تصوف در اندلس

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تاریخ تصوف و نیز
فلسفهفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
در
اندلساندلس بخشی از شبه جزیره ایبری در جنوب شرقی پرتغال است این منطقه در حاکمیت ۸۰۰ ساله مسلمانان بوده است
با محمد بن عبداللّه جبلی مشهور به ابن مَسَرَّه (متوفی ۳۱۹) شروع می‌شود، اما آسین پالاسیوس مدعی شده که در
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
چهارم در اسپانیا عقاید پریسیلین، که نزدیک به
عرفانشناختی که بر اثر سیر و سلوک و مجاهدت با نفس از دریافت‌های باطنی، به‌دست می‌آید را عرفان گویند
است، رایج بوده و برخی از این عقاید در عرفان ابن مسرّه وجود دارد؛ ازین‌رو، به نظر وی مکتب ابن مسرّه ادامه دهنده مکتب پریسیلین است. 
[۱] هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۰، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳. 



ورود اسلام به اندلس



در سال ۹۲، در زمان
خلافتخلافت، نظام حکومتی مسلمانان پس از وفات پیامبر اسلام و در جایگاه جانشینی آن حضرت، که در طول سیزده قرن اشخاص و خاندانهای متعددی در گستره جهان اسلام خود را مصداق آن معرفی کرده‌اند
ولید بن عبدالملک اموی ،
اندلساندلس بخشی از شبه جزیره ایبری در جنوب شرقی پرتغال است این منطقه در حاکمیت ۸۰۰ ساله مسلمانان بوده است
را فتح کردند و تا ۱۳۸ والیانی از طرف حکومت مرکزی آن‌جا را اداره می‌کردند.
در این دوره هنوز
فرهنگبرای فرهنگ تعاریف مختلفی کرده‌اند، به طور کلی فرهنگ، عبارت است از عقیده، برداشت و تلقی هر انسانی از واقعیات و حقایق عالم و نیز خلقیات فردی و خلقیات اجتماعی و ملی
و
تمدن اسلامیقرآن افزون بر نظام ویژه ای که برای تمدن اسلامی ارائه می‌کند به گونه ای ملموس در جنبه های مختلف دوره های تمدن و زندگی اجتماعی مسلمانان اثرگذار بوده است
در اندلس، بخصوص در زمینه‌های فکری، به مرحله ظهور نرسیده بود.
[۲] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۱، ص۳۵ـ۳۹، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.

با تأسیس حکومت مستقل در اندلس در ۱۳۹ بتدریج حوزه‌های علمی در این سرزمین پدید آمد،
[۳] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۱، ص۲۰۶، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
[۴] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۱، ص۲۱۰ـ۲۱۱، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
[۵] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۱، ص۲۴۵ـ۲۴۶، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
اما تا
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
سوم هنوز علوم عقلی و عرفانی به اندلس راه نیافته بود و بیش‌تر تلاش‌ها متوجه علوم نقلی و
ادبیات عربادبیات عرب در حقیقت به متون نظم و نثری که به زبان عربی نگاشته شده باشد می‌گویند
بود.
از اواخر قرن سوم افکار فلسفی و عرفانی، به رغم سخت‌گیری‌های فرمان‌روایان و علمای دینی اندلس، رشد کرد و تا ششم یعنی دوره
ابن عربیبدون تردید، ابن عربی، یکی از بزرگ ترین عارفان تاریخ است
به اوج خود رسید.
[۶] محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۲۴، تهران ۱۳۵۹ ش.
[۷] محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۲۶، تهران ۱۳۵۹ ش.


تاریخ تصوف اندلس



تاریخ تصوف و نیز فلسفه در اندلس با محمد بن عبداللّه جبلی مشهور به ابن مَسَرَّه (متوفی ۳۱۹) شروع می‌شود، اما آسین پالاسیوس مدعی شده که در قرن چهارم در اسپانیا عقاید پریسیلین، که نزدیک به
عرفانشناختی که بر اثر سیر و سلوک و مجاهدت با نفس از دریافت‌های باطنی، به‌دست می‌آید را عرفان گویند
است، رایج بوده و برخی از این عقاید در عرفان ابن مسرّه وجود دارد؛ ازین‌رو، به نظر وی مکتب ابن مسرّه ادامه دهنده مکتب پریسیلین است.
[۸] هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۰، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.


ابن مسرّه



ابن مسرّه در سفری به سرزمین‌های شرقی اسلام ( مصر و
شامشام یا شامات یکی از مناطق و کشورهایی است که به دست مسلمانان فتح شد و الان یکی از کشورهای اسلامی است
،
حجازحجاز ناحیه‏ای در بخش مرکزی جزیرة العرب است
و
ایرانایران هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت است و مساحت آن یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع است
) باطنیان آن ناحیه را ملاقات و با بعضی مریدان سهل تستری گفتگو کرد و از تعالیم آنان آگاه شد.
وی پس از بازگشت، از مردم کناره‌گیری کرد و در عزلت‌گاه خود، در کنار کوهی در قرطبه ، به تربیت گروه کوچکی از مریدان پرداخت.
با این‌که او در نشر افکار خود سخت محتاط بود، چندی بعد عقایدش از حلقه مریدانش فراتر رفت و به
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
و
الحادعدول از آیین حق و همچنین ارتکاب گناه در مسجد الحرام را اِلحاد می‌گویند و الحاد به مفهوم دوم به مناسبت در باب صلات و حج آمده است
شد.
[۹] هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۰ـ۳۳۱، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.

صرف نظر از گرایش اعتزالیِ ابن مسرّه، بسیاری از مستشرقان او را پیرو فلسفه نوافلاطونی و انباذقلس / امپدوکلس می‌دانند.
[۱۰] آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۲۸ـ۳۲۹، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.

البته در کتاب‌های مهم ابن مسرّه، مانند رساله خواص الحروف و حقائقها و اصولها و هم‌چنین التبصره یا الاعتبار، تأثیرات فلسفه نوافلاطونی و امپدوکلسی چندان آشکار نیست، اما تأثیر باطنیان و هم‌چنین عقاید سهل تستری واضح است.
برخی ابن مسرّه را اهل
بدعتبدعت یا همان تشریع، بنیان نهادن عقیده یا عملی از پیش خود به نام دین است
و
تأویلبرگرداندن لفظ از معنای ظاهری‌اش را تأویل گویند
دانسته و گفته‌اند که سخنانی هم‌چون سخنان ذوالنون مصری و
ابویعقوب نَهرْجوریابویعقوب نهرجوری، از علما و عرفای قرن چهارم می‌باشد
بر زبان رانده
[۱۱] ابن فرضی، تاریخ العلماء الاندلس، ج۲، ص۶۸۷ـ ۶۸۸، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ۱۴۱۰/ ۱۹۸۹.
و برخی هم گفته‌اند که او اهل
زهدزهد، یکی از بارزترین محسنات اخلاقی است و هرکس این صفت را دارا باشد زاهد می‌گویند
و دقت در غوامض اشارات
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
بوده است.
[۱۲] محمد بن فتوح حمیدی، جذوة المقتبس فی تاریخ علماء الاندلس، ج۱، ص۱۰۹ـ۱۱۰، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ۱۴۱۰/ ۱۹۸۹.

در حدود ۳۷۰، قاضی قرطبه به تعقیب پیروان ابن مسرّه پرداخت و بسیاری از مَسَرّیه (پیروان ابن مسرّه) توبه کردند و کتاب‌های آنان نیز سوزانده شد.
[۱۳] احسان عباس، تاریخ الادب الاندلسی: عصر سیادة قرطبة، ج۱، ص۳۲ـ۳۳، عمان ۱۹۹۷.
[۱۴] محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۲۸، تهران ۱۳۵۹ ش.


سلسله ابن مسرّه



مرکز عرفای سلسله ابن مسرّه در بَجّانه (پچینا)، مرکز قرطبه (کوردوبا)، بود.
این مرکز اولین محلّ اجتماع صوفیانه در
اندلساندلس بخشی از شبه جزیره ایبری در جنوب شرقی پرتغال است این منطقه در حاکمیت ۸۰۰ ساله مسلمانان بوده است
محسوب می‌شود.
مهم‌ترین مرید و پیرو ابن مسرّه در قرن پنجم، از نسل دوم پیروان او، اسماعیل بن عبداللّه رُعَینی بود.
او خود را «
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
» می‌نامید و از پیروانش
زکاتزکات صدقه مقدر به اصل شرع می باشد
می‌گرفت.
گفته‌اند که رعینی همه آن‌چه را که در زمین است،
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
می‌دانست، جز آن‌چه قوت لایموت
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
باشد.
[۱۵] ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ج۱، ص۱۵۳، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.
[۱۶] هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۴، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.
[۱۷] محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۲۸، تهران ۱۳۵۹ ش.

مکتب ابن مسرّه تا دو قرن پس از او هم‌چنان تنها مکتب مسلط بر تفکر عارفان اندلسی بود.

روی کار آمدن مرابطون



در فاصله دو قرن تسلط مکتب ابن مسره در اندلس، خلافت اموی در اندلس برافتاد و دولت مرابطون بر سراسر اندلس و مغرب تسلط یافت.

تحول تصوف اندلس




← اندیشه‌های غزالی


در اوایل قرن ششم، با ورود اندیشه‌های ابوحامد غزالی به اندلس، در تصوف اندلسی تحولی پدید آمد و ابوالعباس بن العَریف الصَّنهاجی ، مشهور به
ابن عریفاِبْن‌ِ عَریف‌، ابوالعباس‌ احمد بن‌ محمد بن‌ موسی‌ بن‌ عطاءالله‌ صَنهاجی‌، فقیه‌، محدث‌ و صوفی‌ مشهور اندلسی‌ (۴۸۱- صفر ۵۳۶ق‌/ ۱۰۸۸- سپتامبر ۱۱۴۱م‌)می باشد
(متوفی ۵۳۶)، طریقت جدیدی بر مبنای طریقت ابن مسرّه به وجود آورد.
شهر المِریه، مرکزی برای این صوفیان شد.
بدین ترتیب، افکار ابن مسرّه و و مخصوصاً کتاب
احیاء علوم الدینكتاب احياء علوم الدين در سال ۶۲۰ هجرى در شهر دهلى به فارسى ترجمه و در قرن اخير- به روايت مصحح مصرى كتاب المنقذ من الضلال - به زبانهاى انگليسى و فرانسه و اسپانيايى و چند زبان زنده ديگر نيز برگردانيده شده است
وی محلّ اقبال و توجه محافل عرفانی آن شهر شد.
[۱۸] هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۵، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.


← مخالفت با افکار غزالی


اما در ۵۰۳، دومین امیر مرابطی به
فتوای فتوا عبارت است از خبر دادن از حکم کلی الاهی در موضوعات کلی به استناد دلائل چهار گانه در فقه (کتاب، سنت، عقل و اجماع)، اعم از آن که به صورت خبر القا شود یا به صورت امر
فقیهفقیه به معنای دارنده ملکه استنباط حکم فرعی شرعی از منابع معتبر می‌باشد
قرطبه، احیاء العلوم غزالی را از سراسر مغرب و اندلس جمع آوری کرد و سوزاند.
علما و المریه بشدت با این کار مخالفت کردند.
[۱۹] ابن ابّار، المعجم فی اصحاب القاضی الصدفی، ج۱، ص۲۷۸، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ۱۴۱۰/۱۹۸۹.
[۲۰] عبدالواحد بن علی مراکشی، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ج۱، ص۱۷۲ـ۱۷۳، چاپ محمدسعید عریان، قاهره ۱۳۶۸/ ۱۹۴۹.
[۲۱] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۳۲ـ ۳۵، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.


← تبعید مروجان افکار غزالی


ابن عریف شاگردان بسیاری داشت، از جمله ابوعبداللّه غزال که از مرشدان
ابن عربیبدون تردید، ابن عربی، یکی از بزرگ ترین عارفان تاریخ است
بود
[۲۲] عبدالرحمان بن احمد جامی، نفحات الانس، ج۱، ص۵۳۱، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۷۰ ش.
و ابن بَرَّجان (متوفی ۵۳۶) که در اشبیلیه (سویل) مرید ابن عریف بود.
ابن برّجان نیز شاگردان و مریدان بسیار داشت.
برخی او را غزالی اندلس لقب داده‌اند.
[۲۳] هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۵، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.

حکم‌رانان مرابطی ظاهراً از عواقب سیاسی افکار ابن عریف و ابن برّجان بیم‌ناک شدند و آن دو را به مراکش
تبعیدتبعيد(تَغْريب؛ نَفي بَلَد) يعني بيرون کردن بزهکار از محلّ زندگي يا محلّ ارتکاب بزه و يا محلّ اجراي حد که از آن در باب حدود سخن رفته است
کردند.
[۲۴] ۱۷۰، ویلیام مونتگمری وات، ج۱، ص۱۵۳، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.
[۲۵] هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۵، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.


مکتب ابن عریف



مکتب ابن عریف حاصل تعالیم و افکار ابن مسرّه و غزالی و تأملات شخصی خود اوست.
تأثیر این افکار را می‌توان در طریقت شاذلیه دید.
[۲۶] آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۶۹، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.

از نظر ابن عریف زهد و بی‌نیازی از ماسوی اللّه از منازل صوفیه و از عطایای الاهی است و در سیر تکاملی انسان نقشی اساسی دارد. 
[۲۷] آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۶۹، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵. 


قیام ابن قَسیّ


 
اثر دعوت ابن عریف در انقلاب مریدین علیه مرابطون به رهبری
ابن قَسیّاِبْن‌ِ قَسّی‌، ابوالقاسم‌ احمد بن‌ حسین‌ (مق ۵۴۶ق‌/۱۱۵۱م‌)، فقیه‌، متکلم‌، ادیب‌، شاعر و از مشایخ‌ صوفیه سده ۶ق‌ اندلس می‌باشد‌
نمایان شد.
[۲۸] آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۷۱، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.


← افکار ابن قَسیّ

 
ابوالقاسم احمد بن حسین قسیّ ، معروف به ابن قسیّ (متوفی ۵۴۶)، از شاگردان ابن عریف بود.
وی در روستای جلّه در غرب اندلس مستقر شد و در آن‌جا مریدان بسیار یافت.
[۲۹] ابن ابّار، کتاب الحلة السیراء، ج۲، ص۱۹۷، چاپ حسین منس، قاهره ۱۹۶۳ـ۱۹۶۴.
[۳۰] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۳۱۵، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.

ابن قسیّ به مطالعه کتاب‌های غزالی پرداخت و یاران خود را به خواندن کتاب‌های او و
باطنیهباطنیّه نام دیگر فرقه اسماعیلیه است
و اخوان الصفا سفارش می‌کرد.
[۳۱] ابن ابّار، کتاب الحلة السیراء، ج۲، ص۱۹۷، چاپ حسین منس، قاهره ۱۹۶۳ـ۱۹۶۴.
[۳۲] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۳۱۵، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.


← قیام با لقب المهدی


یاران ابن قسیّ، که روزبروز شمارشان در غرب اندلس فزونی می‌یافت، به « مریدین » معروف شدند.
دولت مرابطون نیز در برابر نهضت عبدالممن موحدی عقب‌نشینی می‌کرد.
ابن قسیّ از فرصت استفاده کرد و در غرب اندلس با
لقبلقب به اسمِ قرار داده شده به عنوان موضوع حکم شرعی اطلاق می‌شود
«المهدی» مردم را به نهضت خود دعوت کرد.
[۳۳] ابن ابّار، کتاب الحلة السیراء، ج۲، ص۱۹۷ـ ۱۹۸، چاپ حسین منس، قاهره ۱۹۶۳ـ۱۹۶۴.
[۳۴] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۳۱۷ـ۳۱۹، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.

نهضت وی ده سال طول کشید.

← پایان کار ابن قسیّ


ابن قسیّ هم زمان با برافتادن دولت مرابطون و شورش‌های متعدد در اندلس، به مراکش رفت و با عبدالممن موحدی دیدار کرد و او را به دخالت در اندلس فراخواند، اما پس از ورود قوای موحدون به اندلس، از اطاعت آنان سر باز زد و با روی آوردن به پادشاه پرتغال، خشم مردم را برانگیخت و بر اثر شورش مردم کشته شد.
[۳۵] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۳۱۷ـ۳۱۹، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
[۳۶] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۳۴۲ـ ۳۴۳، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.


← وجه اهمیت قیام وی


قیام مریدین به رهبری ابن قسیّ، بدان سبب که تنها نمونه پیوند تصوف و
سیاستاصلاح و تدبیر (اداره امور) کشور در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی را سیاست گویند
در اندلس است، اهمیت دارد.
[۳۷] محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۴۸، تهران ۱۳۵۹ ش.


ابومدینِ تِلِمْسانی



اندلس در قرن ششم، بعد از ابن عریف و ابن برّجان و تصفیه شورش مریدین، شاهد ظهور عارف بزرگی به نام ابومَدیَن شُعَیب بن حسین انصاری (متوفی ۵۹۴)، معروف به ابومدینِ تِلِمْسانی یا مغربی ، بود.
ابومدین در
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
از دست عبدالقادر گیلانی
خرقهخرقه، لباس پیراهن‌مانند و جلوبسته‌ای که سالکان به نشانه ورود به طریقت از دست پیر می‌پوشیده‌اند و آداب و ادبیات خاص خود را داشته است
گرفته بود و در بازگشت به اندلس طریقت مَدیَنیه را تأسیس کرد.
[۳۸] احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۷، ص۱۳۶، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۳۹] احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۷، ص۱۳۸، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۴۰] احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۷، ص۱۴۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۴۱] سلیمان سلیم علم الدین، التصوف الاسلامی: تاریخ، ج۱، ص۳۷۷، عقائد، طرق، اعلام، بیروت ۱۹۹۹.

شیوه ابومدین جمع میان طریقت و
شریعتشَریعت به معنی آنچه خداوند متعال براى بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد
بود.
[۴۲] ابن زیات، التشوف الی رجال التصوف، ج۱، ص۳۲۴، چاپ آدولف فور، رباط ۱۹۵۸.

وی استاد ابویعقوب یوسف بن یَخْلَف قمی بود.
ابن عربی در باره او گفته که ابویعقوب متمایل به ملامتیه بوده است.
از دیگر شاگردان ابومدین، عبدالسلام بن مشیش ( ابن مشیش ) استاد ابوالحسن شاذِلی ، شیخ طریقه شاذلیه ، بود.
[۴۳] سلیمان سلیم علم الدین، التصوف الاسلامی: تاریخ، ج۱، ص۳۷۶، عقائد، طرق، اعلام، بیروت ۱۹۹۹.

بدین ترتیب، ابومدین به تأسیس سلسله شاذلیه کمک کرد، شاید به همین سبب است که گاهی او را همراه با شاذلی، مؤسس سلسله شاذلیه می‌دانند.
[۴۴] ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ج۱، ص۱۵۳ـ۱۵۴، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.

ابومدین همچنین استاد ابن عربی بود و ابن عربی در تألیفات خود بسیاری از سخنان و معارف او را آورده است.
[۴۵] عبدالرحمان بن احمد جامی، نفحات الانس، ج۱، ص۵۲۸، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۷۰ ش.


دوران ابن عربی



ابن عربیبدون تردید، ابن عربی، یکی از بزرگ ترین عارفان تاریخ است
بزرگ‌ترین صوفی اندلسی است.

← آمیختگی فلسفه و تصوف


در دوره او
حکمتحکمت مصلحت یا مفسده موجود در فعل است
و
فلسفهفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
رواج داشت و متصوفان اندلس از ابن مسرّه تا ابومدین درصدد آمیختن تصوف و فلسفه بودند، اما هیچ‌کدام به اندازه ابن عربی در این راه توفیق نیافتند.
[۴۶] محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۳۶، تهران ۱۳۵۹ ش.
[۴۷] محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۳۸، تهران ۱۳۵۹ ش.
[۴۸] محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۴۸، تهران ۱۳۵۹ ش.


← دوران ضعف مرابطون


دوران ابن عربی نیز مصادف با ضعف روزافزون دولت مرابطون در اندلس بود.
[۴۹] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۴، ص۲۲۰ـ۲۷۰، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.


← روی کار آمدن موحدون


دولت مرابطون را، که به سبب نفوذ فقیهان مالکی با تصوف میانه‌ای نداشت، موحدون بر انداختند.
دولت موحدوندولت موحدون که بر اساس دیدگاههای خاص توحیدی مؤسس این دولت، به این نام موسوم شده تحت تاثیر ‌اندیشه مهدویت در سال ۵۱۵ هجری بنیان نهاده شد و توانست بیش از یک قرن بر غرب سرزمین‌های اسلامی حکومت کند
با تصوف مخالفت نداشت، حتی گفته می‌شود که مهدی بن تومرت ،
رهبرولایت زعامت یعنی حق رهبری اجتماعی و سیاسی اجتماع نیازمند به رهبر است آن کس که باید زمام امور اجتماع را به دست گیرد و شؤون اجتماعی‏ مردم را اداره کند و مسلط بر مقدرات مردم است " ولی امر مسلمین " است [http://lib۲
موحدون، تحت تأثیر افکار غزالی بوده است.
[۵۰] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۱۶۳، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
[۵۱] ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ج۱، ص۱۴۵ـ۱۴۶، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.
[۵۲] ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ج۱، ص۱۴۸، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.


← دوران رشد تصوف


تصوف در دوران حکومت موحدون دیگر معرفتی حاشیه‌ای یا مورد طعن نبود، بلکه رشته‌ای از معارف بود که بسیاری از اهل ذوق و حتی به فراگیری آن اهتمام می‌ورزیدند.
ابن عربی در اندلس به ملاقات سی تن از عارفان اندلسی، از جمله دو زن عارف به نام‌های ام الزهرا و فاطمه قرطبی ، رفت.
[۵۳] محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۹ـ ۴۵، تهران ۱۳۵۹ ش.

وی در اشبیلیه با ابویحیی صنهاجی ، صالح بربری و ابوعبداللّه شرفی ، سه تن از صوفیانِ ملامتیه، ملاقات کرد و مشرب آنان را ستود.
[۵۴] ابن عربی، الفتوحات المکیة، ج۱، ص۲۰۶، بیروت: دارصادر، (بی تا).

وی شرح احوال آنان را در کتاب روح القدس آورده است.

← مکتب ابن عربی


ابن عربی خود طریقتی بنیان ننهاد، اما مشرب عرفانی او تا به امروز یکی از تأثیرگذارترین مکاتب عرفانی بوده است.

← عقاید ابن عربی در اروپا


عقاید وی در اروپای قرون وسطا ، بویژه در افکار متفکرانی هم‌چون رامون لول (فیلسوف و مبلّغ مسیحی) و دانته، تأثیر گذاشته و گفته شده که دانته کمدی الهی را از روی وصف ابن عربی از
معراجسفر پیامبر اسلام (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) به‌آسمان‌ها و عوالم ملکوت‌ را معراج می‌گویند
نوشته است.
[۵۵] آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۸۶، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.


سلسله سبعینیه




← ابن سبعین


پس از ابن عربی، ابومحمد قطب الدین عبدالحق بن ابراهیم بن محمد بن سبعین معروف به ابن سبعین (متوفی ۶۶۹) بزرگ‌ترین عارف اندلسی قرن هفتم بود.
او از افکار ابن دَهاق ،
عارفعارف درباره شیعه دوازده امامی به‌کار رفته است
و متکلم اندلسی (متوفی ۶۱۱)، تأثیر گرفته بود.
[۵۶] آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۸۶ـ۳۸۷، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.
[۵۷] احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۲، ص۲۰۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

عرفان ابن سبعین با فلسفه آمیخته است.
اشتهار او به فلسفه سبب شد یکی از خلفای موحدی، او را مأمور پاسخ‌گویی به سؤالات فردریک دوم، امپراتور سیسیل، کند.
[۵۸] ابن خطیب، الاحاطة فی اخبار غرناطة، ج۴، ص۳۴، چاپ محمد عبداللّه عنان، قاهره ۱۳۹۳ـ۱۳۹۷/ ۱۹۷۳ـ۱۹۷۷.
[۵۹] ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ج۱، ص۱۵۲، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.


← عدم رواج سبعینیه


پس از ابن سبعین شاگرد وی علی بن عبداللّه نمیری شُشتری (متوفی ۶۶۸)، صوفی و و شاعر اندلسی، تلاش کرد طریقت سبعینیه را در مصر رواج دهد، اما این طریقه نه در مصر نه در
اندلساندلس بخشی از شبه جزیره ایبری در جنوب شرقی پرتغال است این منطقه در حاکمیت ۸۰۰ ساله مسلمانان بوده است
رواج چندانی نیافت.
[۶۰] سمیح زین، الصوفیة فی نظر الاسلام، ج۱، ص۵۴۴، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.


← علل عدم رواج


عقاید این سلسله ، به علت آمیختگی با فلسفه، پیچیده بود.
همچنین سبعینیه ، برخلاف دیگر طریقه‌ها که سلسله خود را به و سایر بزرگان می‌رسانند، کسانی چون هِرمِس ، سقراط ،
ارسطوارسطو «ارسطو»، در سال ۳۸۴ پیش از میلاد در شهر استاگیرا، واقع در مقدونیه که در ۳۰۰ کیلومتری شمال آتن قرار دارد، به دنیا آمد
و
اسکندراسکندر پادشاه نامی مقدونیه و فاتح مشرق زمین، دارای نقش در تاریخ مکه و جزیرة العرب می‌باشد
را در سلسله نَسَب خود آورده بودند.
[۶۱] ابن خطیب، الاحاطة فی اخبار غرناطة، ج۴، ص۲۱۰ـ۲۱۱، چاپ محمد عبداللّه عنان، قاهره ۱۳۹۳ـ۱۳۹۷/ ۱۹۷۳ـ۱۹۷۷.


دوران انتقال




← شروع چنگ‌ها صلیبی


در دوران حکومت موحدون،  مسیحیان جنگ صلیبی با را اعلام کردند و با حملات پیاپی درصدد بیرون راندن آنان بودند.
سرانجام، دو شهر مرسیه و اشبیلیه، که پای‌گاه
فرهنگبرای فرهنگ تعاریف مختلفی کرده‌اند، به طور کلی فرهنگ، عبارت است از عقیده، برداشت و تلقی هر انسانی از واقعیات و حقایق عالم و نیز خلقیات فردی و خلقیات اجتماعی و ملی
و
تمدن اسلامیقرآن افزون بر نظام ویژه ای که برای تمدن اسلامی ارائه می‌کند به گونه ای ملموس در جنبه های مختلف دوره های تمدن و زندگی اجتماعی مسلمانان اثرگذار بوده است
بود، به دست مسیحیان افتاد
[۶۲] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۴، ص۳۳۹ـ ۳۷۴، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
و با انقراض دولت موحدون در ۶۶۸ و بی ثباتی سیاسی در آن سرزمین، بسیاری از اهل علم از اندلس به مغرب رفتند.
اگرچه دولت بنونصر در غرناطه حدود دویست سال در برابر مسیحیان مقاومت کرد، اما بتدریج میراث علمی و فرهنگی اندلس به شمال افریقا منتقل شد.
[۶۳] محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۵، ص۴۳۷ـ ۴۹۶، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.


← شخصیت‌های تصوف این دوره


در این دوره، که می‌توان آن را دوره انتقال نامید، دو شخصیت اندلسی در عرصه تصوف اندلس ظاهر شدند: ابوالعباس احمد بن عمر معروف به ابن عاشر (متوفی ۷۶۵)
[۶۴] احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۵، ص۳۵۴، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۶۵] ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ج۱، ص۱۵۷ـ۱۵۹، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.
و مرید وی، محمد بن ابراهیم رُندی (متوفی ۷۹۲) معروف به ابن عَبَّاد رُندی.
ابن عبّاد
فقیهفقیه به معنای دارنده ملکه استنباط حکم فرعی شرعی از منابع معتبر می‌باشد
و خطیب و صوفی بود و به طریقه شاذلیه گرایش داشت.
[۶۶] احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۵، ص۳۴۱، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۶۷] احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۵، ص۳۴۶، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۶۸] آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۹۰، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.

او به سبب شرحی که بر الحِکَم العطائیه ابن عطاء اللّه اسکندری نوشت و همچنین مکتوباتش،
شهرتشهرت به شيوع نقل روايت و يا استناد حکم به روایت يا فتوايى گفته مي شود
دارد.
[۶۹] ج ۲، ستون ۶۷۵، حاجی خلیفه.
[۷۰] آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۹۰، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.


فهرست منابع



(۱) ابن ابّار، کتاب الحلة السیراء، چاپ حسین منس، قاهره ۱۹۶۳ـ۱۹۶۴.
(۲) ابن ابّار، المعجم فی اصحاب القاضی الصدفی، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ۱۴۱۰/۱۹۸۹.
(۳) ابن خطیب، الاحاطة فی اخبار غرناطة، چاپ محمد عبداللّه عنان، قاهره ۱۳۹۳ـ۱۳۹۷/ ۱۹۷۳ـ۱۹۷۷.
(۴) ابن زیات، التشوف الی رجال التصوف، چاپ آدولف فور، رباط ۱۹۵۸.
(۵) ابن عربی، الفتوحات المکیة، بیروت: دارصادر، (بی تا).
(۶) ابن فرضی، تاریخ العلماء الاندلس، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ۱۴۱۰/ ۱۹۸۹.
(۷) آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.
(۸) عبدالرحمان بن احمد جامی، نفحات الانس، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۹) محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، تهران ۱۳۵۹ ش.
(۱۰) حاجی خلیفه.
(۱۱) محمد بن فتوح حمیدی، جذوة المقتبس فی تاریخ علماء الاندلس، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ۱۴۱۰/ ۱۹۸۹.
(۱۲) سمیح زین، الصوفیة فی نظر الاسلام، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
(۱۳) احسان عباس، تاریخ الادب الاندلسی: عصر سیادة قرطبة، عمان ۱۹۹۷.
(۱۴) سلیمان سلیم علم الدین، التصوف الاسلامی: تاریخ، عقائد، طرق، اعلام، بیروت ۱۹۹۹.
(۱۵) محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
(۱۶) هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.
(۱۷) عبدالواحد بن علی مراکشی، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، چاپ محمدسعید عریان، قاهره ۱۳۶۸/ ۱۹۴۹.
(۱۸) احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
(۱۹) ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.

پانویس


 
۱. هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۰، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳. 
۲. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۱، ص۳۵ـ۳۹، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۳. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۱، ص۲۰۶، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۴. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۱، ص۲۱۰ـ۲۱۱، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۵. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۱، ص۲۴۵ـ۲۴۶، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۶. محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۲۴، تهران ۱۳۵۹ ش.
۷. محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۲۶، تهران ۱۳۵۹ ش.
۸. هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۰، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.
۹. هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۰ـ۳۳۱، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.
۱۰. آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۲۸ـ۳۲۹، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.
۱۱. ابن فرضی، تاریخ العلماء الاندلس، ج۲، ص۶۸۷ـ ۶۸۸، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ۱۴۱۰/ ۱۹۸۹.
۱۲. محمد بن فتوح حمیدی، جذوة المقتبس فی تاریخ علماء الاندلس، ج۱، ص۱۰۹ـ۱۱۰، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ۱۴۱۰/ ۱۹۸۹.
۱۳. احسان عباس، تاریخ الادب الاندلسی: عصر سیادة قرطبة، ج۱، ص۳۲ـ۳۳، عمان ۱۹۹۷.
۱۴. محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۲۸، تهران ۱۳۵۹ ش.
۱۵. ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ج۱، ص۱۵۳، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.
۱۶. هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۴، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.
۱۷. محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۲۸، تهران ۱۳۵۹ ش.
۱۸. هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۵، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.
۱۹. ابن ابّار، المعجم فی اصحاب القاضی الصدفی، ج۱، ص۲۷۸، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ۱۴۱۰/۱۹۸۹.
۲۰. عبدالواحد بن علی مراکشی، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ج۱، ص۱۷۲ـ۱۷۳، چاپ محمدسعید عریان، قاهره ۱۳۶۸/ ۱۹۴۹.
۲۱. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۳۲ـ ۳۵، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۲۲. عبدالرحمان بن احمد جامی، نفحات الانس، ج۱، ص۵۳۱، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۷۰ ش.
۲۳. هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۵، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.
۲۴. ۱۷۰، ویلیام مونتگمری وات، ج۱، ص۱۵۳، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.
۲۵. هانری کور بن، تاریخ الفلسفة الاسلامیة، ج۱، ص۳۳۵، ترجمه نصیر مروه و حسن قبیسی، بیروت ۱۹۸۳.
۲۶. آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۶۹، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.
۲۷. آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۶۹، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵. 
۲۸. آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۷۱، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.
۲۹. ابن ابّار، کتاب الحلة السیراء، ج۲، ص۱۹۷، چاپ حسین منس، قاهره ۱۹۶۳ـ۱۹۶۴.
۳۰. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۳۱۵، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۳۱. ابن ابّار، کتاب الحلة السیراء، ج۲، ص۱۹۷، چاپ حسین منس، قاهره ۱۹۶۳ـ۱۹۶۴.
۳۲. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۳۱۵، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۳۳. ابن ابّار، کتاب الحلة السیراء، ج۲، ص۱۹۷ـ ۱۹۸، چاپ حسین منس، قاهره ۱۹۶۳ـ۱۹۶۴.
۳۴. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۳۱۷ـ۳۱۹، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۳۵. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۳۱۷ـ۳۱۹، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۳۶. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۳۴۲ـ ۳۴۳، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۳۷. محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۴۸، تهران ۱۳۵۹ ش.
۳۸. احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۷، ص۱۳۶، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۳۹. احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۷، ص۱۳۸، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۴۰. احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۷، ص۱۴۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۴۱. سلیمان سلیم علم الدین، التصوف الاسلامی: تاریخ، ج۱، ص۳۷۷، عقائد، طرق، اعلام، بیروت ۱۹۹۹.
۴۲. ابن زیات، التشوف الی رجال التصوف، ج۱، ص۳۲۴، چاپ آدولف فور، رباط ۱۹۵۸.
۴۳. سلیمان سلیم علم الدین، التصوف الاسلامی: تاریخ، ج۱، ص۳۷۶، عقائد، طرق، اعلام، بیروت ۱۹۹۹.
۴۴. ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ج۱، ص۱۵۳ـ۱۵۴، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.
۴۵. عبدالرحمان بن احمد جامی، نفحات الانس، ج۱، ص۵۲۸، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۷۰ ش.
۴۶. محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۳۶، تهران ۱۳۵۹ ش.
۴۷. محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۳۸، تهران ۱۳۵۹ ش.
۴۸. محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۴۸، تهران ۱۳۵۹ ش.
۴۹. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۴، ص۲۲۰ـ۲۷۰، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۵۰. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۳، ص۱۶۳، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۵۱. ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ج۱، ص۱۴۵ـ۱۴۶، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.
۵۲. ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ج۱، ص۱۴۸، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.
۵۳. محسن جهانگیری، محیی الدین بن عربی: چهره برجسته عرفان اسلامی، ج۱، ص۱۹ـ ۴۵، تهران ۱۳۵۹ ش.
۵۴. ابن عربی، الفتوحات المکیة، ج۱، ص۲۰۶، بیروت: دارصادر، (بی تا).
۵۵. آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۸۶، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.
۵۶. آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۸۶ـ۳۸۷، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.
۵۷. احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۲، ص۲۰۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۵۸. ابن خطیب، الاحاطة فی اخبار غرناطة، ج۴، ص۳۴، چاپ محمد عبداللّه عنان، قاهره ۱۳۹۳ـ۱۳۹۷/ ۱۹۷۳ـ۱۹۷۷.
۵۹. ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ج۱، ص۱۵۲، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.
۶۰. سمیح زین، الصوفیة فی نظر الاسلام، ج۱، ص۵۴۴، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
۶۱. ابن خطیب، الاحاطة فی اخبار غرناطة، ج۴، ص۲۱۰ـ۲۱۱، چاپ محمد عبداللّه عنان، قاهره ۱۳۹۳ـ۱۳۹۷/ ۱۹۷۳ـ۱۹۷۷.
۶۲. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۴، ص۳۳۹ـ ۳۷۴، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۶۳. محمدعبداللّه عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ج۵، ص۴۳۷ـ ۴۹۶، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱ ش.
۶۴. احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۵، ص۳۵۴، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۶۵. ویلیام مونتگمری وات، فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة، ج۱، ص۱۵۷ـ۱۵۹، ترجمه محمدرضا مصری، بیروت ۱۹۹۴.
۶۶. احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۵، ص۳۴۱، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۶۷. احمد بن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۵، ص۳۴۶، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۶۸. آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۹۰، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.
۶۹. ج ۲، ستون ۶۷۵، حاجی خلیفه.
۷۰. آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ج۱، ص۳۹۰، نقله عن الاسپانیة حسین منس، قاهره ۱۹۵۵.


منبع



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تصوف در اندلس»، شماره۳۵۸۹.    



جعبه ابزار