محمد حسن نجفی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



فقیه بزرگوار، آیة اللّه شیخ محمد حسن بن شیخ باقر بن شیخ عبدالرحیم بن آقامحمد بن ملا عـبدالرحیم شریف اصفهانی، معروف به صاحب جواهر، ازشخصیتهای خودساخته ای است که شهرت خاندان جواهری او دیگر انتسابها رازیر شعاع خود قرار می دهد و آغاز شهرتش از همان نقطه شروع می گردد هرافتخاری که در این سلسله به ظهور پیوندد به او منتهی می گردد.
گـرچـه از نـظـر نسب و سلسله انتساب تا این حد کوتاه و مختصر است، ولی درمقابل آن از نظر فضیلت و کرامت و علم و تقوی مفصل ترین حسبها را دارد او بانی وپایه گذار فخر جاویدان در فقه و فـقـاهت راستین می باشد و از نوابغی است که قرن سیزدهم هجری نظیر او را کمتر داشته است جواهر او بهترین نشان و علامت نبوغ و کمال، و مستندترین دلیل ادعای ماست.
در قـرن نامبرده، ریاست و مرجعیت شئون عمومی شیعه به او منتهی گردید واو شایستگی کامل اداره این امر را داشته است، با آنکه در آن قرن علما و فقهای بزرگ دیگری نیز می زیسته اند، ولی با توجه به عظمت و والایی مقام شیخ، کسی در مقام معارضه یا رقابت با او برنخاسته است.


ولادت

[ویرایش]

مـرحـوم شیخ آقا بزرگ تهرانی، بزرگترین مورخ و رجالی معاصر شیعی، درمورد ولادت او احتمال می دهد که ولادت او در سال ۱۲۰۰ یا ۱۲۰۲ رخ داده باشد، باآن نشان که آغاز تالیف جواهر در ۲۵ سالگی بوده است و برخی نوشته های کتاب را به استادش شیخ کاشف الغطا ارائه داده است، و فـوت اسـتادش در سال ۱۲۲۸ بوده است از این رو بعید نمی شمارد که ولادت او در همان تاریخ مزبور بوده باشد.
بـرخـی احـتـمال داده اند به نشان اینکه او در درس علامه آقا وحید بهبهانی شرکت جسته است، ولادت او حـدود ۱۱۹۲ بـاشد، ولی احتمال اول شیخ آقا بزرگ صحیح تر به نظر می رسد، زیرا تاریخ پـایان جواهر ۱۲۵۴ بوده و به تصریح خودصاحب جواهر، ۳۰ سال در تالیف آن کتاب می کوشیده و در هـنـگـام شروع آن ۲۵ ساله بوده است، پس تاریخ ولادت صاحب جواهر در همان حدود ۱۱۹۹ یا ۱۲۰۰ خـواهـدبـود بـه هـر حـال ولادت در هـر تـاریخ بوده باشد، چندان نقشی در بحث ما ندارد آنـچـه بـیـشـتر اهمیت دارد، تولیدات و آثار و نتایج فکری و علمی و معنوی اوست که مورد بحث قرارخواهد گرفت.
مرحوم صاحب جواهر او تـکـمیل کننده حرکت علمی و فقهی جدیدی بود که اساس آن توسط علامه وحید بهبهانی در کربلا، پایه گذاری گردید، پس از آنکه مدت طولانی در قرن ۱۱ و ۱۲حوزه های علمی به خاموشی و سستی گرائیده بود، در اثر حرکت و تلاشهای مرحوم وحید بهبهانی و در عهد محقق والا مرحوم شریف العلما، متوفی ۱۲۵۴ تلاشها به اوج خود رسید حوزه درسی او از امواج طلا ب پژوهشگر موج مـی زد و بـیـش از هـزارنـفـر در حـوزه درسـی او تلمذ می نمودند کافی است که بگوییم یکی از شاگردان آن حوزه، استاد متاخرین، شیخ مرتضی انصاری بود، ولی با وفات شریف العلما مازندرانی از مـوقـعـیت حوزه کربلا کاسته گردید آنجا مرکزیت علمی خویش را ازدست داد و انظار و افکار مـردم و طلاب به حوزه علمیه نجف متوجه گردید و وجود صاحب جواهر، بزرگترین عامل این جذبه معنوی و علمی بود با جزم کامل می توان گفت که قرن سیزدهم هجری، یکی از قرون پرثمر و پربار علمی و فقهی در جهان اسلامی است شخصیتها و فحول نامی علمی و فقهی به عرصه بروز و ظـهـور آمـدنـد کـه نـمـونـه ای از آنـها شیخ محمد حسن نجفی صاحب جواهر در فقه، و شیخ مرتضی انصاری (متوفی ۱۲۸۱) در فقه و اصول بود و افرادی از مدرسه علمی این شخصیتهابه ظـهـور پـیـوسـتند که همیشه افتخار شاگردی این مکتب را داشتند، مانند آیة الله میرزا حسین نائینی (متوفی ۱۳۵۵) و آیة اللّه خراسانی، مازندرانی و غیرهم که همواره بر این شاگردی افتخار و مباهات داشته اند.

موقعیت سیاسی نجف

[ویرایش]

ایـن تـحولات بزرگ علمی و فقهی، مرهون امنیت و آسایش سیاسی موقتی بودکه پس از آن همه برخوردها و مبارزات نظامی و سیاسی دو دولت عثمانی و ایران برسر تصاحب عراق صورت گرفته بـود، و هـمانند عصر امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بسیار کوتاه بود پس از منازعات فراوان صلحی میان دو دولت عثمانی و ایران، بامیانجی گری شخصیت اصلاح گر، عالم ربانی، شیخ موسی، نجل آل کـاشـف الغطا (متوفی ۱۲۴۱) صورت گرفت و اسیران عراقی از ایران پس گرفته شد و زائران ایرانی به زیارت عتبات عالیات شتافتند در این رفت و آمدها، مسائل مالی و اقتصادی علماو مراجع تقلید مقیم کربلا نیز ترمیم گردید و حوزه های علمی فعالیت ونشاط خود را از سر گرفتند.
دوران زنـدگـی صـاحب جواهر، بهترین و درخشان ترین فرصت و دوران آسایش فکری بود، چون حوزه نجف از جهات مختلف سیاسی، اقتصادی واجتماعی، در یک آسایش و آرامش نسبی به سر مـی بـرد، بـه حـدی که طلاب و مهاجرین و زائرین از هر سو به آن ناحیه رو می آوردند و نیازهای فـکـری و روحـی خـود را ازخـرمـن علم و عرفان، و از کانون آموزش و بینش اسلامی آن سیراب مـی سـاخـتـند درکنار حرکتها و فعالیتهای علمی و فقهی آن، حرکتها و نشاطهای ادبی و شعری هـم شـروع گـردیـد و شعرائی مانند شاعران خاندان آل اعسم، خاندان محی الدین، خاندان شیخ عباس و ملا علی و سید حیدر حلی، شیخ محسن خضری، سید جعفر حلی، سید محمد جعفری، سید ابراهیم بحرالعلوم و پدید آمدند اینها همه و همه از برکت امنیت و آسایش اجتماعی و سیاسی نجف نشات می گرفت.
مـحـصول فقهی و علمی این نشاطها، پدید آمدن آثار بزرگ فکری بود که هرکدام به نوبت خود از ذخایر فکری و علمی اسلامی محسوب می شوند، چون از آن دوران درخشان آثار جاودان و ماندنی فراوان باقی مانده است که می توان از کتابها وموسوعه های بزرگ فقهی مانند: کشف الغطا، مفتاح الکرامة، ریاض المسائل،مکاسب و ... را در فقه، و در علم اصول کتابهایی مانند: قوانین، فصول، ضوابط، حاشیه معالم شیخ محمد تقی اصفهانی و تعلیقات و شروح آن، و فرائد الاصول را ذکر نـمـوداز مـهـم تـرین و نفیس ترین این کتابها می توان جواهر الکلام شیخ محمد حسن که درشرح شرائع الاسلام محقق است در فقه، و فرائد شیخ مرتضی انصاری را در اصول نام برد.
او غـیـر از جواهر الکلام، تالیفات دیگری نیز در هر یک از موضوعات حج،خمس، زکوة، دماء ثلاثة، طهارت، صلوة، فرائض، مواریث و غیر اینها دارد گاهی همه و گاهی بعضی از اینها به نام نجاة العباد در ایران و جاهای دیگر جهان به چاپ رسیده است.

استادان

[ویرایش]

او از مـحـضر اساتید متعددی بهره مند بوده است که از میان مشاهیر آنان،می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱.شیخ جعفر کبیر کاشف الغطا.
۲.شیخ موسی کاشف الغطا، فرزند کاشف الغطا.
۳.سید جواد عاملی صاحب مفتاح الکرامه.
۴.سید محمد مجاهد صاحب مفاتیح (متوفی ۱۲۴۲)
۵.شیخ قاسم محی الدین (م ۱۲۳۸ ق)
۶.سید بحرالعلوم .
۷.وحید بهبهانی.
[۱] مقدمه جواهرالكلام.
[۲] علمای بزرگ شیعه، ص ۲۵۲.


شاگردان

[ویرایش]

صاحب جواهر شاگردان متعددی داشته است که در مکتب پرفیض فقهی اوتربیت یافته اند چون حـوزه درسـی او مـرکز تجمع فضلا و دانشمندان از هر نقطه ودیار بود، و در حق او گفته اند که هـیـچ شـهر شیعه نشینی وجود نداشت که یکی ازشاگردان او به عنوان مرجع مسائل مردم به آن نقطه نرسیده باشد او در رعایت حقوق شاگردان و تکریم و تعظیم آنان، روش پسندیده اسلامی و سـلـوک عـالی داشت می گویند: یکی از افاضل شاگردانش به نام شیخ محمد حسن آل یس را به بغداد اعـزام داشـتـه بـود تـا بـه وظـیـفـه اسـلامی خویش قیام ورزد روزی یکی از تجار بغداد سـی هـزار (بـیشلک) پول رایج آن روز عراق از حقوق واجب دینی به نجف پیش شیخ آورده بود، و شیخ با ناراحتی تمام آنها را رد کرد و فرمود: مگر شخصی مانند آل یس در بغداد نبود که این پولها را تـا نجف آورده ای این عمل شیخ، حسن تاثیر فراوانی در آن منطقه ایجاد کرد و مردم را به عالم شـهـر خویش متوجه نمود .
گـویـنـده این سخن اظهار می دارد که پس از بازگرداندن تصور کردم (با توجه به وضع مالی آن روز صـاحـب جواهر) شیخ محمد حسن خودش از گرسنگی وبی چیزی از دنیا خواهد رفت، ولی لـطـف پروردگار آن چنان او را فراگرفت که دسته هاو گروهها و هیاتها از بغداد و کربلا و دیگر مـنـاطـق اسـلامـی به دیدن او می شتافتند ونیازمندیهای حوزه را تامین می نمودند با چنین دید اسـلامـی و عـلاقه و درایت این چنین سنجیده بود که صاحب جواهر شاگردان صمیمی و وفادار فراوانی تربیت کردکه از میان جمع کثیر آنان می توان افرادی مانند:.
۱. شیخ جعفر شوشتری.
۲. میرزا حبیب الله رشتی.
۳. شیخ محمد حسن آل یس.
۴. سید امیر حسن مدرس اصفهانی.
۵. شیخ محمد حسن مامقانی.
۶. میرزا حسین خلیلی.
۷. حاج شیخ محمد حسین کاظمی.
۸. شیخ عبدالحسین شیخ العراقین تهرانی.
۹. سید اسماعیل بهبهانی.
۱۰.شریعتمدار سبزواری.
۱۱.سید اسد درشفتی اصفهانی.
۱۲.شیخ راضی نجفی.
۱۳.آخوند ملا علی کنی.
۱۴.شیخ عبدالحسین تهرانی.
۱۵.آقا حسن نجم آبادی.
۱۶.سید محمد هندی.
۱۷.شیخ نعمت الله عاملی.
۱۸.حاج میرزا عبدالرحیم نهاوندی.
۱۹.حاج میرزا حسین تهرانی.
۲۰.حاج میرزا خلیل تهرانی.
۲۱.سید حسین کوه کمره ای .
و دهـهـا تـن دیـگـر را نـام برد،

مرحوم شیخ مرتضی انصاری به عنوان تیمن وتبرک در درس او شـرکـت مـی جـسـت از درایت و کاردانی و دلسوزی او به حفظ شئون حوزه اسلام، این بود که در مـرض مرگ خویش، استاد بزرگ مرحوم حاج شیخ ‌مرتضی انصاری را به عنوان زعیم حوزه علمیه معرفی کرد، با آنکه آن روز شیخ ‌مرتضی یک فرد گمنامی بیش نبود.

نامه به سعید العلما و جواب ایشان

[ویرایش]

بـا معرفی مرحوم صاحب جواهر و با روند تکاملی و اشتهار علمی که شیخ در حوزه نجف پیدا کرده بـود، مرجعیت و زعامت به او منتقل می گشت، ولی او از این امرابا داشت و قبول نمی کرد نامه ای در ایـن خـصـوص به هم درس و هم مباحثه سابق خود در کربلا، مرحوم سعید العلما مازندرانی، به مازندران نوشت و از او دعوت کردتا به نجف بیاید و این تکلیف را عهده دار شود، اما او این پیشنهاد را نـپـذیـرفـت و درپـاسـخ نوشت: هنگامی که در کربلا بودم و من و شما با هم از محضر شریف العلمااستفاده می بردیم، استفاده و فهم من از شما بیشتر بود، اما در این مدت شما در آنجامشغول تدریس و مباحثه بوده اید و من در اینجا گرفتار امور و مراجعات مردم هستم شما در این امر از من سزاوارتر هستید.
او بـدیـن تـرتـیب از سال ۱۲۶۶ تا ۱۲۸۱ ه ق، پانزده سال تمام ریاست و زعامت علمی حوزه علمیه نجف را در اختیار داشت و مردم مسلمان از او تقلید و پیروی می کردند و آن چنان در عرصه فقه و اصول تـبحر داشت که با گذشت یک قرن و نیم ازوفات او هنوز هم تالیفاتش در فقه و اصول در حوزه ها مورد استفاده اساتید می باشد.

گفتار دیگران درباره او

[ویرایش]

بیشتر علما و مورخین که در مورد رجال نامی اسلام قلم زده اند، در حق اومطالبی گفته اند که به عنوان نمونه به چند نفر از آنان اشاره می گردد:

← مرحوم محدث نوری


شیخ محمد حسن صاحب جواهر، شخصیتی است که ریاست امامیه در عصرخویش به او منتهی گردید و کتاب او نظیر و همانند ندارد و در اسلام کتابی همانند آن در حلال و حرام نوشته نشده است.

← شیخ عبدالحسین تهرانی


مرحوم شیخ عبدالحسین تهرانی، استاد نوری (ره) گفته است: اگر مورخ زمان صاحب جواهر، تـصـمـیم گیرد که حوادث عجیبه آن زمان را ثبت اوراق نماید، هرآینه عجیب تر از تصنیف کتاب جواهر الکلام چیز دیگری را سراغ نتواند کرد.

وفات

[ویرایش]

وفات صاحب جواهر، در اول شعبان سال ۱۲۶۶ هجری قمری در نجف اشرف واقع شد و در مقبره ای که هم اکنون به نام او معروف است، مدفون گردید .

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مقدمه جواهرالكلام.
۲. علمای بزرگ شیعه، ص ۲۵۲.


منبع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم    



جعبه ابزار