تغییرات قانون اساسی در دوره پهلوی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اولین تجدید نظر قانون اساسی در زمان پهلوی در پی کودتای سال ۱۲۹۹ (ه. ش) و انقراض سلسله قاجار و روی کار آمدن رضاخان پهلوی به وقوع پیوست، و هرگونه تجدید نظر بعدی در قانون اساسی و متمم آن برای افزایش اختیارات شاه و دربار صورت گرفته است.


اولین تجدید نظر قانون اساسی

[ویرایش]

علل اولین تجدید نظر قانون اساسی زمان پهلوی (دومین تجدید نظر قانون اساسی مشروطیت) در پی کودتای سال ۱۲۹۹ (ه. ش) و انقراض سلسله قاجار و روی کار آمدن رضاخان پهلوی به وقوع پیوست.

← زمینه‌های داخلی


اگر چه محمدعلی شاه قاجار، پس از مخالفت‌ها و کارشکنی‌های متعددی، که بر سر راه تصویب قانون اساسی می‌نمود، نهایتا در اثر فشار مردم مجبور شد، بر آن صحه بگذارد؛ اما خوی استبدادی و اوهامی‌که سلطنت ۵۰ ساله دوره ناصری برای این شاه انحصار طلب تداعی می‌کرد، به او اجازه نمی‌داد که نسبت به میثاقی که بین حکومت و مردم برقرار شده بود (قانون اساسی مشروطیت) وفادار بماند؛ لذا در مدت کوتاهی، به‌ اندک بهانه‌ای در صدد سرکوبی مشروطه‌خواهان برآمد. با ترور شخصیت‌های سیاسی و قتل و کشتار مردم در اقدامی‌ مذبوحانه، مجلس شورای ملی را به توپ بست. جو پرشور و انقلابی ایران آن روز و مردم خسته و دل‌زده از استبداد، تاب تحمل چنین ستم‌هایی را نداشتند. در نتیجه با بر افروختن شعله‌ی خشم ملت، قیام مسلحانه‌ای از شهرهای مختلف کشور به سوی تهران برخاست. با برکناری شاه مغرور قاجار، سلطنت را از کف او برگرفتند و از کشور اخراجش نمودند. شاید از همین جا بود که زمینه انقراض سلسله قاجار به تدریج فراهم شد.
[۱] زرنگ، محمد، سرگذشت قانون اساسی، ص۱۱۷، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.


← زمینه خارجی


دولت‌های خارجی‌ای که تحصیل منافع خویش و سلطه بر مقررات ایران را در فضای آشفته و ناامن ممکن نمی‌دانستند؛ به این نتیجه رسیدند، که باید چاره‌ای‌اندیشید. بالاخره این انگلیس بود که برنده این عرصه شد و با طراحی و اجرای کودتای اسفند ۱۲۹۹ و به قدرت رساندن رضاخان، فصل جدیدی در تاریخ ایران گشود. رضاخان که با عنوان سردار سپه، عنصر نظامی‌ـ عملیاتی کودتا بود. از همان آغاز معلوم بود که سکان قدرت و حکومت در ایران را به دست خواهد گرفت؛ اما با کمی‌ صبر و حوصله، او که با عنوان سردار سپه‌ی وارد عرصه سیاست شد، پله‌های ترقی را با وزارت جنگ، رییس‌الوزرایی و فرمان‌دهی کل قشون طی کرد، تا این که سلطان تاج‌دار ایران شد. این روند که پنج سال به طول انجامید در «آذرماه ۱۳۰۴» به نقطه پایان رسید. یعنی زمانی که قانون اساسی مورد بازنگری قرار گرفت و سلطنت به نام رضاخان و اعقاب ذکور او کلید خورد.

← علل حقوقی


تنها نکته حقوقی که در این بازنگری قابل گفتگو است، روند بازنگری و مبنای آن است. در قانون اساسی مشروطه و متمم آن هیچ اشاره‌ای به موضوع بازنگری نشده بود؛ دلیل آن هم این بود که مشروطه‌خواهان نگران بودند که مبادا در آینده، مستبدین به بهانه‌ی بازنگری مبانی و اصول مشروطه را متزلزل سازند. به این ترتیب با تمام آمادگی‌های سیاسی و اجتماعی، برای تغییر سلطنت یک مانع بزرگ بر سر راه بود و آن این که اصل سی و ششم متمم قانون اساسی سلطنت مشروطه ایران را در شخص محمدعلی شاه قاجار و اعقاب وی نسلا بعد نسل برقرار کرده بود؛ ولی این موضوع به ظاهر مشکل، نمی‌توانست، مانع کار باشد؛ زیرا عناوین (مصالح عالیه مملکت ایران) و (سعادت ملت ایران) کافی بود؛ تا هر تصمیم و اقدامی‌ را توجیه کند. به ویژه آن‌که مهم‌ترین سنگر مشروطیت یعنی مجلس پنجم شورای ملی، خود پیشگام این حرکت بود و نسل جدید روشنفکران و متجددین نیز پای علم سردار سپه گرد آمده بودند.
[۲] مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ج۳، ص۳۸۷، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۶۶.

روزنامه‌ها نیز منادی نجات و ترقی ملت در سایه سلطنت رضاخان بود. خلاصه آن‌که دیگر مخالفی در میدان نبود و همه چیز مهیا بود. پس قانون اساسی ‌نتوانست مانعی باشد.
در نخستین گام به موجب ماده واحده‌ای که به تصویب مجلس رسید، به نام سعادت ملت ایران و به دلیل شایستگی و کاردانی سردار سپه انقراض سلسله قاجاریه اعلام و حکومت موقت در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه‌ی مملکتی به شخص رضاخان پهلوی واگذار شد. و تغییر اصول ۳۶، ۳۷، ۳۸، ۴۰ قانون اساسی برای تعیین حکومت قطعی به نظر مجلس موسسان موکول گردید.
[۳] قاسم زاده، قاسم، حقوق اساسی، ص۴۰۷، تهران، چاپخانه دانشگاه تهران، ۱۳۴۴.

تعیین حکومت قطعی به نظر و تصمیم مجلس موسسان موکول گردید. مخالفت نمایندگانی هم چون مصدق و ملک‌الشعرای بهار و تقی‌زاده هیچ اثری نداشت.
[۴] مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ج۳، ص۴۲۰، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۶۶.

بالاخره مجلس موسسان در پانزدهم آذرماه ۱۳۰۴ با نطق رضاخان آغاز به کارکرد و اصول ۳۶، ۳۷، ۳۸ متمم قانون اساسی را بازنگری کرد. به موجب اصل ۳۶ جدید، سلطنت مشروطه ایران، از طرف ملت به وسیله مجلس موسسان به رضاشاه پهلوی تفویض شد که در اعقاب ذکور وی نسلا بعد نسل تداوم خواهد داشت. اصل ۳۷ نیز ولایت عهدی را متعلق به پسر بزرگ پادشاه که مادرش ایرانی‌ الاصل باشد، دانست. و بلاخره اصل ۳۸ سن ولی‌عهدی، برای انتقال سلطنت را ۲۰ سال اعلام کرد که اگر به این سن نرسیده باشد، نایب‌السلطنه‌ای، غیر از خانواده‌ی قاجار از طرف مجلس برای او انتخاب خواهد شد. ملاحظه شد که کارکرد اولین بازنگری در قانون اساسی چیزی غیر از انتقال سلطنت به خاندان پهلوی نبود.

تجدیدنظر دوم قانون اساسی

[ویرایش]

تجدیدنظر دوم (اعطای حق انحلال مجلس به شاه و الحاق اصل تجدید نظر)
با شروع جنگ جهانی دوم و سقوط رضاخان فرزند او محمدرضا بر تخت سلطنت جلوس کرد؛ اما شاه جدید، نه مانند پدر قزاق بود و نه هیبت و هیمنه پدر را داشت. این امر، سبب شد که او در عمل شاه ناتوانی باشد که در عرصه سیاست و مدیریت کشور حضور کم‌رنگ و بی‌رونقی داشته باشد. با فروکش کردن بحران و مشکلات ناشی از جنگ و اشغال ایران و عادی شدن روند امور، شاه جوان که اینک در آستانه ۳۰ سالگی بود، تصمیم گرفت حضور خود در عرصه سیاسیت و اداره کشور را رونق بخشد و نقش آفرینی دیگر نهادهای حکومت هم‌چون مجلس را محدود کند.

← علل و زمینه‌های داخلی


بعد از شهریور ۱۳۲۰ در کشور منازعات سیاسی زیادی بر سر قدرت، در گرفت که عمدتا رقبای این منازعات عبارت بودند از، مجلس شورای ملی، قوه مجریه، دربار، افراد قدرتمند و متنفذی، هم‌چون قوام‌السلطنه و مصدق. .. و سفارتخانه‌های خارجی.
[۵] جعفری ندوشن، علی اکبر، تهران، ص۱۰۷، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲.
به جز زمینه‌های سیاسی داخلی که به تدریج موجب تجدید نظر قانون اساسی در سال ۱۳۲۸ گردید. پاره‌ای حوادث و رویدادها نیز اراده شاه را در تصمیم خود، در بازنگری قانون اساسی را محکم‌تر کرد. ترور ناموفق شاه، در بهمن ۱۳۲۷ به هنگام بازدید وی، از دانشگاه تهران مهم‌ترین رویداد از این دست بود. از هیمن جا بود، که پروژه بازنگری در قانون اساسی کلید خورد.
[۶] زرنگ، محمد، سرگذشت قانون اساسی، ص۱۲۱، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.


← تشریفات بازنگری


در تاریخ نهم اسفند ماه سال ۱۳۲۷ با پیشنهاد دولت، شاه فرمان انتخابات مجلس موسسان را صادر کرد و سپس نخست وزیر، بی‌درنگ در جلسه‌ی علنی مجلس حضور یافت و علل تشکیل مجلس موسسان را به اطلاع نمایندگان مجلس رسانید.
[۷] مهدی نیا، نخست وزیران ایران، زندگی عبدالحسن هژیر، ص۱۴۲، تهران، ۱۳۷۴.

۱. تجدید نظر و تکمیل اصل ۴۸ قانون اساسی
۲. تنظیم و تصویب اصل جدیدی به منظور تعیین طرحی برای تجدید نظر در اصل قانون اساسی و متمم آن
۳. تجدید نظر در اصل ۴۴ قانون اساسی.
بالاخره، مجلس موسسان در شرایط اضطراری و با ترتیب خاصی تشکیل شد.
[۸] جامی، گذشته چراغ راه آینده، ص۱۹۲-۱۹۳، گروهی از نویسندگان، انتشارات جامی.

محمدرضا شاه در نطق خود این کار را خدمت ملی خواند و به طور مشروح از علل تشکیل مجلس موسسان سخن راند: «در این هنگام که ملت ایران به نیت اصلاح و تکمیل قانون اساسی، نمایندگان برگزیده‌ی خود را به این مجمع گسیل داشته است، لازم می‌دانم آقایان را به اهمیت وظیفه‌ی سنگینی که بر دوش آنان است متوجه سازیم.... علت‌العلل بروز این معایب، همان عدم رعایت اصل تعادل قوای ثلاثه‌ی کشور است...» .
[۹] مجموعه نطق‌ها و پیام‌ها، مصاحبه‌های اعلی حضرت همایون محمدرضاشاه پهلوی از ۱۳۲۰-۱۳۴۰، ص۱۴۳، انتشارات کیهان، تهران، بی‌تا.


← نتیجه بازنگری


به این ترتیب که شاه در نتیجه بازنگری، حق انحلال مجلسین را پیدا می‌کرد و مجلس که تا آن زمان مهم‌ترین سنگر مشروطیت بود، استقلال و اقتدار خود را از دست داد؛
[۱۰] قانون اساسی و متتم آن، بهمن ۱۳۳۰، اداره مطبوعات و اصلاعات، ص۱۸.
به این ترتیب شاه به یکی از حقوق سلطنت خود دست یافت. دیگر مجلس نمی‌توانست در برابر شاه و خواسته‌های دربار مقاومت کند؛ زیرا ممکن است در هر زمانی با خطر انحلال مواجه شود.
[۱۱] زرنگ، محمد، سرگذشت قانون اساسی، ص۱۲۲، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.


تجدید نظر سوم قانون اساسی

[ویرایش]

تجدید نظر سوم (افزایش مدت نمایندگی مجلس شورای ملی ـ اعطای حقوق وتو ـ مصوبات مالی مجلس)
بنا به مفاد بخش آخر اصل الحاقی به قانون اساسی در سال ۱۳۲۸ اصول ۴، ۵، ۶، ۷ قانون اساسی و تفسیر اصل هفتم و هم‌چنین اصل ۸ قانون اساسی و اصل ۴۹ متمم که با توجه به سابقه و قوانینی که نسبت به بعضی از این اصول وضع شده، می‌بایست توسط مجلسی واحد، مرکب از اعضای مجلسین شورای ملی و سنا مورد تجدید نظر قرار گیرد. سرانجام به دستور محمدرضاشاه این مجلس در تاریخ ۱۷/۲/۱۳۳۶ افتتاح شد و بعد از افتتاح، کمیسیونی مرکب از ۲۴ نفر را مامور رسیدگی به اصل الحاقی و تجدیدنظر در اصول مذکور در آن و اعلام گزارش آن به مجلس واحد نمود.

← بازنگری چند اصل


کنگره در ۳ جلسه، اصول ۴، ۵، ۶، ۷ واصل ۴۹ را مورد بازنگری قرار داد.

←← اصل چهارم


اصل چهارم سابق: عده‌ی انتخاب شوندگان به موجب انتخاب نامه‌ی علی‌حده از برای تهران و ایلات فعلا ۱۶۲ نفر معین شده است و بر حسب ضرورت عده‌ی مزبور تزاید تواند یافت الی ۲۰۰ نفر.
اصل چهارم اصلاحی (۱۳۳۶):
عده‌ی نمایندگان مجلس شورای ملی برای پایتخت و شهرستان‌ها ۲۰۰ نفر خواهد بود و پس از هر ده سال در صورت ازدیاد، جمعیت کشور در هر حوزه‌ی انتخابیه، طبق آمار رسمی‌ به نسبت هر صد هزار نفر، یک نفر اضافه خواهد شد. حوزه بندی به موجب قانون علی‌حده به عمل خواهد آمد.

←← اصل پنجم


اصل پنجم سابق: منتخبین از برای ۲ سال تمام انتخاب می‌شوند
اصل پنجم اصلاحی (۱۳۳۶): دوره نمایندگی مجلس شورای ملی ۴ سال تمام است و شامل دوره نوزدهم نیز می‌باشد.
[۱۲] بهنود، مسعود، نخست وزیران ایران، تهران، جاودان، ۷۱، ص۴۲۸.


←← اصل ششم


اصل ششم سابق: منتخبین تهران لدی الحضور حق انعقاد مجلس را داشته، مشغول مباحثه و مذاکره می‌شوند. رای ایشان در مدت غیبت منتخبین ولایات به اکثریت مناط اعتبار و اجرا است.
[۱۳] قانون اساسی و متتم آن، بهمن ۱۳۳۰، اداره مطبوعات و اصلاعات، ص۳.

اصل ششم اصلاحی (۱۳۳۶): پس از آنکه دو ثلث نمایندگان مجلس شورای ملی در پایتخت حاضر شدند مجلس منعقد می‌شوند.

←← اصل هفتم


اصل هفتم سابق: در موقع شروع به مذاکرات باید اقلا دو ثلث، از اعضای مجلس حاضر باشند و هنگام تحصیل رای، سه ربع از اعضا باید حاضر بوده و اکثریت آرا وقتی حاصل می‌شود که بیش از نصف حضار مجلس رای بدهند.
اصل هفتم اصلاحی (۱۳۳۶): مجلس می‌تواند با هر عده‌ای که در جلسه حاضر باشند مذاکرات را شروع نماید. لکن برای اخذ رای، حضور بیش از نصف نمایندگان حاضر در مرکز لازم است و اکثریت آرا وقتی حاصل می‌شود که بیش از نصف حاضر در جلسه به رد یا قبول موضوع رای بدهند.

←← اصل ۴۹


اصل ۴۹ سابق متمم قانون اساسی: صدور فرامین و احکام برای اجرای قوانین از حقوق پادشاه است، بدون اینکه هرگز اجرای آن قوانین را تعویق یا توقیف نماید.
اصل ۴۹ متمم قانون اساسی اصلاحی (۱۳۳۶): صدور فرامین و احکام برای اجرای قوانین از حقوق پادشاه است، بدون این که هرگز اجرای آن قوانین را تعویق یا توقیف نماید. در قوانین راجع به امور مالیه‌ی مملکت که از مختصات مجلس شورای ملی است چنان چه اعلی‌حضرت پادشاه، تجدید نظر لازم بدانند، برای رسیدگی مجدد به مجلس شورای ملی ارجاع می‌نمایند. در صورتی که مجلس شورای ملی به اکثریت سه ربع از حاضرین در مرکز، نظر سابق مجلس را تایید نمود اعلی حضرت شاهنشاه قانون را توشیح (امضا) خواهد فرمود.
[۱۴] جعفری ندوشن، علی اکبر، تهران، ص۱۷۹، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲.

و بدین سان یک بار دیگر قانون اساسی مشروطه به ترتیبی که گذشت دست‌خوش تغییراتی شد که منظور از آن تحکیم و توسعه اقتدار و اختیارات شاه بود.

آخرین تغییر

[ویرایش]

(تغییرقانون اساسی و نیابت فرح به سلطنت)
از جمله اقداماتی که در زمان صدرات هویدا برای تحکیم رژیم و توسعه دیکتاتوری شاه در منطقه صورت گرفت. مسئله تغییر قانون اساسی و رسیدن فرح به نیابت سلطنت بود. این واقعه به دنبال یک سری حوادثی بود که شاه ایران را نسبت به خطرات احتمالی نگران می‌ساخت. ترور حسنعلی منصور نخست وزیر پیشین و بروز آشوب و درگیری در شهرهای مختلف در پی ماجرای کاپیتولاسیون و سپس ترور نافرجام شاه در کاخ مرمر همه و همه دست به دست هم داد. تا سرانجام لزوم تغییر قانون اساسی و قانون انتخابات مجلس موسسان، از تصویب مجلس ۲۱ گذشت. در این زمان که حدود ۲۵ سال از سلطنت شاه می‌گذشت، حدود ۲۵ کابینه نیز تشکیل شد. شاه تا این دوره دوران بی‌ثبات و متزلزلی را پشت سر گذراند، دو جرقه آتش در دوره سلطنت وی، باعث شده بود تا پیش از پیش به فکر چاره جویی افتاده و حکومت استبدادی خویش را محکم کند.
شاه که در سال‌های گذشته برای تحکیم سلطنت و شخص خود چندین بار قانون اساسی را تغییر داده بود. اکنون برای جانشینی خود تصمیمی‌ اتخاذ کرده بود. او می‌خواست برای شهبانو و ولیعهد نیز مقامی‌ در قانون اساسی پیدا کند؛ لذا در ۲۱ و ۲۲ اسفند سال ۴۵ قانون تشکیل مجلس موسسان از مجلسین گذشت و سرانجام در سال ۴۶ قبل از مراسم تاجگذاری اصول۳۸، ۴۱، ۴۲ متمم قانون اساسی تغییر پیدا کرد.
[۱۵] مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲، ص۱۴۶، قم، حوزه.

بدین ترتیب بر اساس قانون جدید مقرر گردید که:
۱. ولیعهد وقتی می‌تواند شخصا امور سلطنت را متصدی شود که دارای ۲۰ سال تمام شمسی باشد.
۲. اگر به هنگام مرگ پادشاه، ولیعهد به سن قانونی نرسیده باشد، شهبانو بلافاصله جای او را می‌گیرد، دیگر اینکه شاه شخص دیگری را به عنوان نایب‌السلطنه انتخاب کرده باشد.
۳. در صورت فوت یا کناره‌گیری نایب‌السلطنه شورای نیابت سلطنت از طرف مجلسین از غیر خانواده قاجار تشکیل شود.
۴. وظایف نایب‌السلطنه با مشورت شورایی مرکب از نخست وزیر و روسای مجلسین و رییس دیوان عالی کشور و افراد دیگر انجام گیرد.
۵. نایب‌السلطنه از رسیدن به مقام سلطنت ممنوع می‌باشد.
[۱۶] فرهنگ قهرمانی، عطاالله، قانون اساسی، اصلاحات و سیر تکامل آن، ص۹۱، مهرماه ۲۵۳۶


پانویس

[ویرایش]
 
۱. زرنگ، محمد، سرگذشت قانون اساسی، ص۱۱۷، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
۲. مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ج۳، ص۳۸۷، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۶۶.
۳. قاسم زاده، قاسم، حقوق اساسی، ص۴۰۷، تهران، چاپخانه دانشگاه تهران، ۱۳۴۴.
۴. مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ج۳، ص۴۲۰، تهران، علمی، چاپ دوم، ۱۳۶۶.
۵. جعفری ندوشن، علی اکبر، تهران، ص۱۰۷، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲.
۶. زرنگ، محمد، سرگذشت قانون اساسی، ص۱۲۱، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
۷. مهدی نیا، نخست وزیران ایران، زندگی عبدالحسن هژیر، ص۱۴۲، تهران، ۱۳۷۴.
۸. جامی، گذشته چراغ راه آینده، ص۱۹۲-۱۹۳، گروهی از نویسندگان، انتشارات جامی.
۹. مجموعه نطق‌ها و پیام‌ها، مصاحبه‌های اعلی حضرت همایون محمدرضاشاه پهلوی از ۱۳۲۰-۱۳۴۰، ص۱۴۳، انتشارات کیهان، تهران، بی‌تا.
۱۰. قانون اساسی و متتم آن، بهمن ۱۳۳۰، اداره مطبوعات و اصلاعات، ص۱۸.
۱۱. زرنگ، محمد، سرگذشت قانون اساسی، ص۱۲۲، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
۱۲. بهنود، مسعود، نخست وزیران ایران، تهران، جاودان، ۷۱، ص۴۲۸.
۱۳. قانون اساسی و متتم آن، بهمن ۱۳۳۰، اداره مطبوعات و اصلاعات، ص۳.
۱۴. جعفری ندوشن، علی اکبر، تهران، ص۱۷۹، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲.
۱۵. مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲، ص۱۴۶، قم، حوزه.
۱۶. فرهنگ قهرمانی، عطاالله، قانون اساسی، اصلاحات و سیر تکامل آن، ص۹۱، مهرماه ۲۵۳۶


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله « تغییرات قانون اساسی در دوره پهلوی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۴/۱۰.    



جعبه ابزار