به تن کند و ذلّت عبودیت را پذیرا شود به عزّت ربوبیت رسد.
[۲۰] دلشاد تهرانی، مصطفی؛ ‏سیره نبوی «منطق عملی»، ج‏۳،ص۳۵.


← اطاعت امر کردن


اطاعت نیز که عبارت است از گردن نهادن در برابر اوامر و نواهی مولی، خود یکی از
شؤونشأن به منزلت و مرتبت اجتماعی می گویند ==تعریف شأن== شأن‏ به معنی منزلت و مرتبت اجتماعی و فردی هر انسانی است و در فقه در ابوابی چون زکات و نکاح و غیره بحث شده است مراد از شأن، مقام و منزلت خانوادگى و اجتماعى انسان است که در شرع مقدس بدان توجه ویژه شده است
عبودیتعبودیت، اظهار تذلل و ذلت در برابر ذات اقدس الهی و عبادت خداوند متعال هم نهایت تذلل می‌باشد==مقدمه==برای پی بردن به تاثیر عبادت و نیایش در تهذیب نفوس و پرورش فضائل اخلاقی، قبل از هر چیز باید با مفهوم و حقیقت عبادت آشنا شد
و
بردگیبردگى غلامي يا کنیز بودن را گويند
برای مولی است؛ زیرا اگر مولی را مالک می‏شود، هیچ منظوری ندارد جز اینکه مالک اراده و عمل برده باشد؛ به طوری که برده‏اش اراده نکند مگر آنچه را که مولی اراده می‏کند و هیچ عملی را انجام ندهد مگر آنچه را که مولایش از او بخواهد انجام دهد، پس طاعت مولی نحوه‏ای از عبودیت عبد است.

مقصود از انجام واجبات



مقصود از انجام واجبات، رسیدن به مقام بندگی است، که در سایه‌ی دل سپردن به فرامین و دستورات الهی حاصل می‌شود.

پانویس


 
۱. مولوی محمد أعلی بن علی التهانوی الحنفی، کشاف اصطلاحات الفنون ، تهران ،مکتبه خیام، ۱۹۶۷م، ج۲، ص۱۴۴۶.
۲. فیومی، احمد؛ ‏المصباح المنیر، ص۶۴۸.
۳. مصطفوی‏، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، ج۹، ص۵۹.
۴. دستغیب، عبدالحسین؛ گناهان کبیره، ج۲، ص۱۸۹.
۵. نساء/سوره۴، آیه۶۹.    
۶. حسینی همدانی، سید محمدحسین؛ انوار درخشان، ج۴، ص۱۱۰.
۷. احزاب/سوره۳۳، آیه۷۱.    
۸. المیزان، ترجمه سیدمحمد باقر موسوی همدانی، ج۱۶، ص۵۲۳-۵۲۴.    
۹. الکافی،     ج۲، ص۸۲.
۱۰. آمدی، عبد الواحد؛ تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۱۸۱.
۱۱. ر.ک: خوانساری، آقا جمال‌الدین؛ شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غررالحکم، ج۴، ص۱۴۹.
۱۲. نحل/سوره۱۶، آیه۹۷.    
۱۳. ر.ک: امینی، ابراهیم؛ خودسازی و تزکیه نفس، ص۲۱۶-۲۱۷.
۱۴. صابری یزدی، علیرضا؛ الحکم الزاهرة، ترجمه محمدرضا انصاری محلاتی، ص۷۴۸.
۱۵. آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۱۷۹.
۱۶. مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقه، ص۱۱۲.    
۱۷. مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار شهید مطهری، ج۲۶، ص۵۸.
۱۸. کافی، ج۱، ص۲۵.    
۱۹. کافی، ج۱، ص۲۶.    
۲۰. دلشاد تهرانی، مصطفی؛ ‏سیره نبوی «منطق عملی»، ج‏۳،ص۳۵.
۲۱. ترجمه المیزان ج‌۱۹، ص ۵۱۴.    


منبع



جابری عربلو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامی، ص۱۷۸.
پژوهشکده باقرالعلوم.    



جعبه ابزار