دشنام

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



به سب، ناسزا و فحش دشنام گفته می‌شود و از احکام دشنام در بابهاى طهارت، تجارت و حدود سخن گفته‏اند.


معنای دشنام

[ویرایش]

دشنام نام یا نسبت زشتى است که هنگام ناراحتى و تنفر از کسى به او داده مى‏شود. بنابراین، کلماتى که مفاد آنها هتک و اهانت به دیگرى است، مصداق دشنام یا سبّ به شمار مى‏روند، مانند قذف (نسبت زنا یا لواط دادن به کسى) و کسى را با لقب زشت خواندن، از قبیل فاسق، پست، نجس، سگ و خوک.
[۱] مصباح الفقاهة، ج۱، ص۲۸۰.


دشنام دادن به مسلمان

[ویرایش]

دشنام دادن به مسلمان حرام است، مگر آنکه طرف به سبب بدعت گذارى یا تظاهر به کارهاى خلاف شرع مستحق آن باشد.

دشنام دادن به کافر

[ویرایش]

سب کفار و مخالفان جایز است، لیکن قذف آنان جایز نیست.

آثاردشنام

[ویرایش]

دشنام بر حسب نوع آن و فرد دشنام داده شده داراى آثار متفاوتى است، از آن جمله: حد، تعزیر و تأدیب، کفر و نجاست، قتل.

← حدّ دشنام در قالب قذف


دشنام دادن به مسلمان در قالب قذف، موجب ثبوت حدّ قذف (هشتاد تازیانه) است.

← دشنام به غیرقذف به مسلمان و به قذف به غیرمسلمان


دشنام دادن به مسلمان به غیر قذف و نیز غیرمسلمان در قالب قذف موجب ثبوت تعزیر است.
بنابر مشهور، در سبّ کفار نسبت به یکدیگر، تعزیر ثابت نیست، مگر آنکه بیم فتنه باشد، که در این صورت، امام هرگونه صلاح بداند مانع پیدایش فتنه مى‏شود.

←← حکم دشنام کودکان


هرگاه کودکان ممیز یکدیگر را دشنام دهند، ادب مى‏شوند.

← کفر و نجاست


سبّ پیامبر اعظم صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله یا یکى از اهل بیت آن حضرت در صورتى که از روى عداوت و دشمنى باشد، موجب کفر و نجاست سبّ کننده مى‏شود و او مصداق ناصبی خواهد بود؛ لیکن اگر از روى عداوت نباشد، در اینکه چنین اثرى بر آن مترتّب مى‏شود یا نه اختلاف است.

← قتل سب کننده


کشتن سبّ کننده پیامبر صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله یا یکى از امامان معصوم علیه‌السّلام و یا حضرت فاطمه سلام‌اللَّه‌علیها واجب است؛ نیز کشتن او براى شنونده سبّ در صورت توانایى و ایمن بودن از ضرر، جایز، بلکه واجب است، و بنابر مشهور، نیازى به اذن حاکم شرع نیست. به تصریح برخى، حکم سبّ سایر پیامبران نیز همین است،
[۱۷] إصباح الشیعة، ص۵۲۰.
بلکه بعضى قدما بر آن ادعاى اجماع کرده‏اند.
بنابر تصریح برخى، کسى که مادر رسول خدا صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله یا امامان معصوم علیهم‌السّلام را سبّ به قذف کند مرتد است و کشته مى‏شود.
[۲۳] الدرّ المنضود (فقعانى)، ص۳۰۳.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. مصباح الفقاهة، ج۱، ص۲۸۰.
۲. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۴۱۲.    
۳. جواهر الکلام ج۲۲، ص۶۱-۶۲.    
۴. کتاب المکاسب ج۲، ص۱۱۸-۱۱۹.    
۵. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۴۲۹.    
۶. المقنعة، ص۷۹۶.    
۷. النهایة، ص۷۲۸.    
۸. مسالک الافهام، ج۱۴، ص۴۳۳.    
۹. تحریر الوسیلة، ج۲، ص۴۷۴.    
۱۰. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۴۳۱-۴۳۲.    
۱۱. المقنعة ص۷۹۸.    
۱۲. جواهر الکلام، ج۶، ص۵۵-۵۶.    
۱۳. العروة الوثقی، ج۱، ص۱۴۶.    
۱۴. التنقیح (الطهارة)، ج۲، ص۸۷.    
۱۵. الروضة البهیة، ج۹، ص۱۹۴-۱۹۵.    
۱۶. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۴۳۲-۴۳۹.    
۱۷. إصباح الشیعة، ص۵۲۰.
۱۸. جامع الخلاف و الوفاق، ص۵۸۸.    
۱۹. مسالک الافهام، ج۱۴، ص۴۵۳.    
۲۰. غنیة النزوع، ص۴۲۸.    
۲۱. تحریرالاحکام، ج۵، ص۴۱۰.    
۲۲. اللمعة الدمشقیة، ص۲۴۱.    
۲۳. الدرّ المنضود (فقعانى)، ص۳۰۳.


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، ج۳، ص۶۱۸-۶۱۹.    

رده‌های این صفحه : تجارت | حدود | طهارت | فقه




جعبه ابزار