سیاه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



سیاه نام یکی از رنگ‌ها می‌باشد که از
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
آن در ‏بابهاى ، ،
حجحج یکی از فروع دین است
،
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
و
دیاتدیات اموال ثابت بر ذمه انسان به سبب جنایت بر انسان آزاد می‌باشد
سخن گفته‏اند.


معنای سیاه



سیاه از رنگ‌ها بوده و مقابل آن
سفیدسفید یکی از رنگ‌ها می‌باشد که در به مناسبت در ابواب مختلف فقه از آن سخن گفته شده است
می‌باشد.

احکام رنگ سیاه




← کفن کردن مرده با پارچه سیاه


کفن« كَفْنْ » در لغت به معناي نشاندن و مستور كردن چيزي است و در اصطلاح فقهاء به شيوه و ترتيب خاصي كه میت مسلمان را مي‌پوشانند، گفته مي‌شود
کردن مرده با پارچه سیاه و نیز نوشتن کفن با جوهر سیاه
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است.

← رنگ کردن مو با رنگ سیاه


رنگ کردن موهاى سر و
صورتصورت، چهره شکل و هیئت پدیده‌ها است
با رنگ مشکى است.

← پوشیدن لباس سیاه


پوشیدن لباس سیاه، بویژه در
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است. کفش،
کسارویداد کساء یکی از مهمترین حوادث روشنگر تاریخ زندگی پیامبر(ص) در جهت معرفی پیشوایان و راهنمایان امت اسلام و یکی از نقاط روشن و بر جسته خصائص و فضایل اهل بیت گرامی ایشان است
(عبا،
چادرچادُر (در متون‌ ادبی‌ قدیم‌: چادَر)، نوعی‌ پوشش‌ زنانه‌ که‌ سر تا پا را فرا می‌گیرد و بهتر است در هر حال- اعم از نماز و غير نماز - از آن يا همانند آن استفاده شود
و مانند آن) و
عمامهعِمامه، پارچه به نسبت درازی که به دور سر می‌پیچند
از این
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
استثنا شده است.

← پوشیدن لباس مشکى در مصیبت ائمه


پوشیدن لباس مشکى، به جهت اظهار
حزنحُزْنْ، سختی زمین را می­گویند و نفس را بخاطر غمی که برای آن بوجود می­ آید و موجب سختی و دگرگونی آن می­شود، حزین می­گویند که خلاف فرح و شادی است
و اندوه بر مصیبتهاى وارد بر
ائمهأئمه پیشوایان معصوم -علیهم السلام- شیعیان می باشند
، بویژه حضرت
سید الشهداءسَید الشُهَداء، لقب اعطایى رسول اکرم به عموی خود حمزة بن عبدالمطلب و از القاب امام حسین علیه‌السلام می‌باشد
علیهم السّلام را نیز استثنا کرده، بلکه آن را دانسته‏اند.
[۶] مهذب الأحکام ج۵، ص۳۴۸-۳۴۹.
[۷] الأنوار الإلهیة، ص۱۵۲-۱۵۳.


← وزیدن باد سیاه


به قول مشهور، از اسباب
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
نماز آیاتمقصود از آیات، خورشید گرفتگی، ماه گرفتگی، زلزله و سایر حوادث هولناک طبیعی است که باعث ترس و وحشت اکثر مردم شود
، وزیدن بادهاى ترسناک، همچون باد سیاه است.

← کشیدن سرمه سیاه بر محرم


به قول برخى،
سرمه ‏سرمه ماده‏اى است که از سنگ سرمه ساییده می شود و جهت زینت و تقویت چشم به پلکها و مژه ها کشیده می‌شود
سیاه کشیدن به
چشمچشم از اعضای بدن است که دارای قوه بینایی بوده , از آن در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج، اطعمه و اشربه، قصاص و دیات سخن رفته است
در حال
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است. قول مقابل،
کراهتکَراهت به فتح کاف یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
آن مى‏باشد.

← احرام بستن در لباس سیاه


احرام بستن در لباس مشکى
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است. برخى قدما قائل به
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
احرام بستن در لباس سیاه شده‏اند.
[۱۲] الوسیلة، ص۱۶۸.


← کراهت رختخواب سیاه و بالش سیاه بر محرم


به تصریح برخى خوابیدن بر
رختخوابرختخواب‏ که معنای آن واضح است در فقه احکامی دارد که در این مقاله به آن پرداخته شده است
سیاه و سر نهادن بر بالش سیاه در حال
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
، مکروه است.
[۱۴] مناسک حج (شیخ انصارى)، ص۲۶.
[۱۵] مناسک حج (مراجع)، ص۱۵۱.


← دیه دندان سیاه شده


دیهدیه دارای دو معنی لغوی_ به معنای راندن و رد کردن _و اصطلاحی_ به معنای مالی که در صورت وقوع جنایت باید ادا شود_ است و از آن در معنی اصطلاحی به خون بها و دیه مقدَّر نیز تعبیر می شود
دندانى که بر اثر
جنایتجِنایت، اصطلاحی‌ در فقه‌ و حقوق‌ ، به‌ معنای‌ وارد کردن‌ هرگونه‌ صدمه‌ به‌ تمامیت‌ جسمانی‌ افراد، که‌ کیفری‌ شرعی‌، مانند قصاص‌ یا دیه‌ ، دارد
، سیاه شده ولى نیفتاده، یک سوم دیه همان
دنداندندان‏ از اعضای بدن هست که در دهان قرار دارد
است. دیه دندان سیاهى که بر اثر جنایت افتاده، یک سوم دیه دندان سالم است؛ لیکن برخى قدما، دیه آن را یک چهارم دیه دندان سالم دانسته‏اند

← دیه ناخن سیاه


به قول مشهور، دیه ناخنى که بر اثر جنایت، افتاده و در جاى آن ناخن سیاه در آمده، ده مثقال شرعی طلا است

← دیه سیاه شدن صورت


دیه سیاه شدن
صورتصورت، چهره شکل و هیئت پدیده‌ها است
بر اثر
جنایتجِنایت، اصطلاحی‌ در فقه‌ و حقوق‌ ، به‌ معنای‌ وارد کردن‌ هرگونه‌ صدمه‌ به‌ تمامیت‌ جسمانی‌ افراد، که‌ کیفری‌ شرعی‌، مانند قصاص‌ یا دیه‌ ، دارد
، به قولى سه و به قولى دیگر، شش مثقال شرعی طلا است.


پانویس


 
۱. جواهر الکلام ج۴، ص۲۴۷.    
۲. وسائل الشیعة ج۲، ص۸۸.    
۳. جواهر الکلام ج۸، ص۲۳۰-۲۳۵.    
۴. مستمسک العروة ج۵، ص۴۱۱.    
۵. الحدائق الناضرة ج۷، ص۱۱۸.    
۶. مهذب الأحکام ج۵، ص۳۴۸-۳۴۹.
۷. الأنوار الإلهیة، ص۱۵۲-۱۵۳.
۸. جواهر الکلام ج۱۱، ص۴۰۷.    
۹. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۴۶-۳۴۷.    
۱۰. جواهر الکلام ج۱۸، ص۴۲۳-۴۲۴.    
۱۱. المبسوط ج۱، ص۳۵۱.    
۱۲. الوسیلة، ص۱۶۸.
۱۳. جواهر الکلام ج۱۸، ص۴۲۷.    
۱۴. مناسک حج (شیخ انصارى)، ص۲۶.
۱۵. مناسک حج (مراجع)، ص۱۵۱.
۱۶. جواهر الکلام ج۴۳، ص۲۳۵.    
۱۷. مسالک الأفهام ج۱۵، ص۴۲۲.    
۱۸. جواهر الکلام ج۴۳، ص۲۳۸.    
۱۹. النهایة، ص۷۶۷-۷۶۸.    
۲۰. جواهر الکلام ج۴۳، ص۲۵۸-۲۵۹.    
۲۱. جواهر الکلام ج۴۳، ص۳۴۷.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۵۷۱-۵۷۲.    




جعبه ابزار